برنده و بازنده جنگ ایران به روایت «تلگراف» | صلحی متفاوت با آنچه ترامپ میخواست | امضای توافق نزدیک است؟
به گزارش اقتصادنیوز، همانطور که نمیتوان از روی تخممرغهای شکسته تعداد جوجهها را حدس زد، توافقهای دیپلماتیک را هم نباید پیش از امضای رسمی، قطعی دانست. اما درز اطلاعات اخیر از مسقط، تهران و واشنگتن همگی به یک سمت اشاره دارند: «توافق میان ایران و عمان برای بازگشایی تنگه هرمز تقریبا نهایی شده است.»
تلگراف در گزارشی نوشته است: ایران پس از حمله آمریکا و اسرائیل در اسفندماه (فوریه)، این آبراه کمعرض را که یکپنجم نفت و گاز جهان از آن میگذرد، عملا مسدود کرد و آمریکا با محاصره دریایی بنادر ایران به این اقدام پاسخ داد. ماهها بود که دو طرف در نوعی بنبست و تقابل دریایی گیر افتاده بودند تا مشخص شود چه کسی باید اولین قدم را برای بازگرداندن آزادی عبور و مرور و کشتیرانی بردارد.
اقتصادنیوز: مقامهای آمریکایی میگویند دولت ترامپ به دنبال آزادی کامل کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز است؛ بدون آنکه ایران بتواند از کشتیها عوارض دریافت کند یا عبور آنها را به کسب مجوز از تهران مشروط سازد.
بنابراین برای بسیاری از مردم، این خبر توافق امیدبخش است. دریانوردانی که طی پنج ماه گذشته روی کشتیهای خود در خلیج فارس زمینگیر شده بودند، بهزودی میتوانند به خانه برگردند. مصرفکنندگان در سراسر جهان از یک بحران جدید انرژی و تورم جان سالم به در میبرند و از همه مهمتر، شانس دستیابی به یک صلح پایدار افزایش پید میکند.
صلحی متفاوت با آنچه آمریکا میخواست
سرنوشت تنگه هرمز، نقطه اختلاف اصلی میان تهران و واشنگتن بر سر نحوه اجرای یادداشت تفاهم (MOU) خردادماه برای پایان دادن به جنگ بود. حل این اختلاف (آمریکا از نظر فنی طرف توافق نیست، اما انتظار میرود برای به نتیجه رسیدن آن تمکین کند) میتواند مسیر رسیدن به توافق در سایر بندهای آن سند را هموار کند.
امیدها بر این است که این جنگ بتواند مدتها پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در آبانماه (نوامبر) به پایان برسد یا به آن نزدیک شود. با این حال، چنین صلحی آن چیزی نیست که ایالات متحده در سر داشت.
این روند بدان معناست که جنگ دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای سرنگونی یا تضعیف جمهوری اسلامی ایران، به گسترش ملموس نفوذ منطقهای ایران ختم میشود. آنها شکست خوردند و ایران پیروز شد.
جزئیات توافق هرمز؛ تثبیت حاکمیت ایران
جزئیات گزارشهای درزکرده نشان میدهد این توافق، کنترل ترافیک دریایی ورودی به خلیج فارس را به ایران میسپارد و همچنین نظارت بر مسیر خروجی را که زیر نظر عمان خواهد بود، تا حدی به ایران واگذار میکند. دو کشور همچنین هزینهای (که هنوز میزان آن مشخص نشده) جهت تامین هزینههای محیط زیستی، امنیتی و پرسنلی دریافت خواهند کرد.
همانطور که کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران به رسانههای دولتی گفت، این توافق حاکمیت موثر ایران بر تنگه هرمز را تثبیت میکند. این پیامد همیشه یکی از سناریوهای محتمل یادداشت تفاهم خردادماه بود؛ سندی که در چند بند عمدتا مبهم باقی مانده بود.
به عنوان مثال، بند پنجم صرفا از ایران و عمان میخواست تا برای تعریف مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز گفتگو کنند. ایران این بند را به معنای حق خود برای کنترل تنگه و دریافت عوارض تفسیر کرد، اما ایالات متحده اصرار داشت که این عبارت به معنای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ و آزادی کامل کشتیرانی است.
همه میدانستند این تناقض در نهایت باید حل شود و این خطر وجود داشت که تفسیر ایران برنده شود. اما متهم کردن دیپلماتهای تنظیمکننده یادداشت تفاهم بیفایده است؛ چرا که توافقهای صلح در نهایت فقط انعکاسدهنده واقعیتهای میدان نبرد هستند.
بازگشت به درگیریهای تمامعیار در حدود سه هفته پیش که طی آن آمریکا اهدافی مرتبط با کنترل سپاه پاسداران بر تنگه و سواحل خلیج فارس را بمباران کرد، را میتوان تلاشی برای تغییر این واقعیت میدان دید؛ تلاشی که شکست خورد.
تهدید پایان هفته گذشته ترامپ مبنی بر راه اندازی یک تهاجم سنگین و مخرب دو هفتهای در حد و اندازه جنگ جهانی دوم، آخرین تیر ترامپ در تاریکی بود. اکنون مشخص شده که او این طرح را به دلیل مداخله متحدان منطقهای آمریکا در خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، کنار گذاشته است. گزارشها حاکی از آن است که این مداخله پس از هشدار ایران به همسایگانش مبنی بر هدف قرار گرفتن آنها در صورت حمله آمریکا صورت گرفت.
به این ترتیب، ایران نه تنها کنترل تنگه هرمز را به شکلی که پیش از جنگ نداشت به دست آورده، بلکه اهرم نظامی آن، قویتر از گذشته شده است.
ابهامهای باقیمانده و چشمانداز آینده
هنوز ابهامات زیادی وجود دارد. آمریکا و عمان هنوز به طور علنی درباره این توافق اظهار نظر نکردهاند. اجرای این توافق طبعاً مشروط به تمکین آمریکا است و ایران میگوید تنها در صورتی توافق را عملی میکند که آمریکا محاصره بنادرش را بردارد. این احتمال وجود دارد که ترامپ تصمیم بگیرد دور دیگری از حملات را برای دستیابی به نتیجهای متفاوت امتحان کند.
روز سهشنبه، ترامپ هشدار داد که اگر تنگه خیلی زود باز نشود، ایران ضربات بسیار سختی خواهد خورد. این سخنان پس از آن مطرح شد که مقامات ارشد واشنگتن اشاره کردند گفتگوها برای از سرگیری عبور و مرور از این آبراه در ادامه هفته پیشرفت داشته است، هرچند ایران بارها تاکید کرده که هیچ مذاکرهای با کاخ سفید ندارد و برنامهای هم برای آن ندارد.
علاوه بر این، استخوانهای لای زخم متعدد دیگری در یادداشت تفاهم وجود دارد(از جمله سرنوشت برنامه هستهای ایران، لغو تحریمهای آمریکا و آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران) که همگی میتوانند این روند نوپای صلح را به بنبست بکشانند. با این حال، اولین آزمون به نفع ایران تمام شده و دلایل زیادی وجود دارد که باور کنیم سایر بندها نیز در همین مسیر حرکت خواهند کرد.
حکم تاریخ درباره برنده و بازنده جنگ
تا اینجای کار، وضعیت میدان نبرد مشخص شده است؛ اما حکم تاریخ چه خواهد بود؟ سناریویی وجود دارد که در آن، این منازعه میتواند به نقطه عطفی در افول قدرت جهانی آمریکا تبدیل شود؛ یکی از آن اشتباهات محاسباتی، شبیه به ماجراجویی بریتانیا در بحران کانال سوئز که پایان یک امپراتوری را رقم زد.
فقط تصور کنید اگر آمریکا به دلیل مصرف منابع و ذخایر موشکی خود در این جنگ انتخابی و شکستخورده، در آینده نتواند در یک جنگ ضروری و حیاتی وارد شود، چه عواقبی خواهد داشت.
از سوی دیگر، آمریکا همچنان ابرقدرت مسلط جهان است. این کشور در نبرد دچار شکست مستقیم نشده و تلفات انسانی بسیار کمی داشته است. قدرتهای بزرگ معمولاً میتوانند چنین عقبنشینیهایی را بدون فروپاشی هضم کنند.
این یک پیروزی است. هیچ راهی برای کتمان این واقعیت وجود ندارد: «ایران برنده این جنگ شد و آمریکا شکست خورد.»