اثرات محاصره دریایی بر اقتصاد و زندگی مردم | فریدون مجلسی: استقلال کشور فقط به توان نظامی نیست | باید بتوانیم تجارت کنیم و ارزش پولمان را حفظ کنیم | عقلا برای پایان جنگ تصمیم بگیرند
به گزارش اقتصادنیوز، فریدون مجلسی؛ تحلیلگر مسائل بینالملل در روزنامه سازندگی نوشت: ادامه محاصره دریایی آمریکا علیه ایران در تنگه هرمز پیش از آنکه یک مسئله صرفاً نظامی یا امنیتی باشد به مسئلهای مستقیم برای زندگی مردم تبدیل شده است.
استفاده از مسیرهای زمینی و راهآهن نیز نمیتواند، جای خالی تجارت دریایی را پر کند. نتیجه را هم نمیتوان انکار کرد: از زمان برقراری محاصره، کشور با تورمی بیسابقه روبهرو شده و مسئله بنزین برای بخشهایی از جامعه به بحرانی حاد تبدیل شده است.
اما پرسش اساسی این است که این وضعیت تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ استقلال یک کشور فقط به داشتن موشک و توان نظامی خلاصه نمیشود. کشوری که حق عبور و مرور دریایی نداشته باشد، کشوری که نتواند با جهان رابطه بانکی برقرار کند، نتواند صادرات و واردات داشته باشد و نتواند ارزش پول خود را حفظ کند، در عمل با محدودیت جدی در استقلال اقتصادی مواجه است.

استقلال یعنی بتوانیم تجارت کنیم، تولید کنیم، ارزش پولمان را حفظ کنیم و مردممان بتوانند با درآمد خود زندگی شرافتمندانهای داشته باشند. چگونه است که در یکصد سال گذشته، حتی با وجود نوسانات ناشی از جنگهای جهانی، ارزش پول کشور قابل حفظ بود اما در سالهای اخیر، پول ملی چنان بیارزش شده که حتی سکه از مدار واقعی مبادلات خارج شده و سخن از ضرب سکههایی با ارزش اسمی بسیار بالا به میان میآید؟
هیچ اقدامی به اندازه باز شدن این محاصره نمیتواند به ترمیم وضعیت اقتصادی ایران کمک کند. اما مشکل فقط محاصره نیست؛ «آمادهباش دائمی» نیز هزینهای سنگین بر کشور تحمیل کرده است. چرا باید نیروهایی که میتوانند در کارخانهها، مزارع و مراکز تولیدی کار کنند، دائماً درگیر فضای نظامی و تبلیغاتی باشند؟ آیا تصور میکنیم، شعارهایی که صرفاً برای مخاطب داخلی طراحی شدهاند، جهان را خواهد ترساند؟
وقت آن است که عقلای کشور، تصمیمی متفاوت بگیرند: توافق اسلامآباد که اجرا شد سپس در اثر پرتاب موشک بههم خورد را دوباره زنده کنند و به آن پایبند بمانند و روابط با کشورهای منطقه و جهان را ترمیم کنند. تنگه هرمز ممکن است در شعارهای وطنپرستانه جذاب باشد اما این تنگه یک آبراه بینالمللی است. حاکمیت ایران بر سرزمین، نفت، بستر دریا و منابع خود محترم است اما این حاکمیت نباید به معنای انکار حقوق عبور و مرور دیگر کشورها باشد. ایران قرار نیست با ایستادن در دروازه تنگه، حق دیگران را به زور بگیرد.
سوال ساده است: چرا ترکیه تحریم نیست؟ چرا کشتیهای پاکستان محاصره نمیشوند؟ چرا بسیاری از کشورهای جهان گرفتار چنین وضعیتی نیستند؟ چرا باید دائماً در حال دشمنی با آمریکا، اردن، عمان، امارات و دیگران باشیم؟ حتی امارات که سالها یکی از راههای تنفس اقتصادی ایران بود اکنون روابط بانکی و معاملاتی خود را قطع کرده است. کسانی که از همین مناسبات ثروتمند شدهاند، در امارات دفتر و خانه دارند اما هزینه قطع این رابطه را مردم ایران میپردازند. باید عادی شویم.
عادی بودن خلاف استقلال نیست؛ مقتضای عقل، انصاف و رفتار سیاسی است. ادامه جنگ و ستیز، هرقدر هم دشمنان جمهوری اسلامی را خوشحال یا ناراحت کند، در نهایت اگر به تضعیف ایران منجر شود برای ملت ایران زیانبار است. جنگ مزمن یعنی خونریزی مزمن، ضعف مزمن و از پای درآمدن تدریجی. ایران بیش از نیمقرن است که هزینه این وضعیت را میپردازد.
زمان آن رسیده که عقلا برای پایان دادن به این جنگ مزمن، تصمیم بگیرند و به مردم فرصت بدهند کار کنند، درآمد داشته باشند و دیگر نگران قیمت بنزین، سیبزمینی، جو و ابتداییترین هزینههای زندگی نباشند. نجات ایران شاید بیش از هر چیز در یک تصمیم خلاصه شود: رفع مزاحمت از زندگی مردم و بازگرداندن کشور به مسیر عادی تجارت، تولید و آرامش.