دو چشمانداز متفاوت از آینده هوش مصنوعی؛ جنگ سرد جدید در راه است؟ | آیا هوش مصنوعی بحران سیاسی میآفریند؟
به گزارش اقتصادنیوز، در آینده نه چندان دور، هوش مصنوعی دیگر یک فناوری نوظهور نیست، بلکه به یکی از مهمترین میدانهای رقابت اقتصادی، امنیتی و سیاسی جهان تبدیل شده است.
با این حال، حتی میان برجستهترین متخصصان این حوزه نیز اجماع روشنی درباره آینده آن وجود ندارد. برخی آن را موتور بزرگترین جهش علمی تاریخ میدانند، برخی از خطر فاجعهای در مقیاس تمدنی سخن میگویند و گروهی نیز معتقدند که مسئله اصلی خود فناوری نیست، بلکه نحوه توزیع قدرت و منافع حاصل از آن است.
در نظرسنجی مؤسسه چتمهاوس، شش کارشناس از آمریکا، چین، آفریقا، اروپا و حوزه حقوق دیجیتال دیدگاههای متفاوتی را درباره آینده هوش مصنوعی، رقابت چین و آمریکا، بازار کار و امنیت جهانی ارائه کردهاند.
اقتصادنیوز: بسیاری از فناوریهای توسعهیافته در کارخانههای چینی اکنون به بازارهای جهانی صادر میشوند و کشورهای در حال توسعه نیز به تدریج از این تجهیزات بهره میگیرند.
دو چشمانداز متفاوت؛ از شکوفایی علمی تا خطر فاجعه
چتم هاوس در گزارشی نوشت: ستوارت راسل، استاد علوم کامپیوتر دانشگاه برکلی معتقد است که جهان با سرعتی بیسابقه در حال افزایش تواناییهای هوش مصنوعی است، اما تقریبا هیچ برنامهای برای کنترل سامانههایی که ممکن است از انسان قدرتمندتر شوند، وجود ندارد.
او احتمال میدهد این صنعت یا با ترکیدن حباب سرمایهگذاری متوقف شود، یا به هوش عمومی مصنوعی برسد؛ سناریویی که بدون دخالت سریع دولتها میتواند به یک فاجعه ختم شود.
در نقطه مقابل، شیکوه گیتاو فعال فناوری اهل کنیا، آینده را امیدوارکنندهتر میداند. او میگوید در آفریقا کمبود پزشک، معلم و زیرساخت آنقدر شدید است که هوش مصنوعی میتواند شکاف خدمات عمومی را تا حد زیادی پر کند.
به گفته او، اگر هر پزشک بتواند با کمک ابزارهای هوشمند از طریق تلفن همراه به هزاران بیمار خدمات ارائه دهد، تأثیر این فناوری در آفریقا بسیار ملموستر از نگرانیهای رایج در غرب خواهد بود.
یائو شو از دانشگاه فودان چین نیز موضعی دارد. از نگاه او هوش مصنوعی ظرفیت جهش در کشفیات علمی و بهرهوری اقتصادی را دارد، اما بازارهای کار و توانایی انسان برای قضاوت مستقل دو شوک بزرگ پیش رو خواهند بود.
شکاف واقعی میان توانایی هوش مصنوعی و دنیای واقعی
یکی از نکاتی که چندین کارشناس بر آن تأکید میکنند، فاصله میان پیشرفت خیرهکننده مدلهای هوش مصنوعی و تأثیر واقعی آنها بر اقتصاد است.
الکس کراسودومسکی از چتمهاوس میگوید که بسیاری تصور میکنند رشد توانایی مدلها به همان سرعت به تحول صنایع، آموزش یا خدمات عمومی تبدیل میشود، در حالی که تبدیل «هوش فراوان و ارزان» به بهرهوری واقعی، سالها زمان خواهد برد.
با این حال، برخی حوزهها سریعتر از بقیه تغییر خواهند کرد. یائو شو پیشبینی میکند که در طی پنج سال آینده، پزشکی با تشخیص دقیقتر بیماریها و کشف سریعتر داروها متحول میشود، آموزش به سمت آموزش شخصیسازیشده حرکت میکند و خودروهای خودران، لجستیک خود را تغییر میدهند. در این میان، حوزه امنیت سایبری بیشترین سرعت تحول را تجربه خواهد کرد.
بازار کار بزرگترین شوک دهه آینده
اما یک نگرانی عمومی که همه کارشناسان هم درباره آن اتفاق نظر دارند، مسئله بازار کار است؛ چرا که این حیطه احتمالا بیش از هر حوزه دیگری تحت فشار قرار خواهد گرفت.
آنتون لایشت از بنیاد کارنگی معتقد است که در بلندمدت کار از بین نخواهد رفت، اما سرعت جابهجایی مشاغل بسیار بیشتر از انقلابهای صنعتی گذشته خواهد بود و دولتها هنوز پاسخ مناسبی برای مدیریت این انتقال ندارند.
کراسودومسکی هشدار میدهد که اقتصادهایی مانند هند، کنیا و فیلیپین که بر خدمات قابلبرونسپاری متکی هستند، بیش از دیگران آسیب خواهند دید، زیرا مشاغل جدید الزاما در همان مناطقی ایجاد نمیشوند که مشاغل قدیمی از بین رفتهاند.
استوارت راسل حتی بدبینتر است و تقریبا هیچ خوشبینیای نسبت به سازگاری آرام بازار کار ندارد.
در مقابل، گیتاو معتقد است خود هوش مصنوعی مشاغل تازهای خلق خواهد کرد. او به شرکتهایی مانند OpenAI و Anthropic اشاره میکند که اکنون تیمهای مشاورهای برای استقرار مدلهای خود در شرکتها ایجاد کردهاند؛ روندی که به گفته او نشان میدهد اقتصاد جدید تنها مصرفکننده هوش مصنوعی نخواهد بود، بلکه پیرامون آن صنایع تازهای شکل میگیرد.
آیا هوش مصنوعی بحران سیاسی میآفریند؟
به باور بسیاری از شرکتکنندگان، پیامدهای سیاسی هوش مصنوعی به اندازه پیامدهای اقتصادی آن اهمیت دارد.
لایشت پیشبینی میکند که این فناوری به مهمترین موضوع سیاسی دهه آینده تبدیل شود، زیرا مستقیما با اشتغال، امنیت شخصی، رفاه اقتصادی و اعتماد مردم به دولتها گره خورده است.
کراسودومسکی نیز معتقد است که مراکز داده اکنون به نماد فیزیکی انقلاب هوش مصنوعی تبدیل شدهاند؛ پروژههایی که مصرف آب، برق و زمین آنها از هماکنون به موضوعی انتخاباتی در برخی کشورها بدل شده است.
با این حال، گیتاو باور دارد این نگرانیها در آفریقا شدت کمتری خواهد داشت، زیرا بسیاری از کشورها مراکز داده را فرصتی برای اشتغال و سرمایهگذاری میبینند.
چین یا آمریکا؛ چه کسی برنده صنعت هوش مصنوعی خواهد بود؟
پرسش رقابت چین و آمریکا یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات این نظرسنجی بود.
لایشت معتقد است آمریکا به دلیل برتری در طراحی تراشهها و زیرساخت رایانش ابری، همچنان موقعیت برتر خود را حفظ خواهد کرد؛ مزیتی که هرچه درآمد شرکتهای آمریکایی بیشتر شود، به تولید داده و مدلهای قویتر منجر خواهد شد.
اما گیتاو نظر کاملا متفاوتی دارد. او میگوید چین هماکنون نیز در بسیاری از کشورهای آفریقایی نفوذ دیجیتال گستردهای دارد؛ از خودروهای برقی و نرمافزار گرفته تا چتباتهای ارزانتر و در برخی موارد کارآمدتر از نمونههای آمریکایی.
یائو شو اساسا با چارچوب «پیروزی یکی بر دیگری» مخالف است. از نگاه او، هوش مصنوعی آنقدر به زنجیرههای تأمین جهانی وابسته است که سلطه کامل یک کشور نه واقعبینانه است و نه مطلوب.
هوش کاربردی برای حل مسائل بومی
برخلاف تصور رایج، اغلب کارشناسان معتقدند کشورهای متوسط و درحالتوسعه هنوز فرصت ساخت اکوسیستم هوش مصنوعی خود را دارند، اما نه لزوما با رقابت مستقیم با غولهای آمریکایی و چینی.
گیتاو پیشنهاد میکند این کشورها به جای ساخت مدلهای عظیم، روی هوش حداقلی کاربردی تمرکز کنند؛ مدلهایی که مسائل بومی را حل میکنند. او به پروژههایی اشاره میکند که برای بیماریهای شایع آفریقا مانند HIV و کمخونی داسیشکل توسعه یافتهاند؛ حوزههایی که مدلهای بزرگ جهانی کمتر به آنها پرداختهاند.
استوارت راسل نیز میگوید که کشورها نباید درگیر رؤیای ساخت زنجیره کاملا مستقل از تولید تراشه تا مدل نهایی شوند؛ زیرا حتی آمریکا و چین نیز چنین استقلال کاملی ندارند.
جهان به چه نوع مقرراتی نیاز دارد؟
تقریبا همه کارشناسان اصل بازنگری در قوانین هوش مصنوعی را ضروری میدانند، اما درباره شکل آن اختلاف دارند.
استوارت راسل پیشنهاد میکند که الگویی مشابه آژانس بینالمللی انرژی اتمی ایجاد شود؛ یعنی توسعهدهندگان تنها پس از اثبات ایمنی سیستمهای خود اجازه عرضه آنها را داشته باشند.
یائو شو مدل قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا را نقطه شروع مناسبی میداند، اما تأکید میکند مقررات باید بر اساس میزان خطر کاربردها تنظیم شوند، نه ملیت شرکتهای سازنده.
در مقابل، آلخاندرو مایورال بانوس از سازمان Access Now میگوید هرگونه حکمرانی هوش مصنوعی باید بر پایه حقوق بشر، شفافیت و کنترل کاربران بر دادههایشان بنا شود؛ نه صرفاً رقابت ژئوپلیتیک.
متنباز؛ فرصت یا تهدید؟
درباره مدلهای متنباز (Open-source) نیز همچنان اجماعی وجود ندارد.
گیتاو و یائو شو آنها را فرصتی برای کاهش وابستگی کشورهای کوچک به شرکتهای بزرگ میدانند. کراسودومسکی نیز معتقد است مدلهای متنباز امکان بررسی، اصلاح و بومیسازی را فراهم میکنند.
اما استوارت راسل هشدار میدهد که هرچه این مدلها قدرتمندتر شوند، انتشار آزاد آنها میتواند خطرناکتر باشد؛ زیرا دیگر امکان بازپسگیری یا کنترل آنها وجود نخواهد داشت.
آیا بحران بزرگ بعدی با هوش مصنوعی آغاز میشود؟
اکثر کارشناسان معتقدند که هوش مصنوعی احتمالا خود آغازگر جنگ یا بحران نخواهد بود، اما میتواند شدت بحرانهای موجود را چند برابر کند.
آنتون لایشت احتمال وقوع یک حمله سایبری بزرگ با استفاده از عاملهای هوشمند تا پایان دهه را بسیار بالا میداند. یائو شو نیز میگوید هوش مصنوعی بیش از آنکه علت اصلی بحران باشد، سرعت، دامنه و خسارت آن را افزایش خواهد داد.
جنگ سرد جدید در راه است؟
در نهایت، شاید مهمترین سوءبرداشت درباره هوش مصنوعی همان چیزی باشد که یائو شو به آن اشاره میکند: تصور اینکه آینده این فناوری ناگزیر به جنگ سردی تازه میان چین و آمریکاست.
از نگاه او، وابستگی متقابل زنجیرههای تأمین، گستردگی کاربردها و ظرفیت کشورها برای توسعه راهحلهای بومی نشان میدهد آینده هوش مصنوعی لزوما به دو قطب قدرت محدود نخواهد شد؛ البته مشروط بر آنکه حکمرانی این فناوری بتواند همپای سرعت تحول آن پیش برود.