دلایل افزایش رشد شاخص بورس و پیش بینی آینده
شاخص بورس در 17 روز کاری گذشته مثبت بوده که در مجموع رشد 6.7 درصدی را نشان می دهد. در حال حاضر سوال اساسی که در ذهن تحلیل گران بازار سرمایه ایجاد شده این است که آیا این روند ادامه دار خواهد بود و یا صرفا یک جرقه بوده و همانند سایر رشدهای بازار از 1392 تا کنون، صرفا کوتاه مدت و مربوط به صنایع خاصی خواهد بود. برای پاسخ به این سوال به نظر می رسد که در ابتدا می بایست دلایل رشد فعلی بازار را مورد بررسی قرار داد.
1- رشد منطقی نسبت بازگشت سرمایه در بورس:
آخرین رقم p.e بازار سرمایه مربوط به انتهای تیرماه 95 است که رقم هفت را نشان می دهد. رقم فعلی مقداری بیش از این عدد بوده و احتمالا به حدود 7.5 رسیده است. این موضوع نشان میدهد که نرخ بازگشت سرمایه در بازار سرمایه احتمالا در محدوده 7.5 سال باشد. در بازار پول با احتساب سود 15 درصدی که به سرمایه گذاران پرداخت میشود بازگشت سرمایه 6.7 میشود. با توجه به نرخ تورم تکرقمی و چشمانداز کاهش سود بانکی در آینده به نظر میرسد اختلاف قبلی نرخ سود بانکی و نرخ بازگشت سرمایه بازار بورس ،منطقی بوده و حبابی در آن دیده نمیشود.
2- خرید شرکت های حقوقی:
شرکتهای حقوقی در ادوار گذشته عموما در زمان رشد بازار به سرعت اقدام به فروش سهام میکردند؛ چرا که در روند صعودی عمدتا از بهای تمام شده سهام عبور کرده و در سود قرار میگیرند، در نتیجه اقدام به فروش، توسط آنها امری طبیعی است. فروش حقوقیها به گونه ای عجولانه و شتابزده است که روند رشد بازار در چند سال گذشته عمدتا از بررسی خرید خالص حقیقیها شکل میگرفته است و در واقع در بررسیها این حقیقیها بودند که روند بازار را به درستی حدس میزدند. این اولین باری است که شرکتهای حقوقی بر سر مواضع خود در نگهداری سهام هستند و دست به فروش وسیع نزدند و حتی بعضا نیز در خریدهای پر هیجان تشریک مساعی دارند. این موضوع، خود یکی از دلایل رشد شش درصدی بازار در شرایط فعلی است .
3-تعدیل های مناسب در سودهای شرکت ها و پیش بینی تداوم آن :
بخش عظیمی از بورس گزارشهای سه ماهه مناسبی ارائه دادند. به عنوان مثال گروه فلزات اساسی، معادن، برخی از شرکتهای پالایشگاهی (گزارش های پایان سال)، دارو و... یا گزارشهای مناسبی ارائه دادند و یا با توجه به روند گروه احتمال می رود که گزارشهای آنها نیز مناسب باشد. حتی در گروه خودرو که انتظار میرفت حرکات این گروه بر اساس صورتهای مالی نباشد انتشار برخی از آمارها مثبت بوده و این موضوع نشان میدهد که جو ناامیدی برای تعدیل منفی همه گیر در بازار سرمایه وجود ندارد و حتی در برخی از گروهها همانند معادن و فلزات اساسی با تداوم شرایط جهانی انتظار میرود که تعدیلات مثبت دیگری نیز صورت گیرد.
4- افزایش فروش نفت و رشد تولید ناخالص ملی:
در حال حاضر طبق اعلام منابع رسمی جهانی و مسوولان اجرایی کشور، فروش نفت ایران به ارقام قبل از تحریمها یعنی سال 2012 رسیده است. در واقع کشور، هم از افزایش قیمت نفت (نسبت به زمستان سال گذشته) منتفع میشود و هم از افزایش مقدار فروش نفت؛ در چنین شرایطی شاید بتوان پیشبینی نرخ رشد اقتصادی بالای پنج درصدی را که تحلیلگران و کارشناسان ادعا کردند رقمی دور از ذهن ندانست و حتی آمارهای غیر رسمی نشان میدهد که نرخ رشد اقتصادی سه ماهه ابتدای سال 95 نیز رقم مناسبی بوده است. هم رشد قیمت نفت و هم رشد اقتصادی کشور بلافاصله در شاخصهای بورس کشور قابل ردیابی هستند، این موضوع نیز بر بورس کشور تاثیرگذار خواهد بود چرا که بین نرخ رشد اقتصادی و شاخص بورس رابطه مستقیمی وجود دارد.
5-تورم تک نرخی و انتظار افزایش نرخ در برخی از صنایع :
تورم سالانه منتهی به تیرماه سال جاری همانند تورم سالانه منتهی به خرداد ماه تکرقمی بود، اما با یک تفاوت بسیار مهم. تورم در این ماه 2.6 % بوده که به تنهایی برابر با تورم هفت ماه گذشته خود بوده است. شاید هدف دولت صرفا تک نرخی کردن تورم بوده و با انجام این ماموریت هیچ برنامهای برای تورم زیر 5% وجود ندارد. به نظر میرسد پس از انجام این ماموریت، دولت با اجازه افزایش نرخهای جزئی در صنایع مختلف مقداری رونق به بخش تولید خواهد داد. زمزمههای افزایش نرخ در برخی از صنایع نیز از همین موضوع ناشی میشود.
مجموعه عوامل فوق نشان میدهد که روند رشد بازار به صورت حبابی نبوده و عوامل بنیادی مناسبی برای آن وجود دارد. اما پیشبینی میشود در روزها و هفتههای آتی این روند شکل معقول و آرامتری داشته باشد.
*مدیر امور اعضای کانون کارگزاران