فائز دین پرست

نظام انتخاباتی فریبنده و اتلاف منابع

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۲۱۲۹۵
.
نظام انتخاباتی فریبنده و اتلاف منابع

در نظام‌های سیاسی که حظی از دموکراسی برده‌اند، رقابت‌های انتخاباتی جزء تفکیک‌ناپذیر بازی سیاست است. با توجه به تجربه پارلمانی طولانی در ایران و جدی‌تر شدن جایگاه مجلس، در جمهوری اسلامی ایران و سیاستگذاری‌های کشور، تجربه انتخابات به بخش مهمی از کنش سیاسی تبدیل شده است. فرایند انتخابات نه‌تنها از منظر معیارهای مردم‌سالارانه مهم تلقی می‌شود، بلکه حتی از منظر توسعه اقتصاد ملی و مدیریت منابع و فرصت‌های توسعه کشور هم دارای اهمیت است. از این رو از چنین خاستگاهی می‌توان به طرح پاره‌ای پرسش‌ها در باب انتخابات مجلس و نسبت آن با توسعه کشور دست یازید. بازیگران انتخابات در رقابت‌های پارلمانی در ایران چه کسانی هستند؟ رقابت انتخاباتی حول چه محورهایی شکل می‌گیرد؟ سیاست‌گذاری‌های مجلس چه نسبتی با فرایند انتخابات دارد؟

در ساده‌ترین وجه می‌توان گفت که انتخابات مجلس در ایران در بازه زمانی چهار ساله و در میان نامزدهای منفرد از حوزه‌های انتخابیه محلی و با نصاب اکثریت مطلق (در دور اول) یا نسبی (دور دوم) آرا برگزار می‌شود. شرایط و ویژگی‌های این انتخابات را هم می‌توان چنین فهرست کرد:

1-محل نزاع رقبای انتخاباتی ارائه وعده‌های متنوع برای حل مشکلات محلی است. در بازار رقابت نیز نامزدهایی بخت‌یارتر هستند که بتوانند بیشتر وعده توزیع منابع ملی برای بهبود وضع منطقه‌ای بدهند. سیاست‌های مختلف ملی و درازمدت در باب صادرات، واردات، مالیات، آموزش و... اساساً محملی برای طرح ندارند.

2-نامزدهای انتخابات انگیزه و فرصتی برای توجه به روابط علی معضلات حتی محلی ندارند. مهم آنست که بااحداث سد یا اجازه حفر چاه، کشاورز منطقه امروز درآمد بیشتری داشته باشد، حتی اگر چنین مجوزهایی در افق ده ساله منطقه را به یک شوره‌زار تبدیل کند.

3-نمایندگان منتخب تنها کسانی هستند که باید در مورد عملکردشان در انتخابات بعدی پاسخگو باشند. پس اگر نماینده تمایل برای حضور مجدد در انتخابات داشته باشد باید عملکرد خوبی در انعکاس خواسته‌ها و نیازهای مردم حوزه انتخابیه خود داشته باشد. هر قدر این انعکاس خواسته‌ها بیشتر در قالب هدایت منابع ملی به نیازهای منطقه و بازخواست مدیران ارشد ملی برای پاسخ به مطالبات محلی صورت پذیرد، نماینده موفق‌تر است و شانس بیشتری برای انتخاب مجدد دارد.

4-حافظه انتخاباتی شهروندان صرفاً محدود به بازیگرانی است که خود را در معرض انتخابات قرارداده‌اند. به عبارت دیگر بازی‌گردانان رقابت‌های انتخاباتی هرچند از مواهب حضور در سیاست بهره می‌برند اما نارضایتی شهروندان از عملکرد نماینده به حساب حامیان منظور نمی‌شود. بدین ترتیب نارضایتی شهروندان بیش از آن‌که در منطق انتخاب شهروندان اثرگذار باشد، به سوی تغییر افراد منتخب سوق پیدا می‌کند.

5-محدود شدن انتخابات به انتخاب‌کنندگان و نماینده موجب می‌شود که اگر نماینده قصد انتخاب مجدد نیز نداشته باشد، برای انحراف از خواسته‌های شهروندان مانعی بر سر راه او وجود نداشته باشد و کرسی نمایندگی را به محملی برای پیگیری اهداف متفاوت خود قرار دهد.

6- نمایندگان برای انجام وعده‌های خود در پارلمان ناگزیر به ائتلاف‌هایی روی می‌آورند که نقطه کانونی آن‌ها موافقت با پروژه الف نماینده 1 با پروژه ب نماینده 2 است. نتیجه نهایی، انبوهی از پروژهایی است که رضایت کوتاه‌مدت محلی و خسارت درازمدت ملی حتی در مواردی برای همان منطقه در بردارد. تصویب پروژه‌های زیاد باعث تخصیص اعتبار اندک به هر یک از آن‌ها می‌شود. تخصیص اعتبار اندک به انبوه پروژه‌هایی که هر یک به عنوان مثال منطقاً زمان اجرای دو ساله دارند، موجب می‌شود که زمان اجرای آن‌ها گاه به بیش از یک دهه برسد و در این مدت ضمن استهلاک سرمایه ملی، تورم ناشی از آن نیز دامنگیر همه حتی آن-هایی شود که برای تصویب آن سر و دست شکسته‌اند.

چرا الگوی انتخاباتی ایران چنین ویژگی‌هایی دارد؟ آیا این مؤلفه‌ها پیامدهای ضروری رقابت‌های انتخاباتی پارلمان است یا آنکه، گونه‌ای خاص از رقابت پارلمانی چنین تبعاتی را موجب می‌شود؟ پاسخ به این پرسش مهم در گرو مروری بر وظایف پارلمان و نظام‌های انتخاباتی است.

پارلمان در نظام های سیاسی دمکراتیک به صورت کلی سه وظیفه نمایندگی (Represent)، قانونگذاری و نظارت را برعهده دارد. بنیان نظری تعریف این وظایف سه‌گانه نیز در این اصل بنیادین قابل شناسایی است که حق حکمرانی از آن عموم شهروندان است. شهروندان یک واحد سیاسی برای اعمال حق حکمرانی خود، با مشارکت در فرایند پذیرفته شده انتخابات، ترجیحات خودرا از میان گروه‌ها و افراد مختلف برای تصدی عضویت در نهاد پارلمان اعلام می‌کنند.

آنچه در صندوق های رأی ریخته می‌شود مجموع ترجیحات فردی رأی دهندگان است که الزاماً به صورت بی‌واسطه به کرسی های نمایندگی و سیاست‌های پارلمان تبدیل نمی‌شود. ترجیحات فردی رأی دهندگان با سازوکاری تحت عنوان نظام انتخاباتی Electoral system)) مجتمع می‌شود و نهایتاً به عنوان برآیند ترجیحات شهروندان به کرسی‌های نمایندگی تبدیل می‌شود. این نظام انتخاباتی است که تعیین می‌کند که اکثریت پنجاه ویک درصدی در یک رقابت پارلمانی، همه کرسی‌ها را کسب کند و اقلب %49 هیچ فرصتی برای حضور در پارلمان نداشته باشد یا آنکه هرحزبی متناسب با وزن اجتماعی خود، سهمی در پارلمان داشته باشند. نظام‌های نوع نخست، خانواده نظام‌های اکثریتی و نظام-های از نوع دوم، خانواده نظام‌های تناسبی نامیده می‌شوند. انتساباتی از گونه خانواده، نظام‌های تناسبی خوانده می‌شود. نظام‌های انتخاباتی به صورت حقیقی و فارغ از توصیه‌های حقوقی قوانین انتخاباتینحوه تعامل میان رأی دهندگان و انتخاب شوندگانرا شکل می‌دهد. گذشته از نظام انتخاباتی که از مهم‌ترین و کارسازترین عوامل مؤثر بر شکل‌گیری پارلمان و سیاست‌های برآمده از نهاد پارلمان است، مکانسیم‌های درون پارلمان نیز برای چگونگی تحقق وظایف سه گانه فوق حائز اهمیت هست.

نظام‌های پارلمانی دومجلسی، ایده مناسب و مؤثری است که در آن سیاست‌گزاری های پارلمان محصول دو مجلس است که اعضای آن با دونظام انتخاباتی معمولاًمتفاوت انتخاب می‌شوند. مجلس اول وجه نمایندگی و انعکاس نیازها و نظرات شهروندان را عمدتاً ایفا می‌کند و مجلس دوم متناسب با نظام انتخاباتی برسازنده آن، نگاه کلان فراتر از نیاز های اعلام شده و صریح شهروندان را در تصمیم گیری‌ها بازتاب می‌دهد.

گذشته از دو عامل فوق، وجود یا عدم وجود نظام حزبی قوی و رابطه آن با نظام انتخاباتی موجب می‌شود که ایفای وظایف و مسئولیت‌های نمایندگی عملاً در سطح افراد متوقف بماند یا آنکه در افقی دراز مدت‌تر مسؤلیت تصمیمات پارلمان متوجه احزابی شود که حاملان افکار و ایده‌ها و سیاست‌های معین و مشخص هستند.

پارلمان در ایران تک مجلسی است و نظام انتخاباتی آن نیزناظر به انتخاب فرد (و نه حزب) با نظام انتخاباتی اکثریتی دو دوری است.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O