شرایط فعلی معادل بدترین سالهای دوره جنگ/هشدارهایی برای دوران نارضایتی از خدمات دولتی / چرا احساس مسئولیت در برابر جامعه وجود ندارد؟
به گزارش اقتصادنیوز، طیف وسیعی از اقتصاددانان معتقدند دولت در هر حد و اندازه سه وظیه اصلی برعهده دارد: آموزش، امنیت و بهداشت. با این حال آیا دولت ایران، در ارائه همه این خدمات ابتدایی مانند جادهها، تأمین امنیت، اینترنت، عرضه بنزین وحتی پیشبینی وضعیت آب وهوا به صورت مناسب عمل کرده است؟
در سالهای گذشته همواره این روند مورد انتقاد بوده و اکنون توان کارشناسی و اجرایی دولت از نگاه برخی در پایینترین حد قرار دارد و وضعیت خدمات دولتی بسیار نگران کننده شده است. مردم ایران به تازهترین تکنولوژیهای ارتباطی علاقه دارند. آنها بهترین گوشی تلفن همراه را تهیه میکنند اما با یکی از کندترین اینترنت جهان، اخبار و اطلاعات را مرور میکنند. مردم ایران بهترین خودروهای روز جهان را میخرند اما آنها را در ناهموارترین جادهها میرانند. مردم ایران تازهترین تکنولوژی تلویزیونهای جهان را تهیه میکنند اما بیکیفیتترین برنامههای تلویزیونی را میبینند. مسعود نیلی، مشاور ارشد اقتصادی رئیس جمهور به همراه محمد مهدی بهکیش، فرشاد فاطمی، اسفندیار جهانگرد، جعفر خیرخواهان، علی جباری و مهدی فیضی از اقتصاددانان کشور ،مرتضی عمادزاده، عضو هیات علمی سازمان مدیریت صنعتی و علی فرحبخش، تحلیلگر اقتصادی، در این میزگرد مجازی در تلگرام حضور داشتند.
اقتصادنیوز: به نظر شما چرا هرسال از کیفیت خدمات دولتی در ایران کاسته میشود؟
علی فرحبخش: موضوع مهمی است که تقاصای برای خدمات خوب در ایران بسیار زیاد است ولی این خدمات ارائه نمیشود. در آموزش، در بهداشت، در ورزش، در حوزه فنآوری و در خدمات مالی. به نظرم این موضوع باید تبدیل به خواست عمومی شود و رسانهها هم در این مورد نقش مهمی دارند.
فرشاد فاطمی: کیفیت خدمات دولت پایین است، چون میخواهد، طیف وسیعی از خدمات را آن هم نه به عنوان وظیفه بلکه به عنوان پدری که برای فرزندانش امکانات فراهم میکند، تأمین کند. راه حل سهل و ممتنع است. باید خدمات دولتی به تأمین امنیت، آموزش پایه، بهداشت عمومی محدود شود و آنهم با تأمین از محل مالیات و به عنوان پاسخگویی در قبال دریافت آن طرح شود، تا همانگونه که از ماست ترش ماست فروش سر کوچه، شکایت میکنیم از کیفیت بد آموزش نیز بتوانیم شکایت کنیم.
جعفر خیرخواهان: نظام دولتی اگرچه خدمات آموزشی و سلامت را به مردم عرضه میدارد اما در دو جنبه «کیفیت ارائه خدمات» و «عدالت در توزیع خدمات» دچار مشکلات اساسی است. کیفیت نظام آموزشی در حد پایین و نمرات دریافتی دانشآموزان در مسابقات جهانی سنجش استعداد تحصیلی ضعیفتر از بسیاری از کشورهای جهان است. ایجاد نظام آموزشی خصوصی با شهریه بالا نیز شکاف آموزش بین دانشآموزان خانوارهای فقیر با ثروتمند را تشدید میکند. نظام بیمارستانی دولتی نیز با صفوف انتظار و نوبتدهی طولانی و خدمات ناکارا در تأمین نیازهای جامعه عاجز مانده است. بیمارستانهای خصوصی نیز بابت خدمات خود نرخهای کمرشکن دریافت میکنند. به این ترتیب، بیماران بین این دو انتخاب سردرگم ماندهاند، که آیا به بیمارستان خصوصی بروند و اندوخته و سرمایه پولی خود را از دست بدهند، یا به بیمارستان دولتی مراجعه کنند و جان خویش را از دست دهند. «پاسخگویی» بین ارائهکنندگان خدمات عمومی و شهروندان، بهویژه فقرا، وجود ندارد. هنگامی که پاسخگویی ضعیف باشد، خدمات نمیتواند نیازهای شهروندان را تأمین کند و اعتماد به دولت تضعیف میشود. شهروندان بیتفاوت شده و وارد شبکه غیررسمی یا پرداختهای زیرمیزی میشوند و اوضاع حتی بدتر میشود. پس بدون «مشارکت شهروندان» بازسازی نهادهای دولتی بسیار دشوار است.
مهدی بهکیش: فکر میکنم اصولاً ارائه خدمت در ایران ما مشکل دارد. ریشه در نبود احساس مسولیت در برابر دیگری یا در برابر جامعه است. زیرا همه این احساس را دارند که حق آنها ضایع شده، پس تعهدی در مقابل ندارند. دولت و کارمندان دولت هم همین گونه است. ریشه این نوع تفکر هم در استبدادهای گذشته و نفت در دوران حاضر است. فکر میکنم تا قیمتها رقابتی نشود و تا زمانی که توزیع پول مفت یعنی سوبسید، قطع نشود، اوضاع به حالت عادی برنمیگردد و از توسعه صحیح و غیرآمرانه هم خبری نخواهد بود.
جعفر خیرخواهان: به نظرم یک دلیل سادهاش این است که چون نیازهای خدماتی شهروندان پیچیدهتر شده است و خواستههای متعدد با ویژگیهای خاص هر شخص متقاضی وجود دارد که از عهده نظام اداری لخت و فشل دولتی خارج است. یعنی این نظام، خود را با چنین تقاضاهای جدیدی آماده و مجهز نکرده است و همچنین زندگی شهریتر و شلوغتر شده و برخوردها و درگیری با مسائل گوناگون در شهرها بیشتر است که نیازمند وضع قوانین و قواعد جدید و اجرای درست آن است که در این حوزه هم مدیریت شهری بسیار ضعیف است.
اسفندیار جهانگرد: در همه کشورها دولتها نقش مهمی در اقتصاد کلان دارند و این موضوع از سهم بالای مخارج و خریدهای آنها در مقایسه با تولید ناخالص داخلی کاملاً آشکار است. بسیاری از مسائل اقتصادی را در کنار فرهنگ جامعه میتوان به سوء مدیریت دولتها نسبت داد که کسرهای بودجه این نقش را به عهده میگیرند. در مقابل رشد و توسعه اقتصادی، اکسیری است که میتواند به حل مشکل کسری بودجه کمک کند. یکی از مهمترین مسائل که به احتمال زیاد تمامی اقتصادهای دنیا در ٥٠ سال آتی با آن مواجه هستند، مسأله تأمین مالی مخارج رو به رشد سلامت و بهداشت است. در اینجا اکسیر جادویی رشد نمیتواند کمک کند، بلکه خودش یکی از ریشههای مشکل است یعنی این که با افزایش رشد تمایل افراد به داشتن سهم بیشتری از درآمد خود به سلامت بیشتر میشود، در حقیقت با ثروتمندتر شدن افراد یکی از گزینههای پیش روی آنان خرید زندگی طولانیتر و سالمتر است. با این وصف، افزایش رشد جمعیت ایران در دوران بعد از دهه ٦٠ و افزایش حجم جمعیت و گسیل درآمدهای نفتی در قالب بودجه دولت به اقتصاد دولت ایران، صرفاً توانسته تا حدودی کمیت آموزش و بهداشت را پاسخ دهد و از پاسخ به کیفیت بازمانده است. شاهد این ادعا کنترل و پیشگیری بیماریهای واگیردار است، ولی دولت در حوزه بیماریهای متابولیکی کار چندانی نتوانسته انجام دهد..به عبارتی با تزریق نفت و پوشاندن کسری بودجه فقط توانسته کمیت بخشی از خدمات آموزش و بهداشت مورد تقاضا را پاسخ دهد.
علی جباری: ١- مسوولان دولتی نمیتوانند به دلایل مختلف، اهداف بلند مدت داشته باشند.٢- نوع بودجهنویسی و بررسی آن در مجلس علمی نیست.٣- عمده سیاستهای کلان اجرا نمیشود و کسی نیز با سؤال مواجه نمیشود. ٤-انتخاب برخی از مسوولان صرفاً سیاسی است نه از روی لیاقت و کارآمدی.
مسعود نیلی: اگر نسبت بودجه سرانه را به قیمت ثابت مقایسه کنیم، این نسبت در شرایط فعلی معادل بدترین سالهای دوره جنگ است. این نسبت چه معنایی دارد؟ معنیاش این است که در سبد رفاهی مردم، دولت مدام دارد نحیفتر میشود. یعنی تکنولوژی و ابزارهایی که خود مردم تأمین میکنند با آنچه دولت عرضه میکند فاصله زیادی دارد. اگر فکر کنیم، مهمترین وظیفه دولت ایجاد زیرساختها و خدماترسانی در سه حوزه امنیت، آموزش و بهداشت است، میبینیم که کیفیت خدماترسانی در این حوزهها هرسال نسبت به سال قبل نازلتر میشود. این مساله قاعدتاً در آینده به صورت یک مشکل جدی خود را نشان خواهد داد. به این دلیل که مردم انتظار دارند خدماتی که دولت در زیرساختهایی مثل امنیت، خدمات عمومی یا دیگر زیرساختها ارائه میکند، باید حداقل کیفیت را داشته باشد اما این خدمات آنقدر نازل است که نارضایتی ایجاد میکند. رقم هزینههای سرانه قیمت ثابت دولت آنقدر پایین است که خودش را در قدرت کارشناسی ضعیف دولت در حوزههای مختلف نشان میدهد. این ضعف به توان مدیریتی ضعیف دولت منجر میشود، در نتیجه مردم متوجه میشوند که دولتمردان توان حل و فصل مسائل را ندارند و راهحلهایی که ارائه میشود راهحلهای درست و حسابی نیست و نمیتواند عملاً مسائل مردم را برطرف کند. مثل اینکه در سالهای گذشته مساله ترافیک همچنان لاینحل مانده یا هنوز دولت نتوانسته مشکلات جادهها را برطرف کند. میخواهم بگویم وقتی دولت در شرایط وفور منابع به شکل صحیح منابع را هزینه نکند، نتایج نگرانکنندهای خواهد داشت و زمانی که تنگنای مالی گریبان دولت را بگیرد و در قالب ریاضت بودجهای خود را نشان دهد، آثار اجتماعی و سیاسی خودش را خواهد داشت.
مهدی فیضی: فکر میکنم بهتر است ابتدا در پرسش دقیق شویم؟ بر چه مبنا یا شاخصی فکر میکنیم که رو به افول بوده است؟ برچسب زنی بر پدیدههای کلان با نگاه شهودی و با نمونه آماری و تجربیات فردی، تورش دار و نامعتبر است و خطر برداشتهای نادرست در آن جدی است.
مرتضی عمادزاده: ضمن تأیید نظرات ارائه شده در مورد علل پایین بودن کیفیت خدمات دولتی، به نظر بنده باید نداشتن انگیزه خدمترسانی از سوی ارائه دهندگان خدمات را نیز جزو علل عمده آن مطرح کرد. چرایی بیانگیزه بودن ارائهدهنده خدمات دولتی امری است که تا کنون بهدفعات به آن پرداخته شده ولی هنوز هم جای مطالعه و بررسیهای (تطبیقی) بیشتری دارد.