علی صادقین: ۱۷ میلیارد دلار درآمد ارزی از زنجیره فولاد از دست رفته است | صنعت فولاد در آستانه از دست دادن بازارهای هدف است | سیاستگذاری فعلی ما را به سمت خامفروشی میبرد
به گزارش اقتصادنیوز، علی صادقین، اقتصاددان و متخصص حوزه کامودیتی، در میزگرد «بازار فولاد؛ تعادل عرضه و تقاضا و چالشهای تولید، مصرف و صادرات» در «همایش صنعت فولاد و سنگ آهن در دوران تحول» با نگاهی مستقل به زنجیره فولاد، مهمترین چالشهای این صنعت را تشریح کرد و گفت: در پنج سال گذشته، حدود ۱۷ میلیارد دلار درآمد ارزی از زنجیره فولاد از دست رفته و در همین مدت، ۳۴ میلیون تن ظرفیت تولید به دلیل ناترازیها از چرخه خارج شده است.
وی افزود: سال گذشته ظرفیت فولاد کشور حدود ۳۲ میلیون تن بود، اما در پنج سال گذشته بخش قابل توجهی از ظرفیت موجود، عملاً به دلیل ناترازی انرژی از دست رفته است. بنابراین، ناترازی انرژی مسئلهای نیست که بتوان حل آن را بر عهده بنگاه اقتصادی گذاشت؛ این موضوع در درجه نخست وظیفه سیاستگذار است.
اقتصادنیوز: هاشم اورعی در همایش صنعت فولاد و سنگ آهن در دوران تحول، با اشاره به تکرار عبارت «مزیت» در اظهارات مسئولان گفت: در این همایش بارها از مزیت انرژی ارزان صحبت شد. من این مزیت را «رانت» تعبیر میکنم.
این اقتصاددان با انتقاد از افزایش هزینههای تولید برای جبران کسری بودجه دولت اظهار کرد: اینکه نرخها را افزایش دهیم و نگاه دولت به تأمین کسری بودجه از بخش تولید باشد، در نهایت به کاهش حاشیه سود بنگاهها منجر میشود. به اعتقاد من، هرچه دولت به سمت سیاستگذاری صحیح و کاهش مداخله مستقیم در بازار حرکت کند، زنجیره فولاد امکان رشد بیشتری خواهد داشت.
صادقین با اشاره به سیاستهای توسعهای کشور ادامه داد: یکی از مشکلاتی که از سالهای گذشته تا امروز در زنجیره فولاد شاهد آن هستیم، نامتوازن بودن سرمایهگذاری و همچنین ضعف نظام تشویق و تنبیه در بخشهای مختلف این زنجیره است؛ موضوعی که حتی در برنامه هفتم توسعه نیز باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
وی هشدار داد: اگر با همین روند ادامه دهیم، در پنج تا ۱۰ سال آینده بخش قابل توجهی از بازارهای هدف خود را از دست خواهیم داد. کشورهای دیگر نیز به سمت افزایش تولید حرکت میکنند و بسیاری از آنها علاوه بر ظرفیت تولید، از انرژی ارزانتر برخوردارند. بنابراین، پرسش اصلی این است که برای توسعه بخشهای دارای ارزش افزوده بالاتر، بهویژه فولادهای آلیاژی و محصولات پیشرفته، چه مشوقهایی در نظر گرفتهایم؟
صادقین با اشاره به تجربه چین در این زمینه گفت: در چین، سرمایهگذاری در حوزه فولادهای پیشرفته با مجموعهای از حمایتها همراه است؛ از جمله ارائه تسهیلات با نرخهای ترجیحی پایینتر از نرخ بازار، تبدیل برخی بدهیهای معوق به سهام یا اوراق بدهی و همچنین برخورداری محصولات پیشرفته از معافیتهای مالیاتی. حتی برای برخی صنایع بزرگ، تضمین تقاضا نیز در نظر گرفته میشود.
وی تأکید کرد: انتظار ما از دولت و مجلس این است که یک برنامه عملیاتی، هدفمند و هوشمند برای توسعه بخش پیشرفته فولاد کشور ارائه کنند؛ چراکه به اعتقاد من، آینده صنعت فولاد در همین بخش رقم خواهد خورد و تنها از طریق حرکت به سمت محصولات پیشرفته است که میتوان سهم بازار و ارزآوری کشور را حفظ کرد.
این اقتصاددان ادامه داد: تا امروز سیاست مدون و هدفمندی که بتواند این مسیر را برای صنعت فولاد مشخص کند، ندیدهام و اگر چنین رویکردی شکل نگیرد، در نهایت به سمت خامفروشی حرکت خواهیم کرد.
صادقین با اشاره به آمار صادرات زنجیره فولاد گفت: سال گذشته حدود ۲۸.۵ میلیون تن سنگآهن، کنسانتره و گندله صادر کردیم. در شرایطی که وابستگی به تنگه هرمز و همچنین ریسکهای موجود در حوزه لجستیک افزایش یافته است، ادامه چنین روندی در صادرات مواد و محصولات کمارزشتر نمیتواند یک راهبرد پایدار باشد.
وی سه محور را از مهمترین مشکلات سیاستگذاری در صنعت فولاد دانست و گفت: ناترازی انرژی، نبود نظام تشویق و تنبیه مناسب برای توسعه بخشهای تکنولوژیمحور صنعت فولاد و همچنین نگاه دولت به زنجیره فولاد به عنوان محلی برای جبران کسری بودجه، از مهمترین مشکلات امروز این صنعت است.
صادقین در ادامه به شرایط بازارهای جهانی اشاره کرد و گفت: از منظر بازار، به احتمال زیاد امسال و سال آینده شرایط متفاوتی خواهیم داشت. بسیاری از بانکهای مرکزی به سمت سیاستهای انقباضی حرکت کردهاند و احتمال افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو نیز وجود دارد. از سوی دیگر، جنگ تعرفهای، هزینههای بالای انرژی و کاهش رشد اقتصادی جهان باعث شده است وارد دورهای شویم که احتمالاً رکود نسبی در زنجیره فولاد را به دنبال خواهد داشت.
وی افزود: ظرفیت اسمی تولید فولاد در جهان حدود ۲ میلیارد تن است، در حالی که تولید واقعی حدود ۱.۹ میلیارد تن برآورد میشود. بنابراین، جهان با بیش از ۶۰۰ میلیون تن ظرفیت مازاد مواجه است و این مسئله رقابت در بازارهای جهانی را بهشدت افزایش خواهد داد.
این اقتصاددان با اشاره به سیاستهای جدید صنعت فولاد چین گفت: چین نیز به سمت توسعه بازارهای هدف حرکت کرده است، اما راهبرد ما در سالهای گذشته عمدتاً رقابت قیمتی و عرضه ارزانترین شمش در منطقه، در مقایسه با کشورهایی مانند ترکیه، بوده است. نتیجه چنین رویکردی را نیز امروز در وضع تعرفههای سنگین بر محصولات فولادی ایران شاهد هستیم.
صادقین با بیان اینکه راهبرد صادراتی ایران همچنان عمدتاً مبتنی بر قیمت پایین است، گفت: بازارهای هدفی که امروز با محصولات و سیاستگذاری فعلی دنبال میکنیم، عمدتاً بر مبنای ارزانفروشی شکل گرفتهاند.
وی ادامه داد: در سال ۱۴۰۴ متوسط ارزش هر تن محصولات میانی صادراتی ما حدود ۴۳۰ دلار بوده، در حالی که متوسط ارزش هر تن کالای وارداتی، عمدتاً در محصولات آلیاژی و با ارزش افزوده بالا، حدود ۱۹۰۰ دلار بوده است. این ارقام نشان میدهد اگر میخواهیم تراز ارزی در زنجیره فولاد رعایت شود، باید به سمت تولید و صادرات محصولاتی با ارزش افزوده بسیار بالاتر حرکت کنیم.
این اقتصاددان در عین حال تأکید کرد: البته همه این مسائل را نباید به سیاستگذار دولتی و مجلس نسبت داد. بخش خصوصی نیز باید پاسخ دهد که چه میزان مطالعه تحقیق و توسعه (R&D) در این حوزه انجام داده است. چند مجموعه در بخش خصوصی مطالعات لازم را برای سرمایهگذاری در این فرصتها انجام دادهاند و چه مذاکراتی برای تولید محصولات پیشرفته در انتهای زنجیره صورت گرفته است؟
صادقین با اشاره به وضعیت تقاضای داخلی گفت: در کوتاهمدت و حداقل برای یک سال آینده، رکود صنایع پاییندست کشور را محتمل میدانم. بازار مسکن در شرایط فعلی توان لازم برای بهبود تقاضا در اقتصاد را ندارد و به همین دلیل، نمیتوان انتظار داشت تقاضای بخش مسکن بتواند بهعنوان موتور محرک، تقاضا برای زنجیره فولاد را افزایش دهد.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین، در کنار اصلاح سیاستهای انرژی و سرمایهگذاری، باید برای بازارهای هدف جدید، توسعه محصولات پیشرفته و افزایش ارزش افزوده در زنجیره فولاد نیز برنامه مشخصی داشته باشیم؛ در غیر این صورت، با ادامه روند فعلی، هم بازارهای صادراتی را از دست خواهیم داد و هم فاصله میان ارزش محصولات صادراتی و وارداتی کشور بیشتر خواهد شد.