آنچه «هواوی» و نقشه راه ترکیه به اقتصاد ایران میآموزد | صفایی: حاکمیت هوش مصنوعی، اجارهای نیست | امنیت هوش مصنوعی، همردیف امنیت انرژی و امنیت غذایی است | کدام کشور قیمتگذار اقتصاد هوشمند میشود؟
به گزارش اقتصادنیوز، «میلاد صفایی» کارشناس کسب و کارهای آنلاین در یادداشتی نوشت:
در نمایشگاه جیتکس هوش مصنوعی ۲۰۲۶ استانبول، ارائه آقای ری رویی (Ray Rui)، مدیرکل هواوی کلود در ترکیه با معرفی یک محصول شروع نشد؛ با یک جمله شروع شد: «حاکمیت هوش مصنوعی را نمیشود اجاره کرد. شالودهاش را باید در داخل هر کشور ساخت». این جمله را میشود شعار فروش دانست و تا اندازهای هم هست؛ هواوی به استانبول آمده تا زیرساخت بفروشد.
اما پشت همین شعار، تحولی واقعی در اقتصاد جهان نشسته است. هوش مصنوعی دارد از نرمافزاری که اشتراکش را ماهانه میخریم، به زیرساختی تبدیل میشود که مثل شبکه برق یا بندر، مالکیتش سرنوشتساز است. کشورها کمکم میپذیرند که امنیت هوش مصنوعی، همردیف امنیت انرژی و امنیت غذایی است.

اجارهنشینی در صنعت هوش مصنوعی
استدلال هواوی سه جمله بود و هر سه را میشود بیهیچ دانش فنی فهمید:
۱- کنترل دست کیست؟
در جمله اول آمده بود: «دادهای که از کشور بیرون برود، کنترلی است که از کشور بیرون رفته است.» وقتی بانک یا بیمارستان یا شرکتی، اسنادش را برای خلاصه کردن به یک چتبات خارجی میسپارد، این اسناد روی سرورهای کشوری دیگر و تحت قوانین همان کشور پردازش میشوند. به تعبیر هواوی، حاکمیت را سه پرسش تعیین میکند: داده کجا نگه داشته میشود؛ مدل هوش مصنوعی کجا اجرا میشود و کلید دسترسی دست کیست.
۲- واحد ارزش چیست؟
جمله دوم «توکن» را واحد تازه «ارزش» میدانست. توکن را میشود کیلوواتساعتِ هوش مصنوعی دانست. همانطور که شرکت برق، مصرف ما را با کیلوواتساعت میشمارد، شرکتهای هوش مصنوعی هم کار مدل را با توکن میشمارند و بر همین پایه، صورتحساب میدهند.
هر متنی که چتبات میخواند یا مینویسد، به تکههای کوچکی به نام توکن شکسته میشود. زنجیره ارزش در این اقتصاد ساده است: برق به داده تبدیل میشود و داده به هوش. کشوری که بتواند توکن را ارزان و در داخل مرزهایش تولید کند، قیمتگذار اقتصاد هوشمند خواهد بود.
۳- سود به چه کسی میرسد؟
جمله سوم از همه اقتصادیتر بود: «هر که مالک شالوده باشد، سودش را هم میبرد». اجاره هوش مصنوعی، یعنی پرداخت حاشیه سودی دائمی به دیگران؛ اما ساختنش، یعنی سودی که در خانه روی هم انباشته میشود. خواننده ایرانی این منطق را از بازار مسکن خوب میشناسد. مستأجر هر سال اجاره میپردازد و هیچ دارایی نمیسازد؛ اجارهبها را صاحبخانه تعیین میکند و روز تخلیه را هم. اجارهنشینی دیجیتال همین است، با این تفاوت که صاحبخانه در کشور دیگری نشسته و قانون همان کشور بر قرارداد حاکم است.

نقشه نبرد ترکیه
بخش اصلی ارائه به ترکیه اختصاص داشت و هواوی نامش را «نقشه نبرد ترکیه» گذاشته بود: شش گام پشت سر هم که هر کدام، گام بعدی را ممکن میکند.
۱. مرکز داده ویژه هوش مصنوعی، کف کارخانه اقتصاد هوشمند است؛ هواوی میگوید چنین مرکزی را در سه ماه تحویل میدهد.
۲. ابر بومی، یعنی سرورهایی که شرکتها، برنامهها و دادههایشان را روی آنها نگه میدارند؛ در خاک خود ترکیه باشند تا داده در کشور بماند. هواوی خود را نخستین غول رایانش ابری جهان معرفی کرد که در ترکیه مرکز محلی دارد.

۳. تنوع تراشه، یعنی هیچگاه در بند یک فروشنده نماندن. امروز بخش بزرگی از تراشههای هوش مصنوعی جهان را انویدیا که یک شرکت آمریکایی است، میسازد و هر محدودیت صادراتی میتواند کشوری را زمینگیر کند.
۴. مدلهای باز، یعنی به جای ساختن مدل از صفر، بهترین مدلهایی که سازندگانشان آزادانه منتشر کردهاند، روی ابر داخلی اجرا و با داده داخلی تنظیم شوند. شعار هواوی برای این گام این بود: «روی شانه غولها بایست، اما کنترل را در خانه نگهدار.»
۵. اکوسیستم محلی، یعنی شرکتها و شرکای داخلی که روی این زیرساخت کسبوکار میسازند؛ هواوی از بیش از صد شریک و ششصد مشتری سازمانی ترک نام برد.
۶. نیروی انسانی گام آخر است و هواوی آن را «شالوده زیرِ شالوده» نامید.
اهداف قابل اندازهگیری
ترکیه، برای این جاهطلبی عدد هم گذاشته است. به روایت همین ارائه، برنامه اقدام هوش مصنوعی ترکیه برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ چهار هدف روشن دارد:
- یک گیگاوات ظرفیت مرکز داده هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ هدف اول است. (برای مقایسه، ظرفیت نیروگاه اتمی بوشهر حدود یک گیگاوات است.)
- 10 میلیارد دلار سرمایهگذاری در مرکز داده، رایانش ابری و زیرساخت هوش مصنوعی پیشبینی شده که پیشرانش بخش خصوصی است.
- 10 میلیون ساعت پردازش در سال، در طرحی به نام «GPU برای همه» به استارتآپها، شرکتهای کوچک و پژوهشگران میرسد؛ منظور از GPU، همان تراشههایی است که موتور آموزش و اجرای هوش مصنوعیاند.
- 110 هزار نیروی متخصص هم باید تربیت شوند؛ 10 هزار متخصص پیشرفته و 100 هزار کارشناس که هوش مصنوعی را در کار روزمره به کار میگیرند.
ارزش این فهرست در بزرگی عددها نیست؛ در این است که هر هدف را میشود سال ۲۰۳۰ اندازه گرفت. برنامهای که عدد ندارد هیچوقت شکست نمیخورد، چون هیچوقت معلوم نمیشود قرار بود به کجا برسد.
روی دیگر سکه
خواننده دقیق حق دارد بپرسد، شرکتی چینی که به ترکیه آمده تا تراشه و ابر خودش را بفروشد، چهطور از «بومیسازی» حرف میزند. پاسخ در همان ارائه هواوی است. هواوی در همین ارائه نوشته بود؛ هدف، «تبدیل سختافزار وارداتی به توانمندی ملی» است؛ یعنی حتی در نسخه هواوی هم قرار نیست ترکیه تراشهاش را خودش بسازد.
ابر «بومی» هم در واقع شعبه محلی یک شرکت خارجی است. پس حاکمیت در این تعریف، به معنای خودکفایی کامل نیست. معنایش این است که داده در کشور بماند، کلیدها دست داخلیها باشد، هیچ فروشندهای جایگزینناپذیر نشود و نیروی داخلی بتواند این زیرساخت را بگرداند. با همین معیار، جایگزین کردن وابستگی به انویدیا با وابستگی به هواوی حاکمیت نیست، فقط عوض کردن صاحبخانه است. قاعده «هرگز در بند یک فروشنده نباش» که هواوی خودش روی اسلاید نوشته بود، درباره خود هواوی هم صدق میکند.
این نقد استدلال اصلی را باطل نمیکند، دقیقترش میکند. درس ترکیه، «از هواوی بخرید» نیست؛ این است که کلید را در دست داشته باشید و گزینههایتان را حفظ کنید. هواوی خودش این را در یک جمله گفته بود: «امروز انتخاب، فردا تابآوری.»

ایران؛ مستأجری بیقرارداد
اگر ترکیه نگران اجارهنشینی دیجیتال است، ایران حتی مستأجر رسمی هم نیست. سرویسهای اصلی هوش مصنوعی آمریکایی، کاربر ایرانی را رسماً نمیپذیرند و کسبوکارهای ایرانی با فیلترشکن و حسابهای واسطه به آنها وصل میشوند. این دسترسی هر روز ممکن است با بسته شدن یک حساب قطع شود، و دادهای که از این مسیر بیرون میرود، هیچ پشتوانه حقوقی ندارد. تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی هم زیر تحریم است و حتی شرکتهای چینی بهخاطر تحریمهای ثانویه در معامله با ایران محتاطاند.
پس ساختن شالوده در خانه برای ایران فوریتر از ترکیه است، اما مسیرش را باید با واقعیتهای خودمان تنظیم کرد. به نظر من، سه درس از تجربه همسایه از بقیه مهمتر است.
درس اول: از صفر شروع نکنیم
بهترین مدلهای باز جهان، از جمله دیپسیک چینی، رایگان در دسترساند. ایران لازم نیست سالها وقت و بودجهای کلان صرف ساختن یک «مدل ملی» از صفر کند که احتمالاً روز رونمایی از همین مدلهای رایگان عقبتر باشد. کار اصلی این است که این مدلها روی سرورهای داخلی اجرا شوند، برای زبان فارسی و نیاز صنایع داخلی تنظیم شوند و دادهها در کشور بمانند. سرنوشت برخی پروژههای «ملی» که با بودجه دولتی ساخته شدند و هرگز کاربر پیدا نکردند، هشداری است که نباید تکرار شود.

درس دوم: برق یارانهای مزیت نیست
در بحثهای رایج گفته میشود، ایران انرژی ارزان دارد و میتواند آن را به توکن ارزان تبدیل کند. واقعیت پیچیدهتر است. کشوری که هر تابستان با خاموشی دستوپنجه نرم میکند، برق مازادی ندارد که به مرکز داده بسپارد. تجربه استخراج رمزارز هم پیش چشم ماست. برق یارانهای در مزرعههای استخراج به محصولی دیجیتال تبدیل شد، شبکه زیر فشار رفت و هزینهاش را مردم با خاموشی پرداختند. اگر مراکز داده هوش مصنوعی با همان منطق ساخته شوند، همان داستان تکرار میشود.
مزیت واقعی ایران در انرژیهایی است که امروز هدر میرود. تامین انرژی از محل کاهش اتلاف، گنج پنهان انرژی در ایران است.
درس سوم: حاکمیت با انزوا فرق دارد
شاید مهمترین درس برای ایران این باشد که ترکیه حاکمیت را با بستن درها یکی نگرفته است. ترکیه، با یک شرکت خارجی کار میکند، از مدلهای باز سراسر جهان بهره میگیرد و پیشران سرمایهگذاریاش را بخش خصوصی قرار داده است؛ نه بودجه دولت. در این نگاه، حاکمیت یعنی داشتن گزینه، نه از دست دادن گزینهها.
برای ایران، معنایش این است که دولت به جای سازنده انحصاری، قانونگذار و نخستین مشتری باشد. یعنی با خرید خدمات همین زیرساخت برای دستگاههای دولتی، تقاضای اولیهاش را تضمین کند. برای هر هدف عدد بگذارد؛ چند مگاوات، چند ساعت پردازش، چند نیروی آموزشدیده. همچنین به بخش خصوصی آنقدر امنیت بدهد که پول واقعی وارد این زیرساخت شود.

فاصله آرزو تا واقعیت
هواوی پای اسلاید زیرساخت ترکیه نوشته بود: «شالوده ساخته شده است؛ فاصله آرزو و واقعیت همین است». به ادعای هواوی، ترکیه امروز به این نقطه رسیده است. پرسش برای ما این است که چه زمانی میتوانیم همین جمله را درباره خودمان بگوییم.
حاکمیت هوش مصنوعی را نمیشود اجاره کرد، و ما حتی امکان اجاره هم نداریم. یا شالوده را با کاهش اتلاف انرژی، مدلهای باز، سرمایه خصوصی و آدمهایی که میمانند در خانه میسازیم؛ یا اقتصاد دیجیتال کشور در خانهای میماند که هر روز ممکن است از آن بیرونش کنند.