تعریف «هزینه فرصت» برای سیاستگذاران ایرانی

سرویس: کسب و کار کدخبر: ۸۰۳۳۷۹
حسین قریب گرکانی، تحلیلگر اقتصادی
تعریف «هزینه فرصت» برای سیاستگذاران ایرانی

اقتصاد ایران بیش از اینکه با کمبود «گزینه» مواجه باشد، با دشواری «انتخاب» روبه‌رو است. تقریباً برای هر مسئله‌ای چند مطالبه‌ی هم‌زمان وجود دارد: برق بیشتری تولید شود، آب مدیریت شود، صنعت حمایت شود، کسری بودجه کاهش یابد، زیرساخت دیجیتال توسعه پیدا کند و سرمایه‌گذاری هم افزایش یابد. مسئله اینجاست که منابع، زمان و ظرفیت اجرایی دولت نامحدود نیست. بنابراین هر «بله» در سیاست‌گذاری، ناگزیر چند «نه» پنهان هم دارد.

اقتصاددانان به ارزش بهترین گزینه‌ای که با یک انتخاب از دست می‌رود، «هزینه فرصت» می‌گویند. اهمیت این مفهوم برای سیاستگذار ایرانی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود که هزینه‌ی یک سیاست فقط رقمی نیست که برای اجرای آن پرداخت می‌شود؛ باید دید آن منابع، زمان و ظرفیت مدیریتی، در بهترین استفاده‌ی جایگزین چه ارزشی می‌توانستند ایجاد کنند.

این پرسش در شرایط فعلی اقتصاد ایران اهمیت بیشتری دارد. بانک جهانی برآورد کرده که اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶ حدود ۲.۷ درصد کوچک‌تر شده و در کنار نااطمینانی، کمبود آب و انرژی و ضعف سرمایه‌گذاری را از عوامل محدودکننده‌ی فعالیت اقتصادی در ایران دانسته است. صندوق بین‌المللی پول نیز در تازه‌ترین برآورد خود، رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۶ را منفی ۵.۴ درصد و متوسط تورم را ۶۸.۹ درصد عنوان کرده است. البته این عدد احتمالاً به پیش از جنگ رمضان برمی‌گردد.

در چنین شرایطی، اشتباه در تخصیص منابع، پرهزینه‌تر می‌شود. فرض کنیم منابعی برای حمایت از تولید وجود دارد. می‌توان آن را صرف حفظ یک بنگاه کم‌بازده کرد، برای جبران ناترازی انرژی به کار گرفت، به تکمیل یک پروژه‌ی زیرساختی اختصاص داد یا صرف زیرساختی کرد که فعالیت بخش خصوصی را تسهیل کند. حتی اگر حمایت از بنگاه اول منافعی داشته باشد، تا زمانی که بازده گزینه‌های کنارگذاشته‌شده سنجیده نشود، نمی‌توان درباره‌ی اقتصادی بودن آن تصمیم گرفت.

مشکل اینجاست که نظام اداری معمولاً هزینه‌ی گزینه‌ی انتخاب‌شده را ثبت می‌کند، نه گزینه‌ی ازدست رفته را. برای ساخت یک پروژه، بودجه، زمان‌بندی و دستگاه مسئول تعریف می‌شود؛ اما برای پروژه‌ای که به دلیل همان تخصیص منابع ساخته نمی‌شود، پرونده‌ای وجود ندارد. پرداخت یارانه عدد دارد؛ سرمایه‌گذاری‌ای که به جای آن می‌توانست انجام شود، ندارد. نتیجه این است که بعضی سیاست‌ها روی کاغذ کم‌هزینه به نظر می‌رسند، چون بخش مهمی از صورت‌حسابشان اساساً نوشته نمی‌شود.

اقتصاد دیجیتال این مسئله را روشن‌تر می‌کند. دسترسی مطمئن و باکیفیت به اینترنت، توان پردازشی، داده و زیرساخت امروز فقط هزینه‌ی بخش فناوری نیست. بانک جهانی، دسترسی به اینترنت باکیفیت را زیرساختی برای رشد بهره‌وری، اشتغال، توسعه بازار بنگاه‌های کوچک و استفاده از هوش مصنوعی می‌داند. بنابراین هنگام تصمیم‌گیری درباره زیرساخت دیجیتال، هزینه فرصت تأخیر را نمی‌توان صرفاً با قیمت تجهیزات یا بودجه‌ی یک پروژه سنجید. شرکتی که شکل نمی‌گیرد، بازاری که از دست می‌رود، متخصصی که مهاجرت می‌کند و فناوری‌ای که دیرتر جذب می‌شود نیز بخشی از هزینه‌ها هستند.

همین منطق درباره‌ی زمان هم صادق است. سیاستگذار معمولاً منابع مالی را کمیاب می‌داند، اما «زمان» نیز منبعی کمیاب است؛ به ویژه در حوزه‌ی فناوری. به تعویق انداختن تصمیم ممکن است امروز هیچ هزینه‌ای در بودجه ایجاد نکند، اما بازار منتظر تکمیل فرآیند سیاست‌گذاری نمی‌ماند. سه سال تأخیر در یک پروژه‌ی عمرانی را شاید بتوان با افزایش بودجه جبران کرد؛ سه سال تأخیر در یک فناوری ممکن است به از دست رفتن بازار، سرمایه‌ی انسانی و مزیت رقابتی منجر شود.

اعتبار سیاستگذار نیز همین ویژگی را دارد. تغییر مکرر مقررات، تصمیم‌های غیر قابل پیش‌بینی یا سیاست‌هایی که عمر کوتاهی دارند، فقط هزینه‌ی اجرایی ایجاد نمی‌کنند؛ بخشی از اعتماد فعال اقتصادی به ثبات قواعد را مصرف می‌کنند. وقتی این اعتبار کاهش پیدا کند، سرمایه‌گذار برای پروژه‌ی بلندمدت، نرخ بازده بالاتری طلب می‌کند، تصمیم خود را عقب می‌اندازد یا اساساً گزینه‌ی دیگری را انتخاب می‌کند. بنابراین «سرمایه‌ی نهادی» هم مانند بودجه قابل خرج‌کردن است، با این تفاوت که بازسازی آن معمولاً دشوارتر است.

از این منظر، شاید یک تغییر ساده بتواند کیفیت ارزیابی سیاست‌های اقتصادی را بالا ببرد؛ در کنار برآورد هزینه و فایده‌ی هر تصمیم مهم، یک «گزینه ازدست‌رفته» نیز به طور شفاف تعریف شود. اگر این منابع اینجا مصرف شوند، بهترین استفاده‌ی جایگزین آنها چیست؟ اگر اجرای این تصمیم دو سال عقب بیفتد، ارزش اقتصادی زمان از دست رفته چقدر است؟ اگر برای حفظ وضع موجود هزینه کنیم، کدام سرمایه‌گذاری آینده را کنار گذاشته‌ایم؟

هزینه فرصت قرار است صورت‌حساب تصمیم‌گیری را کامل‌تر کند. در اقتصادی که هم‌زمان با محدودیت سرمایه، انرژی، زمان و ظرفیت اجرایی مواجه است، مسئله فقط این نیست که منابع را کجا خرج کنیم. سؤال مهم‌تر این است که برای هر انتخاب، حاضر شده‌ایم از چه چیزی بگذریم؟ شاید تعریف کاربردی «هزینه فرصت» برای سیاستگذاران ایرانی همین باشد که قیمت واقعی هر تصمیم، فقط آن چیزی نیست که برایش هزینه می‌پردازیم؛ ارزش بهترین آینده‌ای است که با انتخاب آن تصمیم، دیگر به دست نمی‌آوریم!

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O