کدخبر: ۱۶۸۸۶۲ لینک کوتاه

ریاکاری در اصول

به‏رغم تجربه فاجعه‌بار هشت‌ساله پوپولیسم در دولت‏های نهم و دهم، خطر بازگشت آن همچنان وجود دارد و باید نسبت به آن هشیار بود. پوپولیسم به معنی تعطیل کردن عقلانیت و تن دادن به گرایش‏های احساسی و آرزوهای ناسازگار و نامربوط است و به همین دلیل خطر ظهور مجدد آن به ویژه در جوامعی که نهادهای سیاسی دموکراتیک در آنها قوام یافته و مستحکم نیست هیچ‌گاه از بین نمی‏رود. در تجربه ایرانی آن شاهد بودیم که چگونه بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی به بدترین نحو ممکن در مدت هشت سال هزینه شد به‏طوری که نه سطح رفاه عمومی را بالا برد و نه حاصلی برای توانمندسازی اقتصاد ملی داشت. میزان اشتغال خالص ایجاد شده در این مدت نزدیک به صفر بود که علت آن را می‏توان در گسترش بیماری هلندی و زمینگیر شدن تولید داخلی به علت واردات ارزان‌قیمت ناشی از تثبیت نرخ ارز دانست.

سطح رفاه سرانه پایین آمد بدون اینکه در عوض پس‌انداز ملی تجهیز شود. توده‏هایی که تازه دل به یارانه‏های نقدی خوش کرده بودند یک مرتبه با غول تورم 40 درصدی و کمبود‏های بی‌سابقه دارو و درمان مواجه شدند. فاجعه پوپولیسم که می‏رفت اقتصاد ملی را به کلی نابود سازد با تدبیر دولت یازدهم خوشبختانه مهار شد اما آثار زیانبار سیاست‏های غیرعقلانی آن سال‌ها هنوز گریبان جامعه ما را رها نکرده است.

مساله امروز دقیقا همین پارادوکس است که مدعیان پوپولیسم را طلبکار کرده است. آنها که می‏بایست خود پاسخگوی نتایج سیاست‏های فاجعه‌بارشان باشند دولت یازدهم را مسوول مشکلات باقی مانده از گذشته معرفی می‏کنند. این فرار به جلو از ویژگی‏های اصلی پوپولیسم است و پیچیدگی مبارزه با این پدیده خطرناک را نشان می‏دهد. زمانی که در اواخر دولت دهم نتایج زیانبار اقتصادی سیاست‏های پوپولیستی به‏صورت تورم افسارگسیخته و فشار بر معیشت مردم بروز کرد مدافعان دولت گذشته یکباره اولویت اقتصاد را کنار گذاشتند و از غیرت سیاسی در برابر بیگانگان سخن گفتند. آنها که آن روز می‏گفتند مردم به یک وعده غذا در شبانه‌روز هم قانعند امروزه به شدت نگران مساله فقر و معیشت مردم شده‏اند و اقتصاد را دوباره به اولویت نخست تبدیل کرده‏اند. مشکل مبارزه با پوپولیست‌ها در همین ریاکاریشان با اصول است. آنها اصول سیاسی و اخلاقی ثابت و مشخصی ندارند و برای کسب قدرت هر وسیله‏ای را مجاز می‏شمارند. گفتار آنها فاقد انسجام منطقی است. صدر و ذیل شعارها و برنامه‌هایشان متناقض است اما چون به جای عقل، احساسات و آرزوهای توده‏ها را مخاطب قرار می‏دهند چندان در بند سازگاری منطقی گفتارهایشان نیستند. آنها ترجیح می‏دهند به جای بحث منطقی درباره امکان تحقق وعده‏های عریض و طویلشان، به اتهام زدن به رقبا و برانگیختن فرومایه‌ترین احساسات ناظر بر حسادت و انتقام بهره گیرند. در چنین شرایطی شهروندان آگاه و مسوول وظیفه دشوار و خطیری بر عهده دارند. باید یک بار دیگر همانند سال 1392 با عقل و تدبیر بر احساسات خام و لجام‏گسیخته مهار زد تا از بازگشت دوباره فاجعه پوپولیسم جلوگیری کرد.