چالش اصلی اقتصاد دیجیتال در ایران | ساختن یک شبکه لجستیکی کارآمد، یک سرمایه گذاری بلندمدت است
به گزارش اقتصادنیوز، کیوان مأموری: در سالی که تقریباً همه درباره هوش مصنوعی حرف میزنند، یکی از مهمترین مسائل راهبردی اقتصاد دیجیتال ایران همچنان توانایی رساندن یک بسته به دست مشتری است.
این گزاره به معنای کماهمیت بودن هوش مصنوعی نیست. مسئله این است که اقتصاد دیجیتال ایران هنوز با گلوگاههایی مواجه است که در لایهای عمیقتر از نرمافزار قرار دارند.
سالها اقتصاد دیجیتال را بیش از حد یک بازی نرمافزاری تصور کردهایم؛ گویی مزیت رقابتی در اپلیکیشنها، قابلیتهای جدید و تجربه کاربری بهتر ساخته میشود. این منطق در مراحل اولیه بازارها تا حد زیادی درست بود، اما بسیاری از بازارهای دیجیتال ایران دیگر در آن مرحله نیستند.
داشتن یک اپلیکیشن خوب دیگر مزیت رقابتی نیست؛ بلکه شرط ورود به بازی است. استفاده از هوش مصنوعی نیز دیر یا زود برای بخش بزرگی از بازیگران بازار در دسترس خواهد بود. کد میتواند نقطه آغاز خلق ارزش باشد، اما تبدیل آن به تجربهای پایدار برای مشتری بدون زیرساخت ممکن نیست.
در ایران، گاهی اینترنت از دسترس خارج میشود. گاهی پرداخت با اختلال مواجه میشود. و گاهی رساندن یک بسته به دست مشتری، خود به یک چالش رقابتی تبدیل میشود. در چنین محیطی، مزیت رقابتی بیش از آنکه در خلق ارزش شکل بگیرد، در توانایی تحقق آن ساخته میشود.
اگر دسترسی به مشتری و پرداخت دو گلوگاه مهم اقتصاد دیجیتال باشند، لجستیک مهمترین گلوگاه فیزیکی آن است؛ جایی که وعده دیجیتال باید به تجربه واقعی تبدیل شود.

اینکه لجستیک از یک فعالیت پشتیبان به یک قابلیت استراتژیک تبدیل شده، دیگر فقط ادعای فعالان این صنعت نیست. مککنزی نیز در سالهای اخیر از گذار لجستیک و زنجیره تأمین از یک «مرکز هزینه» به یک «منبع مزیت رقابتی» سخن گفته است. اما در ایران، موضوع یک گام فراتر است. اینجا لجستیک صرفاً یک مزیت رقابتی نیست؛ بلکه بخشی از توان اقتصاد دیجیتال برای مقیاسدهی به نوآوری است.
به همین دلیل ساختن یک شبکه لجستیکی کارآمد در ایران، بیش از آنکه یک پروژه عملیاتی باشد، نوعی سرمایهگذاری بلندمدت بر ظرفیت رشد کل اقتصاد دیجیتال است.
تجربه اقتصاد دیجیتال ایران و نمونههایی مانند دیجیکالا، اسنپ و تپسی نشان میدهد که موفقیت در مقیاس ملی، کمتر به داشتن یک اپلیکیشن برتر و بیشتر به توان ایجاد و اداره زیرساختهای عملیاتی و شبکههای ارائه خدمت وابسته بوده است. بسیاری از مهمترین داراییهای این شرکتها، همان چیزهایی هستند که کاربران هرگز آنها را نمیبینند.
سرمایهگذاری مستمر آمازون در انبارها و شبکههای توزیع نشان میدهد که حتی پیشرفتهترین پلتفرمهای دیجیتال نیز بدون قابلیتهای عملیاتی مقیاسپذیر نمیتوانند مزیت خود را حفظ کنند. به همین دلیل، زمان تحویل، هزینه ارسال و ظرفیت پردازش سفارش به موضوعات راهبردی تجارت الکترونیک تبدیل شدهاند.
ساختن یک انبار، شبکه توزیع یا ظرفیت پردازش در مقیاس، شاید به اندازه ساختن یک مدل هوش مصنوعی هیجانانگیز نباشد؛ اما بدون آنها، بخش مهمی از نوآوریهای دیجیتال هرگز به تجربهای پایدار برای مشتری تبدیل نمیشوند.
توسعه چنین زیرساختهایی ساده نیست. این حوزهها سرمایهبر، دیربازده و نیازمند افق بلندمدتاند. در اقتصادی با هزینه بالای سرمایه، عدمقطعیتهای متعدد و پیچیدگیهای ساختاری و رگولاتوری، انتظار شکلگیری این توانمندیها صرفاً بر دوش چند بازیگر خصوصی، واقعبینانه نیست.
اساساً وقتی از «اکوسیستم» سخن میگوییم، از مجموعهای از بازیگران حرف میزنیم که به یکدیگر سرویس میدهند و پیشرفت هرکدام، زمینه گسترش دیگری را نیز فراهم میکند. در یک اکوسیستم سالم، توسعه هر بازیگر به تقویت سایر اجزا نیز کمک میکند و به همین دلیل، ارزش کل از مجموع ارزش تکتک اجزا بیشتر میشود.
چالش اصلی اقتصاد دیجیتال ایران کمبود ایده یا فقدان نوآوری نیست. مسئله آن است که ظرفیت خلق نوآوری و ظرفیت تحقق آن، همپای سایر لایههای اکوسیستم رشد نکردهاند. در نتیجه، توسعه کل اکوسیستم نیز به اندازه همین گلوگاهها محدود میشود.
به همین دلیل، توسعه لجستیک را نباید صرفاً توسعه یک صنعت تلقی کرد. توسعه زیرساختهای لجستیکی، صرفاً به نفع شرکتهای لجستیکی نیست؛ بلکه امکان گسترش تجارت الکترونیک، بازارگاهها، فروشندگان، تولیدکنندگان و در نهایت کل اقتصاد دیجیتال را افزایش میدهد.
نوآوری دیجیتال ممکن است از نرمافزار آغاز شود، اما دوام و گسترش آن به کیفیت زیرساختها وابسته است. و مانند هر اکوسیستم دیگری، اقتصاد دیجیتال ایران نیز نه به اندازه قویترین بازیگرانش، بلکه به اندازه ضعیفترین گلوگاههایش رشد میکند.