جدال احمدی نژاد با مراجع تقلید و روحانیت

کدخبر: 407692
اقتصاد نیوز : دستور احمدی‌نژاد برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها با واکنش مراجع عظام روبه‌رو می‌شود. اما علی‌رغم مخالفت مراجع عظام، احمدی‌نژاد تا دو هفته بر این دستور خود اصرار ورزید.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از مشرق، شناخت‌نامه احمدی‌نژاد، پژوهشی است که به رفتارهای احمدی‌نژاد در عرصه سیاسی و اجرایی می‌پردازد، این پژوهش به نقاط عطف رئیس دولت نهم و دهم می‌پردازد و به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا احمدی‌نژاد تغییر کرده است؟

بسیاری از حوزویان، مراجع و به‌ویژه طلاب جوان در سال ۱۳۸۴ فکر می‌کردند با آمدن احمدی‌نژاد پیوند و تعاملی محکم با حوزه‌ها و آرمان دولت دینی محقق خواهد شد، اما این باور زیاد دوام نیاورد. احمدی‌نژاد نه‌تنها در تصمیمات و اقدامات خود نشان داد که با مراجع فاصله‌ی فکری دارد بلکه تیم احمدی‌نژاد به تخریب مراجع و علما نیز پرداختند. به‌طوری‌که رهبر معظم انقلاب اسلامی در شهریورماه ۱۳۸۸ در دیدار با هیئت دولت فرمودند: «نصیحت علمای دینی را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهی علمای دین، بزرگان دین، مراجع حتّی، نصایحی می‌کنند، درباره‌ی مسائلی توصیه‌هایی می‌کنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ این‌ها را حمل بر محبت و علاقه‌مندی بکنید. ما می‌دانیم، آقایان، بزرگان علمائی که هستند... یک‌وقت توصیه‌ای می‌کنند، از روی علاقه‌مندی است، از روی دلسوزی است؛ این‌ها را خیلی باید قدر دانست.»

احمدی‌نژاد نامه‌ی ورود زنان به ورزشگاه آزادی را اردیبهشت سال ۱۳۸۵ به محمد علی‌آبادی رئیس وقت سازمان تربیت‌بدنی می‌زند. این دستور احمدی‌نژاد برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها، تیتر نخست برخی از روزنامه‌های ایران می‌شود. اما این دستور با واکنش مراجع عظام روبه‌رو می‌شود. اما علی‌رغم مخالفت مراجع عظام همچون آیت‌الله مکارم شیرازی، آیت‌الله نوری همدانی و آیت‌الله فاضل لنکرانی با این امر، احمدی‌نژاد تا دو هفته بر این دستور خود پافشاری می‌نماید.

چند روز بعدازاین اعتراضات، محمود احمدی‌نژاد در سفر استانی به استان زنجان به این واکنش‌ها چنین پاسخ می‌دهد: «بعضی افکارهاست که به نظر من مال اسلام نیست. تعصباتی است که داشته‌ایم دیگر. در صدر اسلام هم کسانی که پیامبر هدایتشان می‌کرد آن‌قدر متعصب بودند که دخترها را به قتل می‌رساندند. نمی‌خواهم الان بگویم که تعصبات ما از آن موقع است. ولی بعضی از آن‌ها از آنجا نیز هست. مثالش این است، من عذر می‌خواهم از ساحت مقدس خواهران. هر جا که بحث فساد اخلاقی می‌شود زود همه می‌گویند خانم‌ها. چرا این‌طور است؟ مگر مردها مشکل ندارند؟ همه، پسر پیغمبرند؟ این‌طوری که نیست. فساد، فساد است دیگر. مرد و زن دارد؟ ندارد. انحراف اخلاقی مرد و زن دارد؟ بعضی‌ها توی ذهنشان این است که ریشه مفاسد زنان هستند. کلاً توی ذهنشان این است. این‌طوری نیست.» او در ادامه با صراحت بیشتری با تفکیک زن و مرد مخالفت می‌کند: «من فکر می‌کنم هر نوع تفکیکی که یک نوع جدایی قطعی را برساند، حتماً به بانوان آسیب خواهد زد. من معتقدم که زن و مرد یک حقیقت‌اند، انسان‌اند.» مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور، جواد شمقدری نیز یک گام جلوتر از محمود احمدی‌نژاد می‌رود و با انتقاد از روحانیون حوزه علمیه قم آن‌ها را به اظهارنظر غیرکارشناسی و بدون تحقیق متهم می‌کند. اما نهایتاً فشارها بر دولت زیاد می‌شود و احمدی‌نژاد از این مسئله کوتاه می‌آیند.

یار نزدیک احمدی‌نژاد؛ یعنی اسفندیار رحیم مشایی اظهارات متعددی داشت که نارضایتی علمای دین را به همراه داشته است. اظهارات او در خصوص اسلام منهای روحانیت، دخالت در امور دینی و فتاوی و ارائه قرائت جدیدی از اسلام و امام زمان، پایان دوره اسلام‌گرایی، تأکید بر ایران باستان و ایران گرایی در عوض اسلام‌گرایی و اظهار دوستی با مردم اسرائیل و همچنین برخی اقدامات ایشان مانند حضور در مجلس رقص، حمل قرآن با دف در یک جلسه زیر نظر ایشان، سبب شد تا مراجع نسبت به او حساسیت داشته باشند. اما احمدی‌نژاد نه‌تنها از مواضع مشایی اعلام برائت نکرد بلکه به‌طور ضمنی و صریح آن‌ها را تأیید و تکرار کرد.

به‌عنوان نمونه مشایی ۱۴ مردادماه ۱۳۸۹ در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان خارج کشور مکتب ایرانی را مطرح کرده بود «دریافت ناب از حقیقت ایمان و حقیقت توحید و حقیقت اسلام، مکتب ایران است. باید ازاین‌پس ما مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم... من باور دارم که واژه ایران ذکر است.» اما ۴۸ ساعت از انتقادات مراجع و علما نگذشته بود که احمدی‌نژاد به دفاع از مشایی پرداخت. احمدی‌نژاد در نخستین فرصت که اتفاقاً در سالن اجلاس سران- همان‌جایی که اسفندیار رحیم مشایی سخنرانی جنجالی‌اش را ایراد کرده بود- دست داد غنیمت شمرد و دو روز بعدازآنکه اظهارات مشایی درباره «مکتب ایران» دردسرساز شد این عبارت را اندکی پس‌وپیش و تأکید کرد: «ایران یک مکتب است».

اما اقدامات احمدی‌نژاد و حلقه‌ی انحرافی محدود به مخالفت با مراجع و علما نبود بلکه اقدام به تخریب آن‌ها نیز کردند. عباس پالیزدار چهره ناشناخته‌ای در عرصه سیاست ایران بود که در سال ۸۷ با انتشار دو سخنرانی از او (در ۱۴ اردیبهشت در دانشگاه بوعلی همدان و هفتم خرداد در دانشکده حقوق دانشگاه شیراز) روی وبسایت‌های خبری به یک‌باره به چهره‌ای جنجالی و خبرساز تبدیل شد. پالیزدار اتهامات اثبات نشده‌ای را علیه بسیاری از شخصیت‌ها و علما شناخته‌شده کشور با ذکر نام به «فساد اقتصادی»، «رانت‌خواری» و در برخی موارد به «فساد اخلاقی» متهم کرد که شکایت‌های بسیاری را به دنبال داشت.

پالیزدار به دلیل افشای اتهامات اثبات نشده به همراه بیش از ۱۰ نفر دستگیر می‌شوند. هیئت قضایی پس از چند جلسه رسیدگی به اتهام‌های متهمان، به استناد دلایل و مستندات پرونده ۹ تن از آنان را مجرم شناخته و رای به محکومیتشان داد. عباس پالیزدار در مجموع ۱۰ سال به زندان محکوم می‌شود. که نهایتاً با تخفیف، محکومیت وی از ۱۰ سال، به شش سال کاهش یافت. 

پس از گذشت سه سال از ماجرا و تحمل بیش از یک سال و نیم زندان، پالیزدار افشا می‌کند که از سوی جریان انحرافی احمدی‌نژاد مورد سوءاستفاده قرار گرفته و این جریان تا جایی از او حمایت کرده که به هدف‌های تبلیغاتی خود برسد. وی نهایتاً پس از آزادی از زندان در گفت‌وگویی به افشاگری درباره عوامل پشت پرده تهییج وی برای سخنرانی‌هایش از طرف تیم احمدی‌نژاد پرداخت.

از دست ندهید
بلیط هواپیما