بازنشر سخنان زنده یاد دکتر فیرحی

عاشورا انقلاب بود یا اصلاحات؟

کدخبر: 434346
شما ای نخبگان دینی و اجتماعی کاری کردید که هیبت جامعه شکسته شد و بازی را باختید. همه چیز در اختیار حکومت قرار گرفته و دین را طوری که می خواهد ارائه می دهد

زنده یاد دکتر داوود فیرحی در نشست «عاشورا و امروز ما» که به همت انجمن اندیشه و قلم در سال گذشته برگزار شده بود، از دریچه جدیدی به عاشورا نگاه گرد. او در این سخنرانی به مساله «فساد و اصلاح در نهضت عاشورا» پرداخته بود و نشان داد که حرکت امام حسین(ع) در عاشورا از چه جنسی است امام با چه هدفی از مدینه خارج شد و در دسته بندی های که به سبک امروز انجام می شود حرکت امام یک رفتار انقلابی است یا اصلاحی؟ ایشان در برابر چه مساله و عارضه ای خروج کردند.در این روز بزرگ اکو ایران به بازنشر این نشست پرداخته است.

 

تماشا کنید:فساد و اصلاح در نهضت عاشورا

 

متن گزیده سخنان دکتر فیرحی درباره فساد و اصلاح در نهضت عاشورا

 

  • در نهضت عاشورا کلمه اصلاح زیاد استفاده می شود و بعضا معنای این کلمات در طول زمان تغییر می کند. برخی متفکران قبل از انقلاب و از جمله مرحوم شریعتی برای حرکت حسینی، واژه «انقلاب» را بکار می برد البته در ادبیات امام حسین(ع) واژه «خروج» وجود دارد و خروج یعنی حرکت و از جای خود تکان خوردن و همچنین امام واژه اصلاح را بکار بردند.

 

  •  اصلاح در ادبیات سنتی در برابر فساد یا افساد است، در نظریات کلاسیک فساد دوگونه است؛ یک نوع تدریجی است مثل زنگ زدن آهن، یعنی حکومت خودبخود از درون بصورت تدریجی فاسد می شود و نوع دوم حالت فساد دفعی و بیرونی دارد که به آن افساد می گوید مثل اینکه بر آهن اسید بریزیم. اصلاح در هر نوع فساد باید عکس آن اتفاق باشد؛ یعنی اگر محتوای صحیح کمرنگ شده باشد باید آن را تقویت و اگر افزوده های خارجی داشته باشد باید آنها را پیراست و زدود.

 

  •  هر جامعه ای معیار خودش را دارد و فسادی که رخ می دهد در تغییر آن معیار است، معیار حسین بن علی(ع) که نگران تغییر آن بود و فساد را تغییر آن می دانست، سنت پیامبر(ص) بود. فساد از نظر امام حسین(ع)، یعنی کم و زیاد شدن سنت پیامبر (ص) و اصلاح از نگاه ایشان یعنی بازگشت به سنت پیامبر. در سالهای پس از پیامبر(ص)، تفسیر وحی عوض شد و سیره پیامبر (ص) را تحریف کردند.

 

  •  از نظر امیر مومنان(ع)، فساد به معنای از جا درآمدن سنت و سیره پیامبر(ص) است، نظم اجتماعی که پیامبر(ص) ایجاد کرده بود مبتنی بر انسان آزاد مومن بود که جامعه را به درستی می سازد.در زمان پیامبر(ص) انسانها آزاد بودند، اگر پیامبر دو معجزه داشت یکی قرآن و دیگری حکومت مبتنی بر قرارداد و توافقات بود. حتی اختلاف و جنگ با یهود هم مبدا پیامبر ن(ص) یست بلکه اختلاف با اوس و خزرج بود که پس از افول تنش، پیامبر(ص) حقوق یهود را برمی گرداند. در مورد مسیحیان بیش از این است و پیامبر (ص) می گوید شما مثل مایید.

 

  •  پیامبر اکرم(ص) دولت را براساس توافق و قرارداد و جامعه مدنی شکل داده بود و دولت کوچک در کنار جامعه بزرگ را شکل می داد اما بنی امیه جامعه را لاغر و حقوق مردم و آزادی انسانها را کاهش و دولت را فربه و مطلقه می کنند.

 

  • در خطبه سیدالشهدا(ع) در منی  می فرماید: «شما ای نخبگان دینی و اجتماعی کاری کردید که هیبت جامعه شکسته شد و بازی را باختید. همه چیز در اختیار حکومت قرار گرفته و دین را طوری که می خواهد ارائه می دهد. اعتبارتان را از دست ندادید جز به خاطر اختلافتان در حق و سنت پیامبر (ص) که موجب گم شدن سیره و راه درست شد.»

 

  •  در هرکشوری چهار وضعیت ممکن است بوجود بیاید: ۱. جامعه قوی و دولت قوی، که هر کدام کار خود را می کند ۲. جامعه ضعیف و دولت ضعیف، نه جامعه می تواند دولت را تغییر دهد و نه دولت جامعه را. ۳. جامعه قوی و دولت ضعیف، که جامعه، دولت را سرنگون می کند. ۴. دولت قوی و جامعه ضعیف که دولت همه فضای فرهنگی، دینی آزادی و حرکتهای اجتماعی را تصرف می کند، دولت هم قانونگذار است و هم مفسر و جامعه را لاغر می کند و به اصطلاح جامعه را می مکد. در این شرایط مردم چاره ای جز چاپلوسی دولت ندارند تا باقی بمانند. دیده می شود بسی نخبگان و علمای دین شرایط دین را تحریف می کنند تا با سلیقه حکومت تطبیق پیدا کند.

 

  •  «جامعه توانش را از دست داد و تبدیل به مستضعفانی شد که در برابر اربابان مطیعند و بخاطر نان شب، کمر خم کردند»، گفت: اینجا مستضعف یعنی کسی که توسط قدرت و حکومت ضعیف شده و جامعه را لاغر و ضعیف کردند تا در حکمرانی هر تقلبی که بخواهند بکنند و حقایق را وارونه جلوه دهند و هر خط و سیاستی که می خواهند بگذارند. هرکس شرورتر و زورگوتر، استوارتر. به هر شهری بروی، منبرهایی وجود دارد که با صدای بلند استبداد را توجیه می کنند. دین در واقع وسیله حکومت شده و بی اعتمادی مردم به نخبگان دینی به دین سرایت می کند و اعتقاد مردم به خدا از دست می رود.

 

  • حرکت امام حسین(ع)، یک حرکت چریکی نیست بلکه یک حرکت گفتمانی و روشنگرانه است، در کوفه نیز شاهد متنی هستیم. کوفیان به دلیل ترس از شام به امام حسین (ع) تمایل داشتند اما جرات میدان داری را نداشتند به همین دلیل فرزدق به امام می گوید: «قلوب کوفیان با توست اما شمشیرهایشان با امویان است». این تناقض کامل درون مردم، نتیجه عملکرد انحرافی حکومت است و سیدالشهدا (ع) می فرماید: «درست است و مردم بنده اموالشان هستند و اگر تناقضی بین دنیا و دین باشد، بسوی دین نمی آیند».

عاشورا

 

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما