فارن افرز منتشر کرد؛

اقتصاد مقاومتی و تنگنای برجام زیر ذره بین

کدخبر: 401205
اقتصادنیوز: اقتصاد ایران تحت فشار تحریم های ایالات متحده، دچار دشواری های شده که سیاستگذاری عمومی کشور را با چالش های قابل توجهی روبرو کرده است.

به گزارش اقتصادنیوز ،  در این سال‌ها جمهوری اسلامی اقتصاد مقاومتی را به عنوان نوعی استراتژی برای مقابله با تحریم‌ها برگزیده است. با روی کار آمدن دولت جو بایدن و زمزمه احیای مجدد برجام، مسئله تحریم ها بار دیگر به کانون مباحث سیاستگزاری عمومی بازگشته است.

به همین بهانه پایگاه تحلیلی فارن افرز (وابسته به شورای روابط خارجی ایالات متحده) با انتشار مقاله ای به قلم جواد صالحی اصفهانی با عنوان «معضل اقتصاد مقاومتی ایران» به بررسی این وضعیت پرداخته است. جواد صالحی اصفهانی، استاد اقتصاد در دانشگاه «ویرجینیا تِک»، پژوهشگر ارشد «اندیشکده بروکینگز» و از تحلیل گران به نام حوزه اقتصادسیاسی ایران است.

11

امیدهای ناکام در تهران

با پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در ماه ژانویه، ارزش واحد پول ایران در برابر دلار بیست درصد افزایش یافت. بسیاری در ایران امید داشتند که پیروزی بایدن به معنای بازگشت به توافق هسته ای سال 2015 و خاتمه کارزار فشار حداکثری باشد که هم زمانی آن با بحران اقتصاد جهانی ناشی از همه گیری ویروس کرونا، شرایط را برای ایرانیان عادی بسیار سخت تر کرده بود. اما تنها با گذشت یک هفته از تصدی پست ریاست جمهوری توسط بایدن، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده اظهار داشت واشنگتن هنوز راهی طولانی برای پیوستن دوباره به توافق هسته ای در پیش دارد. به محض ایراد این سخنان، در تهران، بازارهای ارز به سرعت به این اظهارات واکنش نشان دادند و نرخ دلار دوباره رو به افزایش یافت.

این گونه به نظر می آید که نه دولت بایدن عجله ای برای حل و فصل ماجرا با ایران دارد و نه رهبران ایران علاقه چندانی برای بازگشت فوری به مذاکرات با ایالات متحده از خود نشان می دهند. تحریم ها به روشنی به اقتصاد ایران آسیب رسانده، اما چنان چه دو کشور چنین درک متفاوتی از چگونگی تأثیر تحریم ها بر چشم اندازهای بلند مدت کشور نداشتند، به احتمال زیاد به چنین بن بستی نمی رسیدند.

انتظارات متفاوت از کارزار فشار حداکثری

فشار ایالات متحده علیه اقتصاد ایران از سال 2018 افزایش یافت و از آن زمان در پی نشانه های فروپاشی اقتصاد ایران است. با این حال، در این بین، برخی مقامات بلندپایه در ایران نشانه های دیگری را یافته اند: کشور با اقتصادی مقاوم تر در برابر فشار از بحران خارج خواهد شد و در نتیجه، در آینده از تحریم های ایالات متحده مصون خواهد بود. هر دو طرف یک بازی انتظار را انجام می دهند. اما در این میان هر یک از طرفین انتظارات متفاواتی از نتیجه بازی دارند. برخی در ایالات متحده رنج بردن مردم عادی را به مثابه بمبی ساعتی تلقی کنند که در نهایت ایران را مجبور به خنثی کردنش خواهد کرد. اما نگاه مقامات ایرانی به بازی بلندمدت است بدین ترتیب که رنج بردن در کوتاه مدت هزینه ای است که برای خودکفایی طولانی مدت باید پرداخت شود.

گزندگی تحریم ها

برخی از پیش بینی آمریکایی ها درباره اقتصاد ایران به وقوع پیوسته، اما در مقایل هزینه های زیادی را بر عموم مردم ایران تحمیل کزده و عایدی چندانی برای ایالات متحده نداشته است. تحریم ها موجب کاهش ارزش پول ملی، افزایش تورم و نزول اقتصاد در ایران شد، اما منجر به فروپاشی نشد. افزایش نارضایتی ها منجر به اعتراضات گسنرده شد، اما در نهایت به آن ها خاتمه داده شد  و مقامات تهران را مطیع تر نکردند.

استانداردهای زندگی ایرانیان ابتدا به تدریج و سپس به یک باره کاهش یافته است. ابتدا  از اواسط دهه 1990، کشور به مدت 15 سال شاهد ارتقای سطح زندگی و کاهش چشمگیر فقر بود. اما با اعمال تحریم های ثانویه  علیه ایران توسط باراک اوباما در سال 2011 دهه ای از وخامت اقتصادی آغاز شد و در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ شدت یافت. دستاوردهای اولیه کشور تقریبا از دست رفته است: در سال گذشته ایرانیان دریافتند که به طور متوسط قدرت خریدشان به حد 15 سال پیش از این رسیده است. نرخ خط فقر در حال افزایش است. از سال 2012 به این سو، بیش از 4 میلیون نفر به جمع فقرا پیوسته اند که نزدیک به سه چهارم آنها مربوط به زمان اعمال مجدد تحریم ها علیه ایران توسط ترامپ پس از خروج از توافق هسته ای در سال 2018 است.

بسیاری از طرفداران تحریم ها امیدوارند که این اقدامات موجب رویگردانی و برانگیختگی ایرانیان علیه دولت شود. اما تحریم ها تاکنون چنین تاثیری نداشته است. بر اساس یک نظرسنجی که اخیرا انجام شده، بسیاری از ایرانیان با این مسئله مخالف هستند که پیش از این که ایالات متحده به طور کامل به توافق هسته ای بازگردد، مذاکره با دولت بایدن آغاز شود.

در سال 2011 ، محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور وقت ایران، برای کاستن از شدت درد ناشی از تحریم ها اقدام به پرداخت وجوه نقدی به شهروندان کشور کرد. در مقابل، دولت رئیس جمهور حسن روحانی کمک چندانی نکرده است. تحریم های ترامپ به صورت بسیار جدی تری نسبت به دولت های پیشین به درآمدهای نفتی که منبع اصلی درآمدهای دولت است، ضربه می زند و روحانی هم اعتقادی به پرداخت های مستقیم مالی ندارد. پرداخت های مستقیم نقدی که از سال 2011 آغاز شده هم چنان ادامه دارد، اما از ارزش آنها بسیار کاسته شده است. بدین ترتیب عایدی چندانی به دست طبقات پایین نمی رسد.  طبقه متوسط هم ​​وضعیت بهتری ندارد. تا پیش از اعمال مجدد تحریم ها در سال 2018 ، نزدیک به 60 درصد ایرانی ها می توانستند بر اساس هزینه های مصرفی خود در طبقه متوسط ​​طبقه بندی شوند، اما در حال حاضر کم تر از 50 درصد مشول این طبقه می شوند.

اختلاف در ضرورت پایان تحریم ها

مقامات جمهوری اسلامی نسبت به اوضاع و احوال شهروندان -به ویژه فقرا- بی تفاوت نیستند، اما در مورد ضرورت پایان تحریم ها اختلاف نظر دارد. روحانی، که وابسته به طیف میانه رو است، در هر دو سال 2013 و 2017 با وعده پایان دادن به تحریم های ایالات متحده و ترمیم روابط با غرب انتخاب شد. روحانی به دنبال این است که از وعده ی احیای توافق هسته ایِ بایدن بهره برداری کند، زیرا معتقد است که شکوفایی اقتصادی ایران از مسیر ادغام جهانی و روابط صلح آمیز با غرب می گذرد. اگر روحانی بتواند قبل از انتخاب رئیس جمهور جدید به این توافق دست یابد، این معامله به بهترین وجه امکان پذیر خواهد بود.

13

اما محافظه کاران در برابر این دیدگاه جبهه گرفته اند. برخی در این اردوگاه هیچ گونه علاقه ای به توافق هسته ای نداشتند و آرزوی مرگ کامل آن را دارند. برخی هم دیگر تنها سودای قدرت را دارند و آرزو دارند تنها خودشان  با ایالات متحده مذاکره کنند. اما عده ای دیگر از فناوری پیشرفته و ادغام جهانی استقبال می کنند، اما می کوشند ثابت کنند که ایران می تواند بدون تغییر جهت گیری مجدد نسبت به غرب به این ها دست یابد.

محافظه کاران همسو با دیدگاه سوم که پشتیبانی مقامات عالی را هم دارند، مصمم هستند که به غرب و رقبای داخلی ثابت کنند که ایران بدون در نظر گرفتن تحریم ها و فشارهای حداکثری، قادر است هژمونی آمریکا را در همسایگی خود به چالش بکشد. این گروه استدلال می کند که در صورت بروز هرگونه تحریم، ایران می تواند وابستگی خود را به نفت و غرب کاهش دهد. این همان چیزی است که با عنوان اقتصاد مقاومتی از آن یاد می شود.

عملکرد اقتصاد مقاومتی

محافظه کاران ایران برای تأیید چشم انداز خود استاندارد های زندگی را مورد توجه قرار نمی دهند، بلکه بر عملکرد کلی اقتصاد تأکید می کنند. هفته گذشته بانک مرکزی ایران اعلام کرد این کشور در 9 ماه منتهی به 20 دسامبر سال 2020 رشد اقتصادی مثبتی داشته است. برآوردهای انجام شده توسط مرکز آمار ایران کمی مطلوب تر است: تولید ناخالص داخلی برای مدت 9 ماه در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته 1.2 درصد کاهش یافت، اما در سه ماهه آخر 0.8 درصد نسبت به پاییز قبلی افزایش داشت.

تعجب آور نیست که بخش نفت ایران بیشترین آسیب را دیده است، اما ایده اقتصاد مقاومتی دقیقاً  به کاهش وابستگی کشور به نفت بستگی دارد. سه دهه پیش، نفت بیش از 50 درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل می داد. اما در سال گذشته، این سهم به 15 درصد کاهش یافت. بخش های دیگر اقتصاد در دوره تحریم ها توانسته اند سطح تولید و اشتغال خود را ثابت نگه دارند. حتی بخش تولید بهبود یافته است: تحریم های ترامپ منجر به کاهش درآمدهای ارز شده و بالتبع از حجمن واردات با قیمت مناسب کاسته شده است. تولیدات داخلی کاستی ها را پوشش داده و موجب افزایش تولید، اشتغال و فروش داخلی شده است. اگر تحریم ها مانع از صادرات محصولات شرکت های ایرانی نبود، وضع تولید حتی بهتر هم می شد.

خودبسندگی یا ادغام

به نظر می رسد این دستاوردهای ناچیز شاهدی بر تولد اقتصاد مقاومتی نباشد. اما طرفداران این چشم انداز معتقدند که با گذشت زمان ، به ویژه تحت وضعیت تحریمی، استقلال اقتصادی ایران ممکن است برای مخاطبان داخلی و خارجی ایران قانع کننده تر باشد. برای آن ها ، تحریم ها فقط ابزار رنج کوتاه مدت نیستند، بلکه می توانند کاتالیزوری برای آینده پایدارتر باشند.

14

با این حال، با بر جا ماندن ماندن تحریم ها، ایران می تواند برای آینده ای قابل پیش بینی تنها رشد کندی را داشته باشد.  و اگرچه ممکن است این رشد کند پایدار هم باشد -در حالی که ایران منتظر است ببیند دولت بایدن چه می کند- اما در بلند مدت، جمهوری اسلامی باید قرارداد اجتماعی را که چهار دهه است پایدار است ادامه دهد: یعنی باید به نوعی رشد اقتصادی پایدار و کاهش فقر که کشور قبل از تحریم تجربه کرده است، بازگردد. برای انجام این کار، ایران به ایجاد تعادلی میان بلندپروازی های سیاسی اش - به عنوان یک قدرت منطقه ای که می تواند ایالات متحده را به چالش بکشد- با اهداف اقتصادی خود یعنی تأمین رشد هر چی بیش تر، نیاز دارد.

مفهوم اقتصاد مقاومتی، همانطور که در ایران در حال بحث است، به معنای خودبسندگی و یا خودکفایی مطلق نیست، بلکه این مفهوم نیاز ایران به تجارت و عرضه فراوان نفت و گاز خود را برای واردات و فن آوری های جدید مورد توجه قرار می دهد. باید توجه داشت فراخوان «نگاه به شرق» ممکن است چشم انداز و راه حل مناسبی برای معمای ایران ارائه ندهد. شرق در مبارزه با تحریم های ترامپ چندان دست ایران را نگرفته است: روسیه در نوع خود صادرکننده هیدروکربن است و جز سلاح، چیز چندانی برای ارائه به ایران ندارد. قدرت های اقتصادی آسیا مانند چین، هند، ژاپن و کره هم مانند دیگران از ترس از دست دادن دسترسی به بازارهای ایالات متحده از تجارت رسمی با ایران خودداری کرده اند.

در کوتاه مدت، تا زمانی که جمهوری اسلامی بتواند نارضایتی شهروندان خود را کنترل و مهار کند ، پیش بینی بلینکن مبنی بر این که رفع تحریم ها ممکن است مسیری طولانی داشته باشد، برای کسانی که در تهران مخالف توافق هسته ای هستند خبر بدی به نظر نمی رسد. اما برای دستیابی به یک اقتصاد مقاومتی موثر، ایران به توافق هسته ای نیاز دارد. به همین دلیل، مذاکرات حتی پس از انتخابات ماه ژوئن نیز می تواند پیش برود – دوره ای که دولت روحانی و وزیر امور خارجه توانمندش، محمد جواد ظریف خداحافظی کرده‌اند.

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما