عبور از دکترین چینی ترامپ با ائتلاف آکوس (AUKUS)

حمله دفاعی بایدن به چین

کدخبر: 441847
ترک خاک افغانستان، تاکید بر هدف محوری مهار چین، و در اولویت قرار گرفتن اتحاد‌های قدیمی آنگلوساکسونی در برابر اتحاد‌های اروپایی، از جمله اقدامات و محرک‌های راهبردی کلانی هستند که در تشکیل اتحاد آوکاس نقش کلیدی بازی کرده اند.

به گزارش اقتصادنیوز، در روزهای اخیر قرارداد دفاعی میان ایالات متحده و استرالیا نه تنها اعتراض سخت دولت چین را برانگیخته، بلکه باعث تیره شدن روابط پاریس با این دولت ها شده است. دولت فرانسه نه تنها اقدام به احضار سفیر خود از واشینگتن کرده، بلکه وزیر دفاع این کشور سفر خود را به لندن برای دیدار با وزیر دفاع برتیانیا لغو کرده است.


گزارش اکوایران با تیتر «اثر مسکن چینی ها در بازار مالی آمریکا» را بخوانید؛


 

مسئله جنجال برانگیز در میان تنها به لغو قرارداد 37 میلیارد دلاری خرید زیردریایی توسط استرالیا از فرانسه به واسطه قرارداد جدید خرید زیردریایی های فوق پیشرفته از آمریکا ختم نمی شود، بلکه دولت های آمریکا، بریتانیا و استرالیا توافقنامه دفاعی سه جانبه جدیدی موسوم به آوکاس (AUKUS) امضا کرده اند که هدف از آن مقابله با گسترش نفوذ چین در منطقه اقیانوس آرام اعلام شده است.

در این شرایط، و با توجه به حساسیت هایی که از سوی متحدین ایالات متحده نسبت به این قرارداد به وجود آمده، فضای رسانه ها در ایالات متحده به جبهه موافقین و مخالفین این قرارداد مبدل شده و به واسطه این مسئله سیاست خارجی دولت جو بایدن  مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. در چنین زمینه ای هنری اولسان، تحلیل گر روزنامه واشینگتن پست با انتشار یادداشتی با عنوان «توافق دفاعی جدید بایدن با بریتانیا و استرالیا حمله سختی علیه چین است» با دفاع تمام عیار از این تصمیم دولت، این توافقنامه را گامی مهم در راستای مهار ظهور چین به عنوان مهمترین هدف استراتژیک ایالات متحده توصیف کرده است.

خلق یک موقعیت بی نظیر

به عقیده هنری اولسان در روزهای اخیر، بالاخص به واسطه خروج ناگهانی نیروهای آمریکایی از افغانستان، جو بایدن آشفته و سردرگم به نظر می آید. با این حال بیانیه اخیر او در مورد توافق دفاعی جدید با بریتانیا و استرالیا موفقیت بی نظیری را خلق کرده است. این توافقنامه که به آوکاس معروف شده، دسترسی استرالیا به فناوری زیردریایی هسته ای اختصاصی ایالات متحده را فراهم می کند. این فناوری، که قبلاً فقط با بریتانیا به اشتراک گذاشته شده بود، به استرالیا اجازه می دهد تا زیردریایی های پیشرفته با سوخت هسته ای را خریداری و جایگزین مدل های های قدیمی تر با سوخت دیزل کند. در نتیجه این توافق، استرالیا در حال لغو قرارداد سال 2016 ساخت زیردریایی های دیزلی با پیمانکار فرانسوی برای نیروی دریایی خود است.

1

زیردریایی های هسته ای نسبت به شناورهای دیزلی مزایای قابل توجهی دارند. به عنوان مثال ، برای شارژ مجدد باتری ها نیازی به آمدن به سطح آب و نیازی به سوخت گیری ندارند. زیردریایی های کلاس ویرجینیا قدرت پرتاب 16 موشک توماهاوک را دارند و این باعث ایجاد نوعی مزیت نسبی توان تهاجمی استرالیا در برابر چین شود. این شناورها به طور بالقوه قابلیت حمل سلاح هسته ای هستند، اگرچه اسکات موریسون ، نخست وزیر استرالیا به صراحت اظهار داشت که کشورش به دنبال دسترسی به چنین تسلیحاتی نخواهد بود.

چالشی مستقیم در برابر بلندپروازی های چینی

از نگاه اولسان، آوکاس یک چالش مستقیم در برابر بلندپروازی ها و قابلیت های چین است و این اتحاد جدید تنها یک هدف را نشانه گرفته است و جای تعجب نیست که چین این توافق را به شدت محکوم کرد. این دقیقاً همان شاهکاری است که ایالات متحده باید برای مبارزه با چین انجام دهد. چین هر اندازه که قدرتمند باشد، قادر به رقابت با مجموع قابلیت های ایالات متحده و متحدانش نخواهد بود. دیپلمات های آمریکایی باید به سوی تقویت این اتحادها و افزایش توان نظامی متحدان خود هدایت شوند. هرچه دموکراسی های آسیایی در واکنش به تجاوزات چین متحد شوند، احتمال اینکه چین دست به ماجراجویی های نظامی مانند حمله به تایوان بزند کمتر است.

3

تشکیل بلوک ائتلاف آسیایی

نویسنده مدعیست بایدن اقدامات دیگری را برای مبارزه با تجاوزات چین انجام داده، از جمله فیلیپینِ تحت رهبری رودریگو دوترته، به سمت پکن متمایل شده بود، اما به تازگی روند معکوسی را آغاز کرده است. وزیر دفاع این کشور به تازگی از واشنگتن دیدن کرده تا تجهیزات نظامی پیشرفته ای برای دفاع از منافع خود در دریای چین جنوبی درخواست کند -جایی که چین با وجود حکم دادگاه بین المللی علیه آن ادعای حاکمیت بر آن را دارد.

ایالات متحده همچنین تقویت دفاع تایوان را آغاز کرده است. دولت بایدن ماه گذشته فروش ادوات توپخانه های پیشرفته به این جزیره را تایید کرد، امری که محکومیت پکن را در پی داشت. دولت تایوان از افزایش 8.7 میلیارد دلاری بودجه دفاعی در پنج سال آینده خبر داده است. این امر به منظور گسترش و مدرن سازی توانایی کشور در دفع حملات چین تلقی می شود. در واقع ایالات متحده باید هرگونه سلاح تایوان را به عنوان بخشی از این بسته ارائه دهد تا تعهد خود را نسبت به جلوگیری از گسترش چین به نمایش بگذارد.

همچنان که دولت بایدن به دنبال کشاندن ویتنام به سوی ائتلاف آسیایی خود است. در حالی که ویتنام یک کشور تک حزبی کمونیست است، از لحاظ تاریخی با همسایه بزرگتر خود روابط پرتنشی داشته است. این دو در سال 1979 به مدت کوتاهی در امتداد مرزهایشان جنگیده اند. ادعاهای چین بر دریای چین جنوبی نیز منافع ویتنام در این آبهای استراتژیک را به خطر می اندازد. لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده در ماه ژوئیه به هانوی سفر کرد و طی سالهای اخیر شایعات مبنی بر ایجاد پایگاه دریایی ایالات متحده در ویتنام جهان دیپلماسی را به لرزه در آورده است. ایالات متحده از زمان خروج از پایگاه های خود در فیلیپین در دهه 1990، هیچ پایگاه نظامی ثابتی در نزدیکی دریای چین جنوبی نداشته است. ایجاد مجدد چنین حضور دائمی در منطقه-و گسترش نیروی دریایی برای استقرار نیروهای اضافی-آجر دیگری بر یک دیوار مستحکم ضدچین خواهد بود.

گام های درست و ضروری

به باور نویسنده یادداشت، مهار ظهور چین مهمترین هدف استراتژیک ایالات متحده است. توافق آوکاس نشانه دیگری از آن است که بایدن این ضرورت را درک کرده و گام های مثبت و مهمی را در جهت رسیدن به این هدف برداشته است.

اتحاد انگلویی

از سوی دیگر، تام مک تیگ تحلیلگر آتلانتیک هم با انتشار یادداشتی با عنوان «نظم نوین جهانی جو بایدن؛ تشکیل اتحاد استرتژیک ضدچینی توسط آمریکا، بریتانیا و استرالیا» استدلال کرده که به رغم حملات شدید که به دولت بایدن بابت این زمینه و متهم کردن او به ادامه راه دونالد ترامپ، توافقنامه جدید به نوعی گذار از ترامپیسم و ایجاد ائتلاف های استراتژیک موثر در راستای سیاست مهار چین محسوب می شود.

مک تیگ با الهام از داستان لباس پادشاه هانس کریستین اندرسون یادداشت خود را آغاز کرده است: حتی اگر لباس های کهنه را پوشیده باشد، باز دنیای تازه ای در حال سر بر آوردن است. او اتحاد تازه نظامی میان ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا را «اتحادی انگلویی» تلقی کرده است. اتحادی که در نهایت در جریان یک نشست مشترک سه جانبه میان رهبران این کشورها منجر به اعلام این شد که استرالیا از تصمیم خود مبنی بر خرید زیردریایی‌های فرانسوی منصرف شده و در عوض با آمریکا و انگلستان اتحاد نظامی-امنیتی جدیدی را تشکیل داده است.

0

خنجری از پشت نثار متحد قدیمی

این تصمیم بهت و حیرت فرانسه را به دنبال داشته است. لودریان، وزیر امورخارجه فرانسه از این تصمیم و تشکیل اتحاد جدید میان آمریکا، استرالیا و انگلستان با عنوان «خنجری از پشت به فرانسه» یاد کرده است. در واقع اتفاقات اخیر سبب شده روابط میان فرانسه و آمریکا به پایین‌ترین سطح خود از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی برسد. در فرانسه عده ای معتقدند غرور ملی فرانسوی ها خدشه دار شده است.

6

شکل دادنِ نظم جهانی نوین

با این همه به باور مک تیگ، ورای خشم و کینه دولت فرانسه، مساله‌ اساسی تر نهفته و آن نیت آمریکا، انگلیس و استرالیا در راستای ایجاد یک نظم جهانی نوین و یا دستکم حرکت به سوی آن است. همان گونه که کارل مارکس ‌گفته: «فرمانروایانی که در تلاش برای خلق پدیده‌ای تازه هستند، روح وقایع، امکانات و تحولات گذشته را به خدمت می گیرند». به همین ترتیب ابن کشورها عملا از تمامی امکاناتشان برای تحقق نیازهای جدید خود بهره می‌برند. در این شرایط بایدن سعی کرد تا از فرانسه دلجویی کند و از این کشور به عنوان شریک کلیدی در منطقه هند-پاسیفیک یاد کرده است. هر چند چنین موضع گیری‌هایی تغییری در ماجرا به وجود نیاورد و در نهایت در اعتراض به تشکیل اتحاد نظامی جدید، فرانسه اقدام به احضار سفیر خود از واشنگتن کرد.

دامن زدن بر شکاف تاریخی میان اروپا و جهان آنگلوساکسون

نویسنده معتقدست تشکیل اتحاد نظامی-امنیتی آوکاس به نوعی یک تداوم تاریخی محسوب می شود. بایدن تاکید کرده این سه کشور عضو اتحاد طی صد سال گذشته در نبرد‌های زیادی دوشادوش هم جنگیده اند و مهمترین اعضای اتحاد معروف جامعه اطلاعاتی-امنیتیِ «فایو آیز» نیز به شمار می آیند (فایو آیز اتحادیه‌ای اطلاعاتی آنگلوسفر -کشورهای انگلیسی زبانی که دارای ریشه های تاریخی و فرهنگی مشترک منبعث از جزایر بریتانیا- شامل پنج کشور نیوزلند، ایالات متحده، استرالیا، بریتانیا و کانادا است که شنود الکترنیک از مهمترین وجوه آن است).

2

از نگاه فرانسه به طور خاص، تشکیل اتحاد جدید آوکاس به نوعی دلالت بر اختلافات تاریخی و بنیادی میان اروپا و جهان آنگلوساکسون دارد. یکی از مقامات دولت بایدن که خواسته ناشناس بماند به آتلانتیک گفته: «آمریکا در عمل استرالیا و انگلیس را شرکای قدیمی خود محسوب می‌کند، و این در حالی است که فرانسه متحدی نوپاست».

سودای ایجاد منطقه ای آزاد و دموکراتیک

با این حال مک تیگ یادآوری می کند که در این میان نباید فراموش کرد که تا حد زیادی این اتحاد نظامی-امنیتی جدید توجه خود را معطوف به چین خواهد کرد تا ظرفیت و قدرتی جدید را در منطقه هند-پاسیفیک شکل دهد تا به ادعای بایدن «یک منطقه آزاد و دموکراتیک» را ایجاد کند. در واقع بایدن بر آن است که این منطقه را از حوزه نفوذ و قدرت چین خارج سازد. یک مقام انگلیسی هم به شرط ناشناس ماندن به آتلانتیک گفته ابتدا ژاپن و استرالیا بودند که ایده ایجاد یک منطقه خارج از کنترل چین در هند-پاسفیک را مطرح کرده اند. و این در حالی است که انگلیسی‌ها نیز تشکیل اتحاد جدید را در راستای هدف اعلام شده خود که ب.وریس جانسون آن را از ارکان اصلی سیاست خارجی اش معرفی کرده -ایجاد نظم بین المللی آزاد و لیبرال- می پندارند.

در مقابل، چینی ها به صراحت تشکیل آوکاس را به عنوان عامل تضعیف صلح و ثبات منطقه‌ای معرفی می کنند. سفارت چین در واشینگتن این دولت ها را متهم کرده که هنوز در تصور دوران جنگ سرد به سر می برند و صرفا در پی تنش زایی بین المللی هستند.

گذار از ترامپیسم: اتحادهای جدید به مثابه ابزار اعمال قدرت آمریکا در جهان

نویسنده معتقدست بایدن، درست در تقابل با رویکرد دونالد ترامپ، همواره شایق بوده تا برقراری اتحادهای جدید را به عنوان ابزاری در راستای اعمال قدرت آمریکا در جهان معرفی کند. این در حالی است که ترامپ اصولا تشکیل اتحاد‌ها را نوعی سواری گرفتن دیگر کشور‌ها از موقعیت و جایگاه آمریکا تلقی می‌کرد.

7

به گفته یک مقام انگلیسی: «بایدن باور دارد چین هیچگاه از در اتحاد با غرب وارد نمی‌شود و ما نباید خود را به خواب بزنیم». از نگاه دولت بایدن، تشکیل این اتحاد جدید موجب تثبیت نظمی می شود که دونالد ترامپ آن را از اساس رد می‌کرد. به همین سبب عده ای ایجاد آوکاس را نوعی گذار از عصر ترامپیسم تلقی می‌کنند.

در این شرایط دولت بایدن با همراهی متحدان بین المللی اش، برای مهار چین، تشکیل اتحاد‌های مختلف را از هر مساله دیگری ضروری تر می‌داند. این ماجرا بیش از هر چیز از راهبرد اساسی دولت بایدن مبنی بر مهار چین به عنوان خطرناک‌ترین رقیب آمریکا نشات می گیرد.

نتایج معکوس ادغام در اقتصاد لیبرالی غربی

در سال ۲۰۰۱ آمریکا و دیگر قدرت‌های غربی به شکلی گسترده‌ از ادغام چین در اقتصاد لیبرالی غربی استقبال کردند. آن‌ها بر این باور بودند که از این طریق ساختار‌ سیاسی چین نیز به سمت هنجارهای مطلوب غرب تمایل پیدا کند. با این حال نتیجه‌ای معکوس حاصل شد: به همان میزان که آمریکا و متحدانش ضعیف تر شده اند، چین روز به روز قوی‌تر شده است.

بدین جهت، اکنون آمریکا تصور می کند از طریق تشکیل اتحادهایی نظیر آوکاس به مهار چین پرداخته و به دفاع از ارزش هایی که خود نماد آن ها است به پا خیزد. آمریکایی‌ها همچنان به شکل عمیقی به برتری کشورشان در عرصه جهانی -که به طور خاص پس از جنگ جهانی دوم تشدید شده- باور و تکیه دارند و تا جای ممکن تلاش می کنند که از این موقعیت در برابر هر رقیبی -بالاخص چین دوران فعلی- محافظت کنند.

مهار چین، هدف محوریِ نظم جهانی نوین

تحولاتی از قبیل به قدرت رسیدن ترامپ و پیشروی کارزار برگزیت در سال ۲۰۱۶ -همان سالی که استرالیا توافق خرید زیردریایی ها از فرانسه را امضا کرد- شرایطی را به شکل ناخواسته فراهم کرد که عملا باعث و بانی وضعیت کنونی جهان شده و در عمل آمریکا و استرالیا و انگلستان را به این نقطه رسانده که باید چین را مهار کرد.

9

ترک خاک افغانستان، تاکید بر هدف محوری مهار چین، و در اولویت قرار گرفتن اتحاد‌های قدیمی آنگلوساکسونی در برابر اتحاد‌های اروپایی، از جمله اقدامات و محرک‌های راهبردی کلانی هستند که در تشکیل اتحاد آوکاس نقش کلیدی بازی کرده اند.

یک مقام انگلیسی به آتلانتیک گفته: «زمانی که دست به اقدامات استراتژیک کلان می زنید، به طور طبیعی و به ناگزیر ناخشنودی بخشی از مردم و دسته ای از دولت ها را به وجود می آورید». به همین علت است که برخی تحلیلگران، سوای آن که تشکیل آوکاس را دال بر تداومِ تاریخی میان دولت‌های بریتانیا، آمریکا، و استرالیا می‌دانند، آن را به مثابه نشانه ای از حرکت به سمت یک نظم جهانی نوین نیز تلقی می کنند.

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما