خیز ژئوپلتیکی روسیه و چین

جهان در خطرناک‌ترین بزنگاه

کدخبر: ۵۲۴۳۰۹
اقتصادنیوز: افزایش رقابت ژئوپلتیکی، ایجاد همکاری مورد نیاز برای حل مشکلات جدید جهانی را دشوارتر می کند. با بدتر شدن محیط بین المللی، تنش‌های ژئوپلتیکی افزایش خواهد یافت، همه اینها در شرایط رخ می‌دهد که ایالات متحده ضعیف شده باشد و از مسیر اصلی منحرف.
جهان در خطرناک‌ترین بزنگاه

به گزارش اقتصادنیوز ، در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران از ظهور قدرت ها نوظهور و تلاششان را برای تغییر نظم جهانی به رهبری ایالات متحده می گویند؛ ریچارد هاس، رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا با انتشار یادداشتی در نشریه فارین افرز «دهه‌ خطرناک»  با عنوان ضمن اشاره به این گزاره به پیامدهای حاصل از آن پرداخته و بر این مولفه تاکید دارد که ایالات متحده می بایست برای جلوگیری از فروپاشی نظم حاکم، در گام نخست به شکاف های داخلی پایان دهد. اکو ایران در ادامه این یادداشت را در چهار بخش ترجمه کرده و در ادامه بخش نخست آن منتشر می شود:

چکیده: تلاقی تهدیدهای قدیمی و جدید

«دهه ها است هیچ اتفاقی رخ نداده و هفته هایی هم هستند که دهه هایی را یادآوری می کند». این عبارات به شکلی غیر منتظره به ولادیمیر لنین انقلابی بلشویکی نسبت داده می شود؛ همانی که در روند فروپاشی سریع روسیه تزاری در بیش از صد سال گذشته نقشی فعال داشت. اگر حقیقا این عبارات؛ عبارات اوست، لنین ممکن بود در ادامه، این مقوله را هم اضافه می کرد که چندین دهه هم هستند که در فاصله قرن ها اتفاق می افتند. جهان در میانه چنین دهه ای قرار دارد.

باید گفت به سان سایر پیچ و خم های تاریخی، امروز خطر وقوع بحران بیش از هر چیز ماحصل متزلزل شدن شدید پایه های نظم جهانی خواهد بود. اما بیش از هر لحظه دیگر، این نزول به دلیل تلاقی تهدیدهای قدیمی و جدید است؛ آن هم در شرایطی که ایالات متحده در موقعیت مناسبی برای رویارویی و کنترل رویارویی ها قرار ندارد. از همین رو بحران ها روز به روز تشدید خواهند شد.

خیز ژئوپلتیکی روسیه و چین؛ خطرناک‌ترین لحظه از زمان جنگ جهانی دوم

 

خیز ژئوپلتیکی هولناک

امروز از یک سو، جهان شاهد احیای برخی از بدترین جنبه های ژئوپلتیک سنتی است؛ یعنی رقابت قدرت های بزرگ، جاه طلبی های امپراتوری و دعوا بر سر منابع.  روسیه توسط یک مستبد، چهره ای چون ولادیمیر پوتین رهبری می شود؛ همانی که در آرزوی بازآفرینی حوزه نفوذ روسیه و شاید حتی احیای امپراتوری از دست رفته این کشور است. پوتین برای رسیدن به این هدف تقریبا دست به هر کاری خواهد زد و این توان را دارد تا هرآنگونه که می خواهد عمل کند، چرا که خطوط قرمز داخلی که می بایست بدان پایبند باشد، عمدتا از میان رفته اند.

سسسس

هم‌زمان در دوران ریاست جمهوری شی جین پینگ، چین تلاش هایش برای برتری منطقه ای و بالقوه جهانی را آغاز کرده است و این کشور را در مسیری قرار داده که امکان  رقابت یا حتی رویارویی با ایالات متحده افزایش خواهد یافت. این خیز ژئوپلتیکی هر دم ممکن است با چالش های پیچیده جدید و کانونی در دوران معاصر تلاقی داشته باشند، چالش هایی چون تغییرات آب و هوایی (اقلیمی)، همه گیری ها و گسترش سلاح های هسته ای، پس جای تعجب نیست که پیامدهای دیپلماتیک ناشی از رقابت های فزاینده، همکاری قدرت های بزرگ در میانه چالش های منطقه ای و بین المللی را تقریبا غیر ممکن کرده است؛ حتی اگر این همکاری ها به نفع آنها باشد.

طوفان بی‌پایان

 تصویر پیچیده تر، ترسیم این واقعیت است که دموکراسی و انسجام سیستمی آمریکا تا حد زیادی در خطر است؛ بحرانی که از اواسط قرن نوزدهم تا به امروز بی سابقه قلمداد می شود. این گزاره مهمی است زیرا ایالات متحده تنها یک کشور در میان سایر کشورها نیست؛ این بازیگر رهبری نظمی را عهده دار است که در 75 سال گذشته بر جهان حاکم بود و معادلات را تغییر داده است؛ اما امروز این نظم به تدریج و آهسته از نقطه مرکزی دور می شود. با این حال ایالات متحده تا مادامی که در داخل درگیر شکاف باشد، تمایل و توانایی کم تری برای رهبری در صحنه بین الملل خواهد داشت؛ پس  باید گفت که این شرایط یک دور باطل را ایجاد کرده است.

 طبیعتا افزایش رقابت ژئوپلتیکی، ایجاد همکاری مورد نیاز برای حل مشکلات جدید جهانی را دشوارتر می کند. با بدتر شدن محیط بین المللی، تنش های ژئوپلتیکی افزایش خواهد یافت، همه اینها در شرایط رخ می دهد که ایالات متحده ضعیف شده باشد و از مسیر اصلی منحرف. شکاف هولناک میان چالش های جهانی و واکنش های جهانی، برجسته شدن چشم انداز نبرد قدرت های بزرگ در اروپا و اقیانوس هند و اقیانوس آرام و پتانسیل فزاینده ایران برای نقش‌آفرینی در خاورمیانه، همگی در کنار هم قرار گرفته اند تا خطرناک‌ترین لحظه را از زمان جنگ جهانی دوم تا به امروز را رقم بزنند، حال می توانید مجموعه این تحولات را طوفانی کامل یا دقیق تر طوفانی ناتمام قلمداد کنید.نکته قابل تامل این است؛ هشدار نسبت به خطرهای محتمل به معنای پیش بینی آینده نیست.

در شرایط ایده آل، همه چیز به سمت بهترشدن پیش خواهد رفت. با آن همه رخدادهای خوب به ندرت به خودی خود اتفاق می افتند. برعکس، سیستم ها به حال خود رها می شوند. بنابراین، وظیفه سیاستگذاران ایالات متحده، کشف دوباره اصول و عملکرد دولت داری است آن هم با هدف کنترل قدرت ملی و اقدام جمعی علیه گرایش به بی نظمی. هدف باید مدیریت برخورد ژئوپلتیک قدیمی و چالش های جدید؛ عملکردی منضبطانه در راستای آنچه به دنبالش هستیم باشد و ایجاد ترتیبات یا بهتر است بگوییم نهادهایی که در چارچوبشان اجماع کافی وجود دارد.برای تحقق این ها، واشنگتن باید برقراری نظم را بر تقویت دموکراسی در خارج از کشور در اولویت قرار دهد و همزمان برای تقویت دموکراسی در داخل تلاش کند.

تیتر یک
از دست ندهید
کارگزاری مفید