جنگ بی پایان یا مصالحه مبهم؟ | تلاشهای صلحطلبانه ترامپ کافی نیست | منفعت اوکراین در توقف جنگ است
به گزارش اقتصادنیوز، پس از نزدیک به یک سال تلاش پرهیاهو و متوقفشونده برای برقراری آتشبس در اوکراین، دولت ترامپ همچنان در مذاکرات پایان جنگ مشارکت دارد. در این میان، دشوارترین مسئله مورد مناقشه مانند تمام جنگها، دادن امتیازهای سرزمینی است؛ مفهومی که ترامپ از واژه معاوضه زمین برای آن استفاده میکند.
با اینحال، دیپلماتها همچنان راهحلی عملی برای توافق بر سرالحاق بخشهایی از خاک اوکراین به قلمرو روسیه پیدا نکردهاند.
اقتصادنیوز: به استثنای چند تصمیم محدود، ترامپ تمایلی به فشار بر پوتین برای توافق آتشبس یا عقبنشینی از خواستههای حداکثری خود نداشته است. در حقیقت، ترامپ همچنان معتقد است که این ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین است که مانع اصلی صلح است، نه شخص پوتین.
شکاف عمیق میان طرحهای پیشنهادی
پاول هاکنوس در فارن پالیسی نوشت: تفاوتهای آشکار میان طرح صلح ۲۸ مادهای روسیه که در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، با نسخه بازنگریشده اوکراینی، آمریکایی و اروپایی نشان میدهد که فاصله بین دیدگاههای کییف و مسکو تا چه اندازه زیاد است.
طرح ۲۸ مادهای روسیه خواستار بهرسمیتشناخته شدن تمام بخشهای اشغال شده از خاک اوکراین به عنوان قلمرو روسیه در عرصه بینالمللی است. این طرح همچنین درخواست الحاق کامل استانهای لوهانسک و دونتسک به عنوان خاک روسیه را دارد
در ادبیات سیاسی، چنین طرحی تنها یک اولتیماتوم تسلیمآمیز برای نیروهای اوکراینی به شمار میآید؛ طرحی که روسیه را در موضع برتر و ایدهآل، برای شروع دوباره جنگ در آینده قرار خواهد داد.
منطقه آزاد اقتصادی
در مقابل، اوکراین طرحی ۲۰ بندی را ارائه کرده که خواستار توقف جنگ در خطوط فعلی نبرد است، خطوطی که بعدا به خطوط تماس تبدیل خواهند شد. این طرح هیچ یک از پیشرویهای روسیه در شرق اوکراین یا کریمه را مشروع نمیداند.
اوکراین میگوید که حاضر است بخشهایی از استان دونتسک را که تحت کنترل دارد، به عنوان مناطق غیرنظامی و اقتصادی آزاد بپذیرد؛ اما همزمان خواهان آن است که بخشهای مشابه نیز که اکنون در کنترل روسیه است، شامل توافق شود.
تجربه کوزوو و پیشنهاد تحلیلگر آمریکایی
ادوارد جوزف، تحلیلگر آمریکایی، پیشنهاد میکند که تجربه کوزوو و قطعنامه ۱۲۴۴ شورای امنیت سازمان ملل، میتواند الگوی مناسبی برای ایجاد صلح در اوکراین باشد. این قطعنامه حاکمیت و تمامیت ارضی یوگسلاوی (صربستان و مونتهنگرو) را تأیید میکرد، اما برای کوزوو، خودمختاری قابلتوجه و مدیریت مستقل قائل شد. پس از تصویب قطعنامه با رای متحد شورای امنیت، نیروهای صرب و آلبانیایی کوزوو تخلیه شدند و منطقه تحت اداره موقت سازمان ملل با نیروی امنیتی بینالمللی قرار گرفت.
با گذشت 27 سال، کوزوو همچنان حمایت بینالمللی دارد، اگرچه مقامات منتخب کوزوو عملا حکومت و پلیس خود را اداره میکنند. جوزف میگوید منطق تعویق حل و فصل حاکمیت، یعنی اینکه مالکیت کوزوو در نهایت متعلق به چه کسی است، کلید آرامش نسبی این منطقه از سال ۱۹۹۹ تاکنون است.
طبق این مدل، نیروی بینالمللی حافظ صلح جایگزین بخشی از نیروهای اوکراینی در مناطقی از دونباس میشود که تحت اشغال روسیه نیستند و همه مسائل مربوط به حاکمیت، تا زمان یک رفراندوم در آینده، به تعویق میافتد.
منفعت اوکراین در توقف جنگ است
این طرح به اوکراین اجازه میدهد تا جنگ را متوقف کند و از آسیبهای انسانی و اقتصادی بکاهد، ضمن اینکه مناطق تحت کنترل روسیه به همان صورت باقی میمانند و رفراندومها وضعیت نهایی را مشخص خواهند کرد. حضور نیروهای بینالمللی همچنین میتواند منطقهای حایل و امنیت نسبی برای ساکنان محلی ایجاد کند.
روسیه؛ پذیرش دشوار اما ممکن
چنین طرحی، برای روسیه نیز منفعت خواهد داشت؛ توقف جنگ، حفظ برخی مناطق تحت کنترل و امکان تغییر روایتها به نفع پوتین، برای نشان دادن نتیجه مثبت هزینههای جنگ برای مردم روسیه.
همچنین اگر بخشی از توافق شامل کاهش تحریمها باشد، احتمال همکاری روسیه با آمریکا افزایش مییابد. تجربه روسیه در کوزوو نیز نشان میدهد که مسکو با سازوکار سیاسی چنین فرآیندی آشنایی دارد.
تلاشهای صلحطلبانه ترامپ کافی نیست
با این حال، بسیاری از اوکراینیها چنین طرح را نمیپسندند و آن را با مدل کوزوو مقایسه نمیکنند. آنها معتقدند که وضعیت اوکراین با کوزوو کاملا متفاوت است؛ اول آنکه مناقشه در کوزوو قومی بود، اما در اوکراین اشغال خارجی رخ داده است و روسیه برای الحاق خاک اوکراین تلاش می کند.
همچنین، از دید آنها تلاشهای صلحطلبانه ترامپ عملی نیست، چرا که اساسا ارزیابی اهداف واقعی روسیه در جنگ اشتباه صورت گرفته است. از منظر آنها اصلیترین مانع برای پایان دادن به جنگ، مسئله سرزمین نیست، بلکه خواست روسیه برای تسلط کامل است.
بر اساس این طرح، قرار است در آینده رفراندومی در شرق اوکراین و کریمه برگزار شود تا سرنوشت نهایی این مناطق مشخص شود.
یک مصالحه با ابهام بهتر از یک جنگ بیپایان است
با این وجود، کارشناسان میگویند که این دوره از مذاکرات فعال، ارزشمند است؛ چرا که آمریکا و اروپا ممکن است با فراهم کردن شرایط آتشبس، به مردم اوکراین فرصت تنفس دهد؛ امری که زلنسکی مدتهاست به دنبال آن است.
از سویی، این احتمال وجود دارد که پوتین درک کند که نمی تواند کل اوکراین را تصرف کند یا قلمرویی بزرگتر از آنچه اکنون در اختیار دارد را داشته باشد.
اولف برونبائر، مدیر مؤسسه لیبنیتز در رگنسبورگ، میگوید: یک مصالحه با ابهام ، بهتر از یک جنگ بیپایان است. اما او تاکید میکند که روسیه تا کنون با حسن نیت مذاکره نکرده و فشار نظامی ندارد.
برگزاری رفراندوم به معنای مشروعیت بخشی به اقدامات مسکو است
پیتر هریس، استاد علوم سیاسی، معتقد است که رفراندوم پیشنهادی با چند مشکل اساسی روبهرو است. اول اینکه هیچیک از طرفین نمیخواهند سرنوشت بخشیهایی از خاک یک کشور، از طریق رأی مردم تعیین شود. از نگاه اوکراین، چنین رفراندومی میتواند به معنای مشروعیت بخشی به روسیه تلقی شود.
از سویی دیگر، شرایط میدانی نیز قابل اعتماد نیست، چرا که بسیاری از شهروندان فرار کردهاند و روسیه جمعیت طرفدار خود را در مناطق مورد نظر مستقر کرده است.
علاوه بر این، عضویت دائم روسیه در شورای امنیت باعث میشود هر فرآیندی که تحت نظارت سازمان ملل برگزار شود، به نفع مسکو تمام شود.
جان ففر، کارشناس سیاسی میگوید این طرح تنها وقتی برای اوکراین جذاب است که در موضع ضعف قرار داشته باشد. اما برای پوتین جذابیت ندارد، چون روسیه عملا کنترل و حاکمیت مناطق تحت اشغال را تثبیت کرده است و نیازی به این مصالحه ندارد.
ارسال نظر