جنگ ایران؛ مانع تحقق رویای ترامپ درباره کوبا | تغییر رژیم به سبک ونزوئلا ممکن است؟ | روبیو رهبری کارزار فشار حداکثری را برعهده دارد
به گزارش اقتصادنیوز، دولت ترامپ به صورت کاملا آشکاری به دنبال پیاده کردن سناریو ونزوئلا، در کوباست. واشنگتن می خواهد تا ازین طریق، زمینه ایجاد تغییرات رهبری سیاسی در کوبا را نیز فراهم کند. با این حال، دلایل قانعکنندهای وجود دارد که نشان میدهد چنین رویکردی احتمالا به موفقیت نخواهد رسید.
فشار حداکثری به رهبری روبیو
رابرت بورل و وارول کایهان در نشنال اینترست نوشتند: به هدایت مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، واشنگتن در حال اجرای یک کارزار فشار حداکثری علیه کوبا، با هدف واداشتن این کشور به تغییر رژیم است. روبیو در ۲۱ می و در اقدامی بیسابقه، پیامی ویدئویی را به زبان اسپانیایی خطاب به مردم کوبا منتشر کرد. روبیو در این پیام رهبر این کشور را به کمونیسم محکوم کرد و حکومت را به بهرهبرداری از مردم برای منافع اقتصادی خود متهم ساخت.
یک روز بعد، او اعلام کرد که کوبا تهدیدی علیه امنیت ملی آمریکا است و این مسئله مستلزم اقدام فوری است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز بهطور ضمنی احتمال استفاده از نیروی نظامی علیه هاوانا را مطرح کرده است.
شکاف میان سیاستهای دولت و افکار عمومی آمریکا
اگرچه این موضع تهاجمی ممکن است در میان بخشهایی از جمعیت پرشمار کوباییتبار ایالت فلوریدا محبوبیت داشته باشد، اما در سطح افکار عمومی آمریکا، بازتاب گستردهای نداشت. مؤسسه نظرسنجی YouGov در ماه فوریه یک نظرسنجی را از بیش از هزار آمریکایی صورت داد و دریافت که شمار مخالفان تحریم نفتی آمریکا علیه کوبا، بیش از موافقان آن است.
در این میان، مخالفت داخلی در آمریکا با مداخله نظامی حتی بیشتر از تحریمهای نفتی است؛ بهگونهای که ۶۱ درصد از پاسخدهندگان با هرگونه اقدام نظامی مخالف بودهاند، در حالی که تنها ۱۳ درصد از آن حمایت کردهاند.
از سویی، تصور این که نحوه پیشبرد جنگ در ایران، که در داخل آمریکا با استقبال چندانی مواجه نشده، توانسته باشد دیدگاه شمار زیادی از شهروندان آمریکایی را در این زمینه تغییر دهد، دشوار است.
سیاست واشنگتن در قبال کوبا طرفدار ندارد
اوضاع دیدگاه جامعه بینالمللی نسبت به اهداف سیاست خارجی آمریکا در قبال کوبا، حتی از این هم بدتر است. سازمان ملل متحد بهطور منظم با صدور قطعنامههایی، «محاصره اقتصادی، تجاری و مالی» آمریکا علیه این کشور جزیرهای را محکوم کرده است.
در تازهترین رأیگیری که در اکتبر ۲۰۲۵ برگزار شد، ۱۶۵ کشور به پایان دادن به این تحریمها رأی مثبت دادند، هفت کشور با این پیشنهاد مخالفت کردند و دوازده کشور نیز رأی ممتنع دادند.
دو قدرت اصلی که همچنان در تقابل با سیاستهای واشنگتن قرار دارند، روسیه و چین هستند. با این حال، منافع این دو کشور در کوبا محدود بوده و بیش از آنکه ناشی از منافع ملموس اقتصادی یا راهبردی باشد، ریشه در رقابت ژئوپلیتیکی آنان با واشنگتن دارد.
آمریکای لاتین؛ در میانه همراهی و مقاومت
در این میان، در حال حاضر تنها دو کشور از آمریکای لاتین، یعنی آرژانتین و پاراگوئه از سیاست آمریکا در قبال کوبا حمایت میکنند. این کشورها که در مقایسه با سال ۲۰۲۴، موضع خود را در سازمان ملل تغییر دادهاند. به علاوه، اکوادور نیز به این اقدامات رأی ممتنع داده است؛ اتفاقی که از افزایش تمایل برخی دولتهای منطقه به همراهی با سیاستهای موسوم به دکترین دانرو دولت ترامپ حکایت می کند.
در مقابل، بازیگران اصلی منطقه همچنان بهشدت با سیاست واشنگتن مخالفند؛ بهویژه دولتهای چپگرا و سوسیالیست برزیل، کلمبیا و مکزیک.
اسپانیا، برزیل و مکزیک در ۱۸ آوریل با انتشار بیانیهای مشترک خواستار اقدام فوری برای حل بحران شدید انسانی در کوبا شدند؛ بحرانی که به اعتقاد آنان، نتیجه سیاستهای واشنگتن است. به گفته این کشورها، چنین سیاست هایی مغایر با حقوق بینالملل هستند.
صدای رسانهها هم درآمد!
در این میان، برخی رسانههای مهم بینالمللی مانند الجزیره، اقدامات دولت ترامپ علیه کوبا را بسیار مشابه راهبردی که پیشتر در قبال ونزوئلا به کار گرفته شد، میدانند. با این حال، همانگونه که در ادامه خواهیم دید، چنین تصوری هم بیش از اندازه خوشبینانه به نظر میرسد.
ناکامی سیاستهای کمونیستی و سوسیالیستی و گسترش فقر
تردیدی نیست که میان کوبا و ونزوئلا از منظر تاریخی و سیاسی شباهتهای قابل توجهی وجود دارد. هر دو کشور در قرن نوزدهم از طریق انقلابهای مردمی برای کسب استقلال از اسپانیا مبارزه کردند. همچنین دو جامعه میراثهای فرهنگی مشترک فراوانی در حوزههایی همچون مذهب، زبان و ترکیبهای قومی دارند.
همچنین هر دو کشور در دهههای اخیر، دورههایی از حکومتهای کمونیستی یا سوسیالیستی را تجربه کردهاند. فیدل کاسترو در سال ۱۹۵۹ کنترل هاوانا را به دست گرفت و چهار دهه بعد، هوگو چاوز در سال ۱۹۹۹ در کاراکاس به قدرت رسید.
نویسنده مدعی شد: این دو جنبش پوپولیستی که تحت رهبری شخصیتهای کاریزماتیک شکل گرفتند، وجوه مشترک فراوانی دارند. هر دو با حمایت گسترده مردمی قدرت را به دست آوردند، اما در ادامه به نظامهای اقتدارگرا و سرکوبگر تبدیل شدند.
با وجود محبوبیت اولیه، ناکامی سیاستهای کمونیستی و سوسیالیستی موجب گسترش فقر ساختاری شد و سپس برای حفظ قدرت سیاسی، سرکوبهای شدید و گسترده در دستور کار قرار گرفت.
تفاوت الگوی مهاجرتی
این تجربههای پرهزینه سیاسی همچنین به شکلگیری موجهای بزرگ مهاجرت منجر شد؛ بهگونهای که میلیونها نفر از شهروندان این کشورها ناچار به ترک وطن شده و در سراسر منطقه پراکنده شدند.
با این حال، ابعاد و مقاصد این مهاجرتها یکسان نبوده است. بزرگترین جامعه مهاجران کوبایی درآمریکا سکونت دارد. بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۴، حدود ۱٫۶۷ میلیون مهاجر کوبایی وارد آمریکا شدهاند.
در مقابل، بحران مهاجرتی ونزوئلا همواره گستردهتر بوده است. شمار پناهجویان و مهاجران ونزوئلایی حدود ۸ میلیون نفر برآورد میشود که بخش عمده آنان به کشورهای همسایه مهاجرت کردهاند؛ از جمله حدود ۲٫۵ میلیون نفر به کلمبیا و ۱٫۵ میلیون نفر به پرو.
تغییر رژیم به تحولات داخلی بستگی دارد
بنابراین، با وجود شباهتهای قابل توجه میان کوبا و ونزوئلا، تفاوتهای ساختاری، سیاسی و ژئوپلیتیکی میان دو کشور باعث میشود تا تکرار سناریوی ونزوئلا در کوبا چندان محتمل نباشد. مخالفت گسترده جامعه بینالمللی با تحریمها، نبود اجماع در داخل آمریکا و ویژگیهای خاص نظام سیاسی کوبا، موفقیت راهبرد فشار حداکثری واشنگتن را با تردیدهای جدی روبهرو کرده است. از این رو، چشمانداز تغییر رژیم در کوبا بیش از آنکه به فشار خارجی وابسته باشد، به تحولات داخلی این کشور گره خورده است.