«تخریب گروهی» در صداوسیما | لیست وطنفروشها از دید صداوسیما؛ از زیباکلام و عباس عبدی تا محمد فاضلی و مهدی نصیری
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، خبر ساعت 21 روز 19 خرداد ماه پس از آنکه تصویر محو شدهای از صادق زیباکلام، تقی آزاد ارمکی، محمد فاضلی، عباس عبدی، علی شریفی زارچی و مهدی نصیری روی صفحه پشت سر مجری قرار گرفت، مجری در انشایی بلندبالا، با اشاره به مقالهای از ریچارد نفیو(معمار تحریمهای ایران در زمان اوباما) که تأکید دارد بمباران ایران فایده ندارد؛ فشارها را زیاد کنیم، منتظر بمانیم و اجازه دهیم ایران خودش را شکست دهد، گفت: «به نظر میرسد آمریکاییها در این منتظر ماندن چشم امید زیادی به وطنفروشها دارند؛ وطنفروشهایی که با فاصله گرفتن از روزهای داغ جنگ دوباره سر و کله آنها پیدا شود. کسانی که بعد از کودتای 19 دی تلاش زیادی برای سفیدشویی آمریکا و رژیم صهیونیستی کردند».
به این بهانه باید در خصوص «سواد رسانهای» و «اصول نقد منصفانه» نکاتی را به رسانه ملی یادآوری کنیم. اولین نکته این است که چرا شش نفر با دیدگاههای مختلف و حتی متضاد را در کنار هم قرار میدهید و یک عنوان کلی «وطنفروش» به آنها میدهید؟ چرا استادان دانشگاه و منتقدان سیاسی که در داخل ماندهاند و به برخی عملکردها نقد دارند را در کنار افرادی قرار میدهید که محل زندگی آنها هزاران کیلومتر از ایران فاصله دارد و در جنگ اخیر رسما در کنار متجاوزان به ایران قرار گرفتهاند؟
بر فرض که به یک یادداشت عباس عبدی یا یک مصاحبه محمد فاضلی نقد دارید یا اشکالی اساسی را وارد میدانید، یکی از اصول مهم در سواد رسانهای این است که به جای برچسبزدن به دیگری، درباره رفتارها، ادعاها و شواهد صحبت کنیم. یعنی به جای اینکه فرد را با یک صفت کلی تعریف کنیم، بهتر است دقیق بگوییم با کدام نظر، ادعا یا اقدام او مشکل داریم. رویکرد رسانهای سالم میگوید «من با این موضع او مخالفم چون…» یعنی هر نقدی باید به داده، نقلقول دقیق یا نمونه مشخص تکیه کند. وقتی بحث بر پایه شواهد باشد، احتمال سوءبرداشت و تخریب شخصی کمتر میشود.
از سوی دیگر، اظهارات کلی و منفی درباره افرادی که دیدگاههای متفاوتی دارند، معمولاً بیش از آنکه به روشنگری و درک متقابل کمک کنند، به سادهسازی مسائل و دوقطبیسازی جامعه دامن میزنند. در چنین رویکردی، تفاوتهای ظریف فکری نادیده گرفته شده و جامعه به دو گروه مطلقِ «حق و باطل» یا «ما و آنها» تقسیم میشود. این سادهانگاری مانع از دیدن واقعیتهای چندبعدی میشود و فضایی را ایجاد میکند که در آن هرگونه صدای متفاوت، بهسرعت به عنوان تهدید یا مخالفتِ خصمانه تعبیر میگردد.
یکی از پیامدهای مخرب این نوع نگاه، قالببندی یکدست افراد است. انسانها و دیدگاههایشان هرگز در قالبهای پیشساخته و صلب نمیگنجند؛ افراد را نمیتوان صرفاً بر اساس یک تفاوت فکری، سیاسی یا عقیدتی در دستهای واحد قرار داد و برای همه آنها انگیزهها و ویژگیهای یکسان متصور شد. درون هر جریان فکری، طیف وسیعی از سلایق، منطقها و رویکردها وجود دارد و نادیده گرفتن این تنوع، نهتنها از انصاف به دور است، بلکه شناخت واقعی جامعه را ناممکن میسازد.
هنگامی که نقد از حوزه «اندیشه» به حوزه «تخریب شخصیت» یا «برچسبزنی» منحرف میشود، ارزش علمی و اخلاقی خود را از دست میدهد. اگر هدف فهم بهتر مسائل، حل تعارضات و تعامل مسئولانه در یک جامعه پویا است، اتخاذ زبانی دقیقتر، منصفانهتر و ملایمتر یک ضرورت اجتنابناپذیر است. زبان رسانه و گفتارهای عمومی باید به سمتی حرکت کند که فضا را برای نقد علمی و تضارب آراء باز نگه دارد. تنها با پرهیز از ادبیات حذفی و احترام به قواعد گفتوگوی منصفانه است که میتوان بستری برای رشد آگاهی جمعی و انسجام اجتماعی فراهم آورد.
لذا زبان رسانه و گفتارهای عمومی باید بهگونهای باشد که راه را برای نقد علمی، گفتوگوی عقلانی و تضارب آراء باز نگه دارد. رسانهها و صاحبان تریبون، به دلیل تأثیری که بر افکار عمومی دارند، مسئولیتی دوچندان در انتخاب واژهها و نحوه بیان خود بر عهده دارند. نقد، زمانی سودمند و سازنده است که متکی بر استدلال، شواهد و تحلیل باشد؛ نه بر برچسبزنی، حذف نمادین یا بیاعتبار کردن کسانی که دیدگاه متفاوتی دارند. هرگاه فضای عمومی به جای استدلال، بر هیجان و طرد استوار شود، امکان فهم متقابل کاهش مییابد و جامعه از مسیر گفتوگوی سالم فاصله میگیرد.
جامعه پویا و بالغ، جامعهای نیست که در آن همه یکسان بیندیشند، بلکه جامعهای است که بتواند اختلافنظرها را بدون تخریب و تحقیر مدیریت کند. احترام به کرامت افراد، حتی در میانه اختلافات جدی، یکی از پایههای اصلی همزیستی مسئولانه است. در چنین فضایی، هم امکان اصلاح خطاها بیشتر میشود و هم اعتماد عمومی تقویت میگردد؛ زیرا افراد احساس میکنند بدون ترس از حذف و برچسب میتوانند در گفتوگوهای اجتماعی مشارکت کنند.
اقتصادنیوز: عباس عبدی عنوان کرد: ظاهرا یکی از مراکز نظرسنجی در مورد تجمعات شبانه خیابانی سنجش کرده و اندکی بیش از ۵۰ درصد مردم در کل کشور حداقل یک یا دو بار در این تجمعات شرکت کردهاند.