یک جامعه شناس: جامعه ایران به جای ساختن آینده، آن را رصد میکند | آینده برای جامعه از افق قابل ساخت به وضعیت مبهم تبدیل شده است
به گزارش اقتصادنیوز، در سالهایی که سرعت تغییرات اجتماعی و اقتصادی از توان پیشبینی بسیاری از افراد فراتر رفته، نگاه به آینده برای بخشی از جامعه ایران بیش از آنکه یک افق روشن باشد، به تجربهای مبهم و پراضطراب تبدیل شده است؛ تجربهای که در آن، مردم به جای ساختن فردا، بیشتر در حال رصد نشانههای امروز و مدیریت نگرانیهای لحظهای هستند.
مریم زارعیان، جامعهشناس در بخشی از گفتگو با اقتصادنیوز میگوید: مسئله اصلی امروز جامعه ایران نه صرفاً بحرانهای مقطعی، بلکه فرسایش توان جمعی برای تصور آینده است؛ فرسایشی که به گفته او، رفتار اجتماعی را از «کنش آیندهساز» به «واکنش روزمره» سوق داده و چشمانداز عمومی را تیرهتر کرده است.
اقتصادنیوز:مریم زارعیان، جامعهشناس، معتقد است جامعه ایران بیش از آنکه با ترس جنگ مواجه باشد، زیر فشار فرساینده «انتظار برای روشن شدن آینده» زندگی میکند.
فرسایش توان تصور آینده در جامعه
این جامعهشناس در گفتوگو با اقتصادنیوز با تأکید بر اینکه مسئله اصلی جامعه ایران در شرایط کنونی «بحران آیندهمندی» است، گفت: مهمترین تغییر در سالهای اخیر این است که آینده برای بخش قابل توجهی از مردم، از یک افق قابل طراحی به یک وضعیت مبهم و غیرقابل پیشبینی تبدیل شده است.
وی افزود: در چنین شرایطی، جامعه بهتدریج از حالت «آیندهساز» به حالت «آیندهخوان» تغییر میکند؛ یعنی به جای آنکه آینده را بسازد، مدام آن را رصد و تفسیر میکند.
این جامعهشناس تصریح کرد وقتی امکان برنامهریزی بلندمدت تضعیف میشود، رفتار اجتماعی نیز دستخوش تغییر میگردد.
وی گفت: در چنین وضعی، افراد بیشتر به سمت تصمیمهای کوتاهمدت و واکنشی حرکت میکنند و اولویت اصلی، مدیریت شرایط موجود به جای طراحی آینده خواهد بود.
او افزود این تغییر فقط اقتصادی نیست، بلکه در سبک زندگی، روابط اجتماعی و حتی نحوه تصمیمگیریهای خانوادگی نیز قابل مشاهده است.
غلبه اضطراب و زندگی در لحظه
این تحلیلگر اجتماعی ادامه داد یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، افزایش اضطراب اجتماعی و زندگی در لحظه است.وی گفت وقتی آینده مبهم میشود، ذهن جمعی به جای برنامهریزی، درگیر «پایش مداوم وضعیت» و دنبال کردن اخبار و نشانههای تغییر میشود.او افزود این وضعیت باعث میشود سطح اطمینان روانی جامعه کاهش یابد و احساس ثبات در زندگی روزمره تضعیف شود.
تضعیف سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
این جامعهشناس با اشاره به پیامدهای گستردهتر این روند گفت کاهش امکان پیشبینی آینده، بهتدریج بر اعتماد اجتماعی نیز اثر میگذارد.
وی افزود وقتی افراد نتوانند چشمانداز روشنی از آینده داشته باشند، تمایل به همکاری جمعی، سرمایهگذاری بلندمدت و اعتماد به نهادها نیز کاهش پیدا میکند.
به گفته او، این وضعیت میتواند در بلندمدت به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.
او می گوید: چالش اصلی جامعه ایران در شرایط فعلی، بیش از آنکه ناشی از یک بحران مشخص باشد، به «ضعف در تصور آینده» مربوط است؛ ضعفی که اگر تداوم پیدا کند، میتواند هم توان تصمیمسازی فردی و هم ظرفیت کنش جمعی در جامعه را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد.
ارسال نظر