کدخبر: ۳۳۰۸۸۸ لینک کوتاه

ضربات مهلک و همزمان عرضه و تقاضا بر پیکره بازار نفت

اقتصادنیوز: بازار نفت مثل هر بازار دیگری نهایتا متاثر از دو عامل عرضه و تقاضاست. در سه ماه اخیر دو شُوک سنگین از طرف هر دو عامل بر بازار نفت وارد شده است.

نخست، شیوه ویروس کرونا ابتدا در چین و سپس در سراسر جهان منجر به تلاش دولت ها بر مهار گستردگی این ویروس شده است. لازمه ی این امر محدود کردن رفت و آمد مردم بوده است و در نتیجه فعالیت اقتصادی در بسیاری از نقاط جهان به طرز بی سابقه ای دچار "توقف ناگهانی" شده است. این امر به کاهش شدید تقاضا برای نفت و فراورده های نفتی انجامیده است. دوم، در پاسخ به این کاهش تقاضا، کشورهای عضو اوپک و رقبای هم سنخ نفتی خود (روسیه) نتوانستند بر سر کاهش عرضه توافق کنند. در نتیجه، محدودیتهایی که اوپک و روسیه به طرق مختلق از سال 2016 به بعد بر تولیدات نفتی خود اعمال کرده بودند، یک شبه نادیده گرفته شد و تولید کنندگان نفت اوپک وارد یک جنگ تمام عیار تولیدی و قیمتگزاری در بازار نفت شدند. نه تنها شُوک تقاضای متاثر از شیوه ویروس کرونا بی سابقه است، بلکه شدت افزایش تولید نفت در هفته ی های اخیر نیز کم سابقه می باشد. همزمانی این دو شُوک با یکدیگر ضربه ای مهلک و بدون پیشینه ی تاریخی بر قیمت نفت می باشد که بازگشت از آن احتمالا مدت بسیار طولانی به طول خواهد انجامید. متاسفانه – یا خوشبختانه – سیاست گذاران کشورمان چاره ای ندارند جز اینکه حرکت به سمت اقتصاد بدون نفت را تسریع کنند. در این یادداشت به جنبه هایی از همزمانی شوک تقاضا و عرضه و عواقب آن برای بازار نفت خواهیم پرداخت.

شُوک تقاضا:

در سه ماه گذشته ابتدا چین و در هفته های اخیر بقیه ی دنیا خود را بر سر یک دو راهی یافته اند: نخست، مهار کردن شیوع ویروس کرونا با محدود کردن رفت و آمد مردم و در نتیجه تحمیل کاهش شدید فعالیت های اقتصادی و دوم، اتخاذ موضعی سهل انگارانه در برابر این ویروس به امید اجتناب از پذیرفتن هزینه های سنگین اقتصادی. رفته رفته اغلب حکمرانان پس از مواجهه با پتانسیل این ویروس برای ضربه ی سنگین به سلامت عمومی به سمت سیاست های اخذ شده توسط چین گرویده اند و سیاست های مهار کننده را – اگرچه غالبا با جدیت کمتری – اعمال کرده اند. امید سیاست گذاران این است که اعمال سیاست های مهار کننده به مدت چند هفته و یا حتی چند ماه در نهایت فرصت گذار از این ویروس و بازگشت به شرایط عادی تر اقتصادی را فراهم کند.

آنچه که تا کنون مشهود است یک "توقف ناگهانی" (Sudden Stop) در فعالیت اقتصادی در سطح جهان است که هیچ سابقه ای در تاریخ معاصر ندارد. پیش از این، مقوله ی "توقف ناگهانی" در مباحث اقتصادی مختص جابه جایی سرمایه بین المللی به کشورهای در حال توسعه بوده است. اما آماری که به مرور از شاخص های اقتصادی از بزرگترین اقتصاد های دنیا منتشر می شود بیانگر این توقف ناگهانی در فعالیت های اقتصادی می باشد.

برای مثال، شاخص فعالیت بخش های تولید (Manufacturing) و خدمات (Services) در چین در ماه فوریه بزرگترین سقوط یک ماهه ی خود را تجربه کرد و به کمترین سطح در تاریخ این داده ها رسید.

1

منبع: اتحادیه ی لوجیستیک چین، پایگاه داده ی بلومبرگ، مارچ 2020

همچنین در آمریکا، در یک هفته ی منتهی به 27 مارچ، بیش از سه میلیون شهروند خود را به عنوان بیکار جدید ثبت کردند. چنین جهش ناگهانی در میزان بیکاری در آمریکا بی سابقه است. پیش از این، شدیدترین جهش افراد بیکار در مارچ 2009 بود که حدود 600 هزار نفر طی یک ماه به عنوان بیکار ثبت نام کردند.

2

منبع: وزارت کار آمریکا، پایگاه داده ی بلومبرگ، مارچ 2020

این داده ها فقط نمونه هایی از توقف ناگهانی فعالیت اقتصادی در سراسر دنیا می باشند. به احتمال زیاد، سال میلادی 2020 شاهد شدیدترین رکود اقتصاد جهانی، هم از نظر شدت و هم از نظر گستردگی خواهد بود. طبیعتا، شدت این رکود تاثیر مستقیمی بر تقاضا برای کالاهای اولیه، از جمله نفت، گاز و فلزات داشته و خواهد داشت. به طبع این امر، شاخص قیمت کالاهای اولیه در هفته های گذشته به پایینترین سطح خود در چهار دهه ی گذشته رسیده است. قیمت نفت که در روزهای نخست سال جاری میلادی در واکنش به شهادت سردار سلیمانی به بالای 70 دلار رسید، از آن زمان با کاهش حدود 70 درصدی به زیر 25 دلار رسیده است.

3

منبع: تامسون رویترز، پایگاه داده بلومبرگ، مارچ 2020

شُوک عرضه:

آنچه ضربه ی شدیدتری بر پیکره ی بازار نفت نسبت به دیگر کالاهای اولیه تحمیل می کند، جنگ نفتی است که در راستای افزایش بیش از پیش تولید به راه افتاده است. این مسابقه ی تولید پس از عدم وصول توافق میان کشورهای عضو اوپک و روسیه مبنی بر کاهش عرضه در پاسخ به کاهش تقاضا جرقه خورد. به نظر میاید که روسیه مخالف کاهش بیشتر عرضه بوده است، چرا که در پنج سال گذشته ای که اوپک+روسیه مدام در جهت حفظ توازن در بازار نفت، تولیدات نفتی خود را کم کردند و یا ثابت نگه داشتند، تولید کنندگان صنعت شیل آمریکا بیشترین بهره را از حفظ توازن بازار و بالا ماندن قیمت نفت بردند. از سال ۲۰۱۶ که استراتژی اوپک از حفظ سهم بازار به حفظ قیمت تغییر پیدا کرد، سهم اوپک از بازار جهانی به مرور زمان از حدود 35% به 28% کاهش پیدا کرده، در حالی که سهم آمریکا از تولیدات نفت جهانی از زیر 9% به بیش از 13% افزایش پیدا کرده است.

 

4

منبع: دپارتمان انرژی آمریکا، پایگاه داده  بلومبرگ، مارچ 2020

با پایان یافتن توافق محدودیت تولید اوپک+روسیه، همه ی کشورهای تولید کننده به دنبال حداکثرسازی تولیدات نفتی خود می باشند. در این راستا عربستان سعودی، تولیدات نفتی خود را از 9 میلیون و هفتصد هزار بشکه در روز پیش از شکست مذاکرات، به 12 میلیون و سیصد هزار بشکه در روز خواهد رساند. حداکثر تولید روزانه ی عربستان در تاریخ بازار نفت، یازده میلیون بشکه در روز در نوامبر 2018 بود. بقیه ی کشورهای تولید کننده نفت نیز تلاش خواهد کرد سطح تولیدات خود را به حداکثر ظرفیت ممکن برسانند. طبیعی است، در شرایطی که تقاضا برای نفت تحت تاثیر از توقف ناگهانی اقتصاد جهانی دچار کاهش شدید شده است، افزایش ناگهانی عرضه ی نفت، ضربه ی مهلکی بر قیمت نفت وارد می کند.

اگرچه تغییر استراتژی ناگهانی روسیه و عربستان در بازار نفت در هفته های گذشته قطعا جنبه های ژئوپلیتیک نیز دارد، اما از گمانه زنی درآن مورد پرهیز می کنیم. آنچه از نظر اقتصادی عیان می باشد، هدف قرار دادن تولید کنندگان شیل آمریکاست که هزینه ی تمام شده ی تولید نفت شان حدود 40 دلار می باشد. طبیعتا اگر قیمت نفت به مدت حدود یک سال زیر 40 دلار باقی بماند، بسیاری از تولید کنندگان شیل آمریکا مجبور به خروج از بازار می شوند و بازار نفت در نهایت به یک توازن نسبی بر خواهد گشت.

اما آنچه در کوتاه مدت به احتمال زیاد نظاره گر خواهیم بود، شدیدترین عدم توازن در تاریخ بازار نفت می باشد. اگر برنامه های اعلام شده ی کشورهای تولید کننده را مدنظر بگیریم، تولید جهانی نفت در ماه های آینده به احتمال زیاد به حدود 105 میلیون بشکه در روز (از حدود 100 میلیون بشکه در روز در آخر سال 2019 میلادی) خواهد رسید. با احتساب اینکه اقتصاد جهانی در سه ماه دوم سال میلادی نسبت به سال گذشته انقباض حداقل پنج درصدی را تجربه خواهد کرد، مصرف روزانه ی نفت احتمالا به زیر 95 میلیون بشکه در روز خواهد شد. عدم توازن حدودا ده میلیون بشکه درروز در تاریخ بازار نفت بی سابقه است. بزرگترین مازاد عرضه ای که نویسنده در تاریخ داده های نفتی مشاهده کرده، مازاد 3 میلیون بشکه در سپتامبر 2005 است.

5

منبع: آژانس بین المللی انرژی، پایگاه داده ی بلومبرگ، آخرین داده در نمودار بیانگر انتظارات نویسنده از سطح عرضه و تقاضا در ماه های پیش رو است، مارچ 2020

طبیعی است که در شرایط وجود چنین عدم توازن شدیدی، قیمت نفت به شدت تحت فشار باشد. به نظر نویسنده، شرایط عدم توازن چندین ماه به طول خواهد انجامید و در این حالت قیمت نفت می تواند به سطوحی بسیار پایینتر از قیمت های نازل کنون برسد. با توجه به اینکه ظرفیت انبارها و نفتکش های نفتی رو به تکمیل شدن است، مازاد شدید نفت در بازار می تواند قیمت نفت را به سمت تک رقمی شدن سوق دهد. در دنیا ظرفیت انبار حدود یک میلیارد و پانصد میلیون بشکه در روز وجود دارد – معادل حدود پانزده روز تولید صد میلیون بشکه در روز. بر اساس تخمین شرکت داده ی کپلر، تا دو هفته ی پیش حدود 70 درصد ظرفیت انبارهای نفتی جهان به کار گرفته شده بود. این بدان معناست که اگر به مازاد عرضه ی ده میلیون بشکه در روز برسیم، ظرفیت تمام انبارهای نقتی دنیا در عرض چهل و پنج روز پر خواهند شد.

بازار نفت روزهای سختی پیش رو دارد. حتی در صورت گذار از شرایط استثنایی کرونایی در اقتصاد جهان، بازگشت مستمر قیمت نفت به بالا 50 دلار در کوتاه مدت بسیار بعید به نظر می رسد. سیاست گذاران کشورمان چاره ای ندارند جز اینکه در حرکت اقتصاد به سمت رهایی از وابستگی به نفت تعجیل کنند، چرا که حتی در صورت یافتن فرصت هایی برای فروش نفت در شرایط سخت تحریم، این "طلای سیاه" به دورانی طلایی اش باز نخواهد گشت.

این مطلب برایم مفید است
24 نفر این پست را پسندیده اند