کدخبر: ۳۴۸۳۸۸ لینک کوتاه
لینک کوتاه کپی شد

چرا ایران هم خواهان فعالسازی مکانیزم ماشه است؟

​ایران در بافت موقعیت ناشی از یک ماتریکس پیچیده قرار دارد؛ ساختار فشار به ایران لایه های مختلفی را در بر می گیرد؛ این لایه های مختلف در حوزه های گوناگون معنادار می شود. حوزه های داخلی، منطقه ای و بین المللی با بافت پیچیده و بسیار مخاطره انگیزی برای نظام جمهوری اسلامی ایران و عناصر موجود در ان شکل گرفته است.

در داخل کشور ما شاهد فضایی هستیم که در آن رادیکالیزم نو محافظه کارانه (طیف احمدی نژاد ) در قالب نوانقلابیون بروز و ظهور پیدا می کند. نوانقلابیونی که ارزش های انقلابی را باز تعریف کرده و نه در جنبه ایجابی بلکه در جنبه سلبی هویت بخشیده است. این نوانقلابیون تمام انقلابی گری را در مبارزه با ایالات متحده امریکا و رودر رویی با این کشور تعریف می کنند و آن را به عنوان یک باور موجه و صادق و یک اصل مقدسی به مثابه یک تابو نگاه می کنند و هر چیزی را با این معیار می سنجند.

دولت در ایران دارای اعوجاجات خاصی است؛ دولت به معنای State در ایران نه بیانگر حاکمیت و حکومت مردم در این سرزمین بلکه به معنای قوه مجریه که رییس قوه مجریه یعنی رییس جمهور اگرچه به عنوان شخص دوم مملکت معرفی می شود اما در واقع یک هماهنگ کننده مسائل اجرایی در کشور بیشتر نیست؛ در عرصه سیاست خارجی نیز دولت و دستگاه دیپلماسی آن تحت نظر دستگاه های فرادولتی در قالب حکومت قرار دارند. بنابراین وزیر خارجه کشور در شرایطی قرار دارد که باید همه دیدگاه های خود را با این نیروهای فرادولتی که یکی از بخش های آن سپاه است؛ هماهنگ کند. پس بر اساس آنچه در داخل وجود دارد؛ چه دولت نومحافظه کار احمدی نژاد روی کار باشد، چه دولت اصلاح طلب سید محمد خاتمی و چه دولت میانه روی حسن روحانی تفاوتی در اصل برنامه وجود ندارد.

البته باید در هر تحلیلی این معنا را هم از این منظر مورد توجه قرار دهیم که در وضعیت کنونی ظریف به عنوان فرمانده دیپلماسی کشور تحت فشار رادیکالیزم داخلی است. در سطح بین المللی نیز این معنا وجود دارد که امریکا به عنوان ابر قدرت باقی مانده از متن قبلی نظم بین الملل در حال شکل گیری در نظم نوین جهانی است. در این نظم نوین جهانی امریکا خواهان آن است که بتواند هژمونی خود را بر گستره وسیعتری بگستراند. در این بین مانع اساسی آن در فلات ایران و حد فاصل خلیج فارس و خلیج عدن جمهوری اسلامی ایران است که بارها ایالات متحده امریکا و سیاست های آن را در مناطق جغرافیایی منطقه ای و بین المللی زیر سئوال برده است و چهار دهه است شعار «مرگ بر امریکا» سر می دهد و پرچم این کشور را زیر پاهای پیادگان قرار می دهد. حال در این برهه امریکا با تحریم های کمر شکن و فلج کننده و فشار حداکثری در تلاش است زمینه هایی را فراهم کند که ایران یا نشسته تسلیم شود و یا ایستاده به درگیری نظامی تن دهد. امریکا از سال 2018 به دنبال آن است که با تبدیل دکترین محدود سازی همکاری های بین المللی با ایران و محاصره منطقه ای آن به دکترین چالش ایران به عنوان دشمن نظام بین الملل زمینه های برخورد نظامی به آن را فراهم سازد. اکنون این زمینه ها در نزد افکار عمومی در بخش نخبگان و توده ها در لایه های مختلف نظام بین الملل از مرکزیت امریکا و واشنگتن تا عمق استراتژیک افکار عمومی آن در ایران دنبال می شود. بر همین اساس ایران شعار«نه مذاکره و نه جنگ» را مطرح می کند.

علاوه بر این اکنون شاهد ایجاد صحنه ای هستیم که در آن از منظر بعد میانی یعنی منطقه ای، اسرائیل زمینه های محدود سازی ایران را از منطقه تا داخل ایران دنبال می کند. چنانچه حملات اسرائیل به صورت مستقیم به مواضع ایران در سوریه و عراق شکل می گیرد و اکنون تردیدهای بسیار جدی در ارتباط با کشانده شدن این حملات از بیرون مرزها به درون مرزهای ایران به وجود آمده است.

 در چنین وضعیتی آقای ظریف راهکار اساسی را در این می بیند که قبل از اینکه امریکایی ها مکانیزم ماشه را فعال کنند، در فعال کردن آن تبادر ورزد تا از جنبه انفعالی خارج شود . او حال که به خوبی می داند برجام نمی تواند در فشار رادیکالیزم داخلی و فشارهای فزاینده بین المللی جان به در برد؛ به دنبال آن است که زمینه هایی را ایجاد کند که :

1-      دولت را از مظان اتهام در ارتباط با مذاکره در قالب برجام به هر قیمت قرار ندهد 

2-      نسبت به ایالات متحده امریکا پیش دستی کند، زیرا که آنها در آژانس بین المللی انرژی هسته ای موفقیت به دست آورده و با وجود مقاومت چین و تا حدودی روسیه در شورای امنیت سازمان ملل این امکان بسیار قوی است که امریکا بتواند زمینه های ایجاد فضای ضد ایران را بر اساس قطعنامه 2232 باردیگر فراهم کند.

3-      اگر ماشه فعال و به ایجاد کمیسیون حل اختلافات بینجامد منجر به ایجاد فضای محدوی برای مذاکره شده و دریچه ای در این زمینه نیز باز می شود.

این سه هدف عمده ،دو هدف فرا دولتی است و در کنار آیک هدف دولتی برای این رویکرد وزارت خارجه ایران و تلاش برای فعال سازی مکانیزم ماشه قابل تصور است.

در نهایت، به نظر می رسد که آینده مملو از حوادث و شگفتی سازها خواهد بود به هر تقدیر هر آنچه به انتخابات ایالات متحده امریکا در نوامبر امسال و انتخابات ریاست جمهوری 1400 نزدیک می شویم این شرایط تشدید خواهد شد و ایران وارد تونل و یا زیرگذری برای عبور از وضعیت موجود به وضعیت دیگری قرار می گیرد که می تواند ترسیم کننده آینده ایران در سده آتی باشد .

منبع: کانال تلگرامی عصرما

 

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند