کدخبر: ۱۷۸۰۱۹ لینک کوتاه

واشنگتن پست: سیاست «رژیم چینج» در ایران شکست خورد

روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی تحلیلی نوشت که اگرچه دولت آمریکا از تغییر نظام در ایران سخن می‌گوید، باید بداند که تلاش برای روی کار آوردن دولتمردانی دیگر در ایران، همچون تجربیات گذشته واشنگتن در افغانستان، عراق و سوریه به تحقق اهدافش منجر نخواهد شد و حتی خصومت بیشتر ملت‌ها و ادامه تنش میان دو کشور را در پی خواهد داشت.

به گزارش «ایسنا» به نوشته روزنامه واشنگتن‌پست، دونالد ترامپ به هیچ‌وجه طرفدار ایران نیست. وی که در دوران رقابت‌های انتخاباتی‌اش وعده داد توافق هسته‌ای با ایران را پاره خواهد کرد، پس از آنکه دست‌کم درحال حاضر از انجام این وعده ناتوان مانده است، به همراه حامیانش و دولت با سروصدای زیاد از تغییر نظام در ایران سخن می‌گوید.

تام کاتن سناتور جمهوری‌خواه در ماه ژوئن گفت که سیاست واشنگتن باید تغییر نظام در ایران باشد. وزیر دفاع آمریکا نیز چندین بار گفته است سه تهدید اصلی در برابر آمریکا، ایران است، ایران است و ایران. دیگر مقام دولت آمریکا که از این سیاست صحبت کرده، رکس تیلرسون وزیر امور خارجه است که گفته بود واشنگتن به دنبال تغییر نظام در ایران است.

هرچند این صحبت‌ها تنها لفاظی هستند و واشنگتن تاکنون مشخص نکرده در صورت رسیدن به هدفش قصد دارد چه کسانی را جایگزین کند و آیا تغییر نظام در ایران سودی هم در پی دارد. به‌عنوان مثال تغییر نظام به روی کار آمدن کسانی منجر می‌شود که در قبال آمریکا دوستانه‌تر هستند؛ چنین اتفاقی بعید است. همان‌طور که تجربه‌های اخیر آمریکا در افغانستان، عراق و لیبی برای کمک به براندازی حکومت‌ها نشان می‌دهد، تغییر نظام معمولا به روی کار آمدن یک دولت دوستانه‌تر و همکارتر در کشورهای مورد هدف منجر نمی‌شود و به عکس، می‌تواند به ایجاد مشکلات بی‌شمار از جمله ادامه درگیری، سقوط کشور و ظهور گروه‌های متخاصم قدرتمند بینجامد. این یک واقعیت است، چه علنی باشد چه مخفیانه، تلاش‌های آمریکا برای بیرون راندن بشار اسد از سوریه گواهی است بر این حقیقت. واشنگتن‌پست در ادامه نوشت: «تلاش برای تغییر نظام یک خواسته فریب‌دهنده برای کشور قدرتمندی چون آمریکا است، چراکه واشنگتن فکر می‌کند قادر خواهد بود با رهبرانی وارد تعامل شود که اهداف آن را دنبال می‌کنند.

دلیل آن هم، این است که این اشتراک منافع به بهبود روابط و حذف هر دلیلی برای ادامه تنش‌ها در آینده منجر خواهد شد.» اما یک نکته وجود دارد؛ سرنگون کردن یک دولت خارجی برای آمریکا، معمولا بخش آسان روند تغییر نظام است، اما دست یافتن به نتایج مطلوب سخت است. در چنین شرایطی قدرت مداخله‌‌کننده یک رهبر خارجی را در کشور مورد هدفش روی کار خواهد آورد که پس از به قدرت رسیدن به‌طور قطع با واقعیات سیاسی مدیریت کشور روبه‌رو خواهد شد و باید پاسخگوی شهروندانش باشد در حالی که موظف است اهداف قدرت مداخله‌کننده را نیز محقق کند.

در نهایت نیز، اغلب آنها درمی‌یابند که راضی کردن مخاطبان داخلی‌شان آنها را در تقابل با حامیان خارجی‌شان قرار می‌دهد. مخاطبانی که اگر از آنها روی برگردانند ممکن است به رویشان اسلحه بکشند و حامیانی که اگر به آنها پشت کنند، به دنبال تغییرشان خواهند رفت که سرانجام به بروز دوباره تنش میان دو کشور می‌انجامد.

دیکتاتورهایی که از بیرون گماشته می‌شوند، در برابر این دوراهی شکننده‌ترین هستند زیرا آنها حمایت کمی از داخل دارند و بیشتر به حامیان خارجی خود وابسته‌اند. بنا بر این، روی کار آوردن یک نظام دیگر درمان تمام دردها نیست و انتقال قدرت دموکراتیک که از بیرون مهندسی می‌شود معمولا شکست می‌خورد.

براساس این گزارش، هر کسی که در ایران بیاید بسیار احتمال دارد که این سیاست‌ها را دنبال کند، زیرا اینها در میان شهروندان ایران محبوب هستند. یک نظرسنجی جدید نشان داد که 81‌درصد ایرانی‌ها معتقدند این کشور باید برنامه هسته‌ای‌اش را توسعه دهد و 68 درصد نیز بر این باورند که ایران باید به دنبال افزایش نقشی باشد که در منطقه ایفا می‌کند. از این رو، تغییر نظام ایران به تغییر فاحش سیاست‌های ایران یا پایان درگیری‌هایش با واشنگتن منجر نمی‌شود، همان‌طور که در افغانستان، عراق و سوریه این‌گونه نشد و آمریکا باید این واقعیت را درک کند.