کدخبر: ۳۰۰۴۷۵ لینک کوتاه

​۵ دلیل برای آنکه بدانید عصر جدید یک برنامه ضعیف است

​اقتصاد نیوز:عصر جدید هفته گذشته با برنده شدن خانم فاطمه عبادی به پایان رسید، برنامه‌ای که توانست در طی مدت پخشش به تعداد بسیار بالایی از بینندگان رسیده و رای‌های میلیونی به‌دست بیاورد.

به گزارش اقتصاد نیوز و به نقل از چرخان، علی‌رغم استقبال نسبتا خوبی که به واسطه حضور چهره‌های معروفی چون احسان علی‌خانی و یا موضوع کلی برنامه به‌دست آمد، عصر جدید در مقایسه با نمونه‌های استاندارد این چنینی یک شوی ضعیف تلویزیونی قلمداد می‌شود. برنامه‌ای که دارای نقاط ضعف ریز و درشت زیادی بوده که سبب می‌شد بسیاری آن را جهت گذراندن اوقات فراغت خود انتخاب نکنند.

۱- یک کپی ناقص و ضعیف!

بر هیچ‌کسی پوشیده نیست که عصر جدید، کپی برنامه مشهوری چون آمریکن گات تلنت بود که البته در بسیاری از کشورهای دیگر و به‌صورت لوکال هم تهیه و پخش می‌شود. تقریبا همه چیز از تعداد داورها گرفته تا نحوه رای دهی و حتی قابلیت کارت طلایی که همان گلدن بوزر است، با ناشی‌گری محض تقلید شده و سازندگان برنامه حتی به خودشان زحمت تغییرات جزئی هم ندادند.

در واقع خیلی راحت می‌شد با کارهایی ساده همچون عوض کردن تعداد داوران، فرم رای دهی، امتیازات خاص و… نه تنها انگ تقلید محض را از بین برد، بلکه ساختاری شکیل‌تر و متناسب‌تر با فرهنگ و انتظارات داخلی ساخت که وجه تمایز مثبتی هم برای برنامه قلمداد شود. تقریبا به جز اسم برنامه، شاکله کلی کار عاریه‌ای بود و ای کاش اسم را هم قرض می‌گرفتند تا شاهد نام عصر جدید نباشیم! امری که در وهله نخست شما را به یاد اسم سینما می‌اندازد و پس از  آن ممکن است به یاد مجله‌های فناوری بیفتید که هیچ مسمای درستی برای یک برنامه کشف استعداد ندارد. واقعا چرا عصر جدید؟! واژه‌ای نامانوس‌تر از این هم ممکن است؟!

۲- حضور بی‌فایده احسان علی‌خانی

در برنامه‌های بزرگ بین المللی، جریان مسابقه بیشتر از همه در دست داوران است که با ایجاد چالش بین آن‌ها، رقابت جذاب‌تر هم می‌شود. صرفا یک مجری جهت اعلان برنامه و نظم دادن به روند حضور شرکت کنندگان وجود دارد که در جایگاهی پس از داوران می‌ایستد.

اما در عصر جدید تنها به خاطر پر رنگ کردن چهره احسان علی‌خانی، جایگاهی جدید و غیرضروری ایجاد شد تا صرفا برنامه با حول مدیریت (و نه مجری‌گری) وی بچرخد. از آنجایی که علی‌خانی دوست نداشت در نقش مجری (پس از داوران) بایستد و از سویی با توجه به تهیه کنندگی و همچنین جایگاهی متفاوت، علاقه‌ای به حضور در کنار سایر داوران و هم سطح شدن با آن‌ها نیز نمی‌دید، پس یک مقام مخصوص به‌وجود آمد تا بتواند در همه چیز و همه بخش نظر بدهد و جریان مسابقه را هم هدایت کند.

البته در اینجا مقصود ما نقد شخصیت وی نیست، چرا که توانایی و تسلط او در اجرای برنامه‌هایی چون ماه عسل اثبات شده اما ایجاد چنین جایگاهی در این مسابقه، یک امر غیر ضروری و حتی زائد بود که سبب ایجاد مکالمه‌هایی اضافه، طولانی شدن برنامه و خارج شدن رشته کلام و مدیریت داوران شده و تبدیل به نقطه ظعفی بزرگ برای برنامه‌ای با چنین محتوایی گردید. به‌قولی وی تلاش کرده بود تا ماه عسل را هم تا حدی چاشنی این برنامه کرده و با بال و پر دادن به قصه‌های احساسی برخی حاضرین، یک آش عجیب و غریب بپزد!

۳- داورانی که جذاب و کارشناس نیستند!

پروسه انتخاب داوران در عصر جدید مشخص نبود اما از آنجایی که وزن زیادی از برنامه‌های این چنینی به نظر آن‌ها بستگی دارد، پس حضور حتی یک داور بی کیفیت هم می‌تواند کل برنامه را تحت تاثیر قرار دهد. متاسفانه در عصر جدید، تا پایان رقابت‌ها هیچ‌کدام از داوران نتوانستند نه تنها وزنی به برنامه بدهند، بلکه با رفتارهای احساسی و حتی متناقض در طول برنامه، آن را از اساس دچار تناقض کردند.

نگاهی به سابقه و شاکله کاری داوران نشان می‌دهد که این افراد در حدی نبودند که بتوانند بر روی موضوعات کلی نظر داده و تجربه‌ای هم در این بین نداشتند. شاید یک بازیگر بتواند کار یک کمدین را نقد کند اما برای نقاش، ورزشکار یا شعبده باز چطور؟

مثلا شما شخصیتی چون امین حیایی را با داوری چون سایمون در آمریکن گات تلنت مقایسه کنید، همین جاست که متوجه می‌شوید امین حیایی هرچقدر در بازیگری خوب است، در داوری خوب نیست! یا فردی چون بشیر حسینی که از همان ابتدای برنامه با صحبت‌هایی که می‌کرد، نشان می‌داد برای چنین جایگاهی ساخته نشده است! رفتارهای اکثر داوران بر پایه احساسات بود و یا تحت تاثیر نظر سایرین و حتی احسان علی‌خانی قرار گرفته و دچار خدشه می‌شد. در پایان هر اجرا هم کلیت نظرات نه تنها غیرتخصصی و خسته کننده بود، بلکه با بیان نظرات تکراری و کلیشه‌ای، از جذابیت رقابت می‌کاست و حتی در برخی مواقع که یک اجرا نیاز به نقد صریح داشت، با توجه به حال شرکت کننده تلاش می‌کردند به نوعی رعایت ادب به وی را جانشین وظیفه اصلی خویش و در نتیجه پایین آوردن کیفیت کلی مسابقه نمایند.

۴- محدودیت زیاد در نمایش!

شاید بتوان به جرات اذعان کرد که بیش از ۸۰ درصد نمایش‌هایی که در برنامه‌هایی چون آمریکن گات تلنت قابلیت پخش و اجرا دارند در عصر جدید حتی نمی‌توانستند بر روی صحنه بیایند. البته کسی انتظار ندارد که صدا و سیمای ایران با تغییر جهت ۱۸۰ درجه‌ای اقدام به پخش چنین نمایش‌هایی کند اما خب نتیجه چنین محدودیتی، پایین آمدن بسیار زیاد در سطح کیفیت آن برنامه خواهد شد.

در برنامه‌ای که خواننده حتی نمی‌تواند ساز خودش را نشان دهد، آیا می‌توان انتظار شوهای آن چنانی و خارج از عرف را داشت؟ یک کمدین از بسیاری چارچوب‌های اخلاقی و سیاسی مدنظر آن سازمان نمی‌تواند خارج شود و با توجه به پوشش تعریف شده، بسیاری از نمایش‌ها قابلیت اجرا ندارند و یا ضعیف‌تر نشان داده می‌شوند. حتی اگر به بزرگ‌ترین برنده آمریکن گات تلنت که شین لیم، یک شعبده باز آسیایی بود نگاه بیندازیم، متوجه می‌شویم وی نیز نمی‌توانست در عصر جدید حاضر شود، چرا که شعبده خودش را با ورق انجام می‌داد که پخش آن در صدا و سیمای کشورمان مجاز نیست و حتی اجازه حضور در بازار به‌صورت رسمی را هم ندارد!

۵- طولانی و بی قاعده بودن برنامه

به‌طور حتم قسمت فینال و همچنین اعلام برنده نهایی را بایستی نقطه اوج یک رقابت دانست که بیننده بیشترین شوق و رضایت را از دیدن‌شان داشته باشد، اما این دو قسمت به‌قدری بد، طولانی و بی قاعده پخش شد که برای دنبال نکردن فصل بعدی عصر جدید به تنهایی کافی به‌نظر می‌رسد.

ابتدا ۵ فینالیست، در ساعاتی طولانی و با پخش غیر زنده (در صورتی‌که بایستی زنده باشد) به اجرای برنامه پرداختند و مشخص بود که طبق آنونس عصر جدید، بایستی مدت زمان اجرای آن‌ها طولانی‌تر از حد عادی باشد. اما همین امر تبدیل به پاشنه آشیلی برای برخی از آن‌ها گردید چرا که اجرای طولانی، سبب از حوصله خارج شدن برنامه شده و حتی بسیاری تا انتها دیگر آن را دنبال نکردند!

به طور مثال اجرای خواننده نوجوانی که بسیار هم با استعداد بود، برای یک آهنگ کافی به‌نظر می‌رسید ولی وی دو آهنگ خواند و جدا از آنکه چرا موسیقی دوم به زبان ترکی خوانده شد که اکثر بینندگان چیزی نمی‌فهمیدند، این طولانی شدن بر روی نظر بینندگان (با توجه به صدای وی که هنوز پخته نشده بود) تاثیر بسیار منفی گذاشت. یا اجرای سعید فتحی روشن به‌قدری کش داده شد که اگر در یک برنامه مانند آمریکن گات تلنت بود، در همان مرحله مقدماتی ۴ ضربدر از داوران می‌گرفت، چه برسد که به فینال رقابت‌ها برسد!

روز اعلام فرد برتر هم که دیگر تبدیل به جُنگی خانوادگی شده بود که به هرچیزی شباهت داشت به‌جز برنامه استعداد یابی! از پرحرفی‌های بسیار زیاد و غیرضروری علی‌خانی گرفته تا برنامه‌هایی که جذابیت خاصی نداشتند. جالب اینکه در این بین اخبار شبانگاهی هم پخش می‌شد و این گونه به نظر می‌رسید که کلا آنتن شبکه ۳ در اختیار عصر جدید است و سایرین مثل میان برنامه‌ای کوتاه می‌آیند و می‌روند! در واقع اعلام برنده فینالی که می‌توانست در یک ساعت جذاب و هیجانی به پایان برسد، در چندین ساعت طولانی و خسته کننده برگزار شد تا پایان عصر جدید هم مانند طول برگزاری‌اش، یک اثر ضعیف و صرفا الکی وقت پرکن باشد!

عصر جدید موفق می‌شود؟

این برنامه مشکلات دیگری هم داشت، مثلا اینکه شما با جایزه دادن در اپلیکیشنی چون روبیکا بخواهید بینندگان را ترغیب به رای دادن کنید، یک ضعف محسوب می‌شود چرا که برنامه بایستی آن قدر جذاب باشد تا بیننده به خاطر آنکه رایش را در نتیجه و انتخاب برترین فرد موثر می‌داند، به‌صورت اتوماتیک شرکت کرده و وعده جایزه، دلیلی برای این کارش نباشد. چنین امری، معیار تعداد بینندگان و محبوبیت برنامه را هم از نظر آمارگیری کاملا مخدوش می‌سازد. از طرفی دائما اسپانسرینگ برنامه را با محتوایی نامرتبط اعلام کردن، از دیگر مواردی‌ست که بر روی مخ بیننده رژه می‌رود و این روزها در اکثر برنامه‌های صدا و سیما ناچارا مشاهده می‌کنیم.

اما در کل بایستی گفت به جز مورد چهارم، می‌توان سایر موارد را در برنامه اصلاح کرد، به شرط آنکه عزمی برایش باشد. در روزگاری که برنامه‌های صدا و سیما به خاطر عدم جذابیت و همچنین عدم توانایی در رقابت با برنامه‌های بین المللی با بحران کاهش مخاطب روبه‌رو هستند، قاعدتا عصر جدیدهای استاندارد و خوب، می‌تواند به یاری‌اش شتافته و مرهمی بر درد این روزهای سازمان و البته انتظارات برآورده نشده بینندگان باشد، به شرطی‌که کار به کاردان سپرده شده و از بیهودگی‌های تکراری که تبدیل به وصله ناجور برای چنین برنامه‌هایی شده است، تا حد امکان حذر شود.

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند