کدخبر: ۳۰۹۰۷۵ لینک کوتاه

ویلیام برنز دیپلمات سرشناس آمریکایی در فارن‌افرز مطرح کرد؛

تیرخلاص ترامپ بر پیکره دیپلماسی آمریکا

اقتصادنیوز: آخرین مورد از دومینوی رسوایی‌های دونالد ترامپ این‌بار در موضوعی بسیار کلان‌تر و در بخش دیپلماتیک رخ داد، آنجا که او در یک تماس تلفنی از همتای اوکراینی خود خواست علیه کسب‌و‌کار فرزند جو بایدن پرونده‌سازی کند و ترامپ بتواند از این حربه برای زمین زدن بایدن در انتخابات ۲۰۲۰ بهره ببرد. ترامپ حتی به‌دلیل پیروی نکردن سفیر آمریکا در اوکراین از دستورات، وی را اخراج کرده است.

به گزارش اقتصادنیوز ویلیام جی‌ برنز این اقدام را تیر خلاص به پیکره بی‌جان دیپلماسی آمریکا توصیف می‌کند که رمق آن در طول سه سال گذشته گرفته شده است. او این دست از اقدامات ترامپ برای تضعیف وزارت‌خارجه را بازگشت به دوره اخراج ۸۱ دیپلمات به بهانه عدم وفاداری توسط مک‌کارتی، سناتور اسبق آمریکایی یاد می‌کند که به «مک‌کارتیسم» هم مشهور است. این دیپلمات باسابقه گوشزد می‌کند که برای پاک‌سازی خرابی‌های به‌جا مانده از این سه سال در وزارت‌خارجه سال‌ها زمان لازم است، از سوی دیگر ترمیم اعتبار و نفوذ از دست رفته ایالات‌متحده تحت رهبری ترامپ در سطح جهانی به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت و بازگشت به حالت قبل از ترامپ بسیار دشوار است.

ویلیام‌جی. برنز، دیپلمات کارکشته آمریکا در مقاله‌ای که در نشریه «فارن‌افرز» به چاپ رسید نسبت به نابودی قدرت دیپلماسی آمریکا به‌دست دونالد ترامپ هشدار داده و می‌نویسد: در طول سه دهه و نیمی که به‌عنوان دیپلمات به پنج رئیس‌جمهور و ۱۰ وزیرخارجه خدمت کرده‌ام هرگز حمله‌ای همه‌جانبه به وزارت‌خارجه آمریکا و نفوذ بین‌المللی آن را به اندازه کنونی شاهد نبوده‌ام. رفتار تحقیرآمیز با مری یووانوویچ، سفیر سابق آمریکا در اوکراین که به‌دلیل قرار گرفتن برسرراه اقدام رئیس‌جمهوری برای کمک گرفتن از دخالت‌های خارجی در انتخابات آتی آمریکا کنار گذاشته شده است، تنها یکی از موارد خطرناک سوءاستفاده دیپلماتیک دونالد ترامپ است. ترامپ دیپلماسی خودشیفتگی را دنبال می‌کند که هدف از آن تحقق منافع شخصی با هزینه منافع ملی آمریکا است.

یووانوویچ نخستین دیپلماتی نبوده است که خود را برسر یک دوراهی سیاسی می‌یابد و ترامپ هم قطعا نخستین هوچی‌گری نیست که به یک پرسنل حرفه‌ای زور می‌گوید. به‌علاوه مایک پمپئو نیز نخستین وزیر خارجه‌ در آمریکا نیست که از انجام وظایفش طفره می‌رود. اما لطمات این حمله متفاوت است، چراکه از خود قوه مجریه نشات می‌گیرد که البته به‌دنبال نزدیک به سه سال خودتخریبی در زمینه دیپلماتیک و شرایط شکننده ژئوپلیتیکی، پیامدهای آن برای دیپلماسی و سیاست‌خارجی آمریکا بسیار مهلک خواهد بود.

بازگشت مک‌‌کارتیسم به وزارت‌خارجه

نزدیک به ۷۰ سال پیش در سال‌های نخست جنگ‌سرد، سناتور جوزف مک‌کارتی کمپینی را برای ریشه‌کن کردن آنچه «خائنان» توصیف می‌کرد در وزارت‌خارجه کلید زد. بازرسان مربوطه درنهایت ۸۱ دیپلمات را در نیمه نخست دهه ۵۰ میلادی از وزارت‌خارجه اخراج کردند. در میان آنها فردی به نام جان پاتون جونیور حضور داشت که تنها گناهش پیش‌بینی پیروزی حزب کمونیست در جریان جنگ داخلی چین بود. اگرچه در نهایت او از اتهام وفاداری به کمونیسم تبرئه شد اما در بحبوحه ناآرامی‌های سیاسی جان فاستر، وزیر اسبق خارجه وی را اخراج کرد. ترامپ نیز که در سال‌های گذشته از روی کان، مشاور مک‌کارتی به‌عنوان وکیل خود مشاوره می‌گرفت، با همان شیوه مک‌کارتی سفیر باسابقه و متخصص آمریکا در اوکراین را البته با تشویق رودی جولیانی، وکیلش اخراج کرد. اما در این شرایط که انتظار می‌رفت مایک پمپئو به‌عنوان سکاندار دستگاه دیپلماسی آمریکا از بلندپایگان آن حمایت کند نه‌تنها اقدامی نکرد بلکه شواهد نشان از آن دارند که خود او نیز طی ماه‌های گذشته درحال دور زدن سفارت آمریکا در اوکراین بوده است تا برنامه شخص ترامپ را پیش ببرد.

حتی پیش از تماس معروف ترامپ با همتای اوکراینی خود برای وادار ساختن وی به دخالت در روند انتخابات ۲۰۲۰، دولت وی نزدیک به سه سال است که جنگی همه‌جانبه را علیه دیپلماسی آمریکا آغاز کرده است. دولت ترامپ به‌طور بی‌سابقه‌ای هزینه‌های دیپلماتیک را در برابر بودجه نظامی کاهش می‌دهد. به‌علاوه دیپلمات‌ها هر روز از وزارت‌خارجه کنار گذاشته می‌شوند و کار به‌جایی رسیده است که از ۲۸ پست دستیار وزیرخارجه، تنها یک کرسی توسط افسر دیپلماتیک اداره می‌شود. همچنین در این دولت بیش از تمامی دولت‌های پیشین، سفارتخانه‌های آمریکا در سراسر جهان خالی مانده‌اند. هم‌اکنون یک‌پنجم از سفارتخانه‌های آمریکا خالی از سفیر هستند. در عین حال تعداد افراد شرکت‌کننده در آزمون پذیرش وزارت‌خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۹ به کمترین میزان طی دو دهه گذشته رسید.

جنگ ترامپ علیه منافع‌ملی

برای پاکسازی خرابی‌های به‌جا مانده از این مدت در وزارت‌خارجه سال‌ها زمان لازم است، از سوی دیگر ترمیم اعتبار و نفوذ از دست رفته ایالات‌متحده تحت رهبری ترامپ در سطح جهانی به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت و بازگشت به حالت قبل از ترامپ بسیار دشوار است. تشخیص پیامدهای عملی سیاست‌های ترامپ برای دیپلماسی آمریکا بسیار آشکار است. اگر قرار باشد سفرای آمریکا از طرف رئیس‌جمهور خود سخن نگویند و سفارتخانه‌های آمریکا به‌عنوان دشمن کاخ سفید شناخته شوند، بنابراین چرا باید دولت آن کشور پیام دیپلماتیک سفیر را جدی بگیرد؟ آیا بهتر نیست به جای وارد شدن به دالان‌های رسمی ارتباط، از طریق وکیل شخصی رئیس‌جمهور آمریکا با وی ارتباط گرفت؟ اگر کلید دریافت کمک از آمریکا، تقویت غرور رئیس‌جمهور آن باشد چرا یک رهبر ریسک‌های اصلاحات سیاسی و اقتصادی را به جان بخرد؟

اقدامات دونالد ترامپ طی سه سال گذشته دیپلماسی آمریکا را خموده و منافع ملی آن را گردن زده است. به همین دلیل است که دولت جدید اوکراین بیش از پیش در معرض فساد و قرار گرفتن تحت نفوذ روسیه است. متن مکالمه تلفنی ترامپ و زلنسکی بیش از همه به سود ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه تمام شد، چراکه هیچ تحلیلی نمی‌توانست تا این میزان ناهماهنگی سیاسی میان واشنگتن و کی‌یف را نشان دهد. آمریکا در روزهایی که جهان به سرعت متحول می‌شود، درحال حفر گور خود است؛ جهانی که مملو از بازیگرانی است که منتظر واشنگتن نمی‌مانند و چشم‌اندازی که درحال تیره‌تر شدن برای آمریکا است. شرکای آمریکا گیج و مبهوت شده‌اند و دشمنان آن به سرعت از فرصت‌ها استفاده می‌کنند. اذهان عمومی آمریکا و جهان نیز به تدریج درحال از دست دادن امید و اعتماد خود به تاثیرگذاری و نفوذ آمریکا در عرصه بین‌المللی هستند.

کارشکنی‌های دولت ترامپ در امور وزارت‌خارجه در شرایطی صورت می‌گیرد که این دولت بیش از همیشه به نقش‌آفرینی فعال دیپلمات‌ها نیازمند است تا حافظ منافع و ارزش‌های این کشور در جهان رقابتی باشند. پیش از این نیز ذکر شد که دیپلماسی آمریکا بسیار بیش از زمانی که برای تخریب آن صرف شده است به زمان برای ترمیم نیاز دارد. اما از سوی دیگر همین اقدامات رئیس‌جمهوری است که وظیفه‌ای خطیر و اضطراری را پیش‌روی ما قرار می‌دهد تا پایه‌های دیپلماسی آمریکایی از نو ساخته شوند. تنها روزنه امیدی که در این روزهای تاریک برای دیپلماسی آمریکا وجود دارد، دیپلمات‌هایی از جنس یووانوویچ هستند. غرور و تعهد آنها نشان از حضور نیروهای حرفه‌ای در وزارت‌خارجه دارد. افرادی که بهتر و بیشتر از همه می‌توانند در مسیر بازگرداندن کشتی دیپلماتیک آمریکا به مسیر سابق خود موثر ظاهر شوند.

***

ویلیام جوزف برنز نویسنده این مقاله یکی از شناخته‌‌شده‌ترین دیپلمات های آمریکایی است. اما آنچه او را برای ما ایرانی ها شناخته‌شده‌تر می کند، مشارکت مستقیم در معماری ساختار توافق هسته‌ای با ایران است.

 ویلیام برنز و جیک سالیوان آمریکایی در مذاکرات مخفیانه با عباس عراقچی و مجید تخت روانچی از ایران ساختار توافق هسته ای را بنا کردند که بعدها توافق نهایی نیز بر همین بنیان امضا شد. برنز اخیرا کتابی با نام «گفت وگوهای پشت پرده» نوشته است و در بشی از آن نیز به پشت پرده‌های برجام پرداخته است.

حضور برنز در دور جدید مذاکرات ایران و گروه 1+5

این مطلب برایم مفید است
26 نفر این پست را پسندیده اند