کدخبر: ۳۱۱۹۰۵ لینک کوتاه

درخواست های شرم آوری یک مرد از زن صیغه ایش

اقتصادنیوز : فکر می کردم این ارتباط های تلفنی فقط برای آشنایی و شناخت خصوصیات اخلاقی یکدیگر برای ازدواج است به همین دلیل خیلی به این گونه ارتباط ها حساسیت نشان نمی دادم و معتقد بودم افراد باید با شخصیت همدیگر آشنایی پیدا کنند تا زمینه ازدواج فراهم شود اما نمی دانستم همین ارتباط های پنهانی روزگارم را به تباهی می کشاند و ...

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از رکنا، زن 24 ساله درحالی که اظهار می کرد سه جوان مست او را کتک زده اند و هم اکنون امنیت جانی ندارد، گفت: در خانواده ای به دنیا آمدم که از نظر اقتصادی و اجتماعی در سطح پایین جامعه قرار داشت. پدرم از اتباع خارجی عرب زبان بود اما هشت سال قبل زمانی که من دختر نوجوانی بودم مادرم را طلاق داد و به کشور خودش بازگشت.

او یک کارگر ساده بود و به سختی مخارج خانواده را تامین می کرد. در همین شرایط بود که مادرم نیز دچار بیماری روحی شد و ما از هر نظر دچار مشکل شدیم با رفتن پدرم از ایران خواهر و برادرم در بیرون از منزل کار می کردند تا مخارج خانواده را تامین کنند. با وجود این من به تحصیلاتم ادامه دادم و مقطع دبیرستان را به پایان رساندم این درحالی بود که خواهر و برادرم نیز ازدواج کردند و کمتر می توانستند به من و مادرم کمک کنند. در این وضعیت من هم برای آن که کمک خرج مادرم باشم در یک آرایشگاه مشغول به کار شدم و این حرفه را به خوبی آموختم تا این که روزی هنگام خروج از آرایشگاه جوانی شماره تلفنش را به من داد تا با او تماس بگیرم.

آن شب وقتی به شماره آن جوان ناشناس زنگ زدم او گفت که عاشقم شده است و می خواهد با من ازدواج کند. من هم پیشنهادش را پذیرفتم و حدود دو هفته بعد با یکدیگر ازدواج کردیم. اما در همان روزهای اول زندگی فهمیدم که او معتاد است و بعد از مصرف مواد مخدر   صنعتی دچار توهم های وحشتناک می شود به طوری که تاکنون سه بار ازدواج کرده و همسرانش با دیدن این وضعیت از او طلاق گرفته اند. من هم که می ترسیدم او بعد از مصرف مواد مخدر بلایی به سرم بیاورد خیلی زود طلاق گرفتم و در خانه مادرم ماندم.

روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که چهار ماه قبل مردی با من تماس گرفت و ادعا کرد قصد ازدواج با مرا دارد. من که نمی خواستم تجربه تلخ ازدواجم را تکرار کنم تصمیم گرفتم مدتی با او ارتباط تلفنی داشته باشم تا شناخت کاملی از او پیدا کنم. او وقتی فهمید که من مطلقه هستم گفت مرا به عقد موقت خودش درمی آورد.

به همین دلیل همواره از من می خواست تا به صورت پنهانی یکدیگر را ملاقات کنیم. اما در این میان خیلی زود متوجه شدم او قصد سوء استفاده از مرا دارد و خواسته های شومی را مطرح می کند به همین دلیل ارتباطم را با او قطع کردم ولی این ماجرا موجب کینه توزی او شد و بارها مرا تهدید کرد که مکالمات تلفنی و تصاویر دیدارهای حضوری مان را منتشر می کند وقتی به تهدیدهای او توجه نکردم چند روز قبل به همراه دو تن از دوستانش و درحالی که مست بودند به منزل ما آمدند و مرا در حضور مادرم کتک زدند و سپس مرا تهدید کرد که هر روز همین بلا را به سرم می آورد. حالا هم امنیت جانی ندارم و با آن که به محله دیگری نقل مکان کرده ایم باز هم ...  

این مطلب برایم مفید است
19 نفر این پست را پسندیده اند