کدخبر: ۳۱۵۱۲۶ لینک کوتاه

هالیوود در مقابل علم

اقتصاد نیوز:در بسیاری از فیلم‌ها، باوجود دقت در ساخت و اشاره به نکات ریز و قوانین فیزیکی، اشتباه‌هایی دیده می‌شود؛ حتی نمونه‌هایی که کارگردانان بزرگ دنیا ساخته‌اند و با دریافت امتیاز‌های بالا، در زمره بهترین فیلم‌ها قرار گرفته‌اند.در اینجا به چند فیلم مطرح و موارد درست و غلط آن‌ها درخصوص مسائل علمی مربوط به فضا پرداخته‌ایم.

به گزارش اقتصاد نیوز و به نقل از همشهری،صنعت فیلمسازی در دنیا و به‌ویژه هالیوود فیلم‌های بسیار زیادی را درخصوص فضا و چگونگی حضور انسان در سیارات دیگر ساخته‌اند. اگرچه باید پذیرفت یکی از مهم‌ترین نکات در فیلمسازی، پرداختن به جنبه‌های داستانی و حتی غوطه‌ورشدن در خیالات است، اما در مورد فیلم‌هایی که جنبه‌های علمی دارند، باید به اندازه کافی در داستان‌پردازی احتیاط به‌عمل آورد.

اینگونه که پیداست در بسیاری از فیلم‌ها، باوجود دقت در ساخت و اشاره به نکات ریز و قوانین فیزیکی، اشتباه‌هایی دیده می‌شود؛ حتی نمونه‌هایی که کارگردانان بزرگ دنیا ساخته‌اند و با دریافت امتیاز‌های بالا، در زمره بهترین فیلم‌ها قرار گرفته‌اند.در اینجا به چند فیلم مطرح و موارد درست و غلط آن‌ها درخصوص مسائل علمی مربوط به فضا پرداخته‌ایم.

مریخی

عنوان اصلی: The Martian

سال ساخت: ۲۰۱۵

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: ریدلی اسکات

بازیگران: مت دی‌مون، جسیکا چاستین، کریستن ویگ، جف دانیلز، مایکل پنیا، کیت مارا و...

زمانی که مارک واتنی (با بازی مت دی‌مون) روی مریخ جا گذاشته شد، باید از هوش خود برای زنده‌بودن در محیطی بسیار خطرناک سود می‌برد. فیلم «مارتین» ساخته سال ۲۰۱۵ براساس رمانی با همین نام نوشته اندی ویر ساخته شد. توفانی که واتنی را در مریخ گرفتار کرد، تصور می‌شد که وزش قدرتمندی دارد، اما جو نازک این کره این معنی را می‌دهد که وزش باد تقریبا ضعیف است و بنابراین احتمالا واتنی در امان می‌ماند. حرکت واتنی روی مریخ نیز نمی‌تواند بازسازی امکان حرکت انسان روی سیاره‌ای باشد که یک‌سوم زمین جاذبه دارد.

این احتمالا باید درحال پریدن و تکان‌خوردن باشد تا قدم‌زدن و دویدن. رشد‌دادن سیب‌زمینی در خاک مریخ شدنی است؛ درست مثل همان کاری که دانشمندان در پرو انجامش دادند. در این فیلم همچنین شاهد وقوع تندباد‌هایی بودیم که درست طراحی شده بودند. چنین تندباد‌هایی در مریخ وجود دارد که نام آن «خاک شیطان» است. موضوع اینکه عده‌ای روی مریخ ساکن شوند نیز در زمره طرح‌های آینده ناسا قرار دارد. البته زیستگاه‌ها باید به شکلی ساخته شوند که با فشار بسیار پایین سیاره سرخ همخوانی داشته باشند.


۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی

عنوان اصلی: 2001: A Space Odyssey

سال ساخت: ۱۹۶۸

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: استنلی کوبریک

بازیگران: کر داله‌آ و گری لاکوود

فیلم استنلی کوبریک در سال ۱۹۶۸ بسیار مورد توجه قرار گرفت و برای این موضوع البته دلایل خوبی وجود دارد. این فیلم یک کار شگفت‌انگیز برای به تصویرکشیدن سفر‌های فضایی، از سفر‌های آهسته، ساکت و تا حدودی یکنواخت گرفته تا کار‌های ساده‌ای مثل تأخیر صدا در تماس تلفنی با خانه است. تصویر آن از یک هتل فضایی که با استفاده از یک ساختار چرخشی بزرگ جاذبه زمین را شبیه‌سازی می‌کند، به‌هیچ وجه بد نبود. کوبریک حتی شاتل فضایی را پیش‌بینی کرده بود، درحالی‌که آن زمان هنوز رسیدن به ارتفاع هواپیما‌های پن امریکن میسر نشده بود.


آپولو ۱۳

عنوان اصلی: Apollo 13

سال ساخت: ۱۹۹۵

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: ران هاوارد

بازیگران: تام هنکس، بیل پاکستن، کیوین باکن، اد هریس و...

از «آپولو ۱۳» به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های فضایی یاد می‌شود؛ فیلمی که بازگو‌کننده پایان شوم ماموریت ناسا با هیجانی ویژه و قدرت تصویرپردازی عالی است. اما آیا همه چیز این اثر درست بود؟ خب نه کاملا. این فیلم به‌خاطر نمایش همه تجهیزات موجود در ماموریت، از خود فضاپیما گرفته تا اتاق کنترل پرواز، قابل تعریف و تمجید است. بسیاری از شخصیت‌های فیلم نیز شباهتی به همتایان واقعی خود دارند. این بازیگران حتی یک دوره درس فیزیک را هم پشت سر گذاشتند تا سرعت کارشان در خواندن و درک فیلمنامه بالاتر برود.

البته چند خطای جزئی وجود دارد. شاید مهم‌ترین آن‌ها استفاده از خط باشد، «هوستون، ما یک مشکل داریم.» این جمله هرگز در ماموریت اصلی توسط خط جیم لاول (با بازی تام هنکس) بیان نشد. سمت دور ماه، به اشتباه، قسمت تاریک ماه گفته شد که در واقع حین ماموریت هرگز قسمت تاریک‌ماه به‌حساب نمی‌آمده است. در فیلم به‌نظر می‌رسد که ناسا توانسته در طول پرواز بر بسیاری از معضلات غلبه کند. درحالی‌که در واقع برای حل تک‌تک مشکلات، مراحل بسیار سخت و طاقت‌فرسایی طی شده است. البته در مقایسه با سایر فیلم‌ها، آن‌ها فیلم خوبی را ارائه دادند.


آرماگدون

عنوان اصلی: Armageddon

سال ساخت: ۱۹۹۸

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: مایکل بی

بازیگران: بروس ویلیس، بن افلک، بیلی باب تورنتون، لیو تایر و...

از کجا باید شروع کرد؟ «آرماگدون» پر از اشتباه بود. تقریبا باورنکردنی است؛ ۱۶۸ اشتباه و بی‌دقتی در ۱۵۰ دقیقه فیلم. یکی از بزرگ‌ترین این اشتباه‌ها، سایز یکی از سیارک‌ها بود که گفته شد اندازه ایالت تگزاس است و چطور ممکن است که هیچ‌کس نمی‌داند، چگونه درحال نزدیک‌شدن به زمین است. سپس ما سعی می‌کنیم که سیارک را با استفاده از سلاح‌های هسته‌ای منفجر کنیم که خیلی راحت، کار نمی‌کنند.

حتی اگر موفق به منفجرکردن سیارک هم می‌شدیم، قطعات و خرده‌های آن جایی نمی‌رفتند و همچون بارانی از سنگ بر سرمان می‌باریدند. درک و برداشت فیلمسازان از اکتشاف‌های فضایی بسیار پایین بوده است. به‌عنوان نمونه، شاتل فضایی مانند یک هواپیما پرواز می‌کند. اگر قرار بود از لحاظ علمی به این فیلم نمره‌ای داده شود، نمره آن قطعا یک صفر به اندازه ایالت تگزاس بود.


جاذبه

عنوان اصلی: Gravity

سال ساخت: ۲۰۱۳

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: آلفونسو کوآرون

بازیگران: ساندرا بولاک و جورج کلونی

ساندرا بولاک باید در مدار زمین زنده می‌ماند، درحالی‌که یک ماهواره روسی متلاشی‌شده و قطعاتش سفینه او را نابود کرده بود. در این فیلم نکاتی درست وجود دارد؛ خصوصا در موارد فنی. به تصویر‌کشیدن ایستگاه فضایی بین‌المللی و همچنین تلسکوپ هابل عالی است. ضمن اینکه توجه به جزئیات مربوط به فضا و فضاپیما‌ها مانند کپسول سایوز هم در نوع خود فوق‌العاده بود. اینکه قطعات خردشده می‌تواند اتفاقاتی اینچنینی را در مدار زمین ایجاد کند هم کاملا درست است که به آن «سندروم کسلر» می‌گویند.

آوار و خرابی‌های ما در مدار زمین می‌تواند به همین اندازه بزرگ باشد. اگرچه این فیلم اشتباهاتی نیز دارد. مثلا شخصیت اصلی می‌تواند بین هابل، ایستگاه فضایی بین‌المللی و ایستگاه فضایی تیانگونگ ۱ چین به سادگی تردد کند. در واقعیت فاصله زیاد آن‌ها از یکدیگر عملا طی مسافت را به این صورت غیرممکن می‌کند. فیلم، وقوع سندروم کسلر را در ارتفاع پایین مدار زمین (LEO) نشان می‌دهد که باعث به‌وجودآمدن اختلالاتی در ماهواره‌های ارتباطی می‌شود. ارتفاع پایین مدار فقط چند صد متر بالاتر از جو قرار‌دارد، درحالی که ماهواره‌ها در ارتفاع ۳۵ هزار کیلومتری از سطح زمین قرار دارند.


زندگی

عنوان اصلی: Life

سال ساخت: ۲۰۱۷

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: دانیل اسپینوزا

بازیگران: جیک جیلنهال، ربکا فرگوسن، رایان رینولدز، هیرویوکی سانادا و...

قهرمانان باید با موجودات اسرارآمیز مریخی که به ایستگاه فضایی بین‌المللی حمله کرده‌اند، مقابله کنند. ایده ماموریت بازگشت نمونه به مریخ همانطور که در فیلم به تصویر کشیده شده، درست بوده و ناسا هم‌اکنون به‌دنبال انجام چنین ماموریتی است. با این حال، یکی از موارد مهمی که در این فیلم اشتباه به‌نظر می‌رسد، این است که چگونه ناسا سعی می‌کند ایستگاه فضایی بین‌المللی را به فضای عمیق هدایت کند، درحالی‌که ما برای هل‌دادن از کپسول متصل‌شده استفاده می‌کنیم. شما نمی‌توانید این ایستگاه را تا آنجا هل دهید و احتمالا نمی‌توانید پس از آن دیگر به زمین بازگردید.


میان‌ستاره‌ای

عنوان اصلی: Interstellar

سال ساخت: ۲۰۱۴

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: کریستوفر نولان

بازیگران: متیو مک‌کانهی، آن هاتاوی، جسیکا چاستین، بیل ایروین و...

تمام آن چیزی که شما نیاز دارید عشق است. دست‌کم کریستوفر نولان در «میان‌ستاره‌ای» چنین چیزی می‌خواهد. بله! فیلم، فوق‌العاده بود، اما همه چیز آن درست به‌نظر می‌رسد؟ اول، محور فیلم: سیاه‌چاله. به‌نظر می‌رسد که فیلمساز به‌خوبی نظریه فیزیکی کیپ‌تورن (برنده نوبل ۲۰۱۷) را دریافت کرده تا بتواند مدل سیاه‌چاله را روی کاغذ بیاورد. براساس آنچه می‌دانیم تابش نور در اطراف آن، کاملاً دقیق بود.

در مورد سقوط در سیاه‌چاله هم این سؤال مطرح است که آیا می‌توان از کشش فضا و زمان در آن زنده ماند؟ این موضوع کمی بحث‌برانگیز است. وجود سیارات دور یک سیاه چاله نیز به‌نظر امکان‌پذیر است، اگرچه قابل سکونت‌بودن آنها، جای سؤال دارد. در فیلم، ایده کرم‌چاله‌ها فراتر از فانتزی نیست؛ اگرچه آن‌ها کاملا امری نظری باقی مانده‌اند. در مورد فضاپیما باید گفت که همه چیز خوب طراحی شده، جز این واقعیت که برای فرار از گرانش زمین به موشک نیاز است.

البته از گرانش شدید «سیاه‌چاله سیاره» می‌تواند فرار کند و موشکی لازم نداشته باشد. در مورد تئوری اتساع زمان - اینکه فضانوردان از ما روی زمین کندتر باشند - نیز می‌توان گفت که موضوع به لطف اینشتین در قوانین شناخته شده فیزیک ثابت شده است.


تابش آفتاب

عنوان اصلی: sunshine

سال ساخت: ۲۰۰۷

هالیوود در مقابل علم

کارگردان: دنی بویل

بازیگران: کلین مورفی، رز بیرون، کلیف کرتیس، کریس اوانس و...

فرضیه این فیلم ممکن است پوچ و کمی مسخره به‌نظر برسد. خورشید درحال مرگ است و زندگی روی زمین محکوم به فنا، مگر اینکه ما بتوانیم راهی بیابیم تا دوباره خورشید را راه‌اندازی کنیم. با این حال، فرضیه ذراتی به نام Q-ball مطرح است که گفته می‌شود امکان دارد هسته خورشید را متوقف کند. اگرچه کمی دور از ذهن است، اما به‌احتمال بسیار کم، امکان‌پذیر می‌تواند باشد.

آنچه احتمال کمتری نسبت به این فرضیه دارد، برنامه راه‌اندازی مجدد خورشید با فرستادن یک بمب هسته‌ای عظیم به داخل آن است که خود را به هسته این گوی آتشین برساند و دوباره آن را به‌کار اندازد. خود بمب مدت‌ها قبل از رسیدن به خورشید ذوب خواهد شد و حتی اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، خورشید آن‌قدر بزرگ است که ما نمی‌توانیم به راحتی آن را با یک بمب مجددا راه‌اندازی کنیم. ضمن اینکه فرستادن انسان‌ها به چنین ماموریتی غیرضروری به‌نظر می‌رسید، زیرا می‌توان این فرایند را از دور کنترل کرد.

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند