کدخبر: ۲۵۴۲۵۷ لینک کوتاه
لینک کوتاه کپی شد

انتظارات از شهردار جدید تهران

​از امروز پیروز حناچی شهردار جدید تهران است. تهرانی که بسیار بیش از گذشته فرتوت، بیمار و درمانده شده است. خاطره‌زدایی عامدانه یا جاهلانه سبب شده است که این شهر بسیاری از مقاطع تاریخی حیات خود را فراموش کند و شهروندانش به آلزایمر مبتلا شوند و حناچی می‌کوشد درمانگر این آلزایمر تاریخی باشد. خوشبختانه ما نه به‌عنوان شهروند و نه به‌عنوان متخصص مدیریت شهری قرار نیست از شهردار جدید «قهرمان» بسازیم و برای او از مدیریت شهری تهران «سکوی پرش» به سوی ریاست جمهوری تدارک ببینیم. اما از او انتظار جدی داریم به واسطه حمایت شورا و نظام، متعهد به اصلاح در رویه‌های ناصواب پیشین مدیریت شهری تهران باشد.

به نظر می‌رسد بعد از مسیر سختی که در انتخاب شهردار سوم تهران در این دوره از مدیریت شهری طی شد، امروز حناچی به‌عنوان شهردار متخصص برای ایجاد تغییر در کیفیت زیست شهروندان و افزایش رضایتمندی ساکنان شهر تهران متعهد شده است. او در محضر شورای شهر تهران، به‌عنوان شهردار منتخب شورا سوگند یاد کرد که در مسیر «قانونمندی، ضابطه مندی و انضباط» بیش از پیش در مدیریت شهری تهران تلاش کند. مواردی که جز با پیگیری نقشه راه گذار به مدیریت شهری شفاف و شیشه‌ای محقق نخواهد شد.

حناچی جدا از چالش‌های محتوایی تهران امروز با سازمانی مواجه است که بیش از حد و بی‌دلیل فربه شده است. با وجود برخی تلاش‌ها، مدیریت شهری تهران، موضوعاتی چون شایسته سالاری، چابک‌سازی و جانشین پروری را به فراموشی سپرده است. شرایط برای حناچی و شورای تهران زمانی سخت‌تر می‌شود که در یابیم که اکنون شهرداری تهران صدها نیروی مازاد در سطوح عملیاتی،کارشناسی و مدیریتی دارد و جدالی همیشگی برای پست‌های سازمانی در آن در جریان است که این بار رقابت برخی احزاب سیاسی را نیز به بازی خود افزوده است. در چنین سیستمی است که حناچی با شناختی که در دو دوره از مسوولیت خود درمعاونت‌های شهرداری پیدا کرده است، متعهد می‌شود که شایسته‌سالاری را در انتخاب همکاران خود به کار بندد و در این حوزه اهتمام خود را در توجه به جوانان، زنان و بدنه متخصص شهرداری دوچندان کند.

چه کسی می‌تواند مدعی شود که مدیریت شهری تهران در تداوم نقش آفرینی شهرداران اقتدارگرای پایتخت می‌تواند در سال‌های آتی نیز بدون گفت‌وگو با شهروندان و گروه‌های مرجع به حل و فصل چالش‌های مدیریتی تهران بپردازد. از این روست که شهردار تهران باید دست یاری خود را به سوی سازمان‌های مردم نهاد و تشکل‌های صنفی دخیل در اداره شهر تهران دراز کند و از سویی دیگر به گفت‌وگوی دائمی با گروه‌های مرجع، نخبگان و جذب مشارکت ایشان دست بزند. یکی از خلأ‌های تجربه شده در دوره اخیر مدیریت شهری تهران، محدودیت گفت‌وگوی رودر رو و چهره‌به‌چهره شهردار و مدیران شهری با شهروندان، دیده بانان شهری، رسانه‌ها و گروه‌های مرجع است که به نوعی شکاف دولت-ملت را در مقیاس شهری تشدید خواهد کرد. تقویت تیم رسانه‌ای شهرداری تهران و نیز ایجاد بسترهای گفت‌وگو با شهروندان حداقل کاری است که می‌شود به‌صورت فوری مورد پیگیری قرار داد. تنها در این صورت است که شهروندان از چالش‌های حاکم بر مدیریت شهری تهران مطلع خواهند شد و به‌عنوان فعالان شهری بستری برای تحول خواهی و اصلاح مدیریت شهری تهران تدارک خواهند دید. بازشناسی حقوق شهروندان و تدارک برای تقویت سرمایه اجتماعی شهروندی موضوع مهمی در این عرصه است که به شدت تضعیف شده و سطح اعتماد شهروندان به مدیریت شهری نیازمند بازسازی و ترمیم فوری است. به نظر می‌رسد شهردار به‌عنوان یک مدیر محلی، باید به این آموزه امیرالمومنین علی(ع) پایبند باشد که خطاب به فرماندار مکه فرمودند:«در میان تو و مردم باید واسطه و سفیری جز زبانت و حاجب و پرده‌ای جز چهره‌ات نباشد.»

یکی از موضوعاتی که انتظار می‌رود حناچی به‌عنوان «مدیر #شهری_برای_همه» پیگیری کند زمینه‌سازی برای خلق بستر نوزایی شهری و حذف پهنه‌های ناکارآمد از بافت شهر تهران است. او با سوگند روز گذشته خود در شورا متعهد شده است که رنگ فرسودگی را از پهنه‌های مختلف شهر بزداید و توجه ویژه‌ای به پهنه‌های محروم‌تر شهر کند. حناچی به واسطه اینکه سابقه‌ای علمی و عملی در حوزه بهسازی و نوسازی شهری دارد، می‌تواند تمایز بی‌خانمان کردن شهروندان کمتر برخوردار در مسیر حذف بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهری را با بهسازی و نوسازی شهری شناسایی کند. روشن است که در تحقق این خواسته، آسیب‌شناسی و بهره‌برداری از تجارب پیشین مدیریت شهری در کنار بهره‌برداری از تجارب جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. آنچه امروز بازآفرینی شهری خوانده می‌شود و سال‌ها با ماهیت نوسازی و بهسازی شهری در تهران پیگیری شده است بی شک از زمینه‌های تخصصی و تجربی حناچی است و می‌توان از او انتظار داشت که به‌عنوان «مدیر جریان نوسازی نوین شهری» تهران عمل کند.  اینک از شهردار جدید یک انتظار بزرگ وجود دارد. حناچی مامور به پل زدن(bridging) خردمندانه، عاشقانه و علمی بین قله‌ها و حفره‌های مدیریتی شهر تهران است. او باید بتواند پل‌های مستحکمی بین منافع شهروندان، دولت، بخش عمومی و بخش خصوصی بزند. پل زدن هنرمندانه بین منافع گاه متباین این گروه‌ها که گاه با نظریه بازی‌ها هم قابل درک نیست، هنری است که از یک معمار و برخوردار از روحیه علمی برمی‌آید.  جدا از ده‌ها و شاید صدها چالش محتوایی و قابل مشاهده در تهران، اصلی‌ترین چالش رویه‌ای که امروز پیش روی حناچی وجود دارد، چالش تامین مالی پایدار مدیریت شهری تهران است. در سال‌هایی که حناچی متولی اداره معاونت شهرسازی و معماری وزارت راه و شهرسازی بود، لایحه مالیه شهری پایدار، در دولت به جمع بندی رسید و امروز حناچی می‌تواند به واسطه ظرفیت کمیسیون خاص کلان‌شهرها- که خود در شکل‌گیری آن نقشی مهم ایفا کرده است- به کمک مجلس و شورای عالی استان‌ها، با رساندن این لایحه به سرمنزل مقصود در این حوزه نقشی مهم ایفا کند. نباید فراموش کرد که نقش آفرینی فعال شهرداری تهران در کمیسیون خاص کلان‌شهرها از ابتدای دولت دوازدهم به درستی صورت نگرفته است.  در این حوزه امید می‌رود حناچی اجرای شروط مدیریتی طرح مجموعه شهری تهران و نیز مصوبه حریم پایتخت را از دولت مطالبه کند. موضوعاتی که بی شک در عمل منافع بلند مدت قابل توجهی در مسیر تمرکز زدایی و نظارت بر پراکنده رویی شهری تهران خواهد داشت. امید است که شهردار تهران برای برون‌رفت از تنگنای درآمدی تهران، مسیر بهبود محیط کسب و کار و ارتقای رقابت‌پذیری شهری تهران را پیگیری کند.

در این حوزه، بازآرایی ساختار و تحول معاونت مالی و اقتصاد شهری شهرداری تهران از منظر ظرفیت‌ها و نیز ماموریت‌های سازمانی ضروری است. شهرداری تهران می‌تواند با تحول در حوزه ماموریت‌های شهرداری در عرصه توسعه اقتصادی متکی بر برنامه‌ریزی اقتصاد محلی و حضور فعالانه در حوزه بهبود محیط کسب و کار مسیر خلق ارزش افزوده اقتصادی را برای شهر و فعالان اقتصادی میسر کند. شکی نیست که ارتقای تولید اقتصادی شهر تهران به ویژه در حوزه اقتصاد دانش بنیان و خدمات پیشرفته پشتیبان تولید(APS) با ضرورت‌های ارتقای جایگاه فراملی تهران و نیز فرصت آفرینی در حوزه اقتصاد هوشمند و سبز نیز تطابق دارد. در این حوزه ظرفیت شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی می‌تواند منجر به خلق سطحی محلی در قالب شورای گفت‌وگوی شهردار و بخش خصوصی شهر تهران شود. همگرایی شهرداری تهران با دولت در مسیر سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی نیز می‌تواند بیش از همیشه تهران را موتور محرکه اقتصاد ملی در بخش‌هایی غیر از ساخت و ساز بدل سازد که منافع مالی پایدار آن شهرداری تهران را نیز بهره مند خواهد ساخت. اینک امید می‌رود حناچی و مدیرانش با پندگرفتن از فهرست اشتباهات گذشته در مدیریت شهری تهران و درس آموزی از تجربه جهانی، مسیر سخت تحقق شهر عدالت‌محور (just city) تهران را پیگیری کنند و تهران را از اسارت در «شهر تبدیل شده به کارگاه ساختمانی بزرگ» که بیشتر در جست‌وجوی منافع سازندگان و پیمانکاران در مقابل منافع اکثریت است رهایی بخشند. امید است که کارنامه شهردار جدید تهران در این مسیر سخت به سوی اصلاح مدیریت شهری تهران درخشان و هوشمندانه باشد.