کدخبر: ۳۱۵۳۳۸ لینک کوتاه

لحظه آخر

یکی از ویژگی‌های اغلب ما این است تا لحظه آخر اگر کاری را لازم نباشد انجام دهیم، انجام نمی‌دهیم تا کار به جایی می‌رسد که چاره‌ای جز انجام نداریم و در این حالت بالاترین هزینه را می‌پردازیم و البته کمترین استفاده را می‌بریم. مردم شاید تصور کنند که دولتمردان افراد متفاوتی با آنها هستند. در حالی که این‌گونه نیست. دولتمردان، مدیران و وزیران همان ویژگی‌های مردم عادی را دارند.

اگر ما کارها را به لحظات آخر می‌سپاریم، آنها هم همین‌گونه هستند. برای مثال فرآیند بودجه‌ریزی و تصویب آن را ببینید. اگر از متولیان بودجه نویسی بپرسید، بودجه امسال چه تفاوتی با سال گذشته دارد، خیلی منتظر جواب سرراست و ساده‌ای نباشید. او به امید لحظه آخر است، منظور دقیقا روز آخر سال است! او به روشنی می‌داند، البته علم چندانی هم لازم نیست که درآمدهای دولت از فروش نفت بی‌زبان امسال کاهش یافته و البته یارانه را هم نتوانسته کم کند، ابواب جمعی دولت هم بر تعدادش افزوده شده، شرکت‌های دولتی هم نه به‌فروش رفته‌اند و نه سود چندانی درست کرده‌اند، مالیات را هم نه زیاد کرده و نه توانسته است دامنه‌اش را زیاد کند، پس با قطعیت می‌داند که کسری بودجه دارد. یک آدم معمولی در چنین حالتی به فکر چاره است؛ یا پیداکردن راه‌های کسب درآمد بیشتر یا کم کردن از هزینه یا استقراض از در و همسایه. اما مدیر محترم هیچ کدام را انجام نمی‌دهد. او منتظر می‌ماند تا دقیقا روز آخر سال، هرآنچه را که از کسری بودجه مانده است با تنخواه از بانک مرکزی بگیرد و مانند سال قبل و قبل و قبل آن، تنخواه را به پایه پولی اضافه کند و تورم را باز بالاتر ببرد و به امید گشایشی در سال آینده باشد. اگر از او بپرسید، الان که حدود چهارماه تا آخر سال دارید، چرا از مردم قرض نمی‌کنید؟ چرا با این حجم عظیم نقدینگی، اوراق منتشر نمی‌کنید؟ جوابی ندارد؛ جز تکرار ملال‌آور واژگانی بی‌معنی که خود او هم نمی‌داند چه کسی اول بار به او گفته است. اگر به او بگویید چرا هزینه‌ها را کم نمی‌کنید، می‌گوید چرا کم کردیم، فلان جاده و پل و... را نمی‌سازیم و شما حیران که پس سرمایه‌گذاری برای تولید چه می‌شود؟ جوابی ندارد. فقط می‌گوید، ان‌شاء‌الله سال آینده درست می‌شود و این سال آینده هیچ‌گاه فرا نمی‌رسد. اگر بگویید چرا منتظر آخر سال هستید؟ همین الان کاری بکنید، جوابی ندارد، به چشمان شما نگاه می‌کند و لبخندی می‌زند. او منتظر لحظه آخر است. نمی‌خواهد کاری بکند، منتظر است. در لحظه آخر که هیچ راهی برایش نماند، آن‌گاه به سیاستمدار پناه می‌برد، او را گوشه دیوار می‌برد و اصرار می‌کند که تنها راه، رفتن سراغ بانک مرکزی و طلب تنخواه است. از او می‌پرسید، آیا حسابداری‌تان نقدی است یا تعهدی۱؟ پاسخ می‌دهد همین نقدی را هم با مصیبت داریم. می‌گویید، پس هر روز چه‌کار می‌کنید؟ ده، بیست، سی سال است می‌آیید و مدیریت می‌کنید، چرا حسابداری تعهدی درست نکردید؟ جوابی ندارد و به یاد می‌آورید که پدربزرگ عمده‌فروشتان، حساب‌هایش تعهدی بود نه نقدی. از او می‌پرسید، چند کشور مثل ما بودجه می‌ریزند و بعد مثل ما انحراف قابل توجه عملکرد دارند؟ باز جواب ندارد، می‌خندد و می‌گوید اینترنت قطع است، به‌هرحال تمام زحمت شما برباد است. بنابراین سیاست‌گذاران باید یادشان باشد اگر زمان را از دست دهند، در آخر سال نه اوراقی درکار است و نه کاهش هزینه‌‌ای؛ سال بعدهم داستان همین است و اگر کاری نکنند، فرجی نخواهد شد.

پاورقی

۱. براساس حسابداری تعهدی در رویدادهای اقتصادی تطابق درآمدها و هزینه‌ها (اصل تطابق درآمد و هزینه) به محض اینکه معامله‌ای اتفاق می‌افتد شناسایی می‌شوند و زمان انجام پرداخت یا دریافت وجه نقد حاصل از معامله مبنای ثبت معامله در اسناد حسابداری نیست. درواقع در حسابداری تعهدی برخلاف حسابداری نقدی، درآمدها زمانی شناسایی و در دفاتر حسابداری منعکس می‌شوند که تحصیل می‌شوند و زمان وصول وجه مورد معامله مورد توجه قرار نمی‌گیرد. روش حسابداری تعهدی به جریان‌های ورودی و خروجی وجوه نقد اجازه می‌دهد تا با جریان‌های نقدی ورودی و خروجی پیش‌بینی‌شده ترکیب شود و تصویر درست‌تری از وضعیت مالی کنونی شرکت ارائه کند؛ به همین دلیل این روش برای بودجه‌ریزی بر مبنای فعالیت‌های یک بنگاه اقتصادی مناسب است.

این مطلب برایم مفید است
9 نفر این پست را پسندیده اند