پربازدیدترینها
سخن گفتن از گشایش اقتصادی در زمانه تکثیر ابرچالشها شاید به طنز شبیهتر باشد و احتمالا به همین دلیل، این پرونده به سرعت بایگانی شد. اما فارغ از نوع نگاه دولت و سایر ارکان حاکمیت به تکنیکهای گشایش اقتصادی، باید گفت...
اعتراضات هفته آخر آبان ۹۸ را میتوان با سادهانگاری کامل صرفا به مساله افزایش قیمت بنزین تقلیل داد یا با انگیزههای دیگری به مسائل سیاسی گره زد (البته منهای اغتشاشاتی که روی موج اعتراضات سوار شد) یا کلیگویانه به ناکارآمدی و فساد مرتبط کرد. اما در همه این تحلیلها، یک پرسش بدون پاسخ میماند و آن اینکه چرا این اعتراضات بلافاصله پس از افزایش قیمت بنزین آغاز شد؟
برای یافتن نقطه اتصال یا فصل مشترک مباحث جدید که در پژوهش نوبلیستهای ۲۰۱۹ مطرح شده، با آنچه طی حدود ۲۵۰ سال اخیر مورد بررسی قرار میگرفته است، ذکر این نکته کافی است که علم اقتصاد اساسا با همین بحث فقر متولد شد.
اقتصادنیوز: در بستر تغییرات پارادایمی فلسفههای شناختی در عصر مدرن و تشکیک در ایدههای مطلقنگر، انسان مدرن به تدریج از تلاش برای یافتن ایدههای آرمانی، یگانه و کمالگرا دست میکشد. آن زمان که حماسه به تراژدی بدل شد و قهرمان به انسان معمولی، رفتهرفته اتوپیای موعود به مثابه امر موهوم کنار گذاشته شد و جای خود را به امر واقع، رویکردهای واقعنگر و روشهای تجربهگرایانه سپرد. بشر نیز به تدریج پذیرفت که خواستن الزاما توانستن نیست و توانستن نیز تضمینی برای شدن نمیدهد. حالا دیگر وعدههای بزرگ یا از روی فریب بود یا محصول غفلت و نادانی مینمود.نمود عینی چنین تغییری را میتوان در آخرین انتخاب آکادمی سلطنتی علوم سوئد در اعطای جایزه نوبل اقتصاد به «آبیجیت بانرجی»، «استر دوفلو» و «مایکل کریمر» برای پژوهش در حوزه «روشهای تجربی برای کاهش فقر جهانی» دریافت. جایی که جایزه بزرگ نوبل اقتصاد نه به یک ایده بزرگ برای مسالهای کلان، بلکه به ایدههای اجراییتر و قابلکنترلتر برای مسائلی در مقیاسهای کوچکتر اعطا شده است. این سه پژوهشگر حوزه اقتصاد توسعه، بر مبنای نظریههای اقتصاد خردی، با بهکارگیری روش آر.سی.تی یعنی آزمایشهای کنترلشده تصادفی، بر روی سیاستهای قابل اجرا با ضریب اطمینان بالا درباره اثرات علت و معلولی متمرکز شده، و به نتایج متقن درباره مکانیزم ایجاد فقر و نحوه مقابله کارآمد با آن دست یافتهاند. «دنیای اقتصاد» در نشستی با حضور اقتصاددانان و علاقهمندان به حوزه اقتصاد، به بررسی ایدهها و مدلهای ارائه شده توسط نوبلیستهای ۲۰۱۹ پرداخت. گزارش بخشهایی از این نشست را در ادامه بخوانید.
بنزین ارزان خوب است یا بنزین گران؟ پاسخ بدیهی است: هیچکدام، بنزین مجانی از هر دو بهتر است! اما مسأله اصلی آن است که در اقتصاد ناهار مجانی وجود ندارد. به عبارت دقیقتر، هر جا کالای مجانی یا ارزان دریافت کردید شک نکنید که هزینه آن را در جایی دیگر با شما حساب خواهند کرد و چه بسا گرانتر!
رئیسجمهور محترم اخیرا گفتهاند که فساد با بگیر و ببند از بین نمیرود. حرف صحیحی است؟ بله و خیر. بله، به این دلیل که اگر بستر و زمینههای فساد از بین نرود، بگیر و ببند صرفا باعث میشود که فاسدی جایگزین فاسدی دیگر شود. و خیر، به این دلیل که نادیده گرفتن فساد مشهود با هیچ عذری پذیرفته نیست؛ چرا که شیوع سریع آن را به دنبال خواهد داشت.
منشأ گرفتاری اقتصاد ایران در بسیاری از مسائل از جمله بنزین، پاسخ غلط به پرسشهای درست نیست، بلکه عموما ریشه در پاسخ درست به پرسشهای غلط دارد. بهعنوان مثال، پاسخ این پرسش که بنزین ارزان خوب است یا گران، کاملا بدیهی است: هیچ کدام، بنزین مجانی از هر دو بهتر است! این پاسخ بدیهی به یک پرسش غلط، منشأ سالها بیتدبیری برای مساله بنزین و همه حاملهای انرژی شده است.
توماس ساول، اقتصاددان و فیلسوف آمریکایی میگوید: درس اول اقتصاد «محدودیت منابع» است اما درس اول سیاست، نادیده گرفتن درس اول اقتصاد است!
«رونق تولید» در اقتصاد ایران منافع چه کسانی را تهدید میکند؟ عامه مردم، دلالان را دشمن تولید داخلی میدانند و تصور میکنند تا زمان ریشهکن شدن دلالان، صنعت ایرانی روی رونق به خود نخواهد دید.
تلاطم اقتصادی یک سال اخیر پرسشهای مهمی ایجاد کرده است که بدون پاسخ صحیح و کارشناسی به این سوالات، عبور از چالشهای اقتصادی امکانپذیر نخواهد بود. پرسشهایی از قبیل اینکه: چرا مصائب اقتصادی همانند شوک ارزی یا کلا جهش تورمی مرتبا در اقتصاد ایران تکرار میشود؟ آیا ریشه این مصائب را باید در سیاستگذاری غلط اقتصادی جستوجو کرد یا در عوامل بیرونی مانند تحریمها؟
سیاستهای غلط اقتصادی در دهههای اخیر باعث شکلگیری نوعی بازی برد-باخت در اقتصاد ایران شده است که برندگان آن را میتوان در هیات طبقه نورسیدهای از اشراف بوروکرات مشاهده کرد. طبیعی است اگر عموم مردم خود را بازنده این مناسبات غلط اقتصادی -که میتوان به آن عنوان «سرمایهداری دولتی» اطلاق کرد- بدانند، نباید آنان را ملامت کرد. اخیرا یکی از مقامات اقتصادی دولت اظهار شگفتی کرده است که چرا تحمل مردم در برابر مشکلات اقتصادی بسیار کمرنگ شده و کاهش یافته است که پاسخ ایشان را باید در دل همین مناسبات برد-باخت جستوجو کرد.
اخیرا شاهد بحران منحصربهفردی در اقتصاد ایران هستیم که اگرچه از نگاه علم اقتصاد چندان عجیب نمینماید، ولی برای ناآشنایان به علم اقتصاد و نیز منکران آن، تبدیل به معمایی شده است. شکل بحران به این صورت است که از یک طرف، عدهای از هموطنان با پذیرش انواع ریسکهای جانی و مالی به قاچاق گوسفند از داخل به خارج مرزها مشغول شدهاند و ازسوی دیگر...
فقرزدایی یکی از ماموریتها و اهداف اصلی حاکمیت در سالهای پس از انقلاب بوده است. اقدامات و تلاشهای بسیاری در این راستا بلافاصله پس از پیروزی انقلاب آغاز و نهادهایی مثل جهاد سازندگی با همین ماموریت از سوی جوانان انقلابی و دانشجویان تاسیس شد. فارغ از بررسی کارنامه این تلاشها و مجاهدتها، میتوان سوالی مطرح کرد و آن اینکه آیا مبنای نظری این تلاشها نسبتی با دانش فقرزدایی داشت یا نه؟
چرخش سیاستگذاری اقتصادی در اواخر دهه چهل، نقطه آغاز دوره صنعتزدایی در اقتصاد ایران است. پس از این چرخش، شاهد تکرار مرتب یک چرخه معیوب در اقتصاد ایران هستیم که با تولید تورم آغاز و پس از طی کردن مراحل سرکوب تورم، افزایش واردات، جهش ارز، سرکوب صادرات و رکود دوباره باز به نقطه آغاز یعنی تولید تورم بازمیگردد.
یکی از دلایلی که باعث اختلاط ناموجه امور حکمرانی با فعالیتهای اقتصادی در ایران شده است ریشه در تصور نادرستی دارد که اداره اقتصاد یک کشور را چیزی شبیه اداره یک بنگاه اقتصادی میداند.
حذف چهار صفر از پول ملی فایدهای دارد؟ پول ملی قویتر میشود؟ این صفرها از کجا آمدهاند؟ آیا ممکن است پس از حذف، دوباره برگردند؟ زمان مناسب برای حذف صفرها چه زمانی است؟ اینها سؤالاتی است که هر از چندی با جدی شدن بحث حذف صفرها بین مردم مطرح میشود.
«چرا اقتصاد ایران در سال ۹۷ ملتهب شد؟» این پرسشی است که رئیسجمهور هفته گذشته در سخنرانی خود در مجلس مطرح کرد. پاسخ رئیسجمهور معطوف به دو علت «بازگشت تحریمها» و «ساختار ناسالم اقتصاد» بود و سخنی از خطاهای سیاستگذاری به میان نیامد. غفلت از این خطاها ممکن است باعث تسلسل اشتباهات شود و به همین دلیل، توجه به آن ضروری است.
توماس ساول، اقتصاددان و فیلسوف آمریکایی میگوید: درس اول اقتصاد «محدودیت منابع» است اما درس اول سیاست، نادیده گرفتن درس اول اقتصاد است!
سردبیر دنیای اقتصاد: آقای مشاور رییسجمهور میفرمایند جامعه ما شرایط رقابت کامل را ندارد و تفکر مبتنی بر «دست نامرئی بازار» باعث از دست رفتن اقشار ضعیف جامعه میشود و امکان پیاده کردن این نوع نظرات در جامعه ما وجود ندارد.
چند سالی است که در اقتصاد ایران صحبت از مشکلاتی است که از مرحله چالش عبور کرده و شکل ابرچالش به خود گرفتهاند. در یک سال اخیر اما به جای اینکه گامی به سمت حل ابرچالشها برداشته شود، میتوان از پدیدهای معکوس یعنی «تکثیر ابرچالشها» سخن گفت. علت چیست؟ آیا راهحل این مساله، ترمیم کابینه و تغییر تیم اقتصادی است؟
تجربه سه دهه اخیر نشان میدهد که سیاستگذاران اقتصادی معمولا اختیارات کافی درخصوص سیاست ارزی نداشتهاند و تصمیم نهایی در این خصوص با نظر شخص روسایجمهور اتخاذ شده است. با این فرض، سیاست صحیح و کارآمد ارزی در گرو بینش رئیسجمهور، مشورتهای کارشناسی و نهایتا مهارت انتخاب از بین دیدگاههای بعضا متناقض است.
اقتصاد نیوز: ١- توسعه یک پیشرفت مستمر است معطوف به یک چشمانداز روشن. این چشمانداز روشن در عرصه اقتصاد همان وصول به بهترین سازوکار «تخصیص منابع» است که با حداقلسازی حیف و میل منابع، «بیشترین رفاه» را برای جامعه به ارمغان میآورد. ٢- معادل سیاسی این چشمانداز، «مشارکت حداکثری آحاد جامعه» در تصمیمات سرنوشتساز و بهبود مستمر کارآیی دولت است. در چنین چشماندازی، بُعد اجتماعی توسعه نیز بهصورت یک «جامعه عادلانه» نمود دارد...
اقتصاد نیوز: آیا تشتت نظرات اقتصاددانان باعث میشود که رؤسای جمهور نتوانند نظر واحدی را از آنان کسب کنند و همین نقص، مانع حل مشکلات میشود؟ البته پاسخ من منفی بود؛ با این استدلال که تشتت نظری اقتصاددانان در مسائل مختلف، مختص ایران نیست و در همه کشورها قابل مشاهده است. «پل ساموئلسون» در این زمینه میگوید: رییس دولت برای موفقیت در اقتصاد باید قادر باشد که مصرفکننده هوشیار مشاورههای اقتصادی غالبا متضاد باشد.
افزایش شدید نرخ دلار در روزهای اخیر موجب طرح این سوال شده است که این جهش، ریشه در چه عواملی دارد؟ اهمیت این سوال به این دلیل است که درک ناصحیح صورت مساله از یکسو باعث شکلگیری انتظارات غلط و از سوی دیگر باعث گمراهی سیاستگذار در چارهجویی میشود. تحلیلهای متنوعی در پاسخ به این پرسش مطرح شده است.
علی میرزاخانی سردبیر دنیای اقتصاد در کانال تلگرامی اش نوشت:آیا یک سیاستمدار باهوش میتواند در مواجهه با مسائل اقتصادی به توانایی ذهنی و هوشی خود اکتفا کند و تصمیمات صحیح بگیرد؟ پاسخ «پل ساموئلسون» اقتصاددان نامدار معاصر به این پرسش منفی است.
«حمایت از کالای ایرانی» بهعنوان شعار سال ۱۳۹۷ چگونه تحقق مییابد؟ دستگاههای دولتی همراه با مجلس و نهادهای عمومی دیگر معمولا در مواجهه با شعارهای سال به دو شیوه کلیشهای و ناکارآمد متوسل میشوند.
علی میرزاخانی سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد یادداشتی درباره بازار ارز در کانال تلگرامی اش منتشر کرد.
استاد شهید مطهری حدود نیم قرن پیش، پرسشی مطرح کردند که این پرسش عینا برای جامعه امروز ما هم موضوعیت دارد. سوال این بود که چرا جامعه اسلامی بهرغم تاکید موکد اسلام به اصل عدالت دچار بیعدالتی شد و انواع تبعیضها در آن بهوجود آمد. به اعتقاد شهید مطهری، یک پاسخ دمدستی آن است که مقصر این ناکامی، عدهای از خلفا بودند که نه شایستگی این مقام بزرگ را داشتند و نه معتقد به اجرای این اصل مهم بودند.
خبر عادی است بیخود شلوغش میکنند! میگویند مدیرعامل یک شرکت زیانده (وابسته به یک نهاد عمومی) با زیانی بالغ بر ۲۸ میلیارد تومان، پسرش را در این موسسه استخدام کرده و یک خودروی لوکس ۱۲۱ میلیون تومانی برای وی خریداری کرده است که البته پس از انتشار خبر، توضیح داده میشود که خودرو برای مؤسسه خریداری شده است! خبر، عادی است نه اینکه اشکالی ندارد بلکه دقیقا چون عادی شده است بسیار خطرناک است. چرا که در صدها شرکت دولتی و نیمهدولتی و شبهدولتی و خصولتی (عمدتا زیانده و حتی ورشکسته) میتوان از این مثالها بسیار زد با ارقامی درشتتر.
١- دلار بخریم یا مسکن؟ سکه چقدر بالا میرود؟ جهش بعدی کی اتفاق میافتد؟ قصه تلخی است این پرسشها و نشان میدهد که در اقتصاد ایران یک جای کار میلنگد. سفتهبازان در کمین این فرصتها هستند تا در فرصتی کوتاه، ثروت خود را چند برابر کنند و سراغ بازار ملتهب بعدی بروند. وقتی چنین فرصتهایی برای ثروتاندوزی بیدردسر فراهم میشود آیا اقبالی به فعالیتهای مولد اقتصادی خواهد بود؟