«زندگیِ جنگی»؛ لحظه ای میان شوک، ترس، سازگاری و فرسودگی | جامعه تا کجا دوام میآورد؟ | زندگی زیر ضرب موشکها ادامه دارد
به گزارش اقتصادنیوز، هنوز صدای انفجارها از شهر دور نشده، اما زندگی آرامآرام راه خودش را پیدا میکند؛ نانواییها باز هستند، مغازهها نیمهفعالاند، و مردم میان چککردن خبرها و انجام کارهای روزمره در رفتوآمدند. جنگ، اینبار نه فقط در آسمان و پدافند، که در جزئیترین تصمیمهای روزمره رسوخ کرده است؛ از اینکه چه چیزی بخریم و کجا برویم تا اینکه بمانیم یا برویم. ایران حالا در موقعیتی ایستاده که تجربهاش برای بسیاری از کشورها آشناست: «لحظهای میان شوک و سازگاری، جایی که هنوز ترس هست، اما زندگی هم متوقف نشده است.»
خانههایی که فرو ریختند، امنیتی که ترک برداشت
بر اساس اعلام منابع رسمی، در 27 روز پس از آغاز درگیریها، ۲۰ هزار و ۱۲۷ واحد تجاری، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار خسارت شدهاند و تمرکز آسیبها بهویژه در کلانشهرها قابل مشاهده است.
اقتصادنیوز: جامعه ایران در صورت توقف درگیریها چه وضعیتی را تجربه خواهد کرد؛ همبستگی، گسست یا سناریوهایی دیگر؟
در تهران نیز، ۲۶ هزار و ۹۲۶ واحد مسکونی و تجاری در تهران درگیر تخریب یا آسیب جدی شدهاند. همزمان، طبق اعلام نهادهای امدادی، بیش از ۳ هزار نفر معادل حدود ۹۰۰ خانوار به دلیل از دست دادن امکان سکونت، در هتلها یا مراکز اقامتی اسکان موقت یافتهاند. این اعداد نشان میدهد که جنگ پیش از هر چیز «خانه» را هدف میگیرد؛ جایی که برای انسان نه فقط یک سازه، که معنای امنیت است.
از شوک تا عادت؛ ذهن انسان چطور با جنگ کنار میآید؟
مطالعات رفتاری و گزارش نهادهایی مانند صلیب سرخ و سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که واکنش جوامع به بحرانهای جنگی معمولاً در سه مرحله شکل میگیرد. در روزهای اول، شوک حاکم است؛ افزایش شدید مصرف اخبار، خریدهای هیجانی و تلاش برای ذخیرهسازی.
در فاصله یک هفته تا یک ماه، مرحله تطبیق آغاز میشود؛ مردم به تدریج به کار بازمیگردند، حساسیت به صداها کمتر میشود و روالهای جدید شکل میگیرد. در نهایت، نوعی عادیسازی رخ میدهد؛ زندگی در کنار خطر ادامه پیدا میکند و ترس، جای خود را به احتیاطی دائمی میدهد.
وقتی جنگ هنوز ادامه دارد، اما مغازهها باز میشوند
به گزارش پژوهشهای منتشرشده درباره جنگ اوکراین، این کشور پس از حدود دو تا چهار هفته شاهد بازگشت نسبی زندگی شهری بود؛ رستورانها باز شدند و مردم به کار برگشتند، در حالی که حملات همچنان ادامه داشت. در ایران نیز نشانههایی از همین روند دیده میشود، با این تفاوت که این چرخه سریعتر طی میشود. تجربه سالهای متمادی بحران اقتصادی و نااطمینانی، جامعه را به نقطهای رسانده که سازگاری با شرایط جدید، با سرعت بیشتری اتفاق میافتد.
ایران، اوکراین، غزه؛ اعداد چه میگویند؟
به گزارش سازمان ملل، در جنگ اوکراین بیش از ۸ میلیون نفر آواره داخلی شدهاند و بیش از ۸.۲ میلیون نفر به خارج از کشور پناه بردهاند. در غزه نیز، به گزارش دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل، حدود ۱۹۱ هزار ساختمان، معادل نزدیک به ۶۰ درصد کل ساختمانها، آسیب دیده یا تخریب شدهاند. در کرانه باختری هم، به گزارش نهادهای حقوق بشری، بیش از ۱۴۰۰ واحد مسکونی در یک سال تخریب شده است. در ایران اما، بر اساس دادههای رسمی، از آغاز درگیریها، ۲۰ هزار و ۱۲۷ واحد تجاری، ۶۶ هزار و ۲۶۱ واحد مسکونی دچار خسارت شدهاند، رقمی که اگرچه هنوز به سطح ویرانی کامل شهری نرسیده، اما سرعت و تمرکز آن در کلانشهرها قابل توجه است.
چرا ایرانیها کمتر میروند؟ الگوی متفاوت جابهجایی
به گزارش کمیساریای عالی پناهندگان، در بسیاری از جنگها، در همان ماه اول میلیونها نفر ناچار به ترک خانههای خود میشوند. اما در ایران، الگوی جابهجایی متفاوت است؛ بیشتر جابهجاییها کوتاهبرد و درونشهری است. خانوادهها ترجیح میدهند در نزدیکی شبکههای حمایتی خود بمانند؛ نزد اقوام، در همان شهر یا در فاصلهای کوتاه. به همین دلیل، مهاجرت در ایران بیشتر تعویقی است تا فوری.
اقتصاد زیر فشار بازسازی
بر اساس برآوردهای شهری و به گزارش فعالان حوزه ساختوساز، هزینه بازسازی هر متر مربع دستکم حدود ۲۰ میلیون تومان است. با در نظر گرفتن دهها هزار واحد آسیبدیده، هزینهای چند ده هزار میلیارد تومانی پیش روی اقتصاد قرار میگیرد.
این در حالی است که همزمان، کسبوکارهای خرد دچار اختلال شدهاند، قدرت خرید کاهش یافته و نااطمینانی اقتصادی در حال افزایش است؛ روندی که میتواند اثرات بلندمدتتری از خود جنگ برجای بگذارد.
از همدلی تا خستگی؛ جامعه تا کجا دوام میآورد؟
به گزارش مطالعات اجتماعی جنگ، در هفتهها و ماههای اول، همبستگی اجتماعی افزایش مییابد؛ کمکهای مردمی، تماسهای بیشتر و شبکههای حمایتی فعالتر میشوند. اما این وضعیت پایدار نیست. دادههای جهانی نشان میدهد پس از سه تا شش ماه، جامعه وارد فاز «فرسودگی جمعی» میشود؛ جایی که اضطراب بالا میرود، مشارکت کاهش پیدا میکند و تمرکز از آینده به بقا تغییر میکند. در اوکراین، به گزارش رسانههای بینالمللی، حتی از «خستگی جنگ» بهعنوان یک پدیده عمومی یاد شده است. در ایران، این نقطه ممکن است زودتر فرا برسد.
ایرانیها چگونه دوام میآورند؟ از طنز تا تابآوری
در میان تمام این فشارها، یک ویژگی خاص در رفتار ایرانیها دیده میشود: توانایی ادامه دادن در دل بحران. به گزارش پژوهشهای جامعهشناختی، استفاده از طنز و شوخی بهعنوان یک مکانیسم دفاعی، در جامعه ایران بسیار پررنگ است. شوخیهایی که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند، در واقع راهی برای مدیریت اضطراباند؛ روشی برای اینکه زندگی، حتی در دل نااطمینانی، متوقف نشود.
در نهایت، آنچه از دل این دادهها و تجربهها بیرون میآید، تصویری آشنا اما تلخ است: جنگ، پیش از آنکه شهرها را ویران کند، رفتار انسان را تغییر میدهد. از ایران تا اوکراین و غزه، یک مسیر مشترک دیده میشود؛ شوک، سازگاری، همبستگی و فرسودگی.
تفاوت ایران در سرعت این چرخه است؛ جامعهای که سریعتر عادت میکند و شاید سریعتر خسته میشود. اما در همین میان، یک واقعیت همچنان پابرجاست: انسان، حتی در ناپایدارترین شرایط هم، راهی برای ادامه دادن پیدا میکند.
ارسال نظر