وقتی جنگ به قشم هم رسید

موشک‌های آمریکا و اسرائیل در ساحل لاک‌پشت‌ها | بمباران جزیره قشم، کسادی کار و خلوتی اقامتگاه‌ ها

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۷۷۸۵۵
اقتصادنیوز:جنگ همه چیز را دگرگون کرد. پس از زمستان دشوار ۱۴۰۴، نوروز با جنگ همزمان شد و به جای مسافر، موشک و انفجار به جزیره قشم برد. «عبدالرحمن» یکی از ماهی‌گیرهای جزیره می‌گوید: «فکرش را نمی‌کردیم جنگ به قشم برسد. چند روزی بود که اخبار را می‌خواندیم و می‌دانستیم مردم در تهران گرفتار شده‌اند. راستش اما فکر نمی‌کردیم که به اینجا هم برسد. آن شب هم من و چند جاشوی دیگر نزدیکی‌های ساحل بودیم که سروصدا شروع شد. جنگنده‌ها را که خیلی هم نزدیک بودند، دیدیم. همه می‌گفتند که قرار است از اینجا رد شوند اما وقتی سروصداها شروع شد، فهمیدیم که نخیر، هدفشان همین نقطه است».
موشک‌های آمریکا و اسرائیل در ساحل لاک‌پشت‌ها | بمباران جزیره قشم، کسادی کار و خلوتی اقامتگاه‌ ها

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شرق، جنگ همه چیز را دگرگون کرد. پس از زمستان دشوار ۱۴۰۴، نوروز با جنگ همزمان شد و به جای مسافر، موشک و انفجار به جزیره قشم برد.

«عبدالرحمن» یکی از ماهی‌گیرهای جزیره می‌گوید: «فکرش را نمی‌کردیم جنگ به قشم برسد. چند روزی بود که اخبار را می‌خواندیم و می‌دانستیم مردم در تهران گرفتار شده‌اند. راستش اما فکر نمی‌کردیم که به اینجا هم برسد. آن شب هم من و چند جاشوی دیگر نزدیکی‌های ساحل بودیم که سروصدا شروع شد. جنگنده‌ها را که خیلی هم نزدیک بودند، دیدیم. همه می‌گفتند قرار است از اینجا رد شوند اما وقتی سروصداها شروع شد، فهمیدیم که نخیر، هدفشان همین نقطه است».

او و سایر ماهی‌گیرها که آن شب بزمی در ساحل برای خودشان داشتند، حتی پس از دیدن جنگنده‌ها، تصور نمی‌کردند هدف حمله همان نزدیکی‌ها باشد: «حتی تا چند ثانیه ابتدایی هم با خودمان می‌گفتیم نمی‌خواهد این نزدیکی‌ها را بزند. گفتیم شاید قرار است سمت خود قشم برود. اما چند لحظه گذشت و صداهای انفجار و حتی کمی موج آن را هم حس کردیم. بعدتر مشخص شد که بخشی از تجهیزات بندری دچار خسارت شدند. اسکله‌های اصلی صیادی و گردشگری هم آسیب‌هایی دیدند که باید به مرور برطرف شود».

چند سالی می‌شد که شهرهای شمالی کشور، دیگر تنها مقصد سفرهای نوروزی مردم ایران نبود و مردم در تلاش برای تماشای زیبایی‌های کشور، پا را فراتر می‌گذاشتند و به نقاط دیگری می‌رفتند که تا همین یک دهه پیش، کمتر رایج بودند. جنوب کشور و در میان شهرها و روستاهای همجوار با خلیج‌فارس، جزیره قشم یکی از مقاصدی بود که در سال‌های اخیر، مردم ایران اقبال گسترده‌ای به آن نشان می‌دادند. به خصوص در فصل سرما و نوروز که قشم در زیباترین حالت خود به سر می‌برد و از نظر آب و هوایی هم شرایط خوبی داشت. همین هم شرایط زندگی بسیاری از اهالی روستای این جزیره را دگرگون کرده بود. اقامتگاه‌های مسافری هر سال بیشتر می‌شدند، پروازها تعدادشان بیشتر می‌شد و ساحل‌هایی که برخی از آن‌ها پیش‌تر جز مردم بومی، مسافری را به خود ندیده بودند، میزبان چادرهای مسافری بسیاری از مردمان ایران شده بود. اما نوروز ۱۴۰۵ سرنوشت دیگری برای اهالی و کسب و کارشان رقم خورد.

ساحل لاک‌پشت‌ها میزبان موشک شد

«شیب‌دراز» را به لاک‌پشت‌هایش می‌شناسند. شب‌ها، وقتی ساحل آرام می‌شود و خلوت، آن دسته از مسافرانی که اهل تماشای حیوانات هستند، از هر نقطه از جزیره که باشند خودشان را به شیب‌دراز می‌رسانند، شاید فرصتی باشد برای دیدن یکی از لاک‌پشت‌های پوزه‌عقابی که در خلیج‌فارس زندگی می‌کند و برای تخم‌‌گذاری به ساحل این روستا می‌آید. حالا همین روستای کوچک هم از جنگ مصون نمانده است. روستایی در ۴۵ کیلومتری جنوب قشم که به عنوان اثر طبیعی ملی و ژئوسایت یونسکو ثبت شده است و سال‌هاست با حمایت جوامع محلی و اندک فعالان محیط‌زیست منطقه، یکی از اصلی‌ترین نقاط گردشگری جزیره محسوب می‌شود. طبق اخباری که در آخرین روزهای سال گذشته منتشر شده بود، در هفته پایانی اسفند ۱۴۰۴، در حالی که نزدیک به دو هفته از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران گذشته بود، در پی یکی از این حملات در شامگاه ۲۳ اسفند، اسکله‌های مسافربری و گردشگری این روستا آسیب دید. گزارش‌های اولیه حاکی از وارد آمدن خسارت به بازوی اسکله‌ها و تجهیزات بندری آن بود. بر همین اساس هم یگان‌ها امدادی و گروه‌های واکنش سریع کمی بعد در محل حادثه حاضر شدند.

بازار سوت‌و‌کور «درگهان»

تا پیش از نوروز ۱۴۰۵، برای تردد در بازار «درگهان»، در روزهای منتهی به پایان سال، باید کفش فولادین به پا می‌کردید، بس که بازار در دو هفته آخر سال و حتی در تعطیلات نوروز آنقدر شلوغ بود. حضور مسافران نوروزی باعث شده بود در سال‌های اخیر به تعداد مجتمع‌های تجاری آن حوالی مدام اضافه شود. هر کسی از هر جای ایران به قشم که می‌رسید، حتما سری هم به درگهان می‌زد تا خریدی کند، اما دیگر خارج شدن از آنجا به دست خودش نبود. تنوع و تعدد فروشگاه‌ها برای مسافران دوست‌داشتنی بود و می‎‌دانستند که از پوشاک و لوازم بهداشتی گرفته تا لوازم خانگی و عطر و اودکلن را می‌توانند از همین بازار بخرند و راهی شهر خودشان بشوند.

اسفند و فروردین امسال اما درگهان سوت‌و‌کور بود. نه که هیچ پاخوری نداشته باشد، اما برای فروشنده‌ها بازار آنقدر خلوت شده بود که دست و دلشان به باز کردن مغازه‌ها هم نمی‌رفت. «جمیله» ۱۱ سال است که مدیریت یک فروشگاه عطر و اودکلن را در مجتمع اطلس درگهان بر عهده دارد و تا به امروز، این بازار را با این سر و شکل ندیده بود: «آدم گاهی با خودش می‌گوید نکند ناشکری کرده‌ام. هر سال این روزها آنقدر درگهان شلوغ می‌شد که خسته می‌شدیم. به‌خصوص این چند سال اخیر و به طور مشخص، از سال ۱۴۰۰ به این سمت که سفر به جنوب و قشم بیشتر بین مردم کشور محبوب شده است. می‌توانم بگویم که دیگر از چادرهایی که مسافران در تمام پارک‌های شهر برپا می‌کردند حتی کلافه شده بودیم. حالا که این روزها را دیدیم حس می‌کنم قبلا ناشکری می‌کردیم».

جمیله می‌گوید که اوضاع بازار این روزها تعریفی ندارد: «خریدار محلی خودمان را داشتیم. اما نکته درگهان و آن چیزی که بازارش را با بقیه جاها متفاوت می‌کند، مسافرانش است. من از همه جای ایران خریدار دارم. شاید باورتان نشود که اسم خیلی از شهرهای ایران را در همین کار و از میان مشتری‌هایم یاد گرفته‌ام. از خراسان جنوبی، آذربایجان شرقی، کردستان. با برخی از مشتریان تهرانی‌ام که دیگر در این سال‌ها دوست شده‌ام. اما امسال هیچ کدامشان به این سمت نیامده‌اند».

او می‌گوید که پیش از جنگ هم اوضاع اقتصادی کسبه تعریفی نداشت و حالا شرایط دشوارتر هم شده است: «بازار خلوت است. قبل از جنگ هم بازار راکدی داشتیم. فروش کسبه خیلی کاهش پیدا کرده است و برخی از همکاران ما حتی برای پرداخت شارژ ماهیانه فروشگاه هم با مشکل مواجه شده‌اند. عمده‌فروشی‌ها که از مهم‌ترین بخش‌های این بازار هستند عملا فروش اصلی خود را از دست داده‌اند و روشن نیست که تا چه زمانی بشود با همین اوضاع ادامه داد».

چراغ خاموش اقامتگاه‌های طبل و سلخ

در این میان، آن‌هایی که معاش زندگی‌شان از طریق اقامتگاه‌های محلی می‌چرخید نیز آسیب جدی دیده‌اند. صاحبان اقامتگاه‌هایی که زمستان که اوج دوران کاری و درآمدشان محسوب می‌شد، با کاهش مسافر روبه‌رو شده بودند، چشم به درآمد نوروز بسته بودند، اما این فرصت را هم از دست داده‌اند. «خالو داوود» که اقامتگاه بزرگی در روستای طبل را می‌گرداند، از خاموشی چرغ اتاق‌هایش می‌گوید: «اینجا یکی از اصلی‌ترین مقصدهای مسافران قشم است. به‌ویژه آن دسته از مسافرهایی که اهل بازار و خرید نیستند و می‌خواهند بیشتر از بافت محلی جزیره بهره ببرند، شنا کنند، جنگل‌های حرا را ببینند و به نقاط گردشگری سر بزنند، غالبا اقامت در طبل را انتخاب می‌کنند. ما فقط نیم ‌ساعت با ماشین با مرکز جزیره قشم فاصله داریم و به فرودگاه هم خیلی نزدیکیم. قدم به قدم روستای طبل جای تماشایی و گردشگری دارد و برای همین هم الان سال‌هاست که مسافران ما به‌خصوص از تهران، مستقیم به طبل می‌آیند. امسال اما همه چیز تغییر کرده است. از همان ابتدای زمستان که شرایط کشور دگرگون شده بود، روزهای بد ما هم شروع شد. فکر می‌کردیم می‌توانیم در نوروز شرایط بهتری داشته باشیم که جنگ این فرصت را هم از ما گرفت».

خالو داوود در تمام زمستانی که گذشت، فقط دو مرتبه چراغ اتاق‌هایش را روشن کرد و حالا هم اوضاع چندان فرقی نکرده است: «در زمستان فقط دو مرتبه مسافر داشتم که یک گروه پیش از ۱۸ و ۱۹ دی ماهی که گذشت آمده بودند. یک گروه هم اوایل اسفند. از ابتدای تعطیلات نوروز هم اوضاع چندان بهتر نشده است. چندباری مسافر داشته‌ام، اما بیشتر ساکنان اطراف جزیره بودند که برای آخر هفته آمده‌اند؛ مثلا از بندرعباس. اما از آن مسافرهای همیشگی‌ام که از شیراز و اصفهان و تهران می‌آمدند، هیچ خبری نیست. که البته با شروع جنگ هم قابل پیش‌بینی بود. چون هم پروازها تعطیل است و هم اینکه مردم می‌ترسند از خانه‌هایشان خیلی فاصله بگیرند. اوضاع برای همه همکاران دیگر هم همین است. همین اطراف روستای پرمسافری چون سلخ که همیشه در سال‌های اخیر پر از مردم تهران می‌شد، حالا تقریبا خالی از مسافر است. اگر هم مسافری باشد، همان‌هایی هستند که دیگر سال‌هاست نیمی از سال را در همین جزیره زندگی می‌کنند».

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O