بهروز بهزادی: از دست دادن مرجعیت خبری، یک ضایعه ملی است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، بهروز بهزادی روزنامهنگار پیشکسوت در پاسخ به پرسشی درباره تجربه زیسترسانهای خود از جنگ، با بیان اینکه هر جنگی یک ضایعه است، اظهار میکند: «جنگ برای یک ملت مشکل است، حال چه پیروز شود، چه شکست بخورد. حتی اگر پیروز هم بشود، انرژیای آزاد کرده و جاهایی خالی دارد. این جای خالی بیشتر در روان ملت و زندگی اجتماعی آنها نمایان میشود.»
وی با اشاره به اینکه فشارهای جبهه به پشت جبهه نیز منتقل میشود، میافزاید: «مردم مملکتشان را دوست دارند و احساس خطر میکنند. این خطر، مثل یک باد شدید وارد خانوادهها میشود و اگر احساس پیروزی هم کنند، صرفاً خوشحال میشوند که اتفاق بدی نیفتاده است.»
او در مقایسه جنگ اخیر با دوران موشکباران شهرها در اواخر جنگ با عراق، به تأثیرات مخرب روانی حملات اشاره میکند و میگوید: «با هر موشکی که وارد فضا میشد، میدیدم که این اتفاق یک اثر بد روی افراد میگذارد، شاید خودش متوجه نشود، شاید خندان نشان بدهد یا سرش را پایین بیندازد تا دیگران متوجه نشوند، ولی جنگ است و آنچه میآورد، خلاف عرف زندگی بشر است.»
او معتقد است: «بشر باید با هم زندگی کند، مماشات کند. شعرا و ادبا همیشه مهربانی خواستهاند و حتی مذهب هم مهربانی را تزریق میکند اما جنگ مثل غدهای سرطانی میآید.»
کودکان نخستین قربانیان اضطراب جنگی
او در پاسخ به این پرسش که نقش رسانهها در سلامت روان جامعه در شرایط جنگی چیست؟ با تأکید بر آسیبپذیری کودکان تصریح میکند: «اولین نگاه باید به بچهها باشد. ممکن است آنها حتی در کتابها هم از جنگ نخوانده باشند و این نخستین باری باشد که رویه دیگری از زندگی را میبینند یا میشنوند. بچهها هراسان میشوند و اینجاست که مطبوعات میتوانند خیلی کمک کنند.»
وی با اشاره به نقش راهبردی رسانهها در آرامشبخشی، تأکید میکند: «مطبوعات میتوانند صفحات متعددی داشته باشند و از طریق جامعهشناسان و روانشناسان، خانوادهها را به دانشی تجهیز کنند که بچهها بیش از آنچه شده، آسیب نبینند.»
بهزادی در ادامه، عملکرد صداوسیما را نیز مورد نقد قرار میدهد و میگوید: «اگر گوینده تلویزیون یا رادیو را عبوس و عصبی ببینید، این کار صحیحی در قبال خانوادهها نیست. حتی در بدترین فشارها روی کشور، گوینده باید به گونهای با مخاطبش رفتار کند که او را نگه دارد تا آسیبهای روانی کمتر شود.»
او معتقد است برای تجهیز جامعه به پیروزی و حفظ روحیه، باید به متخصصان مراجعه کرد. بهزادی توضیح میدهد: «پیروز کردن یک ملت، پشتیبانی مردمی میخواهد و این کار، کار جامعهشناس است. کسی که جامعهشناسی بلد نباشد، نمیتواند ملت را برای پیروزی تجهیز کند.»
رسانهها و پرهیز از دوقطبی ضرورت شناسایی تخصص
او در پاسخ به اینکه رسانهها چگونه میتوانند از قطبیسازی فضای جامعه فاصله بگیرند، با دفاع از تخصصگرایی در روزنامهنگاری میگوید: «اهالی رسانه، برخلاف تصور عمومی، متخصص هستند. اگر به دانشکدههای روزنامهنگاری در دنیا نگاه کنید، میبینید دانشجوی این رشته باید تاریخ، جغرافیا، علم سیاست، اقتصاد و حتی حوزه دین و مذهب را بلد باشد.»
وی راه برونرفت از التهاب را در پذیرش این تخصص میداند و معتقد است: «اگر بپذیرند که خبرنگار بحران، نظامیگری خوانده و خبرنگار دیپلماسی، دیپلماتها را میشناسد، آن وقت این تخصص میتواند به کمک مملکت بیاید. این آدمها مملکتشان را دوست دارند، به اندازه کسی که مقابل دشمن سینه سپر میکند.»
از دست دادن مرجعیت خبری، یک ضایعه ملی است
او در پاسخ به انتقاد درباره ضعف رسانههای داخلی در مدیریت بحران و واگذاری مرجعیت خبری به منابع خارجی، با صراحت این وضعیت را یک زنگ خطر جدی توصیف میکند و میگوید: «اگر حکومت و دولت، ظرفیت و شخصیت اهالی رسانه را نشناسند و ندانند که اینها آدمهای متخصصی هستند که مملکتشان را دوست دارند، ضایعهاش همین میشود که الان میبینیم. من هیچ تعارفی ندارم؛ ما تمام مرجعیت رسانهایمان را از دست دادهایم.»
او با ذکر مصداقی از سیاستهای محدودکننده اینترنت اظهار میکند: «من برای مطالعه مسائل سیاسی جهان به سایتهای خارجی مراجعه میکردم. حالا که این اینترنت را بستهاند، من روزنامهنگار چه کار کنم؟ این نشان میدهد کسی که در مورد روزنامه تصمیم میگیرد، به تخصص روزنامهنگار توجه نمیکند غیرکارشناسانه تصمیم میگیرد.»
بهزادی راهحل را ساده اما اجرایی نشده میداند و میگوید: «ما خیلیها را داریم که میتوانند تلویزیونی اداره کنند که مردم پای آن بنشینند و دنبال شبکههای خارجی نروند، اما این را تحمل نمیکنند. ما آدمهای غیرمتخصص را در تلویزیون و روزنامهها گذاشتهایم و اینها مرجعیت خود را از دست دادهاند. الان خیلیها سر جای خودشان نیستند و از ترس تذکر و تعطیلی، جرأت نوشتن ندارند. اینها همه ضایعاتی است که در رسانههای ما موجود است، بهویژه در دوران جنگ که حساسیت بالاست.»
او پیشنهاد میدهد و تأکید میکند: «باید یک نظام جدید برای بحث رسانه مملکت نوشته شود. باید کار را به کاردان سپرد؛ آدمهایی که جزو مردم هستند و عشق به وطن دارند.»
ثروتی که نباید از دست برود
او در پاسخ به این پرسش که با توجه به شرایط سخت، چه پیشنهاد عملی برای بهبود عملکرد رسانهها دارد، با ابراز نگرانی از موج تعدیل نیرو در بخش خصوصی اظهار میکند: «بچههایی که در این شرایط کار میکنند، ثروت رسانهای این مملکت هستند. نه میز، نه تلفن، نه دوربین؛ هیچ کدام به اندازه انسانی که آموزش دیده، شکست خورده و پیروز شده، برای یک سازمان رسانهای ارزش ندارد. خونی که در رگهای این آدمها جاری است، خون رسانهای است.»
او در همین زمینه با ارائه یک پیشنهاد مشخص به دولت میگوید: «مسئولان میتوانند کاری کنند که بانکها به مدیران رسانهها وامی با بهره بسیار اندک بدهند تا این شرایط برطرف شود. اگر این ثروت بالفعل از دست برود، دیگر باید پنج تا ۱۰ سال صبر کنید تا آدم جدیدی تربیت شود، آن هم تازه مثل قبلیها نمیشود. خیلیهایشان کار رسانهای را دوست دارند و قلبشان برای ایران میتپد. اینطور نیست که بخواهیم اطلاع رسانی کنند و در عین حال توبیخشان کنیم.»
روایت روزنامه اعتماد در روزهای جنگ
او درباره عملکرد روزنامه اعتماد در روزهای جنگ، با اشاره به چالشهای انتشار در آن مقطع میگوید: «ما حتی یک روز هم انتشارمان قطع نشد. از بچهها خواستیم گزارش میدانی تهیه کنند، چون میدانستم هیچ چیز به اندازه گزارش میدانی خواننده ندارد. خیلی اذیت شدند و مانع کارشان میشدند، اما ما این کار را کردیم.»
وی یکی از نقاط قوت روزنامه را ثبات در تولید محتوای تحلیلی عنوان میکند و می افزاید: «محور یادداشت را هرگز رها نکردیم و بیشترین یادداشتها را به بحث جنگ اختصاص دادیم.»
خوشبختی یعنی با روزنامهنگارانی کار کنی که همه کارشان را بلدند
بهزادی با تمجید از تیم حرفهای خود، وضعیت نیروی انسانی را بزرگترین دارایی میداند و میگوید: «یکی از خوشبختیهای من این است که با روزنامهنگارانی کار میکنم که همه کارشان را بلدند. مدیرمسئول و سردبیر از این همکاری لذت میبرد. با این حال، تأکید کردم که سلامت بچهها اولویت است و اگر کسی مشکل دارد، میتواند از خانه گزارش بفرستد.»
آینده از آن رسانههای آنلاین و تربیت متخصص بحران است
او در بخش پایانی گفتوگوی خود، با نگاهی به آینده مطبوعات، چاپ کاغذی را رو به زوال توصیف میکند و میگوید: «ما داریم به سمتی میرویم که همه چیز آنلاین منتشر خواهد شد. اینترنت جای چاپخانه را میگیرد. ما سالها با عطر کاغذ خو گرفتهایم، اما این مقاومت بیفایده است. در فضای آنلاین، خبر کهنه و بیات نمیشود و در لحظه میتوانی آن را بهروز کنی.»
بهزادی در نهایت، شرط بهبود شرایط رسانهای کشور را در گرو تغییرات کلان میداند و خاطرنشان میکند: «آینده معلوم نیست، اما امیدوارم شرایط بهتر شود. این جنگ نشان داد ما گرههای بحرانی زیادی داریم. نیازمند اساتیدی هستیم که بتوانند روزنامهنگاری بحران را در دانشکدهها درس بدهند. سینما و ویدئو هم بخشی از رسانه هستند و باید همانند دوران جنگ عراق، بتوانند فیلمهای خوبی برای ثبت این بحران بسازند.»
ارسال نظر