فرصت محدود ونزوئلا برای گذار از دیکتاتوری به دموکراسی | تغییر سیاسی لازمه معجزه اقتصادی است | محرک تغییرات بنیادین چیست؟
به گزارش اقتصادنیوز، ماه گذشته بود که ونزوئلا پس از عملیات ضربتی آمریکا علیه رئیسجمهور این کشور، نیکلاس مادورو، به صدر اخبار جهانی بازگشت. این عملیات به دستگیری او و همسرش و انتقال آن ها به نیویورک برای محاکمه به اتهام قاچاق مواد مخدر انجامید. در غیاب مادورو معاون او، دلسی رودیگرز، رهبری کشور را بر عهده گرفت؛ اقدامی که نشانهای از تمایل به همکاری با آمریکا بود، اما در عین حال نشان دهنده حفظ ساختار اقتدارگرای چاویستی بود.
اقتصادنیوز: بررسی مواضع و اقدامات چین و روسیه نشان میدهد که اگرچه هردو در عرصه سیاسی از مواضعی همسو با ایران صحبت می کنند، اما سیاست های عملی خود را تنها بر اساس ملاحظات راهبردی و منافع گستردهتر خود در نظام بینالملل تنظیم می کنند؛ رویکردی که بسیاری آن را ناکافی و نامناسب می دانند.
هومر هارکینز و رابرت بورل در نشنال اینترست نوشتند: در هفتههای بعد و همزمان با وقوع بحران های جدید در خاورمیانه، ونزوئلا بار دیگر در حال محو شدن از کانون توجه ها است. اما سوال اینجاست که آیا آمریکاییها واقعا به آینده این کشور اهمیت میدهند، یا ونزوئلا صرفا به موضوعی برای مجادلات سیاسی داخلی تبدیل شده است؟
ضرورت برگزاری انتخابات
به نظر میرسد حمایت مردمی چندانی برای درگیری پایدار و بلندمدت در ونزوئلا وجود ندارد؛ وضعیتی که این کشور را با سه سال باقیمانده از دولت ترامپ مواجه میکند؛ تا به نتایج اقتصادی قاطع و گذار سیاسی دست یابد. بنابراین آنچه ضرورت داردبرگزاری هرچه سریعتر انتخابات آزاد، عادلانه و معتبر برای احیای مشروعیت دموکراتیک و برکناری رژیم چاویستی از قدرت است.
کسانی که واقعا میخواهند ونزوئلا جایگاه خود را بهعنوان کشوری مدافع آزادی، مبارزهکننده با فساد و احیاگر حکمرانی دموکراتیک بازپس گیرد، باید بپذیرند که این چالش مستلزم تلاشی بلندمدت است.
نمایندگان آمریکایی کجا هستند؟!
به نظر می رسد که تنها حامیان این رویکرد، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، ماریا ماچادو و وزیر امور خارجه آمریکا، مارکو روبیو باشند. اما این دو چهره بهتنهایی چه میتوانند بکنند؟ نمایندگان آمریکا که از تعهدات قوی به ارزشهای انسانی و پیشرفت اجتماعی سخن میگفتند اکنون کجا هستند؟
در سال ۲۰۱۹، کنگره آمریکا گروه دوحزبی دموکراسی ونزوئلا را برای تمرکز بر حمایت از مردم ونزوئلا و پیشبرد آزادی و دموکراسی تشکیل داد. با این حال، این کمیته از زمان آغاز دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ حتی یکبار هم تشکیل جلسه نداده است. به طور متناقضی، در حالی که دولت ترامپ مدافع پرشور آزادی در ونزوئلا بود و رویکرد به ظاهر همدلانه آن با رهبری رژیم بهجای فشار برای برگزاری انتخابات جدید، این پیام را میرساند که آنچه در ونزوئلا اولویت است ابدا دموکراسی نیست. به علاوه، اقدامات ترامپ نیز کنگره را در دستیابی به اجماع قانونگذاری تضعیف کرده است.
موهبت های عظیم طبیعی ونزوئلا
با وجود چارچوب موقتی که در حال حاضر سیاستگذاری درباره این مسئله پیچیده را هدایت میکند، هنوز دلایلی برای خوشبینی محتاطانه وجود دارد.
بدبینان ممکن است استدلال کنند که ونزوئلا در بهترین حالت دههها با شکوفایی فاصله دارد و در بدترین حالت محکوم به شکست دائمی است. با این حال، این کشور از موهبتهای طبیعی خارقالعادهای برخوردار است، موهبت هایی حتی فراتر از داشتن بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان.
درحقیقت، ونزوئلا دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی، زغالسنگ، طلا و سنگآهن و همچنین منابع قابلتوجه نیکل، کولتان، مس و الماس است و اگر این منابع بهدرستی بهرهبرداری شوند، میتوانند ونزوئلا را به بازیگری کلیدی در طیف گستردهای از بخشهای فناوری نوظهور، از انرژی پاک و خودروهای برقی گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر و تولید پیشرفته، تبدیل کنند.
ظرفیت عظیم برقآبی این کشور از رودخانهها و آبشارها میتواند توسعهای را در مقیاس بزرگ ایجاد کند. همچنین خاکهای حاصلخیز این کشور از کشاورزی متنوع محصولاتی چون قهوه، کاکائو، برنج، ذرت، نیشکر، میوهها و دامداری پشتیبانی میکند. سواحل کارائیپ نیز فرصتهای گستردهای را در حوزه شیلات و گردشگری فراهم میآورد که با زیبایی طبیعی چشمنواز و آبوهوای معتدل و بهاری در تمام سال، بدون طوفانهای سهمگین، تقویت میشود.
تغییر سیاسی لازمه معجزه اقتصادی است
البته تحقق این ظرفیت عظیم به چیزی فراتر از ثروت منابع نیاز دارد. دههها فرسایش نهادی، فساد، مهاجرت نخبگان و فروپاشی زیرساختها موانع بزرگی ایجاد کردهاند. اما اگر با تغییر سیاسی معتبر، چنگال حکمرانی ناکارآمد و سرکوبگر برداشته شود، توانمندیهای نهفته ونزوئلا میتواند احیای اقتصادیای رارقم بزند که حتی معجزه اقتصادی آلمان غربی در دهه ۱۹۵۰ را در مقایسه با آن ناچیز خواهد بود
چگونه ونزوئلا میتواند به دموکراسی گذار کند؟
عنصر اساسی برای تسریع چنین تغییری، انتخابات آزاد و عادلانه خواهد بود، گرچه تاریخ نشان داده که صرف انتخابات هم بهتنهایی کافی نیست. طی بیشتر ۲۵ سال گذشته، جنبش انقلابی هوگو چاوز شکستناپذیر به نظر میرسید و خود را عمیقا در نهادهای دولتی، بخش نفت و سراسر جامعه ریشهدار کرده بود. این نفوذ آنچنان گسترده و زیانبار بوده که حتی بیش از یک دهه پس از مرگ چاوز نیز هنوز پابرجاست. هواداران آن همچنان نظام اقتصادی ناکارآمد او را گسترش می دهند و با توسل به زور مخالفان را سرکوب میکنند. با این حال، گاه یک انتخابات واحد توانسته ساختارهای قدرت ریشهدار را درهم بشکند، همانگونه که در برزیل و تانزانیا (۱۹۸۵)، کره جنوبی (۱۹۸۷)، شیلی (۱۹۸۸) و نیکاراگوئه (۱۹۹۰) رخ داد.
در مورد ونزوئلا، با توجه به سنت دموکراتیک قدرتمند پیش از دوران چاوز و فرسایش چشمگیر حمایت مردمی از رژیم، انتخابات میتواند محرکی قدرتمند برای تغییرات بنیادین باشد. امروز افراد اندکی از نظم قدیم سود میبرند. هرچند برخی در قدرت همچنان به نقض حقوق بشر، قاچاق مواد مخدر و فساد گره خوردهاند، اما اکثریت در ارتش، ضرورت تغییر را درک کرده و آماده سازگاری هستند.
جنبش چاوز هنوز طرفدار دارد
گذار زمانی هموار می شود که اپوزیسیون و جامعه بینالمللی بپذیرند که جنبش چاوز همچنان در میان بخشهایی از جمعیت از مشروعیتی نسبی برخوردار است. بهجای تلاش برای حذف کامل آن از حیات سیاسی ونزوئلا، باید اجازه داده شود که این جنبش به یک حزب سیاسی مشارکتجو و سازنده تبدیل شود؛ حزبی که بتواند در سطح محلی نفوذ خود را حفظ کرده و تواناییاش را در حکمرانی مطلوب نشان دهد؛ تا شاید روزی دوباره از طریق صندوق رأی به قدرت بازگردد.
چنین رویکردی مقاومت نیروهای وفادار به رژیم را کاهش داده و شمول بلندمدت را تقویت میکند.
گذار به دموکراسی آسان نیست
سازوکارهای تکمیلی مانند فرآیند ایجاد کمیته های حقیقتیابی و آشتی ملی، همانگونه که در آفریقای جنوبی، شیلی، آرژانتین و السالوادور دیده شد، میتواند به رسیدگی به سوءاستفادههای گذشته کمک کند. البته چالشهای ونزوئلا که از نقض حقوق بشر تا فساد گسترده و قاچاق مواد مخدر است، این مسیر را پیچیدهتر میکند.
انتخابات و آشتی تنها بخشی از یک راهبرد گستردهتر خواهند بود. تاریخ نشان داده است که گذار به دموکراسی مستلزم فرآیندی صبورانه و چندوجهی است؛ فرآیندی که باید شامل میانجیگری خارجی، عفوهای هدفمند یا کاهش پیگرد برای عوامل سطح پایین، مشوقهای اقتصادی و سیاسی، و تعهد واقعی رهبری داخلی به اعتدال باشد.
آمریکا میتواند گذار دموکراتیک ونزوئلا را هدایت کند
خوشبختانه، نشانههایی دلگرمکننده از تداوم تعامل بینالمللی در حال ظهور است. در ۱۸ فوریه، فرمانده فرماندهی جنوبی آمریکا، ژنرال فرانسیس ال. داناوان، در سفری غیرمنتظره به کاراکاس با مقامات موقت تحت رهبری رودریگز دیدار کرد. داناوان اعلام کرد که مشتاق است تا بهزودی برای پیشبرد طرح سهمرحلهای ترامپ که متمرکز بر تثبیت، احیای اقتصادی و گذار نهایی است، بازگردد. تلاشهای آمریکا در جهت دفاع داخلی در برابر براندازی، بیقانونی و بیثباتی احتمالی است.
مؤثرترین رویکرد این است که آمریکا همچنان فعالانه در روند گذار حضور داشته باشد؛ اما در حال حاضر تنها ۲۱ درصد آمریکاییها از چنین حضوری حمایت میکنند. الگوی زیانبار فاصلهگیری از آمریکای لاتین طی سه دهه گذشته، که واکنشی به سوءاستفادههای واقعی یا ادراکشده از قدرت آمریکا بود، باید جای خود را به تعامل پیشدستانهای بدهد که هم به آرمانهای منشور سازمان کشورهای آمریکایی احترام بگذارد و هم امکان رهبری آمریکا را فراهم آورد. این یعنی ترکیب مشوقهای مبتنی بر بازار، برای احیای روحیه کارآفرینی با سرمایهگذاری، بازسازی نهادی و حمایت قوی از حاکمیت قانون.
فرصت همچنان باقی است
مسیر بازگشت از دیکتاتوری نه سریع خواهد بود و نه خطی. این مسیر به خلاقیت، پشتکار و واقعگرایی در برابر عقبگردها نیاز دارد. با این حال، با تداوم فشار، تحول سیاسی فراگیر و حمایت متعهدانه بینالمللی، بهویژه از سوی آمریکا، فرصتی معتبر را برای ونزوئلا برای بازپسگیری میراث خود بهعنوان یک دموکراسی شکوفا و صلحآمیز و پیوستن دوباره به جامعه ملتهای آزاد، فراهم می کند.
دراین میان، بزرگترین مانع آن است که تنها اقلیتی از آمریکاییها برای تعهدی بلندمدت آمادهاند؛ از همین رو، موفقیت احتمالا مستلزم دستاوردهای سریع طی سه سال آینده است تا ظرفیت عظیم ونزوئلا را به واقعیت بدل کند.