چگونه آمریکا خودش را ساخت؟ | از زمین تا ایمان، داستانی که ساده نبود | آیا ترامپ پدیده جدیدی است؟
به گزارش اقتصادنیوز، وقتی فکر میشنویم تاریخ آمریکا فقط داستان استقلال و آزادی است، اغلب فراموش میکنیم که زمین، دین و روایتهای انتخابی، همیشه نقش اصلی را ایفا کردهاند. درک امروز سیاست و فرهنگ این کشور بدون شناخت مسیر پرپیچوخم این عناصر، شبیه تماشای یک فیلم اکشن بدون دیدن صحنههای آغازین است. سه کتاب تازه منتشر شده، تلاش میکنند این «پسزمینه پنهان» را آشکار کنند و نشان دهند چرا برخی رفتارهای امروز آمریکا، از ظهور ترامپ تا احزاب مذهبی، در دل سنتی تاریخی ریشه دارند که سالهاست شکلگرفته است.
این سه کتاب جدید روایت میکنند چگونه تصرف سرزمین، دین و حافظه تاریخی، شکلدهنده هویت پیچیده ۲۵۰ ساله این کشور بودهاند.
به گزارش فایننشالتایمز، در حالی که ایالات متحده خود را برای گرامیداشت دویستوپنجاهمین سال تأسیسش آماده میکند، سه کتاب مختلف روایتی پیچیده و مورد مناقشه از تاریخ این کشور را بررسی میکنند؛ روایتی که بر محور جاهطلبی، توسعهطلبی و ملتسازی شکل گرفته است.
در شرایطی که بسیاری از ما، چه شگفتزده و چه متحیر، با رئیسجمهوری در آمریکا روبهرو هستیم که از شکستن قواعد و عبور از چارچوبهای مرسوم لذت میبرد، خوب است به یاد بیاوریم که او تا چه حد در بطن سنت آمریکایی قرار دارد. برای مثال، در سه نمونه اخیر از «غیرابتکاری» بودن دونالد ترامپ، چه میزان تازه است ادعای مالکیت بر سرزمینهای دیگر (گرینلند)، ایفای نقش یک شفادهنده الهی (پستهایی با پوشش مذهبی)، یا سیاسیکردن روایت ملی (برگزاری جشنهای جایگزین در برابر رویدادهای رسمی و دوحزبی مربوط به دویستوپنجاهمین سال کشور)؟

چنین رفتارهایی برای آمریکاییهایی که از تریبون قدرت انتظار رفتاری شایستهتر دارند، شوکهکننده است. اما این تصور که این رفتارها تازه هستند، بیشتر ناشی از کوتاهی حافظه تاریخی است. تصرف زمین، استفاده از مذهب (هرچند نه به شکل نمایشی و سطحی امروز)، و روایتسازی تاریخی همواره در قلب سیاست آمریکا حضور داشتهاند؛ همانطور که سه کتاب جدید و تأثیرگذار یادآوری میکنند.
کتاب «هجوم برای آمریکا» نوشته کلمنت ناکس، شرح میدهد که چگونه تنها در فاصله ۹۰ سال پس از تولد این کشور در سال ۱۷۷۶، یک جمهوری پراکنده و پرتنش که بر نوار ساحلی وابسته به تجارت و بردهداری شکل گرفته بود، توانست با ترکیبی از مهارت ژئوپلیتیکی، خشونت و شانس، از طریق خرید یا فتح سرزمینها، به یک قلمرو ملی از اقیانوس تا اقیانوس تبدیل شود؛ قلمرویی بزرگتر از اروپا.
در کتاب «سرزمین برگزیده»، متیو ایوری ساتن (Matthew Avery Sutton) استدلال میکند که یک جریان مذهبی پرصدا و عمدتاً پروتستان، همواره سیاست آمریکا را شکل داده است؛ از نخستین پیوریتنهایی که در پی ساختن «الگوی خیریه مسیحی» بودند تا جناح مذهبی راست امروز که در کشوری با تنوع دینی بالا و فرهنگی بهشدت سکولار، بار دیگر از ایمان بهعنوان ابزار سیاسی استفاده میکند.
کتاب «این سرزمین، سرزمین توست» نوشته بورلی گیج، تاریخ عمومی آمریکا را از نگاه یک مورخ روایت میکند که در سفری جادهای به سراسر کشور، از «مکانهای حافظه جمعی» بازدید میکند؛ از موزهها و بناهای یادبود گرفته تا جاذبههای کنار جادهای و مکانهای مختلفی که آمریکاییها بهطور رسمی یا غیررسمی گذشته پیچیده و محل مناقشه خود را در آنها یادآوری و بازنمایی میکنند.

هجوم برای آمریکا
اگرچه زمانی تاریخ آمریکا بهعنوان «اسکان یک قاره» به شکلی ساده و قابلقبول روایت میشد، اما روایت ناکس—با انتخاب هوشمندانه عنوان «هجوم»—بر پژوهشهای تاریخی دهههای اخیر تکیه دارد که بر خرید یا تصرف زمین و همچنین «اخراج» بومیان آمریکا تمرکز میکنند. در این روایت، حماسه ملی آمریکا نه درباره مردم، ایدهها یا نهادها، بلکه درباره سرزمین است. موضوع اصلی، مالکیت زمین است: این زمین متعلق به چه کسی بود؟ چه کسی آن را گرفت؟ آیا با زور تصرف شد یا خریداری شد؟ و بهمحض تصاحب، چگونه زمینهای عمومی به خریداران خصوصی فروخته شد و زمینهساز سفتهبازی، رانت، ثروتاندوزی و بحرانهای مالی گردید؟
اگرچه ناکس یک مورخ حرفهای نیست و پیشه اصلی او نویسندگی با کنجکاوی گسترده است، یکی از آثار پیشین او تاریخ فریب و اغواگری بود، اما او با دانش شگرف خود به این روایت عظیم و دقیق از توسعه ایالات متحده جان میبخشد. رشد آمریکا یک روند پیوسته و آرام نبود، بلکه در سه گام بزرگ اتفاق افتاد.
گام اول ۱۷۸۳ بود. پس از شکست بریتانیا در جنگ استقلال، این کشور بخشی از سرزمینهای خود را از رشتهکوههای آپالاچی در شرق تا رودخانه میسیسیپی در میانه کشور به آمریکاییها واگذار کرد.
گام دوم در ۱۸۰۳ بهطور غیرمنتظره رخ داد. فرانسه ادعای مالکیت لوئیزیانا، دشتهای وسیع بین میسیسیپی و کوههای راکی در غرب، را داشت. شورش بردگان در سانتو دومینگو و آغاز مجدد جنگ با بریتانیا باعث شد ناپلئون نیروهای خود را در اروپا متمرکز کند. او لوئیزیانا را به قیمت ۱۵ میلیون دلار به آمریکا پیشنهاد داد — یعنی تنها چهار سنت به ازای هر هکتار، در حالی که زمینهای عمومی آمریکا با قیمت دو دلار به ازای هر هکتار فروخته میشد. آمریکاییها پرداخت این مبلغ را از طریق بانکهای اروپایی، از جمله بارینگز، تأمین کردند؛ بانکی که درخواست دولت بریتانیا برای عدم پرداخت به دشمن فرانسه را نادیده گرفت.
گام سوم از دهه ۱۸۳۰ تا ۱۸۷۰ بود. در این دوره، آمریکا دیگر خوششانس نبود و خود عامل اصلی توسعه شد. کشور حاکمیت خود را بر بومیان آمریکا تحمیل و سرزمینهای آنها را از طریق معاهده، خرید یا زور تصرف کرد.
شخصیت اصلی این مرحله، قهرمان ترامپ، جنگجوی محبوب «مبارز با سرخپوستان» و دشمن (اما کاربر) دولت بزرگ و کابوس دموکراتها، اندرو جکسون بود. جکسون، که از ۱۸۲۹ تا ۱۸۳۷ رئیسجمهور بود، استدلال «اخراج» قبایل بومی به غرب را به جای «یکپارچهسازی» در جنوبشرق پیروز شد — بسیاری از این قبایل شهرنشین و با سواد بودند و مانند سفیدپوستان آمریکایی لباس میپوشیدند.
سپس، یک «بازوی توسعهطلب» دیگر، شاگرد جکسون یعنی جیمز پولک، با کسب پیروزیی اندک در انتخابات ریاستجمهوری، جنگ با مکزیک را آغاز کرد که در نهایت موجب الحاق جنوبغرب اسپانیایی شد. کالیفرنیا، اورگن و آلاسکا تکمیلکننده این هجوم تاریخی ناکس است؛ هجوم مهم اما اغلب خوششانس و هیچگاه سرنوشتی مقدر.
نویسنده با داستانهای جذاب و توجه به انگیزههای کمتر والا و انسانی مردم، مسیر روایت را سبک میکند. او جورج واشنگتن را نه به عنوان فاتح جنگ استقلال و نخستین رئیسجمهور آمریکا، بلکه در دهه ۱۷۵۰ به عنوان افسر (که اغلب شکست میخورد) در نبردهای بریتانیا با فرانسویها در قلمرو مورد مناقشه اوهایو معرفی میکند؛ جایی که واشنگتن با خرید زمین ثروتمند شد. همچنین ما شاهدیم خدمتکار ناپلئون به محض شنیدن صدای کنسول اول که برادرش ژوزف را، که برای اعتراض به فروش لوئیزیانا آمده بود، در حمام برهنه سرزنش میکند، از هوش میرود (یا وانمود میکند).
ناکِس در زمینه حیاتی و پرتنش نامگذاری، ترسیم و تعیین مرزها برای سرزمینها و همچنین تقسیم آنها پس از «استقرار» به قطعات قابل فروش، مهارت قابل توجهی دارد. در زمانی که احیای ملیگرایی در آمریکا و سایر کشورها خشمآلود بود، کتاب «هجوم برای آمریکا» ایدهای ابری و بسیار سوءاستفادهشده، یعنی ملت، را به زمین میآورد و ملموس میکند.

سرزمین برگزیده
متیو اوری ساتون با موضوعی مشابه اما به همان اندازه همهجانبه و دشوار برای درک، یعنی دین، همین کار را انجام میدهد. روایت ساتن کمتر دربارهی ایمانها، آموزهها یا کدهای اخلاقی است و بیشتر دربارهی نقش مسلط دین در زندگی عمومی آمریکا است. او با روحیهای شبیه توکویل مینویسد، کسی که در دهه ۱۸۳۰ اشاره کرده بود که گرچه دین «هیچ نقش مستقیمی در حکومت» ایالات متحده ندارد، اما مهمترین نهاد سیاسی کشور است.
ساتن از پیوریتنهای نیوانگلند و انگلیکانهای ویرجینیا گرفته تا احیاگرایان، لغوکنندگان بردهداری، مبلغین و مبلغین اجتماعی قرن نوزدهم و سپس انجیلگرایان و جناح راست مذهبی قرن بیستم، رویداد به رویداد شرح میدهد که چگونه مسیحیان آمریکایی از باورها و پیروان خود در منازعات سیاسی زمانه بهره بردهاند. تاریخ او دین را عمدتاً به عنوان پرچم وفاداری اجتماعی و سلاحی بلاغی در مناقشات عمومی میبیند؛ دو ابزار قدرتمند که به گفته او «مسیر پیشرفت ملت را تحت تأثیر قرار دادهاند».
رویکرد «پاییندستی» ساتن زندگی و فعالیتهای مجموعهای غنی و متنوع از رهبران مذهبی را با جزئیات روایت میکند که او آنها را در چهار «جریان» دستهبندی میکند. این جریانها، بهطور غیرمنتظرهای — اگرچه نه به گفته خود ساتون — به دو جفت راست و چپ تقسیم میشوند.
در جناح راست، مسیحیان محافظهکار او جامعهمحور هستند. آنها نه تبلیغ میکنند و نه کمپین راه میاندازند و انتظار کمی از مردم ناقص و گناهکار دارند. احیاگرایان (که بعدتر بنیادگرایان و اکنون انجیلگرایان هستند) تبدیل ایمان را به عنوان بیداری شخصی میبینند، آزاد از اقتدار کلیسا، و برای هنجارهای اخلاقی مورد تأیید خود برکت الهی طلب میکنند.
در جناح چپ، لیبرالهای مذهبی نهایتاً تنها برای خالقی دور و بیتفاوت جای قائل میشوند و خواهان دوستی میان همه ادیان هستند. آخرین گروه، آزادیخواهان مذهبیاند. چه اصلاحطلب و چه پیشرو، آنها هممسیحیان خود، بهویژه لیبرالها، را به اجرای شمولی که درباره نژاد، طبقه و جنسیت تبلیغ میکنند، فرا میخوانند.
با گستردگی و جزئیات چشمگیر، کتاب زمین برگزیده ادعای خود را تأیید میکند که حذف دولت از دین، دین را از سیاست خارج نکرد و نمیتوانست خارج کند. ساتون به ما یادآوری میکند که رؤسایجمهور مدرن پیشین، از روزولت و آیزنهاور گرفته تا اوباما، هیچگاه از اشاره به ایمان در سخنرانیهای الهامبخش دریغ نکردهاند. در کشوری دموکراتیک با مردمی پراکنده، بدگمان نسبت به قدرت مرکزی و با انتخابهای متعدد مذهبی، حذف نهاد رسمی دین، ناگزیر به پرورش باورهای مردمی و تعیین دستورکار در زندگی عمومی منجر شد.

این سرزمین، سرزمین توست
با نزدیک شدن به ۲۵۰مین سالگردش، مورخ دانشگاه ییل، بورولی گیج، به فکر راهی تازه برای روایت تاریخ ساده و محبوب کشور افتاد. کتاب جذاب و طنازانهی او از سفرهایش به مکانهای تاریخی آمریکا، هم غرور ملی و هم دوقلوی آن یعنی شرم ملی را بازتاب میدهد، و همچنین بسیاری از تعارضات حلنشده آمریکایی را نشان میدهد. نتیجه کاری است هم دقیق و علمی و هم در برخی لحظات اندکی غمانگیز.
گیج فصلهایش را به ترتیب زمانی، نه جغرافیایی، چیده است و ما را — برای انتخاب مهمترین بخشها — از پیدایش دولت-ملت در فیلادلفیا، از جنوب بردهدار و شمال لغوکننده بردهداری، از میان غرب میانهای پررونق با شهرهای بزرگ، اختراعات سودآور و مبارزات کارگری، تا غربی با دامداری و راکتها، و در نهایت جنوب کالیفرنیا میبرد.
در آنجا او از تالار رؤسای جمهور دیزنیلند دیدن میکند و با نگاهی انتقادی، نمایشگاههای تاریخی کتابخانههای ریاستجمهوری ریچارد نیکسون و رونالد ریگان، رؤسای جمهور ۱۹۶۹–۱۹۷۴ و ۱۹۸۱–۱۹۸۹، را بررسی میکند. او این دو نفر را، با وجود دستاوردهایشان در سیاست خارجی، به عنوان پدران جریان راستگرای سخت جمهوریخواه امروز میبیند.
گیج گزارش میدهد که در کتابخانه نیکسون خبری از سبک کمپین پیروزمندانه او نیست، سبکی که «بر اساس جرم و نژاد و خشم نسبت به نخبگان واشنگتن» ساخته شده بود. او یادآوری میکند که Ronald Reagan نخستین کسی بود که شعار «بیایید آمریکا را دوباره عظمت ببخشیم» را مطرح کرد و بارها در مکانهای تاریخیای که خودِ او نیز از آنها بازدید کرده سخنرانی داشت؛ سخنرانیهایی با بیانی شیوا و طلایی، اما با روایتی گزینشی و تقدیرگرایانه از گذشته و آینده آمریکا.
او عنوان کتابش را از ترانه وودی گاثری «This Land Is Your Land» (این سرزمین سرزمین توست) (۱۹۴۰) گرفته است، ترانهای که به عنوان پاسخ غیرمداخلهجویانه به ترانه جنگطلب ایروینگ برلین «خدا آمریکا را حفظ کند» نوشته شد. هنگام انتخاب این عنوان، گیج نمیتوانست بداند که در میان تنشها با ایران، تا چه حد به موضوع روز تبدیل خواهد شد برای کسانی که به منشأ ضدجنگ ترانه آگاهاند.
برای انجام سفرهایش، عمدتاً با ماشین، گیج به پشتکار و اراده نیاز داشت. او تحت درمان سرطان بود، ترقوهاش شکست، به کووید مبتلا شد، با شریکش مشاجره کرد و آشتی نمود، با خرابی خودرو روبرو شد و متوجه شد که همانطور که در نوشتههایش درباره کشورش اشاره میکند، او دیگر «چندان جوان و چابک» نیست.
او کتاب را با یک عنوان طنزآمیز فرعی آغاز میکند، با جملهای که تقریباً هر والدینی از فرزندانشان در صندلی عقب ماشین پیش از حواسپرتی تلفنهای همراه شنیدهاند: «رسیدیم؟» در زمینه تاریخ آمریکا، این سؤال با اشتیاق به مقصد وعده داده شده طنین میاندازد.
گیج در پایان نیز تلاش میکند به همان امیدواری پایبند بماند، هرچند با توجه به حالوهوایی که در سراسر کشورِ زیر پا گذاشته دیده، این کار برایش آسان نیست. او نتیجه میگیرد: «آمریکاییها پیش از این هم توانستهاند خود را از بحرانهای بزرگ بیرون بکشند.» حرف درستی است، اما چندان درخورِ شور و شادی دویستوپنجاهمین سالگرد نیست.
مشخصات کتابها:
This Land Is Your Land: On a Road Trip to Make Sense of America نوشته بورولی گیج، Oneworld، ۲۲ پوند / Simon & Schuster، ۳۰ دلار، ۳۵۲ صفحه
Chosen Land: How Christianity Made America and Americans Remade Christianity نوشته متیو اوری ساتون، Basic Books، ۳۵ پوند، ۶۷۲ صفحه
The Scramble for America: How the United States Conquered a Continent نوشته کلمنت ناکس، William Collins، ۲۶ پوند، ۶۷۲ صفحه
ادموند فاوسِت نویسنده لیبرالیسم: زندگی یک ایده و محافظهکاری: مبارزه برای یک سنت است.

ارسال نظر