استراتژی اسرائیل در قبال ایران شکست خورده است | ژنرال اسرائیلی: جنگ موجب تقویت ایران و ایجاد بحران برای اسرائیل در افکار عمومی آمریکا شد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، سیترینویتز طی یادداشتی در موسسه مطالعات امنیت ملی در دانشگاه تلآویو افزود: «در ۲۸ فوریه، اسرائیل و آمریکا کارزاری را با هدف سرنگونی حکومت ایران آغاز کردند. اسرائیل برای اولین بار در تاریخ خود، رهبر یک کشور خارجی را ترور و تلاش کرد تا طرحی برای تغییر حکومت در تهران اجرا کند. با این حال، این طرح آماتور و اساساً ناقص بود.»
وی نوشت: «دلیل این شکست نه تنها به دلیل تخمین بیش از حد قدرت هوایی ایران، بلکه به دلیل تخمین کمتر از حد مقاومت حکومت تهران بود بدتر از آن، جزئیات این طرح نشان داد که کسانی که این کمپین را برنامهریزی کرده بودند، درک عمیقی از ایران نداشتند.»
این ژنرال صهیونیست اظهار داشت: «تنها سه روز پس از شروع این کارزار، این تصور که این نبرد منجر به تغییر حکومت خواهد شد، زمانی که دونالد ترامپ تصمیم به مهار ابتکار عمل کُردها گرفت، از بین رفت. اما به جای پایان دادن به این کارزار و راضی بودن از دستاوردهای به دست آمده، جنگ بدون هدف مشخصی ادامه یافت و علیرغم دستاوردهای تاکتیکی به دست آمده، این جنگ یک واقعیت استراتژیک بسیار بدتر از آنچه در ابتدا وجود داشت، ایجاد کرد.»
سیترینویتز عنوان کرد: «اکنون رهبران و فرماندهان جوان و انتقامجو ایران را کنترل میکند و سپاه پاسداران عملاً کنترل محافل تصمیمگیری را به دست گرفته است. با این حال، هیچ کس در مورد محدودیتهای موشکی یا حمایت ایران از نیروهای نیابتی خود در منطقه بحث نمیکند.
همین امر در مورد مسئله هستهای نیز صدق میکند و به نظر میرسد توافق فعلی فقط شامل وعدههای محدودی در مورد نظارت و توقف غنیسازی اورانیوم است – گامهایی که ایران حتی قبل از جنگ آماده انجام آنها بود.»
این ژنرال بازنشسته اظهار داشت: «در عمل، عملیات نظامی پایان مییابد، در حالی که ایران هنوز حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد به همراه صدها کیلوگرم دیگر با سطوح غنیسازی پایینتر در اختیار دارد. حتی اگر ایران موافقت کند که برنامه خود را متوقف کند یا مواد موجود در اختیار خود را کاهش دهد – چیزی که عمدتاً به تهدید مؤثر آمریکا بستگی دارد – این سؤال همچنان باقی است: چه کسی قادر خواهد بود ماهها بعد، زمانی که ایالات متحده در بحبوحه انتخابات کنگره است، این کار را انجام دهد؟
به علاوه، تهران دستاورد دیگری هم دارد: کنترل تنگه هرمز که خسارت اقتصادی قابل توجهی را در سطح جهانی ایجاد کرده است، بدون اینکه راه حل نظامی موثری برای این چالش پیدا شود.
همه این مشکلات در مقایسه با تأثیر منفی این عملیات بر جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا رنگ میبازند؛ اسرائیل دیگر نه تنها به عنوان کسی که آمریکا را به جنگ سوق داده، بلکه به عنوان طرفی در یک جنگ شکست خورده که منجر به افزایش قابل توجه قیمت انرژی و آسیب به اقتصاد آمریکا شده است، دیده میشود.»
وی اظهار داشت:«این شرایط، همراه با روابط از پیش تیره با حزب دموکرات و بخشهای بزرگی از حزب جمهوریخواه، آسیبهای استراتژیک ناشی از کارزار علیه ایران را تشدید میکند.
تأکید بر این نکته مهم است که توافق فعلی بین ایران و آمریکا در مقایسه با گزینههای بدتری که ترامپ با آنها روبرو بود، «شر کمتر» است: ادامه تحریمهای بیهوده یا بازگشت به یک کارزار نظامی که سربازان آمریکایی را بدون هیچ تضمینی برای تغییر واقعی در تفکر ایرانیها به خطر میاندازد.
شکاف قابل توجه بین اظهارات مطرح شده در ابتدای عملیات و توافقی که ظاهراً به آن پایان میدهد، نشان دهنده شکست آن است. بیش از هر چیز، این جنگ ثابت کرد که استراتژی نتانیاهو شکست خورده و جای تردید است که هیچ رئیس جمهور آینده آمریکا با شروع ماجراجویی مشابهی موافقت کند.»
سیترینویتز در پایان نوشت: «اگر خود ترامپ آماده اتمام کار نبود، تصور اینکه چه کسی میتواند این کار را انجام دهد دشوار است. با توجه به ناتوانی اسرائیل در اقدام به تنهایی و بدون حمایت آمریکا، و با توجه به نتیجه عملیات یک چیز واضح است: استراتژی اسرائیل در قبال ایران شکست خورده است.»