توافقِ دردسرساز برای نتانیاهو | لبنان، میدان جدید اختلاف آمریکا و اسرائیل میشود؟ | امید بیبی به اشتباه محاسباتی تهران است
بهگزارش اقتصادنیوز، درحالی که دولت دونالد ترامپ در تلاش است تا پایان جنگ ایران را با یک توافق سیاسی رقم بزند، بنیامین نتانیاهو خود را در موقعیتی بسیار دشوار میبیند. او که برای حفظ قدرت سیاسی به حمایت واشنگتن وابسته است، در صورت دستیابی آمریکا و ایران به یک توافق نهتنها دستاوردی را به دست نیاورده است، بلکه احتمالا به یکی از قربانیان سیاسی این جنگ تبدیل شود.
استراتژی تهدید، فشار و نمایش قدرت
آرون دیوید میلر در نشریه فارن پالیسی نوشت: دونالد ترامپ سالهاست که سیاست خارجی خود را بر پایه تهدید، فشار و نمایش قدرت بنا کرده است. او هم در برابر رقبا و هم در برابر متحدان از زبان زور استفاده میکند و بارها نشان داده که حاضر است تا برای رسیدن به اهداف خود، روابط سنتی و ملاحظات دیپلماتیک را کنار بگذارد.
البته این رویکرد در مواردی برای او نتیجهبخش بوده است؛ مثل اکتبر ۲۰۲۵ که با تهدید به قطع حمایت از بنیامین نتانیاهو، او را به پذیرش طرح ۲۰ مادهای صلح غزه وادار کرد.
با اینحال، او چندان در دیگر موارد موفق نبوده است. از تلاش برای تحت فشار قرار دادن اروپاییها گرفته تا واداشتن ایران به پذیرش شروط آمریکا.
اقتصادنیوز: برخی تحلیلگران معتقدند مشکل اصلی نه در اهداف و برنامهریزیهای ترامپ، بلکه در برداشت او از ماهیت قدرت آمریکا نهفته است. برخی دیپلماتها و کارشناسانی که در پشت صحنه تلاشهای صلح نقش داشتهاند، معتقدند که دولت ترامپ بیش از حد به تماسهای تلفنی، سفرهای کوتاه و فرستادگان ویژه متکی بوده است.
ترامپ: نتانیاهو هر کاری را که من بخواهم انجام میدهد!
دونالد ترامپ در هفته گذشته بار دیگر این روش را در قبال اسرائیل به کار گرفت و جملهای بر زبان آورد که هیچ رئیسجمهور آمریکایی تاکنون بهصورت علنی درباره یک نخستوزیر اسرائیلی، بهزبان نیاورده بود. او گفت: نتانیاهو هر کاری را که من بخواهم در قبال ایران انجام میدهد.
این اظهارنظر تنها صحنهای از نمایش قدرت نبود؛ بلکه بازتاب واقعیتی است که امروز در روابط این دو متحد قدیمی شکل گرفته است.
محبوبیت ترامپ در اسرائیل از نتانیاهو بیشتر است!
نفوذ ترامپ بر نتانیاهو از آنجایی اهمیت دارد که نخستوزیر اسرائیل در آستانه انتخاباتی سرنوشتساز قرار دارد و بیش از هر زمان دیگری به حمایت رئیسجمهور آمریکا وابسته است. در میان بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل، دونالد ترامپ محبوبیت بیشتری نسبت به نتانیاهو دارد و اگر این تصور ایجاد شود که رئیسجمهور آمریکا دیگر از او حمایت نمیکند، میتواند هزینه سیاسی سنگینی را برای او به همراه داشته باشد.
نویسنده در ادامه برای توضیح این مسئله، به تجربه دهه ۱۹۹۰ اشاره میکند، زمانی که جورج بوش پدر با تعلیق تضمینهای وام آمریکا به اسرائیل، اسحاق شامیر را تحت فشار قرار داد. آن تصمیم به تضعیف موقعیت سیاسی شامیر انجامید و در نهایت زمینه شکست او در انتخابات ۱۹۹۲ را فراهم کرد. اکنون نیز این احتمال وجود دارد که فاصله گرفتن ترامپ از نتانیاهو پیامدهای مشابهی را برای او بعهمراه داشته باشد.
در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، نتانیاهو موفق شد تا مجموعهای از مهمترین دستاوردهای سیاست خارجی خود را به نام روابط ویژه با واشنگتن ثبت کند. انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم، به رسمیت شناخته شدن این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان و تداوم حمایتهای گسترده نظامی آمریکا، همگی به تقویت این تصویر که نتانیاهو تنها سیاستمداری است که میتواند روابط استراتژیک اسرائیل و آمریکا را در بالاترین سطح حفظ کند، کمک کردند.
جنگهای فرسایشی شرایط را تغییر داد
اما شرایط امروز با آن دوران تفاوت زیادی دارد. جنگهای فرسایشی در غزه و لبنان و همچنین ناتوانی اسرائیل در از میان بردن کامل حماس، حزبالله و ایران، بخش مهمی از سرمایه سیاسی نتانیاهو را فرسوده کرده و به همین دلیل است که او اکنون بیش از هر زمانی به حضور و حمایت فعال ترامپ نیاز دارد.
بازنده اصلی توافق با تهران کیست؟
مهمترین آزمون در روابط ترامپ و نتانیاهو، احتمالا در مرحله پایانی مذاکرات واشنگتن و تهران رقم خواهد خورد. بهنظر میرسد که توافقی که دولت ترامپ در پی آن است، از دید نتانیاهو و حتی بسیاری از مخالفان داخلی او، یک توافق نامطلوب باشد.
در صورت چنین توافقی، ایران همچنان در قدرت باقی میماند و هیچ زمینهای برای تغییری که اسرائیل میخواهد، ایجاد نخواهد شد.
از سویی، تهران پس از تحمل حملات آمریکا، اعتماد بیشتری به توانایی خود برای مقاومت در برابر فشار نظامی پیدا خواهد کرد. مسئله تنگه هرمز هم که مهمترین ابزار ایران برای ایجاد فشار است، همچنان باقی خواهد ماند.
نکته بعدی این است که هیچ شواهد روشنی مبنی بر توانایی آمریکا برای ایجاد محدودیتهای پایدار و مؤثر بر برنامه هستهای ایران، وجود ندارد.
پایان بندی جنگ به تصمیم ترامپ بستگی دارد؟
مشکل اصلی نتانیاهو این است که اگرچه نقش او در شکلگیری جنگ و تصمیم به آغاز آن اهمیت داشته اشت، اما بعید است که بتواند در تعیین زمان و نحوه پایان آن نقش تعیینکنندهای را ایفا کند.
نویسنده مدعی شد: بنابراین، اگر تفاهمنامهای میان تهران و واشنگتن شکل بگیرد، آتشبس دائمی برقرار خواهد شد و مذاکرات برای حل سایر اختلافات آغاز میشود. در چنین فضایی، احتمال ازسرگیری حملات گسترده آمریکا و اسرائیل نیز کاهش خواهد یافت.
امید اسرائیل به اشتباه محاسباتی تهران است
با بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تدریجی تنشها، رقابت بر سر مقصر جلوه دادن طرف مقابل آغاز خواهد شد. بهاحتمال زیاد، ترامپ اجازه نمیدهد که نتانیاهو روند توافق را مختل کند. رئیسجمهور آمریکا برای محافظت از خود در برابر انتقادهای داخلی ممکن است حتی بخشی از مسئولیت وضعیت کنونی را متوجه اسرائیل کند؛ بهویژه در پرونده لبنان که بسیاری از ناظران معتقدند عملیاتهای اسرائیل از اهداف اولیه خود فراتر رفته است.
ترامپ پیشتر نیز نشان داده که حاضر نیست تحت فشار نتانیاهو وارد درگیریهای تازه شود. از این رو بعید به نظر میرسد که اجازه دهد تا اسرائیل با اقدامات نظامی جدید، آمریکا را به جنگی سوق دهد. در چنین شرایطی، تنها امید نتانیاهو این است که ایران با یک اشتباه محاسباتی، روند مذاکرات را از مسیر خارج کند.
لبنان به میدان جدید اختلاف تبدیل میشود؟
مسئله لبنان هم این پتانسیل را که به یکی از اصلیترین نقاط ترامپ و نتانیاهو تبدیل شود را دارد. وضعیت بهنحوی است که حزبالله لبنان نهتنها خلع سلاح نشده است، بلکه گروه با سرعتی بیش از انتظار اسرائیل در حال بازسازی توان خود است. دولت لبنان نیز اگرچه تمایل بیشتری برای همکاری با غرب و گفتوگو با اسرائیل نشان داده، اما هنوز توان یا اراده لازم برای خلع سلاح اجباری حزبالله را ندارد.
در این میان، ادامه حضور نظامی اسرائیل در بخشهایی از جنوب لبنان و تداوم حملات هوایی، وضعیت دولت لبنان را پیچیدهتر کرده است. آنچه این مسئله را مهمتر میکند، پیوند احتمالی آن با مذاکرات ایران و آمریکا است. نشانههای اولیه این موضوع نیز قابل مشاهده است؛ روز گذشته همزمان با توقف مذاکرات از سوی تهران، ترامپ شخصا با نتانیاهو تماس گرفت و از او خواست تا حملات اسرائیل در اطراف بیروت را متوقف کند.
اگر توافق میان ایران و آمریکا به یک آتشبس واقعی در لبنان گره بخورد، ترامپ احتمالا بی هیچ تردیدی اسرائیل را برای توقف عملیات نظامی تحت فشار قرار میدهد. در این میان، نتانیاهو هم گزینههای محدودی را برای ابراز مخالفت خواهد داشت.
آرزوی محال توسعه پیمان ابراهیم
ترامپ اخیرا ادعا کرده که یک توافق احتمالی با ایران میتواند با گسترش پیمان ابراهیم و پیوستن کشورهای عربی خلیج فارس به روند عادیسازی روابط با اسرائیل، پیوند بخورد. با این حال، این ایده واقعبینانه نیست؛ چرا که کشورهای عربی منطقه، تمایلی به همراهی با رژیمی که همچنان درگیر سیاستهای توسعهطلبانه در کرانه باختری است، ندارد. آنها شاهد این هستند که اسرائیل اکنون بخشی از خاک لبنان را اشغال کرده و از احتمال آغاز عملیات نظامی جدید در غزه میگوید.
بنابراین، به جز امارات متحده عربی که همچنان بر توسعه روابط خود با اسرائیل تأکید دارد، سایر کشورهای عربی، بهویژه عربستان سعودی، انگیزه چندانی برای نزدیکی علنی به دولت نتانیاهو ندارند.
تلاش ترامپ برای حفظ تصویر معاملهگری
سیاست فشار و تهدید ترامپ تاکنون نتایجی متناقض به همراه داشته است. او نهتنها هنوز به یک توافق نهایی با ایران نرسیده است، بلکه مسئله برنامه هستهای تهران هم هنوز روی میز است. همچنین بحران غزه همچنان حل نشده است و تنشها در کرانه باختری نیز رو به افزایش است.
با این حال، اگر توافقی با ایران حاصل شود، ترامپ برای حفظ آن احتمالا فشار بیشتری را بر اسرائیل وارد کند.
در چنین وضعیتی، رئیسجمهور آمریکا بیش از هر چیز به حفظ تصویر خود بهعنوان یک معاملهگر موفق فکر میکند.
در این وضعیت، اگر منتقدان او را به آغاز جنگ برعلیه ایران و عدم دستیابی به اهداف سیاسی متهم کنند، ترامپ تلاش میکند تا بخشی از مسئولیت این ناکامی را بر دوش افراد دیگری بیاندازد؛ افرادی که بنیامین نتانیاهو در صدر فهرست آنها قرار دارد.