چرا جنگ سوم با ایران به نفع نتانیاهو است؟ | ترامپ بزرگترین مانع بیبی است | سربازیِ حریدیها تبدیل به بحران شد!
به گزارش اقتصادنیوز، در روز یکم ژوئن، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل دستور حمله به بیروت را به نیروی هوایی این رژیم صادر کرد.
در این میان، اینکه ایران احتمالا تهدید خود برای پاسخ متقابل را عملی کند، برای او چندان خبر بدی نبود. نتانیاهو بارها در این مدت اعلام کرده که از نتیجه جنگ در ایران راضی نیست و معتقد است حملات مشترک آمریکا و اسرائیل پیش از دستیابی به اهداف خودف متوقف شده است.
شانس انتخاباتی نتانیاهو در گرو جنگ دوباره است
دیوید ای. روزنبرگ در نشریه فارن پالیسی نوشت: نتانیاهو نگران است که مذاکرات پراکنده و گاه متوقفشده میان واشنگتن و تهران، در نهایت به توافقی منجر شود که هم زرادخانه موشکهای بالستیک ایران و هم شبکه نیروهای نیابتی آن را حفظ کند و در عین حال، دهها میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران را نیز آزاد سازد. از نگاه نتانیاهو، اگر تهران دوباره به میدان جنگ بازگردد، مذاکرات متوقف خواهد شد و شاید این بار شرایط برای اهداف مدنظر اسرائیل، فراهم شود.
اقتصادنیوز: آنچه نتانیاهو و اسرائیل فهمیدهاند این است که از نگاه رئیسجمهور ترامپ، جنگ تمام شده است و تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، رسیدن به نوعی توافق با ایرانیهاست. توافقی که بتواند بر اساس آن، پایان جنگ را اعلام کند
اما انگیزههای نتانیاهو تنها به ملاحظات راهبردی محدود نمیشود. اسرائیل حداکثر تا ۲۷ اکتبر سال جاری انتخاباتی را خواهد داشت و هرچند شاید عجیب به نظر برسد، اما دور جدیدی از درگیری ها با ایران شاید بتواند شانس ضعیف او در انتخابات را بیشتر کند!
بر اساس تازهترین نظرسنجیها، ائتلاف راستگرای مذهبی به رهبری نتانیاهو حداکثر ۵۳ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست را به دست خواهد آورد و احتمالا حتی به این تعداد نیز نخواهد رسید.
گرفتاری ارتش با تلفات بی وقفه در جبهه های گوناگون
اگرچه اردوگاه مخالفان نیز در صورتی که حاضر به ائتلاف با احزاب عربی نباشد، به اکثریت پارلمانی دست نخواهد یافت، اما روند تحولات در کل به سود آنهاست.
شمال اسرائیل که سالها است از پایگاههای اصلی حزب لیکود محسوب میشود، بخشی از رأیدهندگان به دلیل ناتوانی دولت در از بین بردن تهدید حزبالله، از نتانیاهو رویگردان شدهاند.
اینکه اسرائیلیها همچنان خواهان جنگ بیشتری باشند، شاید در نگاه نخست غیرمنطقی به نظر برسد. اسرائیل از زمان حمله حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، تقریبا بدون وقفه درگیر جنگ بوده است. در این میان بیش از دو هزار اسرائیلی، اعم از نظامی و غیرنظامی، جان خود را از دست دادهاند.
در این مدت، این رژیم بارها هدف حملات موشکی و پهپادی حماس، حزبالله، حوثیها و ایران قرار گرفته و حتی گروههایی از عراق نیز حملاتی را علیه انجام دادهاند. از سویی، افزایش دورههای خدمت نیروهای ذخیره که گاه تا ۹ هفته در سال میرسد، به باری طاقتفرسا تبدیل شده است.
از سوی دیگر، در لبنان هم پهپادهای هدایتشونده فیبر نوری حزبالله، هر هفته دو تا چهار نظامی اسرائیلی را هدف قرار میدهند و ارتش اسرائیل نیز راهکار مؤثری برای مقابله با آنها ندارد.
کاهش شدید اعتماد عمومی به دولت در اسرائیل
با این حال، هر کسی که تصور کند اسرائیلیها از جنگ خسته شدهاند، عمق شوک ناشی از حمله هفتم اکتبر را دستکم گرفته است.
اسرائیلیها دیگر اطمینان ندارند که ارتش بتواند از آنها در برابر نیروهای حماس و حزبالله در مرزها یا موشکها و پهپادهای ایران و گروههای همسو با آن محافظت کند. درحقیقت، افکار عمومی دیگر به مهار این تهدیدها رضایت نمیدهد و آماده است تا برای از بین بردن آنها هزینه سنگینی بپردازد.
بر اساس نظرسنجی مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، ۵۹ درصد مردم اسرائیل معتقدند که نبرد با حزبالله باید تشدید شود. همچنین پژوهش دیگری از مؤسسه دموکراسی اسرائیل نشان میدهد ۵۸ درصد شهروندان بر این باورند که پایان دادن به جنگ با ایران در شرایط کنونی با منافع امنیتی اسرائیل سازگار نیست.
وعده پیروزی کامل محقق نشد
مشکل نتانیاهو این است که با وجود جنگهای گسترده و ویرانگری که در غزه، لبنان و ایران به راه انداخته، هیچکدام به پیروزی کامل مورد وعده او منجر نشده است.
بسیاری از اسرائیلیها معتقدند که وضعیت امنیتی اسرائیل نسبت به قبل از هفتم اکتبر، بهویژه در برابر ایران و لبنان، بدتر شده است.
اقتصادنیوز: به گفته منابع آمریکایی، مذاکرهکنندگان در هفتههای اخیر پیشرفت قابل توجهی داشتهاند و متنی را تدوین کردهاند که به نظر میرسد هر دو طرف آماده پذیرش آن باشند، هرچند هنوز زمان و محل امضای توافق نهایی نشده است.
همچنین نتانیاهو نتوانسته آسیب جدیای را که حمله هفتم اکتبر به تصویر او به عنوان یک استراتژیست برجسته و مدافع سرسخت امنیت اسرائیل وارد کرد، جبران کند.
شاید شخص نتانیاهو همانگونه که در سخنرانیهای عمومی خود گفته، همچنان به این دست از اظهارات که مسئولیت جلوگیری کردن از حمله حماس بر عهده دیگران بوده است، باور داشته باشد، اما افکار عمومی چنین نظری ندارد.
در این میان، به نظر میرسد که او اکنون امیدوار است تا یک پیروزی در جبهه ایران یا لبنان بتواند اعتبار سیاسی از دست رفتهاش را بازگرداند.
چرا جنگ به نفع اسرائیل است؟
بدون تردید، ورود به سومین دور جنگ با ایران بسیار پرریسک است. آخرین دور این درگیری نه تنها حکومت ایران را سرنگون نکرد، بلکه موجب شد تا تهران با جسارت بیشتری در منطقه عمل کند.
با این حال، دستاوردهای احتمالی ناشی از تغییر حکومت در ایران، هر اندازه هم که دور از ذهن باشد، جذاب است؛ بهویژه اگر گزینه جایگزین، توافقی نامطلوب میان آمریکا و ایران باشد.
از دیدگاه او، سقوط جمهوری اسلامی ایران نه تنها تهدید موشکی ایران را از میان میبرد، بلکه حزبالله را نیز از مهمترین حامی خود محروم میکند و ادامه جنگ این گروه با اسرائیل را دشوارتر خواهد ساخت.
در چنین شرایطی، شاید دولت لبنان نیز بتواند حزبالله را خلع سلاح کند و اسرائیل از بنبست جنگی که پیروزی در آن ممکن نیست، خارج شود. افزون بر این، هزینههای انسانی ناشی از یک حضور نظامی طولانیمدت نیز کاهش خواهد یافت.
ترامپ به مهمترین مانع نتانیاهو تبدیل شده!
دستکم در شرایط فعلی، دونالد ترامپ اصلیترین مانع نتانیاهو برای از سرگیری جنگ است.
ترامپ ترجیح میدهد با تهران به توافق برسد؛ موضوعی که این هفته نیز آن را به روشنی به نخستوزیر اسرائیل اعلام کرد. او اخیرا به روزنامه فایننشال تایمز گفته بود که در موضوع ایران تصمیمگیرنده اصلی خود اوست، نه نتانیاهو.
با این حال، ایران نیز یکی از بازیگران این معادله است و به نظر میرسد آماده انجام حملات موشکی محدود، مشابه حملات هفته گذشته به اسرائیل و کویت، باشد.
اگر این حملات ادامه پیدا کند و مذاکرات واشنگتن و تهران به بنبست برسد، ممکن است ترامپ در نهایت با گزینه جنگ تمامعیار مورد نظر نتانیاهو موافقت کند.
اختلاف ها بر سر زمان انتخابات ادامه دارد
همین مسئله تا حد زیادی توضیح میدهد که چرا نتانیاهو با شرکای ائتلافی خود بر سر زمان برگزاری انتخابات اختلاف دارد.
او مایل است انتخابات تا ۲۷ اکتبر به تعویق بیفتد، اما احزاب فوقارتدوکس خواهان برگزاری رأیگیری در ماه سپتامبر و همزمان با تعطیلات مذهبی یهودیان هستند؛ زمانی که رأیدهندگان آنها در خانه حضور دارند و احتمال مشارکتشان بیشتر است.
اگرچه این اختلاف در ظاهر تنها چند هفته است، اما نتانیاهو به هر روز اضافی نیاز دارد تا شاید بتواند بحرانهای ایران و لبنان را به شکلی مطلوب مدیریت کند.
چالش سربازی حریدیها
البته مشکلات نتانیاهو تنها به جنگ ها محدود نمیشود. او همچنان با بحران خدمت سربازی یهودیان فوقارتدوکس یا حریدیها روبهرو است.
این گروه از زمان تأسیس اسرائیل از خدمت سربازی معاف بودهاند، اما تلفات سنگین جنگ غزه و فشار فزاینده بر نیروهای ذخیره باعث شده این امتیاز برای اکثریت جامعه اسرائیل، حتی بخش بزرگی از حامیان دولت، دیگر قابل قبول نباشد.
نتانیاهو مایل است تا با قانونی که ظاهرا شرایطی را برای اعزام حریدیها تعیین میکند، اما در عمل معافیت آنها را حفظ میکند، این بحران را مدیریت کند. با این حال، او حتی در میان ائتلافی که معمولا از او حمایت میکند هم اکثریت لازم برای تصویب چنین قانونی را در اختیار ندارد.
در همین حال، دو حزب فوقارتدوکس در اعتراض به تصویب نشدن این قانون از دولت خارج شدهاند. در خیابانها نیز حریدیها بارها دست به تظاهرات خشمگینانه و گاه خشونتآمیز زده و اعلام کردهاند که حاضرند بمیرند اما به خدمت سربازی نروند.
این بحران، در کنار فشار ناشی از جنگهای طولانی و خدمت مکرر نیروهای ذخیره، خشم رأیدهندگان را افزایش داده و کار نتانیاهو را دشوارتر کرده است.
چرا نتانیاهو هنوز به ماندن در قدرت اصرار دارد؟
با وجود همه این بحران ها، این پرسش مطرح میشود که چرا نتانیاهو همچنان خواهان حفظ قدرت است؟
او اکنون ۷۶ سال دارد و حدود سه دهه بر سیاست اسرائیل سلطه داشته است؛ از جمله سه سالی که از سختترین دورانهای تاریخ این کشور پس از حمله هفتم اکتبر به شمار میرود. بنابراین طبیعی است که موضوع بازنشستگی برای او مطرح باشد.
حتی ترامپ نیز این هفته به این احتمال اشاره کرد و به جاناتان کارل، خبرنگار شبکه ای بی سی گفت:
« نمیدانم. او دوران سیاسی فوقالعادهای داشته است. آیا میخواهد ادامه دهد؟ چون او یک نخستوزیر دوران جنگ است.»
اما ادامه یافتن محاکمه کیفری نتانیاهو بدون برخورداری از جایگاه نخستوزیری، انگیزهای جدی برای ماندن او در قدرت را ایجاد کرده است.
تحرکات اخیر او در پارلمان برای تقویت ائتلاف حاکم و حفظ پایگاه اجتماعی نیز نشان میدهد که او فعلا قصد کنارهگیری ندارد.
آخرین مبارزه سیاسی نخست وزیر؟
آنچه شاید در نهایت به کمک نتانیاهو بیاید، ناتوانی احزاب مخالف در توافق بر سر یک رهبر واحد است؛ شخصیتی که بتواند از راست میانه تا بخش باقیمانده جریان چپ را با خود همراه کند.
در حالی که تنها چند ماه تا انتخابات باقی مانده، دو چهره اصلی مخالفان، نفتالی بنت و گادی آیزنکوت، هنوز نتوانستهاند بر سر رهبری این جریان به توافق برسند.
در چنین شرایطی، نتانیاهو که سیاستمداری کارکشته و در بسیارموارد بیرحم در رقابتهای انتخاباتی است، بدون تردید از این اختلاف بهره خواهد برد.
او با چالشهای بزرگی روبهروست، اما بعید است که بدون مبارزه صحنه سیاست را ترک کند.