کلید طلایی حل اختلافات ایران و آمریکا | مشوقهای اقتصادی، توافق را نزدیکتر میکند؟ | تحریمها، تهران را سرسختتر کرد
بهگزارش اقتصادنیوز، درحالی که مذاکرات ایران و آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز و حل مسئله هستهای همچنان به راهحل مشخصی نرسیده است، آتشبس شکننده نیز بار دیگر با تبادل حملات موشکی و بمبارانها در هفتههای اخیر، در معرض فروپاشی قرار گرفته است.
به چیزهای بیشتری نیاز است
دیوید کورترایت در نشنال اینترست نوشت: آمریکا به دیپلماسی منعطفتری نیاز دارد. واقعیت موجود این است که ابزارهای قهری و تهدیدهای نظامی، هیچکدام به نتیجه نرسیده و تنها به طولانیتر کردن بحران انجامیده است.
در این میان، برای رسیدن به توافق پایدار با تهران، آمریکا باید به ارائه برخی مشوقهای اقتصادی بپردازد؛ مانند رفع تحریمها و ایجاد یک صندوق سرمایهگذاری پساجنگ.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا اخیرا در برابر کمیته روابط خارجی سنای این کشور اعلام کرد که موضوع کاهش تحریمها در مذاکرات با ایران مورد بررسی قرار دارد. او تأکید کرد که این امتیاز از پیش ارائه نخواهد شد و تنها در ازای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود، بلکه به امتیازهایی از سوی ایران، در حوزه هستهای گره خواهد خورد.
این اظهارات نشانهای مثبت از حرکت دیپلماسی به سمت جلو است، اما برای موفقیت مذاکرات، رویکردی دقیقتر و استفاده گستردهتر از ابزارهای اقتصادی ضروری به نظر میرسد.
اقتصادنیوز: در ایران همچنان نگرانیهایی درباره سرنوشت این مذاکرات و احتمال تلاش اسرائیل برای ایجاد اختلال در روند آن وجود دارد.
تجربههای تاریخی چه میگویند؟
نویسنده مدعی شد: نمونههای تاریخی نشان میدهد که رفع تحریمها میتواند اهرم مؤثری برای کسب امتیاز از سوی طرف متقابل باشد. در مذاکراتی که به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شد، وعده لغو تحریمها نقش تعیینکنندهای در جلب موافقت ایران داشت. در آن توافق، آمریکا، کشورهای اروپایی و شورای امنیت سازمان ملل بهطور همزمان بخشی از تحریمها را برداشتند و در مقابل، ایران برخی محدودیتها بر برنامه هستهای خود را پذیرفت.
نمونه دیگر لیبی است. در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، حکومت معمر قذافی تصمیم گرفت تا حمایت از گروههای تروریستی را متوقف کرده و از برنامههای تسلیحات کشتارجمعی خود دست بکشد. این تغییر مسیر در ازای لغو تحریمهای آمریکا و سازمان ملل صورت گرفت. برای مقامهای لیبی، چشمانداز نوسازی اقتصاد و جذب سرمایهگذاری غربی انگیزهای مهم برای پذیرش خواستههای واشنگتن بود.
تجربههای عدم اشاعه هستهای نشان میدهد کشورها زمانی حاضر به کنار گذاشتن برنامههای هستهای خود میشوند که رهبرانشان این تصمیم را در راستای منافع ملی خود ببینند. مشوقهای مثبت میتواند در شکلگیری چنین محاسبهای تأثیرگذار باشد و در بسیاری موارد، اثربخشی بیشتری نسبت به اتکای به فشار و اجبار دارد.
محدودیتهای راهبرد فشار حداکثری
نویسنده مدعی شد: از سال ۲۰۱۸ تاکنون، راهبرد غالب واشنگتن در برابر تهران متمرکز بر سیاست فشار حداکثری بوده که مجموعهای از تحریمهای اقتصادی را در بر داشته است. این تحریمها آسیبهای گستردهای به اقتصاد ایران وارد کرد، اما نتوانست تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کنند.
برعکس، برخی تحلیلگران معتقدند که شدت این فشارها باعث شده تا موضع ایران در برابر آمریکا سرسختتر شود. در چنین شرایطی، کاهش تدریجی برخی محدودیتها میتواند فضای مناسبتری را برای مذاکرات ایجاد کند.
پژوهشگران حوزه تحریمها سالهاست از الگوی رفع تدریجی و مرحلهای تحریمها دفاع میکنند. بر اساس این مدل، روند کاهش تحریمها با اقدامات محدود آغاز میشود؛ از صدور معافیتها و کاهش برخی محدودیتها گرفته تا تعلیق و در نهایت لغو رسمی تحریمها. هر مرحله نیز به اقدامات متقابل طرف مقابل وابسته خواهد بود.
داراییهای بلوکهشده کلید طلایی حل اختلاف است؟
در مورد ایران، با توجه به وجود صدها مورد تحریم علیه اشخاص و نهادهای مختلف، گزینههای فراوانی برای اجرای چنین سیاستی وجود دارد. آمریکا میتواند در ازای برخی اقدامات مشخص از سوی تهران، محدودیتهای اعمالشده علیه بخشی از نهادها یا شرکتها را کاهش دهد.
نویسنده مدعی شد: بخش مهمی از مذاکرات کنونی بر سر داراییهای بلوکهشده ایران و منابع مالیای که در بانکهای کشورهای مختلف نگهداری میشوند، متمرکز بوده است. مقامهای ایرانی خواستار آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده در قطر بهعنوان پیششرط مذاکرات شدهاند؛ درخواستی که از نگاه واشنگتن واقعبینانه نیست.
با این حال، همین مطالبه نشان میدهد که بازگرداندن تدریجی این داراییها میتواند یکی از مؤثرترین مشوقها برای ترغیب ایران به اجرای تعهدات احتمالی باشد. ارائه تضمین درباره آزادسازی مرحلهای این منابع مالی، ممکن است یکی از ابزارهای کلیدی در روند چانهزنی باشد.
ایده صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری
همزمان با رفع تحریمها، یک مشوق اقتصادی بزرگتر نیز مطرح است: ایجاد صندوق سرمایهگذاری پساجنگ.
نویسنده مدعی شد: مقامات ایرانی در جریان گفتوگوهای مربوط به توافق هستهای جدید که از ماه فوریه آغاز شد، از چشمانداز یک جهش بزرگ اقتصادی سخن گفتهاند. در صورت دستیابی به توافق، آمریکا میتواند در توسعه برنامه هستهای غیرنظامی ایران مشارکت داشته باشد و زمینه همکاری در بخشهایی همچون نفت و گاز، معدن و حتی فروش هواپیماهای مسافربری فراهم شود.
برخی گزارشها حاکی از آن است که در پیشنویس تفاهمنامه در حال مذاکره میان تهران و واشنگتن، به ایجاد صندوقی با ارزش تقریبی ۳۰۰ میلیارد دلار اشاره شده است؛ هرچند هنوز هیچیک از طرفین این موضوع را تأیید نکردهاند.
پیشتر نیز استیو ویتکاف و جرد کوشنر، از چهرههای نزدیک به دونالد ترامپ، نسخههایی از این ایده را مطرح کرده بودند که شامل سرمایهگذاری در پروژههای عمرانی و توسعهای در ایران میشد. گنجاندن چنین صندوقی در توافق نهایی میتواند هم مشوقی قدرتمند برای رسیدن به توافق باشد، و هم نقطه آغاز شکلگیری روابط اقتصادی جدید میان دو کشور.
از سیاست تنبیه به سیاست ترغیب
نویسنده معتقد است که موفقیت دیپلماسی با ایران نیازمند گسترش جعبهابزار سیاست خارجی آمریکا و فراتر از تحریم و مجازات است. استفاده از ابزارهای اقتصادی، سازوکارهای بازارمحور و مشوقهای مالی میتواند انگیزههای مثبتی برای هر دو طرف ایجاد کند و احتمال پایان دادن به درگیریهای کنونی را افزایش دهد.
از این منظر، توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن نه تنها از مسیر تهدید و فشار حاصل نخواهد شد؛ بلکه به همان اندازه به ارائه مشوقهای اقتصادی، تضمینهای مالی و چشمانداز همکاریهای آینده وابسته است. در غیر این صورت، بنبست کنونی ممکن است همچنان ادامه پیدا کند و فرصت دستیابی به یک توافق پایدار از دست برود.