کالاهای بلااستفاده زباله نیستند، بخشی از ثروت جامعه‌اند

رمزگشایی از رونق بازار کالاهای دست‌دوم در شرایط کنونی اقتصاد ایران | فرسایش قدرت خرید یا تحول آگاهانه و فناورانه به سمت اقتصاد چرخشی؟ | بخش زیادی از ثروت جامعه راکد مانده است

سرویس: اقتصادی کدخبر: ۸۰۴۲۰۷
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان تاکید می کند: با وجود چالش‌ها برای صنعت، رونق کالاهای دست‌دوم در شرایط کنونی اقتصاد ایران می‌تواند یکی از مسیرهای تامین نیاز یا بهبود رفاه اجتماعی هم به حساب آید.
رمزگشایی از رونق بازار کالاهای دست‌دوم در شرایط کنونی اقتصاد ایران | فرسایش قدرت خرید یا تحول آگاهانه و فناورانه به سمت اقتصاد چرخشی؟ | بخش زیادی از ثروت جامعه راکد مانده است

به گزارش اقتصادنیوز، از نظر اقتصاددانان کاهش خرید کالاهای بادوام و جدید همانند خودرو، تلویزیون و یخچال در اقتصاد کنونی ایران بیشتر از آنکه یک تحول آگاهانه و فناورانه به‌نظر برسد، ناشی از فرسایش قدرت خرید شهروندان است. به همین دلیل، این موضوع درنهایت می‌تواند شیوه تولید کسب‌وکارها را نیز تغییر دهد.

خبر مرتبط
راز ماندگاری سیاست‌های ناکارآمد در ایران؛ از کنترل قیمت تا خودکفایی | چرا تعصبات مداخله‌ گرایانه از اقتصاد ایران رخت بر نمی‌بندند؟

اقتصادنیوز: مجله تجارت فردا در گزارشی با مشورت علی چشمی، اقتصاددان، کوشیده که به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های اقتصاد سیاسی پاسخ دهد: چرا بعضی ایده‌ها، حتی زمانی که در عمل شکست خورده‌اند، همچنان بر سیاست‌گذاری حکومت می‌کنند؟

آنگونه که هفته نامه تجارت فردا گزارش داده است، لطفعلی بخشی، اقتصاددان، بر این باور است که رونق بازار کالاهای دست‌دوم به تناسب شرایط هر اقتصادی می‌تواند معنا و پیام‌های متفاوت برای اقتصاد و صنعت داشته باشد. از دید این استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه علامه طباطبایی، رونق بازار کالاهای دست‌دوم در شرایط کنونی اقتصاد ایران ناشی از محدودیت‌های اقتصاد و کاهش شدید درآمدهای خانوارهاست.

او بر این باور است که با وجود چالش‌ها برای صنعت، رونق کالاهای دست‌دوم در شرایط کنونی اقتصاد ایران می‌تواند یکی از مسیرهای تامین نیاز یا بهبود رفاه اجتماعی هم به حساب آید. 

**********

وقتی مصرف‌کنندگان خرید کالاهای بادوام همانند خودرو، یخچال و تلویزیون را از دست می‌دهند یا آن را به تعویق می‌اندازند، پرسش اساسی این است که رونق کالاهای دست‌دوم می‌تواند چه پیامی برای آن صنعت و اقتصاد داشته باشد؟

برای پاسخ به پرسش شما، می‌توان از دیدگاه‌های مختلف، پاسخ‌های متفاوت ارائه کرد. به همین دلیل برای رسیدن به پاسخ‌های درست باید وضع اقتصاد آن کشور را مورد بررسی قرار داد. برای مثال، قبل از هر چیز باید پرسید اقتصاد آن کشور در چه مرحله‌ای از صنعتی شدن قرار دارد؟ چه مقدار از کالاهای مورد نیاز مردم در آن اقتصاد وارداتی است؟ درآمد سرانه در آن اقتصاد چقدر است؟ و مراودات آن اقتصاد با کشورهای دیگر در چه شرایطی است؟ پاسخ به هر یک از این سوال‌ها یا سوال‌های مشابه، متناسب با هر وضعیت، می‌تواند در رونق بازار کالاهای دست‌دوم، پیام متفاوت خود را داشته باشد.

برای مثال، کشورهای صنعتی در بسیاری از تولیدات با توجه به مصرف داخلی و بازار بین‌الملل، در حد نهایی تولید قرار دارند، بنابراین رونق بازار دست‌دوم برای آنها پیام خاصی ندارد. چون خریداران کالای دست‌دوم در منطقه خرید آنها حضور ندارند و آنها نیز روی بازار کالاهای دست‌دوم حسابی باز نکرده‌اند. همچنین در کشورهای وابسته به واردات، رونق کالاهای دست‌دوم می‌تواند به‌معنای کاهش تقاضای واردات باشد. البته رونق بازار کالای دست‌دوم در اقتصاد ایران، در کوتاه‌مدت نشانه‌ای از سازگاری خانوارها با کاهش قدرت خرید و تورم است، اما در بلندمدت، اگر ناشی از افت پایدار تقاضا برای کالای نو باشد، می‌تواند نشانه تغییر ساختار تقاضا، کاهش بازار محصولات صنعتی جدید، کاهش مقیاس تولید و تضعیف سرمایه‌گذاری صنعتی باشد.

در‌عین‌حال، همین روند می‌تواند زمینه شکل‌گیری صنایع تعمیر، بازسازی، قطعه‌سازی و بازتولید را فراهم کند. با این وصف این نکته را هم نباید فراموش کرد که بخش قابل توجهی از رونق دست‌دوم در شرایط کنونی اقتصاد ایران، محصول فرسایش قدرت خرید است، نه یک تحول آگاهانه و فناورانه به سمت اقتصاد چرخشی.

البته می‌خواهم از منظر دیگری هم به این موضوع نگاه کنم؛ در اقتصادهای دارای محدودیت تجارت با جهان مانند ایران، تقاضای کالای دست‌دوم در شرایط کنونی می‌تواند یکی از مسیرهای اصلی تامین نیاز باشد. از سوی دیگر، بدیهی است که افرادی که به‌دنبال خرید کالای دست‌دوم هستند، دارای درآمد کافی برای کالای نو نیستند. در این‌باره متناسب با پرسش شما، تمرکز اصلی بحث روی اقتصاد ایران در شرایط کنونی است. دلایل زیادی از جمله بنیه تولیدی ضعیف، کمبود ارز، محدودیت واردات به‌دلیل تحریم‌ها، نرخ بیکاری بالا و دستمزدهای پایین نشان می‌دهد که تقاضا برای کالای دست‌دوم در اقتصاد ایران بسیار زیاد است و شاید حتی به همین دلایل، در شرایط کنونی بهتر است آن را هم تشویق کرد.

تقریباً بیشتر صنایع ایران دارای محدودیت در تولید هستند و این موضوع را از جهات مختلف همچون تکنولوژی قدیمی، کارایی پایین نیروی کار، محدودیت واردات، ارز و نقدینگی و علاوه بر همه اینها، کمبود برق و گاز می‌توان تحلیل کرد. بنابراین افزایش تقاضای کالای دست‌دوم در کوتاه‌مدت و شرایط کنونی، شاید چالش جدی برای واحدهای تولیدی آنها ایجاد نکند. مشکلات اصلی آنها، کم بودن درآمد خانوارهای ایرانی و بیکاری است که فروش آنها را محدود کرده و البته تعداد زیادی از تولیدکنندگان ایرانی هم راهش را یافته‌اند. شما ببینید، در سراسر شهر و تبلیغات رادیو و تلویزیون، موضوع خرید اقساطی فراوان به چشم می‌خورد.

در اقتصاد ایران بخش بزرگی از جامعه توان خرید بسیاری از کالاهای نو و جدید بادوام همانند خودرو، یخچال یا تلویزیون را ندارند. به بیان ساده به‌دلیل پایین آمدن قدرت خرید شهروندان، توان خرید کالاهای جدید را ندارند. به باورتان فعالیت و رونق دوباره بازار کالاهای دست‌دوم می‌تواند نقشی در بهبود رفاه و کاهش فشار معیشتی داشته باشد؟

گردش یا فعالیت دوباره کالاها می‌تواند یکی از کم‌هزینه‌ترین راه‌های بهبود رفاه اجتماعی یا کاهش فشارهای معیشتی در شرایط کنونی اقتصاد ایران باشد. فرض کنید خانواده‌ای بتواند پوشاک، کتاب، لوازم خانگی یا تلفن همراه مورد نیاز خود را با قیمت بسیار کمتر یا حتی به‌صورت رایگان (هدیه کالای دست‌دوم) تهیه کند. در این صورت، منابع مالی آن خانواده برای تامین سایر نیازهای ضروری آزاد می‌شود. از سوی دیگر، این فرآیند بدون نیاز به تولید کالای جدید، بخشی از تقاضای جامعه را هم پاسخ می‌دهد. بنابراین هم به نفع خانواده‌هاست، هم به نفع اقتصاد ملی و هم به نفع محیط زیست. به همین دلیل، شاید بتوان آن را نمونه‌ای از بهبود رفاه در شرایط کنونی از طریق استفاده بهتر از منابع موجود دانست.

26

با این صحبت‌های شما پرسش دیگری شکل می‌گیرد؛ آیا می‌توان گفت بخشی از ثروت جامعه در قالب موبایل‌های قدیمی، وسایل خانگی بلااستفاده، لباس‌ها و کالاهای مازاد در خانه‌ها حبس شده است؟ این حبس شدن کالا چه هزینه‌ای می‌تواند برای اقتصاد داشته باشد؟

بله، به باورم . در بسیاری از خانه‌ها کالاهایی وجود دارد که هنوز قابلیت استفاده دارند، اما سال‌هاست از چرخه مصرف خارج شده‌اند. این وضعیت می‌تواند چندین هزینه به اقتصاد تحمیل کند. نخست اینکه برای پاسخ به همان نیازها، ناچار به تولید یا واردات کالاهای جدید می‌شویم، درحالی‌که بخشی از این نیاز می‌تواند از طریق کالاهای موجود تامین شود. دوم اینکه، خانوارهایی که توان خرید کالای نو را ندارند، از امکاناتی محروم می‌مانند که در خانه‌های دیگر بلااستفاده مانده است. از سوی دیگر، زمانی که این کالاها نه دوباره استفاده شوند و نه به چرخه بازیافت راه پیدا کنند، فرصت ایجاد ارزش افزوده، اشتغال و حفظ منابع طبیعی نیز از دست می‌رود. به همین دلیل، من این کالاها را صرفاً وسایل بلااستفاده نمی‌دانم. درواقع، آنها بخشی از سرمایه راکد جامعه هستند که می‌توانند دوباره به جریان زندگی بازگردند.

این رویکرد و نگاهتان نسبت به بازار کالاهای دست‌دوم چه نسبتی با مسائل زیست‌محیطی دارد؟ به زبان ساده، استفاده دوباره از کالاها و کاهش خرید غیرضروری، چگونه می‌تواند مصرف منابع، تولید زباله و فشار بر طبیعت را کم کند؟

اقتصاد و محیط زیست بیش از آنچه تصور می‌کنیم، به یکدیگر وابسته‌اند. هر کالایی که تولید می‌شود، حاصل مصرف منابع طبیعی، انرژی، آب و نیروی انسانی است. بنابراین هر بار که عمر مفید یک کالا را افزایش می‌دهیم، درواقع از تولید یک کالای جدید و مصرف بخشی از این منابع جلوگیری کرده‌ایم. استفاده دوباره از کالاها، توسعه فرهنگ تعمیر و نگهداری و درنهایت، بازیافت صحیح آنها، حجم زباله را کاهش می‌دهد، مصرف انرژی را کم می‌کند و فشار بر منابع طبیعی را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، رویکردی در حمایت از توسعه پایدار و مسئولیت‌پذیری در برابر محیط زیست نیز هست.

و چه‌بسا به‌جز این موارد، شاید برای توضیح و تفهیم بیشتر بحث، بهتر است در مورد خود کالا هم صحبت کنید.

بله، هر کالایی دارای چرخه عمر است. به‌دلیل سیاست‌های خاص برخی شرکت‌ها مانند افزودن امکانات جدید و ایجاد نیازهای نو در مصرف‌کننده، یا چشم و هم‌چشمی و تعویض منزل و دلایلی از این دست، در برخی کالاها وضعیتی به وجود می‌آید که قبل از پایان عمر طبیعی آنها، کنار گذاشته می‌شوند. به‌عبارت دیگر، آنها هنوز قابل استفاده هستند، اما به‌دلیل به بازار آمدن الگو و امکانات جدید، این الگو، دیگر برای صاحب آن کالا قابل استفاده نیست. به‌دلیل تغییرات سریع تکنولوژیک و ارتقای روش‌های تولید، امروزه تعداد این کالاها رو به افزایش است. شاید بهتر است این‌طور بگویم که اکنون با دو موضوع مواجه هستیم. مورد نخست، کالاهایی است که هنوز قابل استفاده‌ هستند و هنوز چرخه عمر آنها طی نشده است. مورد دوم، بسیاری از افراد جامعه هستند که به‌دلیل کمبود درآمد و افت قدرت خرید، توان خرید کالای نو را ندارند. در اینجا، زیربنای بازار کالای دست‌دوم شکل گرفته است و به همین دلیل، وسایل انجام کار ایجاد می‌شوند. برای مثال، سایت ئی‌بی در آمریکا و سایت‌های دیوار، شیپور و ترب در ایران برای پاسخ به این نیاز است که می‌تواند امتیازات زیادی برای جامعه به‌دنبال داشته باشد. اینکه از کالایی قبل از پایان چرخه آن، بیشتر استفاده کنیم، مزایای متعدد دارد که می‌توان از جنبه‌های مختلف به آن نگریست.

برای مثال از منظر مواد اولیه، اگر به این موضوع نگاه کنیم، کالایی که عمر مصرف بیشتری دارد، نیاز به کالای جدید را کاهش می‌دهد. بنابراین نیاز به مواد اولیه برای تولید هم کاهش می‌یابد. اقتصاد ایران هم‌اکنون در برخی از مواد معدنی، دارای کمبود است و به مرور هم مشاهده می‌شود که برخی کشورها صادرات آن را محدود می‌کنند. هر قدر مواد معدنی کمتری مصرف شود، زمین سالم‌تر و پاکیزه‌تری داریم. حالا بیایید از منظر انرژی هم به این موضوع نگاه کنیم. انرژی امروز از گلوگاه‌های اکثریت کشورهاست. تولید بیشتر، انرژی بیشتری نیاز دارد. با عمر بیشتر کالاها، نیاز به تولید بیشتر و نیاز به انرژی بیشتر کاهش می‌یابد. همچنین کاهش مصرف انرژی، محیط زیست بهتری را برای ما فراهم می‌کند. اگر از منظر تولید زباله هم به این موضوع نگاه کنیم، با عمر بیشتر کالاها، زباله کمتری روی زمین تولید می‌شود.

با وجود مزایایی که برای بازار کالاهای دست‌دوم اشاره کردید، اکنون یکی از پرسش‌هایی که می‌تواند مطرح شود، این است که آیا استفاده از کالاهای دست‌دوم برای دارنده فعلی آن نیز امتیاز یا اولویتی خاص دارد؟

به‌نظرم به نکته و موضوع خوبی اشاره کردید. معمولاً افراد، کالای دست‌دوم را انبار می‌کنند و اغلب این‌کار به‌صورت ناخودآگاه انجام می‌شود. برای مثال، از برخی دوستان یا آشنایانتان بپرسید با موبایل قبلی چه‌کار کرده‌اند؟ معمولاً به یاد نمی‌آورند و می‌گویند گوشه‌ای از خانه افتاده است. یعنی آن کالا بدون استفاده باقی مانده است. این افراد دو راه ساده پیش‌رو دارند: اول اینکه آن کالا را بفروشند و از پول به‌دست‌آمده استفاده کنند. دوم اینکه، آن کالا را به فردی نیازمند ببخشند و از بخشش آن کالا و رفع نیاز، احساس لذت ببرند. حتی از منظر انسانی، اگر چنین روحیه‌ای در جامعه حکم‌فرما شود، محبت بیشتری در دل‌ها نسبت به‌ هم ایجاد می‌شود.

درواقع صحبت‌های شما روی این موضوع تاکید می‌کند که کالاهای مازاد را نباید در خانه‌ها تلنبار کرد و بهتر است آنها را فروخت، بخشید یا دوباره وارد چرخه مصرف کرد. این ایده ساده از نظر اقتصادی چه اهمیتی می‌تواند داشته باشد؟

هر کالایی برای آن تولید شده است که مورد استفاده قرار گیرد. زمانی که وسیله‌ای سال‌ها بدون استفاده در کمد، انبار یا گوشه خانه باقی می‌ماند، بخشی از ارزش اقتصادی آن نیز بلااستفاده می‌ماند. این کالاها هنوز می‌توانند نیاز افراد دیگری را برآورده کنند. اگر دوباره وارد چرخه مصرف شوند، هم خانواده‌ای با هزینه کمتر به کالای مورد نیاز خود دست پیدا می‌کند، هم از تولید غیرضروری کالاهای جدید کاسته شده و هم فشار کمتری بر منابع طبیعی و محیط زیست وارد می‌شود. به همین دلیل، این رفتار فقط یک اقدام خیرخواهانه نیست، بلکه از نگاه اقتصادی نیز نوعی استفاده بهینه از منابع جامعه است.

به‌نظر می‌رسد برای اینکه چنین وضعیتی در جامعه شکل گیرد، نیاز به همدلی و پوشش وسیع وجود دارد. بنابراین این موضوع به فرهنگ جامعه هم مربوط می‌شود. برای اینکه چنین رفتاری به فرهنگ عمومی تبدیل شود، چه باید کرد؟ نقش آموزش، رسانه‌ها، خیریه‌ها، پلتفرم‌های آنلاین و حتی دولت در این میان چیست؟

به‌نظر می‌رسد نخستین گام در این مسیر، تغییر نگاه همه ما به بازار کالاهای بلااستفاده است. باید بپذیریم که این وسایل، زباله یا اشیای فراموش‌شده نیستند، بلکه بخشی از ثروت جامعه‌اند که از چرخه مصرف خارج شده‌اند. همه نهادهای اجتماعی باید در تغییر نگاه جامعه نسبت به بازار کالاهای دست‌دوم نقش‌آفرین باشند. رسانه‌ها می‌توانند فرهنگ استفاده دوباره از کالاها را ترویج کنند. مدارس و دانشگاه‌ها می‌توانند این نگاه را آموزش دهند. خیریه‌ها می‌توانند شبکه‌ای مطمئن برای رساندن کالاها به نیازمندان ایجاد کنند. پلتفرم‌های آنلاین می‌توانند مبادله، فروش یا اهدای این کالاها را آسان‌تر کنند. دولت نیز با سیاست‌های تشویقی و حمایت از صنایع بازیافت، باید این حرکت را تقویت کند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O