حمید حسینی: درآمد تنگه هرمز در مقایسه با درآمد رفع تحریمها و آزادسازی منابع، در حد یک «قلک» است | میلیاردها دلار نقدینگی نزد مردم است
به گزارش اقتصادنیوز، صنعت پتروشیمی ایران این روزها در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ صنعتی که همزمان با فشار تحریمها، اکنون با تبعات ناشی از آسیب به زیرساختهای انرژی و اختلال در صادرات نیز روبهرو شده است. برآوردها نشان میدهد، علاوه بر خسارتهای مستقیم به برخی واحدها و خطوط انتقال، توقف یا کاهش صادرات نیز میلیاردها دلار عدمالنفع برای این صنعت ایجاد کرده؛ موضوعی که میتواند بر بازار ارز، زنجیره تولید داخلی و درآمدهای ارزی کشور اثرگذار باشد.
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان و پژوهشگر توسعه میگوید: در فاصله سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵، نرخ ارز حدود ۴۰ برابر افزایش یافته است، در حالی که دستمزد نیروی کار در همین دوره حدود ۱۲.۶ برابر رشد کرده و حقوق کارکنان دولت نیز حدود ۶ برابر افزایش یافته است؛ این شکاف ایجادشده، از نظر سیاستگذاری اهمیت بالایی دارد.
در چنین فضایی، بحث آینده صنعت انرژی ایران، تنها به بازسازی واحدهای آسیبدیده محدود نمیشود، بلکه به نحوه مواجهه کشور با مسائل کلانتری چون تحریم، امنیت انرژی، تنگه هرمز و سرمایهگذاری در زیرساختها گره خورده است. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی ایران در معادلات جهانی است؛ ظرفیتی که در کنار توسعه خدمات انرژی و حملونقل دریایی، میتواند نقش سیاسی و اقتصادی مهمی ایفا کند.
همزمان، بحران ناترازی برق و کمبود منابع دولتی، نگاهها را به سمت سرمایههای بخش خصوصی معطوف کرده است؛ سرمایههایی که به گفته کارشناسان، در صورت ایجاد اعتماد و تضمین بازگشت سرمایه، میتوانند بخشی از مشکلات زیرساختی صنعت انرژی را برطرف کنند.
اقتصادنیوز در گفتگو با سیدحمید حسینی، فعال اقتصادی حوزه صنعت پتروشیمی و عضو هیات نمایندگان اتاق ایران، به بررسی این موضوعات و چشمانداز صنعت پتروشیمی و انرژی ایران در سناریوهای مختلف پرداخته است.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
****
* جنگ اخیر به صنعت پتروشیمی، نفت و گاز آسیب هایی وارد کرد؛ هم از منظر آسیب به زیرساختها و هم اختلال در صادرات. با توجه به سناریوهای مختلف ــ از توافق و کاهش تنش گرفته تا تداوم درگیریها ــ برآورد خوشبینانه و بدبینانه شما از آینده این بخش چیست؟ در هرکدام از این سناریوها، بازگشت صنعت پتروشیمی و صادرات انرژی ایران به شرایط عادی چقدر زمان میبرد؟
خوشبختانه میزان آسیب واردشده به بدنه اصلی صنعت پتروشیمی چندان گسترده نبوده و تنها برخی واحدهای «بوتادین» دچار مشکل شدهاند. با این حال، زیرساختهای این صنعت شامل بخشهای برق، یوتیلیتی و گازهای جانبی آسیب دیدهاند. در حال حاضر نیز تلاشهایی در جریان است تا بخشی از ظرفیتها هرچه سریعتر به مدار تولید بازگردند.
دولت متعهد شده برای تأمین برق این واحدها حدود هزار مگاوات کمک کند؛ چراکه مجتمعهای پتروشیمی پیش از این بهصورت مستقل فعالیت میکردند و نیروگاه اختصاصی داشتند.
بررسیها نشان داده که برخی واحدهای پتروشیمی نمیتوانند از برق سراسری استفاده کنند، چون برق سراسری کشور دارای نوسان است و این موضوع باعث ایجاد وقفه در تولید میشود. در واقع این واحدها تحمل تلرانس و نوسان برق را ندارند و شدت ضعف یا ناپایداری برق شبکه سراسری برای آنها مشکلساز است. برای نمونه، بخش تولید مواد نساجی در واحدی مانند «تندگویان»، تا زمانی که برق مطمئن برای آن تأمین نشود، احتمالاً امکان راهاندازی نخواهد داشت.
در عین حال، برخی واحدها ممکن است به دلیل حساسیت کمتر، سریعتر وارد مدار شوند. با این حال، بخشی از تجهیزات پتروشیمیها بسیار حساس هستند و با کوچکترین نوسان در برق، تولید را متوقف میکنند. بخش دیگری از آسیبها نیز به خطوط انتقال بین واحدها، خطوط دریافت خوراک و خطوط انتقال صادراتی مربوط میشود که اکنون در حال تعویض و بازسازی هستند. پیشبینی میشود از ماه آینده تعدادی از واحدهای پتروشیمی دوباره وارد مدار شوند.
۷ تا ۸ میلیارد دلار خسارت به صنعت پتروشیمی وارد شده است
در حال حاضر حدود ۲۴ تا ۲۵ واحد پتروشیمی خارج از دو مجتمع اصلی بندر امام و عسلویه قرار دارند. واحدهایی مانند پتروشیمی باختر، مسجدسلیمان، کرمانشاه، ایلام، اصفهان، لردگان، خراسان و شیراز بدون مشکل به فعالیت خود ادامه دادهاند و برخی از آنها نیز با تأمین برق و گاز، دوباره به مدار تولید بازگشتهاند. سایر واحدها هم با ظرفیتهای محدودتر در حال بازگشت به تولید هستند.
در مجموع، حدود ۷ تا ۸ میلیارد دلار خسارت به صنعت پتروشیمی وارد شده است. علاوه بر خسارت مستقیم، با «عدمالنفع» ناشی از اختلال در صادرات نیز مواجه هستیم؛ چراکه بازار صادراتی این صنعت که ماهانه حدود یک میلیارد دلار درآمد ایجاد میکرد، دچار اختلال شده است. همچنین نیاز به تخصیص دوباره ارز وجود دارد. این واحدها پیش از این، حدود ۸ میلیارد دلار محصولات پتروشیمی و خوراک مورد نیاز بخشهای داخلی را تأمین میکردند که بخشی از این نیاز اکنون ممکن است توسط سایر واحدها جبران شود.
با این حال، بعید به نظر میرسد برق مطمئن مورد نیاز این واحدها تا یک سال آینده به شرایط پیشین بازگردد. البته اگر در سناریوی خوشبینانه، تحریمها لغو شود، امکان خرید و راهاندازی سریعتر توربینهای مورد نیاز فراهم خواهد شد. تحقق این موضوع به تأمین منابع مالی و امکان تهیه تجهیزات از بازار بستگی دارد، اما بهطور معمول برای بازگشت کامل برق مطمئن به ۴۲ تا ۴۳ واحد مستقر در دو مجتمع اصلی، حدود یک سال زمان لازم است؛ هرچند بخشی از ظرفیت این واحدها بهزودی فعال شده و تولید را از سر خواهند گرفت.
درآمد حاصل از تنگه هرمز در مقایسه با درآمد ناشی از رفع تحریمها و آزادسازی منابع ایران، در حد یک «قلک» خواهد بود.
* بسیاری از کارشناسان معتقدند تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیک ایران است، اما این مزیت میتواند با تغییر مسیرهای انرژی و تحولات فناوری در آینده «تاریخ انقضا» داشته باشد. به نظر شما ایران چگونه میتواند در این فرصت محدود، از موقعیت تنگه هرمز بیشترین بهره اقتصادی و راهبردی را ببرد؟
ما در خلال جنگ به ارزش واقعی تنگه هرمز پی بردیم؛ همسایگان ما و تمام دنیا نیز متوجه شدند که این تنگه جایگزینی ندارد و بدون اراده ایران قابل استفاده نیست. به این ترتیب، ما حاکمیت، مالکیت و اقتدار خود را بر این منطقه به اثبات رساندیم. قطعاً اگر بتوانیم از این مسیر کسب درآمد کنیم، باید اقدام کنیم؛ این درآمد میتواند از طریق «بیمه هرمز» که پیشتر مطرح شده، ارائه خدمات و یا فعالیت در حوزه «بنکرینگ» حاصل شود.
حدود ۱۰ تا ۱۵ سال است که واحد بنکرینگ را در منطقه «سلخ» قشم، دقیقاً در ورودی تنگه، راهاندازی کرده و اسکلههای آن را نیز ساختهایم، اما در تأمین خوراک آن موفق نبودهایم. این در حالی است که تعداد زیادی کشتی در آن منطقه تردد میکنند و ما باید از این ظرفیت استفاده کنیم؛ چرا که اسکله، مخازن و تجهیزات لازم نیز وجود دارد.
اگرچه در تأمین گازوئیل و سوخت کمسولفور (مازوت با سولفور پایین) چالشهایی وجود دارد، اما کشور برای تثبیت موقعیت خود حتی میتواند این مواد را وارد کرده و واحد مذکور را فعال کند تا جایگاه ما تثبیت شود.
همچنین، پیش از این نگران بودیم که در صورت توافق و تعطیلی یا واگذاری فرآیند غنیسازی، اگر طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکند و بدعهدی صورت گیرد، ابزار فشاری در اختیار نداشته باشیم؛ همانطور که در برجام نیز با چنین مشکلی مواجه شدیم. اما اکنون برای دنیا ثابت شده است که ما میتوانیم دوباره از ظرفیت تنگه هرمز استفاده کنیم. اگر توافقی صورت گیرد و طرفهای خارجی به تعهدات خود پایبند نباشند، تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار در اختیار ما خواهد بود تا آنها را به اجرای تعهداتشان وادار کنیم.
این موضوع برای ما از کسب درآمد اهمیت بیشتری دارد؛ هرچند اگر تحریمها لغو شود، درآمد حاصل از تنگه هرمز در مقایسه با درآمد ناشی از رفع تحریمها و آزادسازی منابع ایران، در حد یک «قلک» خواهد بود.
تخمین زده میشود که تا ۱۰۰ میلیارد دلار نقدینگی دلاری نزد مردم باشد
* با توجه به محدودیت منابع دولت برای توسعه زیرساختهای انرژی، نقش بخش خصوصی را در کاهش ناترازی برق چطور ارزیابی میکنید؟ موانع اصلی ورود سرمایهگذاران خصوصی به حوزه نیروگاهسازی و انرژیهای تجدیدپذیر چیست و چه اصلاحاتی باید انجام شود تا بخش خصوصی انگیزه واقعی برای مشارکت پیدا کند؟
اگر بتوانیم نظام قیمتگذاری را اصلاح کرده و سازوکارهای اطمینانبخش ایجاد کنیم، قاعدتاً قادر خواهیم بود نقدینگی موجود در میان مردم را جذب کنیم. در حال حاضر مردم سرمایههای خود را در قالب طلا یا دلار نگهداری میکنند و تخمین زده میشود که بین ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار و حتی تا ۱۰۰ میلیارد دلار نقدینگی دلاری نزد مردم باشد. اما چون سازوکارها شفاف نیست، دولت، وزارت نفت یا وزارت نیرو نتوانستهاند مردم را متقاعد کنند که ریال یا دلار خود را در اختیار پروژهها قرار دهند.
دولت باید اعلام کند ریال یا دلار شما را دریافت میکنم، آن را به قیمت روز دلار محاسبه میکنم و سالانه ۸ تا ۱۰ درصد سود دلاری به شما پرداخت میکنم. ما هنوز نتوانستهایم سازوکاری برای جذب این منابع ایجاد کنیم. به نظر من بهترین راهکار، جذب همین منابع داخلی در صنعت نفت و برق با استفاده از سازوکارهای دقیق است.
علاوه بر این، باید تلاش کنیم در صورت لغو تحریمها، از خطوط اعتباری و فاینانس جهانی برای توسعه استفاده کنیم؛ در چنین شرایطی حتی لزوماً نیازی به جذب مستقیم سرمایهگذار خارجی هم نیست و صرفاً باز شدن خطوط اعتباری فاینانس برای ما کفایت میکند.