نقش مهم امارات در تجارت خارجی ایران | کوهنورد: ناامنی در منطقه، باعث بروز مشکلات لجستیکی و اخلال در ترانزیت کالا شده است
به گزارش اقتصادنیوز، در سالهایی که تحریمهای اقتصادی دسترسی ایران به شبکههای مالی و تجاری بینالمللی را محدود کرده است، کشورهای منطقه بهویژه امارات متحده عربی به حلقه واسطه مهمی در تجارت خارجی ایران تبدیل شدهاند.
بسیاری از کالاهایی که امروز وارد ایران میشود یا حتی بخشی از صادرات کشور، بهطور مستقیم از مسیر کشورهای تولیدکننده انجام نمیگیرد و در عوض از طریق شرکتهای واسطه مستقر در دبی و دیگر مراکز تجاری منطقه مدیریت میشود. با این حال، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه و احتمال گسترش درگیریها میتواند این ساختار شکننده را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد.
اقتصادنیوز: نایبرئیس کمیسیون توسعه صادرات اتاق بازرگانی ایران گفت: روند تجارت قابل توقف نیست و اگر کشوری بخواهد مسیر خود را به روی ما ببندد، بیشترین زیان متوجه همان کشورها خواهد شد.
در همین رابطه، مرتضی کوهنورد، نایب رییس کمیسیون واردات اتاق ایران معتقد است که اگر مسیرهای حملونقل، خدمات بیمهای و شبکههای واسطهای با اختلال مواجه شوند، آثار آن با فاصله زمانی در بازار داخلی نمایان خواهد شد؛ از کاهش دسترسی صنایع به مواد اولیه گرفته تا افت صادرات و کاهش ارزآوری کشور.
از سوی دیگر فعالان اقتصادی به این نکته اشاره میکنند که با توجه به سهم پررنگ این منطقه در مناسبات تجاری ایران میتوان گفت بخش قابل توجهی از مبادلات تجاری ایران، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، به این مسیر (امارات) وابسته شده و دبی عملا به یکی از گرههای اصلی در شبکه تجارت خارجی ایران تبدیل شده است.
گفتگوی اقتصادنیوز را با مرتضی کوهنورد، نایب رییس کمیسیون واردات اتاق ایران در ادامه بخوانید.
***
*آقای کوهنورد! با افزایش حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و احتمال کشیدهشدن پای برخی کشورهای عربی به درگیریهای منطقه، این وضعیت چه تأثیری بر روابط تجاری ایران خواهد داشت؟
طبیعی است که با توجه به شرایط و تحولات پیشآمده، نخستین بخشی که دچار مشکل میشود حوزه حملونقل است. در چنین شرایطی مسیرهای حملونقل دریایی و هوایی با اختلال مواجه میشوند و این موضوع بهطور مستقیم بر واردات و صادرات کشور اثر میگذارد؛ بهگونهای که هم روند ارزآوری ناشی از صادرات را کاهش میدهد و هم تامین مواد اولیه و کالاهای مورد نیاز تولید در داخل کشور را با مشکل روبهرو میکند.
از سوی دیگر، در صورت گسترش تنشها به یک درگیری گستردهتر، روابط تجاری ایران با کشورهای منطقه نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. بخش قابل توجهی از تجارت خارجی ایران از مسیر حوزه خلیج فارس انجام میشود و بهطور مشخص امارات متحده عربی یکی از مهمترین مسیرها و شرکای تجاری غیرمستقیم ایران به شمار میرود.
بنابراین هرگونه ناامنی یا محدودیت در این منطقه میتواند روند مبادلات تجاری، ترانزیت کالا و دسترسی ایران به بازارهای منطقهای و جهانی را با چالشهای جدی مواجه کند.
علاوه بر این، افزایش ریسکهای سیاسی و امنیتی در منطقه میتواند هزینههای بیمه، حملونقل و نقلوانتقال مالی را نیز افزایش دهد؛ موضوعی که در نهایت به بالا رفتن هزینه تجارت و کاهش حجم مبادلات اقتصادی ایران منجر خواهد شد.
*با توجه به تحولات اخیر در منطقه، تاثیر این وقایع بر روند تجارت و تعاملات اقتصادی ایران با کشورهای عربی را چگونه ارزیابی میکنید و در صورتی که بخواهیم کشورهای دیگر را جایگزین شرکای فعلی کنیم، آیا چنین امکانی برای ایران فراهم است؟
واقعیت این است که با شرایط موجود، دستکم در کوتاهمدت جایگزین قابلاتکایی برای مسیرهای فعلی وجود ندارد. پیش از تشدید تحریمها، بخش قابل توجهی از مبادلات تجاری ایران بهصورت مستقیم با کشورهای مختلف انجام میشد؛ اما با آغاز تحریمها و افزایش فشارهای بینالمللی، ساختار تجارت خارجی ایران تغییر کرد و نقش واسطهها پررنگتر شد.
در نتیجه، بخش مهمی از مبادلات تجاری از طریق کشورهای حوزه خلیج فارس و بهطور مشخص دبی در امارات متحده عربی انجام گرفت و این شهر به یکی از مهمترین مراکز واسطهای برای تامین کالا، ترانزیت و حتی برخی مبادلات مالی ایران تبدیل شد.
مسیرهای جایگزین ترانزینی در بلندمدت
به همین دلیل، در شرایط فعلی اگر اختلالی در این مسیرها ایجاد شود، جایگزینی سریع آن بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا بسیاری از شبکههای لجستیکی، شرکتهای واسطه و مسیرهای حملونقل طی سالها حول این محور شکل گرفتهاند. البته در بلندمدت میتوان به گزینههایی مانند توسعه مسیرهای ترانزیتی از طریق کشورهای همسایه، تقویت همکاری با برخی شرکای آسیایی، یا استفاده بیشتر از کریدورهای زمینی و دریایی دیگر فکر کرد، اما ایجاد چنین زیرساختها و شبکههایی زمانبر است.
بدیهی است اگر محدودیتها و تحریمها کاهش یابد یا برداشته شود، ایران میتواند بار دیگر بخش قابل توجهی از تجارت خود را بهصورت مستقیم با کشورهای تامینکننده و بازارهای هدف انجام دهد. در چنین شرایطی هم هزینههای مبادله کاهش مییابد و هم وابستگی به مسیرهای واسطهای کمتر خواهد شد، موضوعی که در نهایت میتواند به افزایش کارایی تجارت خارجی و تقویت جایگاه ایران در زنجیرههای منطقهای و جهانی تجارت منجر شود.
وابستگی تجارت خارجی ایران به شبکه واسطهها
*چه میزان از واردات ایران از طریق واسطهگری کشورهای عربی انجام میشود؟
آمار دقیق و شفافی در این زمینه در دسترس نیست، اما با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها، در بسیاری از مبادلات خارجی ایران حضور یک شرکت یا کشور ثالث عملا اجتنابناپذیر شده است. در چنین شرایطی، حتی در مواردی که کالا بهصورت مستقیم به ایران ارسال میشود یا از ایران به مقصد نهایی صادر میشود، اسناد تجاری، فاکتورها و فرآیندهای مالی اغلب از طریق یک شرکت واسطه در کشور ثالث تنظیم و مدیریت میشود. به همین دلیل میتوان گفت بخش قابل توجهی از تجارت خارجی ایران بهنوعی در چارچوب شبکهای از واسطهها انجام میشود.
دبی مرکز واسطهای تجارت ایران
در این میان، دبی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مراکز واسطهای برای تجارت ایران تبدیل شده است. بسیاری از شرکتها برای دور زدن محدودیتهای بانکی، حملونقل و بیمهای ناچارند از ظرفیت شرکتهای ثبتشده در این منطقه استفاده کنند. بر همین اساس، برخی برآوردها نشان میدهد که درصد بالایی از مبادلات تجاری ایران بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به این مسیر وابسته است.
تحریم مسیر تجارت خارجی را تغییر داد
بهطور تقریبی میتوان گفت اگر محدودیتهای تحریمی وجود نداشت، بخش بزرگی از مبادلاتی که امروز از طریق امارات و بهویژه دبی انجام میشود، اساسا نیازی به حضور این کشور بهعنوان واسطه نداشت. حتی میتوان ادعا کرد که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از تجارت فعلی که از مسیر دبی انجام میشود، در شرایط عادی میتوانست بهصورت مستقیم میان ایران و کشورهای تولیدکننده یا بازارهای مقصد انجام گیرد. این موضوع نشان میدهد که تحریمها نهتنها مسیرهای تجارت خارجی ایران را تغییر دادهاند، بلکه هزینهها و پیچیدگیهای قابل توجهی نیز به فرآیند مبادلات اقتصادی کشور تحمیل کردهاند.
*آیا این وابستگی به واسطهگری کشورهای عربی شامل تمامی اقلام، از جمله کالاهای اساسی نیز میشود؟
الاهای مورد نیاز ایران لزوما از این کشورها تولید یا مستقیما تامین نمیشوند؛ چرا که امارات متحده عربی تولیدکننده بخش عمده اقلام مورد نیاز اقتصاد ایران، بهویژه کالاهای اساسی، نیست. در واقع بسیاری از کالاهایی که از مسیر امارات وارد کشور میشوند، در اصل تولید کشورهای دیگر هستند و امارات بیشتر نقش یک مرکز تجاری و واسطهای را ایفا میکند.
کالاهای اساسی مانند غلات، نهادههای دامی یا برخی اقلام استراتژیک معمولاً از مسیرهای مستقیمتری تأمین میشوند و وابستگی کمتری به این واسطهها دارند. با این حال، در مورد طیف گستردهای از کالاهای دیگر، نقش واسطهای امارات بسیار پررنگ است. اقلامی مانند مواد اولیه مورد استفاده در صنایع، ماشینآلات صنعتی، تجهیزات فنی، قطعات و لوازم یدکی در بسیاری از موارد از طریق شرکتهای مستقر در امارات و با واسطهگری آنها تأمین و به ایران ارسال میشوند.
در بخش صادرات نیز، هرچند حجم آن در مقایسه با واردات کمتر است، اما سازوکار مشابهی وجود دارد. بخشی از کالاهای صادراتی ایران نیز از طریق شرکتها یا تجار واسطه در امارات به بازارهای دیگر منطقه یا حتی بازارهای دورتر صادر میشود. این موضوع نشان میدهد که امارات در سالهای اخیر بیش از آنکه یک تولیدکننده یا مصرفکننده اصلی برای ایران باشد، بهعنوان یک گره مهم در شبکه واسطهای تجارت خارجی کشور عمل کرده است.
*پیشبینی شما از آینده تجارت ایران در شرایط کنونی چیست؟
در شرایط فعلی که هر روز با تحولات و اتفاقات جدیدی روبهرو هستیم، ارائه یک پیشبینی دقیق و قطعی چندان امکانپذیر نیست. با این حال، آنچه از هماکنون قابل مشاهده است، محدود شدن برخی مسیرهای حملونقل و بروز مشکلات لجستیکی در روند جابهجایی کالاهاست.
در کنار این مسئله، موضوع بیمه نیز به یکی از چالشهای مهم تبدیل شده است؛ بهگونهای که برخی شرکتهای بیمه یا حاضر به ارائه پوششهای لازم نیستند و یا خدمات خود را با هزینههای بسیار بالا ارائه میکنند. مجموع این عوامل باعث شده تجارت خارجی کشور با فشار و آسیب قابل توجهی مواجه شود و آثار منفی آن نیز به احتمال زیاد در ماههای آینده ادامه پیدا کند.
البته بخشی از تبعات این وضعیت، ممکن است با فاصله زمانی خود را نشان دهد. در حال حاضر، بسیاری از نیازهای بازار و واحدهای تولیدی از محل ذخایر موجود در انبارها یا کالاهای وارد شده در ماههای گذشته تأمین میشود، اما اگر این شرایط ادامه پیدا کند، احتمال دارد در دو تا سه ماه آینده آثار آن بهصورت ملموستری نمایان شود. در چنین وضعیتی، کمبود برخی مواد اولیه مورد نیاز صنایع، اختلال در روند تولید و همچنین کاهش یا دشواری در صادرات دور از انتظار نخواهد بود.
در نهایت، این روند میتواند بر میزان ارزآوری کشور نیز تأثیر منفی بگذارد؛ در حالی که درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نقش مهمی در تأمین نیازهای وارداتی و پشتیبانی از فعالیتهای اقتصادی داخلی ایفا میکنند. بنابراین هرگونه اختلال در تجارت خارجی، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم میتواند بر سایر بخشهای اقتصاد نیز اثرگذار باشد.