روایت یک صنعت از دل بحران؛ آینده فولاد ایران پس از جنگ
صنعت فولاد و بهویژه بازار استنلس استیل را میتوان یکی از شریانهای حیاتی اقتصاد صنعتی ایران دانست؛ صنعتی که از ساخت تجهیزات زیرساختی و صنایع نفت و گاز گرفته تا تولیدات غذایی، پزشکی و خودروسازی، به آن وابستهاند. با این حال، تنشهای نظامی ماههای اخیر و اختلال در مسیرهای تجاری، این صنعت را با چالشهایی روبهرو کرده است. کاهش دسترسی به برخی گریدهای خاص، افزایش هزینههای لجستیکی، نوسانات ارزی و دشواریهای نقلوانتقال مالی، فضای فعالیت را پیچیدهتر از گذشته کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که صنعت فولاد ایران در دوره پس از جنگ در چه وضعیتی قرار دارد و چگونه میتواند از این بحران عبور کند. جواد قربانی معتقد است عبور از بحران برای این صنعت نهتنها ممکن، بلکه میتواند به نقطهای برای بازتعریف ساختارها و تقویت مزیتهای رقابتی تبدیل شود.
وضعیت کلی صنعت فولاد و استیل ایران را در دوره پس از جنگ چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر بخواهم واقعبینانه صحبت کنم، صنعت فولاد ایران از بحرانهای اخیر آسیب دیده، اما متوقف نشده است. ما با افزایش هزینههای حملونقل، محدودیت در دسترسی به برخی بازارهای تأمین، نوسانات شدید ارزی و اختلال در نقلوانتقال مالی مواجه بودهایم. این عوامل فشار مضاعفی به فعالان این حوزه وارد کرده است. با این حال، نکته مهم این است که زیرساختهای تولید فولاد در کشور همچنان فعالاند و ظرفیتهای قابل توجهی وجود دارد. در حوزه استنلس استیل که وابستگی بیشتری به واردات دارد، فشارها بیشتر بوده، اما همین فشارها باعث شده بسیاری از شرکتها به سمت حرفهایتر شدن و مدیریت ریسک حرکت کنند.
بزرگترین چالش صنعت استیل و فولاد در حال حاضر چیست؟
به نظر من سه چالش اصلی وجود دارد. نخست، بیثباتی در تأمین و قیمتگذاری مواد اولیه که ناشی از نوسانات ارزی و محدودیتهای تجاری است. دوم، دشواریهای لجستیکی و افزایش هزینههای حملونقل که بر قیمت نهایی محصولات اثر مستقیم میگذارد. سوم، نبود یک استراتژی منسجم صنعتی برای دوره پس از جنگ. صنعت فولاد یک صنعت بلندمدت است. تصمیمگیری در این حوزه باید با افقهای چندساله انجام شود. اگر فعالان اقتصادی هر روز با مقررات و سیاستهای متغیر روبهرو باشند، امکان برنامهریزی پایدار از بین میرود.
بازار استنلس استیل به دلیل وابستگی به واردات چه شرایطی دارد؟
استنلس استیل در بسیاری از گریدها در داخل کشور تولید نمیشود و تأمین آن از طریق بازارهای خارجی صورت میپذیرد. در دوره جنگ و پس از آن، دسترسی به برخی منابع تأمین سختتر شد و هزینهها افزایش یافت. اما این وضعیت یک پیام روشن هم داشت؛ اینکه باید زنجیره تأمین را متنوع کرد و صرفاً به یک یا دو مسیر اکتفا نکرد. شرکتهایی که شبکه تأمین گستردهتر و روابط بینالمللی متنوعتری داشتند، آسیب کمتری دیدند. به نظر من آینده این بازار به سمت تأمین تخصصی و مدیریت حرفهایتر ریسک حرکت خواهد کرد. بحرانها اگرچه پرهزینهاند، اما نقاط ضعف را آشکار میکنند. در سالهای اخیر مشخص شد که بازرگانی سنتی دیگر پاسخگوی پیچیدگیهای بازار فولاد نیست. ما نیاز به سازمانهای تخصصی داریم که بتوانند تحلیل بازار انجام دهند، موجودی انبار را هوشمندانه مدیریت کنند و برای سناریوهای مختلف برنامه داشته باشند. در واقع، صنعت فولاد پس از جنگ باید از حالت واکنشی خارج شود و به سمت رویکرد پیشنگرانه حرکت کند. این یعنی استفاده از داده، تحلیل روندهای جهانی و سرمایهگذاری در زیرساختهای لجستیکی و مالی.

برای عبور از چالشهای فعلی چه اقداماتی در سطح کلان ضروری است؟
در سطح کلان، ثبات در سیاستهای ارزی و تجاری بسیار مهم است. فعالان این صنعت باید بدانند با چه چارچوبی مواجهاند. همچنین تسهیل فرآیندهای واردات مواد اولیه و تجهیزات تخصصی میتواند فشار را کاهش دهد. از سوی دیگر، توسعه همکاریهای منطقهای میتواند نقش مهمی ایفا کند. ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که میتواند به هاب تأمین فولاد در منطقه تبدیل شود، به شرط آنکه زیرساختهای حملونقل و تعاملات تجاری تقویت شود.
در سطح بنگاههای اقتصادی چه تغییر رویکردی لازم است؟
در سطح بنگاه، مهمترین موضوع سازمانسازی و مدیریت حرفهای است. شرکتها باید از مدلهای فردمحور فاصله بگیرند و ساختارهای شفاف و قابل اتکا ایجاد کنند. مدیریت ریسک، تنوعبخشی به منابع تأمین، ایجاد ذخایر استراتژیک و ارائه خدمات ارزشافزوده به مشتریان از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری را افزایش دهد. تأمین تخصصی آینده این صنعت است. یعنی صرفاً فروش کالا کافی نیست؛ باید نیاز صنعتی مشتری را شناخت و متریال متناسب با کاربرد او را تأمین کرد.
نقش فناوری و نوآوری را در آینده صنعت فولاد ایران چگونه میبینید؟
فناوری در دو سطح اهمیت دارد. نخست در سطح تولید، که میتواند بهرهوری و کیفیت را افزایش دهد. دوم در سطح بازرگانی و زنجیره تأمین، که با استفاده از سامانههای هوشمند میتوان مدیریت موجودی، پیشبینی تقاضا و کنترل ریسک را بهبود داد. اگر صنعت فولاد ایران بخواهد در دوره پس از جنگ، رقابتی باقی بماند، باید به سمت دیجیتالی شدن و استفاده از ابزارهای تحلیلی حرکت کند. بازار جهانی فولاد بسیار رقابتی است و بدون ارتقای بهرهوری نمیتوان در آن جایگاه مناسبی داشت.
چشمانداز پنج سال آینده صنعت فولاد و استیل ایران را چگونه میبینید؟
من معتقدم اگر ثبات نسبی در سیاستهای اقتصادی برقرار شود، صنعت فولاد میتواند یکی از پیشرانهای رشد اقتصادی کشور باشد. تقاضای داخلی همچنان وجود دارد و پروژههای زیرساختی و صنعتی نیازمند فولاد و استیل هستند. در حوزه استنلس استیل نیز رشد صنایع غذایی، دارویی و تجهیزات صنعتی تقاضا را افزایش خواهد داد. بنابراین بازار بالقوه وجود دارد. مسئله اصلی این است که آیا میتوانیم از این ظرفیت به شکل سازمانیافته و حرفهای استفاده کنیم یا خیر. به نظر من روایت صنعت فولاد ایران پس از جنگ، روایت یک صنعت آسیبدیده اما ایستاده است؛ صنعتی که اگر اصلاحات ساختاری را جدی بگیرد، میتواند از دل بحران، قدرتمندتر از گذشته بیرون بیاید. اما فراموش نکنیم که همه این موارد متکی به این است که ما در سطح کلان سیاسی و اقتصادی کشور شاهد تغییرات بزرگی باشیم که حداقل ثبات را برای فعالیت اقتصادی برای فعالان صنعت و بازرگانی رقم بزند.
ارسال نظر