فقدان سیاست‌های حمایتی در بحرانی‌ترین مقطع اقتصادی کشور

دانشگاه آزاد در خط دریافت شهریه، دانشجویان در شوک پیامک تسویه | بدهی میلیونی برای کلاسی که نه استاد دارد نه کیفیت آموزش!

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۸۳۰۲۹
اقتصادنیوز:پیامک‌های تسویه شهریه در میانه بحران اقتصادی، دانشجویان دانشگاه آزاد را میان کیفیت پایین آموزش و فشار مالی بی‌سابقه گرفتار کرده است.
دانشگاه آزاد در خط دریافت شهریه، دانشجویان در شوک پیامک تسویه | بدهی میلیونی برای کلاسی که نه استاد دارد نه کیفیت آموزش!

به گزارش اقتصادنیوز، در روزهایی که بسیاری از خانواده‌ها هنوز در شوک اقتصادی ناشی از جنگ بیرون هستند و فضای نااطمینانی اقتصادی بیش از گذشته شده است، پیامک‌های تسویه شهریه دانشگاه آزاد برای دانشجویان ارسال شده؛ پیامک‌هایی که نه‌فقط یک یادآوری مالی، بلکه به‌نوعی نشانه‌ای از فقدان هرگونه سیاست حمایتی در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع اقتصادی برای بزرگ‌ترین جمعیت دانشجویی کشور است.

پیامک آمد، اما تدبیر نه!

در هفته‌های اخیر، شماری از دانشجویان دانشگاه آزاد از دریافت پیامک‌هایی خبر می‌دهند که آن‌ها را به تسویه بدهی شهریه یا مراجعه برای تقسیط آن فرا می‌خواند. این در حالی است که کلاس‌ها در بسیاری از واحدها به‌صورت آنلاین برگزار می‌شود و به گفته دانشجویان، کیفیت آموزش نیز به‌شدت افت کرده است.

آنچه این پیام‌ها را برای دانشجویان حساس‌تر کرده، نه صرفاً مبلغ شهریه، بلکه زمان‌بندی آن است؛ زمانی که بسیاری از خانواده‌ها با کاهش درآمد، تعدیل نیرو یا تأخیر در پرداخت حقوق مواجه‌اند.

دانشجویان با سهم ۳۵ درصدی از آموزش عالی، هیچ سهمی از حمایت دولت ندارند

بر اساس آمار رسمی آموزش عالی، حدود ۳۵.۸ درصد از کل دانشجویان کشور در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می‌کنند؛ سهمی که این دانشگاه را به بزرگ‌ترین بازیگر آموزش عالی ایران تبدیل کرده است.

در کنار آن، سایر دانشجویان در دانشگاه‌های دولتی (۲۱ درصد)، پیام نور (۱۲.۴ درصد)، علمی‌کاربردی (۶.۷ درصد) و دیگر مراکز مشغول به تحصیل هستند.اما مسئله اینجاست:آیا این سهم بزرگ، به معنای سهمی از سیاست‌های حمایتی در بحران هم هست؟ پاسخ تا اینجای کار خیر است.

البته روشن است که اداره دانشگاه آزاد بدون منابع مالی ممکن نیست و این نهاد نیز با هزینه‌های سنگین آموزشی، زیرساختی و نیروی انسانی مواجه است؛ اما همین واقعیت، نقش دولت را پررنگ‌تر می‌کند. اگر قرار است دانشگاه بتواند در دوره‌های بحران از دانشجو حمایت کند، پیش‌شرط آن، حمایت سیاست‌گذار از خود دانشگاه است؛ حمایتی که به‌نظر می‌رسد در سال‌های اخیر کمرنگ بوده و حالا در بزنگاه‌های اقتصادی بیشتر خود را نشان می‌دهد. در شرایطی که بیش از یک‌سوم دانشجویان کشور در این دانشگاه تحصیل می‌کنند، بی‌توجهی به وضعیت مالی این مجموعه عملاً به انتقال فشار به دانشجو و خانواده‌هایشان منجر می‌شود؛ خانواده‌هایی که خود نیز با بحران درآمد، نااطمینانی شغلی و هزینه‌های فزاینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اینجاست که نبود یک سیاست حمایتی مشخص از سوی دولت، نه‌فقط یک خلأ مدیریتی، بلکه عاملی در تشدید نابرابری آموزشی و فشار اجتماعی تلقی می‌شود.

خبر مرتبط
حداقل دستمزد در مرز بقا | حساب‌ و کتاب هزینه‌ یک ماه زندگی؛ دخل‌ و خرج دیگر به‌هم نمی‌رسند | هزینه‌های پنهانِ زندگی مدرن

اقتصادنیوز: حداقلی زندگی کردن هم دیگر «حداقل» نیست؛ وقتی حتی در ساده‌ترین و فشرده‌ترین شکل ممکنِ هزینه‌کرد، دخل و خرج به زحمت به هم می‌رسد، زندگی نه با رفاه، بلکه با حذف، تعویق و اضطراب پیش می‌رود.

میلیون‌ها تومان بدهی برای کلاسی که استاد ندارد

یکی از دانشجویان رشته حسابداری که در ترم سوم تحصیل می‌کند، می‌گوید:«برای دروس تخصصی این ترم، حدود ۶ میلیون تومان بدهی برایم آمده. این در حالی است که پدر و مادرم هر دو تعدیل شده‌اند و خودم هم کار نمی‌کنم. تمرکزم روی درس بود، اما الان نه کلاس درست داریم، نه استاد منظم حضور دارد. بعضی درس‌ها عملاً با ارائه دانشجوها می‌گذرد.» او می‌گوید کیفیت آموزش به حدی پایین آمده که حتی نمی‌داند دقیقاً چه چیزی یاد گرفته است، اما باید هزینه کامل آن را بپردازد.

دانشجوی دیگری در رشته روان‌شناسی، که خود شاغل است، از فشار دوگانه کار و شهریه می‌گوید:«حدود ۵ میلیون تومان بدهی دارم. شاید در ظاهرعددی نباشد، اما برای منی که هنوز حقوق فروردین را کامل نگرفته‌ام، و تمام توانم را گذاشتم فقط قسط هایم را سر موعد بدهم، پرداخت این عدد یک معضل جدی است است. بیشتر نگرانم اگر پرداخت نکنم، برای امتحانات به مشکل بخورم. قبلاً بدون تسویه، کارت ورود به جلسه نمی‌دادند شاید حالا که آنلاین هستیم امکان ورود به جلسات نباشد نمی دانیم شاید هم باشد.»

ابهام درباره سیاست‌های جدید دانشگاه، اینکه آیا بدون تسویه امکان شرکت در امتحان وجود دارد یا نه به اضطراب دانشجویان اضافه کرده است.

دانشجوی کامپیوتر، از حذف عملی‌ها و تبدیل اجباری آموزش به شکل تئوری می‌گوید: «بخش عملی دروس را حذف کرده‌اند و گفتند نمره می‌دهند. ولی واقعاً ما چه چیزی یاد می‌گیریم؟ حدود ۷ میلیون تومان بدهی دارم. پدرم راننده اسنپ است. چند روز بیشتر کار کرد تا فقط بتواند هزینه‌های روزمره را تأمین کند. گفتن این عدد راحت است، اما پرداختش نه.»

دانشگاه آزاد

کیفیت سقوط کرده، اما شهریه سر جایش مانده است.

یک دانشجوی رشته حقوق که همزمان خودش کار می‌کند و هزینه دانشگاه را تامین میکند، وضعیت را این‌طور توضیح می‌دهد:«۴ میلیون بدهی دانشگاه دارم، اما همین امروز حدود ۲۰ میلیون تومان قسط داده‌ام. حقوقم ۳۵ میلیون است که فقط ۱۵ میلیونش را گرفته‌ام. الان عملاً ۵ میلیون تومان هم بدهکارم. کاش حداقل شرایط پرداخت را آسان‌تر می‌کردند.»

ماجرا فقط چند میلیون تومان بدهی نیست؛ مسئله، شکافی است که هر روز عمیق‌تر می‌شود: شکاف میان هزینه‌ای که از دانشجو مطالبه می‌شود و کیفیتی که عملاً دریافت می‌کند. کلاس‌های آنلاینی که یا استاد ندارند، یا به حداقل زمان ممکن تقلیل یافته‌اند، حالا به نماد آموزشی تبدیل شده‌اند که بیشتر روی کاغذ جریان دارد تا در واقعیت. در همین حال، خانواده‌هایی که زیر فشار تعدیل، تأخیر حقوق و رکود مانده‌اند، باید همان هزینه‌ای را بپردازند که گویی همه‌چیز در بهترین حالت خود پیش می‌رود.

خبر مرتبط
فروپاشی اقتصادی یا بازاندیشی در الگوهای اقتصادی؟ | میری: باید چاره‌ای برای «فقر خاموش» و «اقتصاد زیرزمینی» ایران بیندیشیم

اقتصادنیوز:سیدجواد میری معتقد است:« آنچه امروز در زندگی مردم به‌صورت حذف تدریجی هزینه‌ها دیده می‌شود، نشانه ورود اقتصاد ایران به فاز فقر خاموش و کوچک‌تر شدن مستمر بازار است.»

در چنین شرایطی، شهریه دیگر فقط یک عدد نیست؛ به نقطه برخورد چند بحران تبدیل شده است: آموزشی که کارکردش زیر سؤال رفته، اقتصادی که توان پرداخت را فرسوده و نهادی که نشانی از انعطاف نشان نمی‌دهد. نتیجه، نسلی از دانشجویان است که نه‌فقط بدهکار، بلکه بی‌اعتماد و فرسوده از تجربه‌ای است که قرار بود «آموزش» باشد.

اعتراض از حاشیه شروع شد؛ وقتی صدایی شنیده نمی‌شود

صدای نارضایتی، حالا از گروه‌های دانشجویی سرریز کرده و به شکل فراخوان‌های جمعی خود را نشان می‌دهد؛ جایی که دانشجویان، در غیاب هر کانال رسمی پاسخ‌گو، خودشان دست به کار شده‌اند. پیام‌هایی که دست‌به‌دست می‌شوند، دیگر صرفاً گلایه نیستند؛ صورت‌بندی یک مطالبه‌اند: «تعویق پرداخت شهریه، کاهش فشار مالی و به‌رسمیت شناختن کیفیتی که عملاً وجود ندارد.»

در این میان، اشاره مکرر به شرایط پس از جنگ، تعطیلی کسب‌وکارها و افت درآمد، نشان می‌دهد مسئله فقط دانشگاه نیست؛ مسئله نادیده‌گرفتن واقعیتی است که دانشجو هر روز با آن زندگی می‌کند. حالا برخی پا را فراتر گذاشته‌اند و از هماهنگی برای حضور جمعی و گفت‌وگوی مستقیم با مسئولان دانشگاه می‌گویند؛ تلاشی برای اینکه این‌بار، صدا از دل گروه‌ها بیرون بیاید و به جایی برسد که تا امروز، پاسخی از آن نیامده است.

مسئله فقط پول نیست؛ مسئله به‌رسمیت شناختن بحران اقتصادی است

شاید بسیاری از دانشجویان در نهایت بتوانند شهریه خود را پرداخت کنند و در امتحانات شرکت کنند.

اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: «چرا در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های اقتصادی، هیچ نشانه‌ای از همدلی یا سیاست حمایتی برای این جمعیت گسترده دیده نمی‌شود؟»

دانشجویان دانشگاه آزاد، که بیش از یک‌سوم جمعیت آموزش عالی کشور را تشکیل می‌دهند، به نظر می‌رسد در سیاست‌گذاری‌های حمایتی، سهمی ندارند؛ نه در تعویق پرداخت، نه در تخفیف، و نه حتی در شفاف‌سازی.

در نهایت، آنچه از دل این روایت‌ها بیرون می‌آید، یک شکاف جدی است، شکاف میان نهاد آموزش و واقعیت زندگی دانشجو.

در شرایطی که آموزش به‌صورت ناقص ارائه می‌شود و اقتصاد خانواده‌ها تحت فشار است، اصرار بر دریافت کامل شهریه، این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند، آیا دانشگاه هنوز یک نهاد آموزشی است، یا صرفاً به یک سازوکار مالی تبدیل شده است؟ دانشجویان شاید در نهایت هزینه‌ها را بپردازند، امتحان بدهند و ترم را بگذرانند اما آنچه باقی می‌ماند، تجربه‌ای از بی‌پناهی در دل بحران است، تجربه‌ای که می‌تواند اعتماد به نهاد آموزش را بیش از پیش فرسایش دهد.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O