پیامدهای اقتصادی جنگ فرسایشی از نگاه یک اقتصاددان | دولت باید بستههای حمایتی برای شاغلان بخش خصوصی در نظر گیرد
به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با تشدید تنشهای نظامی و افزایش نااطمینانیهای سیاسی در منطقه، پرسشهای جدی درباره ظرفیت اقتصاد ایران برای تحمل فشارهای ناشی از جنگ مطرح شده است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که اقتصاد ایران حتی پیش از وقوع شرایط جنگی نیز با چالشهایی همچون تورم بالا، نوسانات شدید ارزی، تحریمهای طولانیمدت و ضعف در سیاستگذاری اقتصادی روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، تداوم درگیریها میتواند فشار مضاعفی بر معیشت خانوارها، فعالیت بنگاههای اقتصادی و روابط تجاری کشور وارد کند.
اقتصادنیوز: دبیرکل اتاق بازرگانی ایران میگوید: اتاق بازرگانی از واحدهای صنعتی خواسته است که از تمام ظرفیت خود به طور کامل استفاده کنند تا بتواند از این شرایط عبور کرد.
در همین راستا، «اقتصادنیوز» در گفتوگویی با داوود سوری، اقتصاددان، به بررسی توان اقتصاد ایران در روزهای جنگی، الزامات سیاستگذاری در شرایط بحرانی، پیامدهای جنگ بر روابط اقتصادی با همسایگان و چالشهای بازسازی اقتصاد پس از پایان درگیریها پرداخته است.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با داوود سوری را بخوانید.
****
*آقای سوری! با توجه به شرایط جاری کشور، به نظر شما اقتصاد ایران توان و ظرفیت ادامه یک جنگ فرسایشی را دارد؟ طراحی یک استراتژی خروج از جنگ، از منظر اقتصادی و سیاستی، مستلزم چه الزاماتی است؟
در پاسخ به بخش نخست پرسش شما باید بگویم که ما حتی پیش از وقوع شرایط جنگی نیز در کشور با مشکلات بسیار زیادی روبهرو بودیم. نآرامیها و اعتراضاتی که در ماههای گذشته شاهد بودیم، ریشههای اقتصادی داشت؛ یا دستکم با مباحث اقتصادی آغاز شد و متأسفانه به هیچکدام از آنها پاسخ درخوری داده نشد.
در حال حاضر، نرخ تورم در کشور در حال افزایش است و ما شاید بالاترین نرخ تورم را در تاریخ کشور یا دستکم در تاریخ معاصر خود تجربه میکنیم. نرخ ارز نیز افزایش بسیار زیادی یافته و طی یک سال تقریباً دو برابر شده است؛ تمامی این موارد نشاندهنده این واقعیت است که ما حتی بدون جنگ هم اقتصاد ضعیفی داشتیم.
اقتصاد ما تحت تحریمهایی قرار دارد که قریب به ۱۵ سال است به صورت بسیار شدید علیه کشور اعمال شده است.
جنگ هزینههای سنگینی دارد
علاوه بر این، سیاستهای نادرست اقتصادی و نوع مدیریتهای اعمال شده، مشکلات اقتصادی پیش از جنگ را به قدری انباشته کرده بود که تحمل آن حتی در آن زمان نیز برای مردم دشوار بود. هزینههای گزافی که بر اقتصاد کشور تحمیل میشود و مشکلات معیشتی شدیدی که برای مردم در حال وقوع است، همگی نشان میدهند که اقتصاد ایران به طور کلی توانایی تحمل یک جنگ فرسایشی را ندارد.
این تصور که ما میتوانیم مانند دوران جنگ ایران و عراق، سالهای متمادی جنگ را تحمل کرده و ادامه دهیم، با واقعیتهای امروز همخوانی ندارد. متأسفانه تخریبهای صورت گرفته نیازمند بازسازی است و ما دیگر چنین توانی را در اقتصاد خود نداریم؛ بنابراین باید چارهای اندیشیده شود تا جلوی این تخریبها و تداوم جنگ گرفته شود، چرا که جنگ هزینههای سنگینی دارد و ما تقریباً توان پرداخت این هزینهها را نداریم.
حوزه اقتصاد را به مثابه یک کنسرت ببینیم
* تعدد مراکز تصمیمگیری در سیاستگذاریهای اقتصادی، بهویژه در شرایط بحرانی، چه پیامدهایی به دنبال دارد؟ به نظر شما تمرکز در تصمیمگیری تا چه اندازه برای عبور از بحران اقتصادی ضروری است؟
قاعدتاً برای انجام هر کاری، ما نیازمند یک طرح و برنامه منسجم هستیم و باید بر مبنای آن حرکت کنیم. اقتصاد حوزهای نیست که در آن بتوان به صورت «آتش به اختیار» عمل کرد و هر نهادی بخواهد تصمیمات خود را تحمیل کند. ما باید اقتصاد را به مثابه یک «کنسرت» ببینیم؛ در یک ارکستر، علاوه بر اینکه هر یک از نوازندگان باید در زمینه و تخصص خود از توانایی و مهارت بالایی برخوردار باشند، باید با یکدیگر همنوا نیز بنوازند تا یک نتیجه کاری مشخص حاصل شود.
وجود یک «رهبر ارکستر» ضروری است تا بتواند این نوازندگان متعدد را با یکدیگر هماهنگ و یکنواخت کند که خروجی آن یک آهنگ گوشنواز باشد؛ بدون چنین هماهنگی و رهبری واحدی، عملاً رسیدن به هدف امکانپذیر نیست.
نباید انتظار داشته باشیم که رفتار همسایگان همچنان ثابت بماند
*در صورت گسترش درگیریها، فکر میکنید روابط اقتصادی ایران با همسایگان و مسیرهای تجاری با چه تغییراتی مواجه خواهد شد؟
متأسفانه باید گفت که ما تقریباً تمامی همسایگان خود را به نوعی از دست دادهایم. همسایگانی که اتفاقاً از نظر اقتصادی وابستگی زیادی به آنها داشتیم و در طول این سالها به عنوان کانالی برای انتقال کالا و ارز عمل میکردند، اکنون مقابل ما قرار گرفتهاند. نباید انتظار داشته باشیم که رفتار آنها همچنان ثابت بماند و تابعی از عکسالعملهای ما در جنگ نباشد. مشخصاً حتی اگر این جنگ با سرعت به آتشبس منجر شود، ما بعد از آن با دنیای دیگری روبهرو خواهیم بود. تمام رفتارهایی که ما در طول جنگ از خود نشان میدهیم، در محاسبات و روابط آینده لحاظ خواهد شد و هزینههایی را به ما تحمیل میکند.
* در صورت توقف جنگ، اقتصاد ایران برای بازسازی با چه چالشهای عمدهای مواجه خواهد بود؟
این مسئله بستگی به این دارد که جنگ در چه نقطهای متوقف شود. اگر فرض کنیم به همان شرایط پیش از جنگ بازگردیم، باز هم با تحریمهای بسیار شدیدی روبهرو هستیم. تا زمانی که این تحریمها وجود داشته باشد و ما نتوانیم نفت بفروشیم یا درآمدهای حاصل از فروش آن را به کشور وارد کنیم، با مشکلات عدیدهای مواجه خواهیم بود. تخریبها و مشکلات ناشی از جنگ نیز بر این بحرانهای پیشین افزوده شده است و توان پوشش آنها را نداریم. نهایتاً تمامی این فشارها بر معیشت مردم اثر گذاشته و در آنجاست که مشکلات به مراتب بیشتر و حادتر خواهد شد.
همه چیز به دوران پس از جنگ و سیاستی که میخواهیم دنبال کنیم برمیگردد
*برای حفظ اعتماد فعالان اقتصادی در این شرایط بحرانی، چه اقداماتی را ضروری میدانید؟
در شرایط فعلی که تحت بمباران هستیم، انتظار اینکه مسئولان به فکر اعتماد فعالان اقتصادی یا تدوین سیاستهای اقتصادی خاصی باشند، چندان واقعبینانه نیست. در حال حاضر حتی محل استقرار و دفاتر خود مسئولان برای تصمیمگیری نیز با چالش مواجه است؛ لذا در روزهای جنگ فکر نمیکنم کار خاصی صورت پذیرد.
همه چیز به دوران پس از جنگ و سیاستی که میخواهیم دنبال کنیم برمیگردد؛ اینکه آیا میخواهیم همان روال پیش از جنگ و همان رفتار و کرداری را که با سیاستگذاران، سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی داشتیم ادامه دهیم و همان محیط سابق را برایشان فراهم کنیم، یا اینکه تصمیم میگیریم رفتار و محیط متفاوتی را آغاز کنیم. این موضوع کاملاً به نتیجه جنگ بستگی دارد.
بسته های حمایتی دولت برای شاغلان بخش خصوصی
* در این شرایط جنگی دولت باید چه سیاستهایی را برای کنترل تورم، تأمین کالاهای اساسی و حفظ ثبات بازارها در پیش بگیرد؟
بزرگترین مشکل در این شرایط متوجه مردمی است که درآمد ثابت دولتی ندارند و حقوقبگیر انتهای ماه نیستند. بسیاری از شاغلان بخش خصوصی، اعم از کارگران روزمزد و دستمزدبگیر و یا کارفرمایانی که به دلیل جنگ و تعطیلات جریان نقدی همیشگی خود را از دست دادهاند، با بحران جدی مواجه شدهاند.
دولت باید سیاستها و بستههای حمایتی مشخصی را برای این گروهها در نظر بگیرد. بسیاری از افراد هزینههای زندگی خود را به صورت روزانه کسب میکنند و در این روزها که فعالیتهای اقتصادی متوقف شده، درآمدی ندارند. همچنین بنگاههایی که باید هزینههایی نظیر اجاره و سایر تعهدات مالی را بپردازند، در روزهایی که شهرها با وضعیت اضطراری و تعطیلی مواجهاند، درآمدی برای پوشش این مخارج ندارند. بنابراین دولت موظف است پکیجهای حمایتی معرفی کند تا از این افراد و کسبوکارها در برابر ضررهای ایام جنگ حمایت شود.