شاخص کل بورس دماسنج اقتصاد است؟ | اعلمی: دامنه نوسان جلوی ریزش بازار را نمیگیرد، بلکه ریزش را به تأخیر میاندازد
به گزارش اقتصادنیوز، دامنه نوسان قیمت سهام یکی از مهمترین و در عین حال بحثبرانگیزترین ابزارهای کنترلی در بازار سرمایه ایران است؛ ابزاری که با هدف کاهش هیجان، جلوگیری از نوسانات شدید و حفظ ثبات بازار طراحی شد، اما طی سالهای اخیر همواره محل اختلاف نظر میان سیاستگذاران و کارشناسان بوده است. در حالی که این دامنه ابتدا ۵ درصد بود و در ادامه به ۳ درصد کاهش یافت، همچنان این پرسش مطرح است که آیا چنین محدودیتی توانسته اهداف اولیه خود را محقق کند یا خود به عاملی برای ایجاد صفهای خرید و فروش و تأخیر در کشف قیمت تبدیل شده است.
اقتصادنیوز: یک کارشناس بازار سرمایه گفت: ریشه اصلی اعمال محدودیتها در بازار بورس ایران، برگرفته از همان رویکرد اقتصاد حمایتی و دستوری است که تحت عنوان قیمتگذاری دستوری شناخته میشود. کشورهایی که به سمت اقتصاد آزاد حرکت میکنند، معمولاً میتوانند بورسهای آزادتری نیز داشته باشند.
در همین زمینه، محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با اقتصادنیوز به بررسی کارکرد دامنه نوسان، پیامدهای رفتاری آن بر معاملهگران و تجربه بازارهای جهانی در مواجهه با نوسانات قیمتی پرداخته است.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
****
*آقای اعلمی! شما موافق دامنه نوسان 3 درصدی هستید؟ چرا دامنه نوسان در بورس ایران به جای اینکه افزایش پیدا کند، در حال کمتر شدن است؟ تا دو سال قبل دامنه نوسان قیمت سهام 5 درصد بود اما الان مدت زیادی است که دامنه 3 درصدی را برای آن در نظر گرفتهاند. آیا این تصمیم درستی است؟ به طور کلی بورس ایران پتانسیل این را دارد که دامنه نوسانش حذف شود؟
به صورت کلی و در شرایط عادی، من مخالف وجود دامنه نوسان هستم و این مخالفت نیز چندین دلیل دارد. یکی از دلایل آن است که طبق تحقیقات بسیاری که انجام شده و بر اساس رفرنسها و مقالات علمی و پژوهشی معتبر دنیا که در حال حاضر وجود دارد، دامنه نوسان به جای کاهش رفتارهای هیجانی، باعث تشدید آن میشود. این موضوع به خاطر آن است که دامنه نوسان چندین خاصیت دارد که یکی از آنها «خاصیت مغناطیسی» است؛ یعنی در واقع دامنه، قیمت را به سمت خودش جذب میکند، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی. برای مثال، وقتی دامنه نوسان ما مثبت و منفی ۳ درصد باشد، زمانی که قیمت به سمت منفی شدن میرود (مثلاً منفی ۲.۹۷ یا ۲.۹۸ یا ۲.۹۹ درصد) و در حال رسیدن به منفی ۳ است، بسیاری از افراد صرفاً به این خاطر که در صف فروش قرار نگیرند، فروشنده میشوند؛ زیرا میترسند که در روزهای بعدی در صف فروش بمانند و نتوانند سرمایه خود را نقد کنند و بالعکس این موضوع نیز صادق است.
در سمت خرید نیز افراد میگویند که شاید در روزهای دیگر سهم به ما نرسد، پس بهتر است امروز زودتر اقدام کنیم؛ این وضعیت افراد را از حالت طبیعی و عقلانی خارج کرده و به سمت خرید و فروشهای احساسی سوق میدهد. بنابراین، این یک خاصیت است که دامنه نوسان خاصیت مغناطیسی دارد و قیمت را به سمت خود جذب میکند. مسئله دوم این است که دامنه نوسان «خاصیت سرایتپذیری» دارد؛ یعنی اگر امروز یک سهمی مثلاً ۵۰ میلیون صف فروش داشته باشد، این صف فروشِ امروز، به فردا، پسفردا و روزهای بعد منتقل میشود. در واقع این صف فروش و حجم فروش به روزهای بعدی سرایت میکند و دامنه نوسان چون اجازه نمیدهد قیمت سهم زودتر به تعادل برسد، اجازه نمیدهد هیجانات (حتی اگر مقطعی ایجاد شده باشند) در یک روز تخلیه شوند. حال این تخلیه و به تعادل رسیدن ممکن است در اثر یک اتفاق بنیادی در بازار باشد یا به صورت یک رفتار هیجانی در بازار نمود پیدا کند.
پس این دو موضوع از خاصیتهای دامنه نوسان هستند. مطلب دیگر اینکه ثابت شده است وجود دامنه نوسان جلوی ریزش بازار را نمیگیرد، بلکه در واقع ریزش را به تأخیر میاندازد؛ یعنی مدت زمان آن را طولانی میکند. ما شاهد این اتفاق در سال ۱۳۹۹ نیز بودیم که حدود یک سال یا یک سال و نیم، بازار با صفهای فروش ممتد مواجه بود (حداقل در ۶ ماه اول به این شکل بود) و دامنه نوسان نتوانست جلوی ریزش قیمتها را بگیرد. موضوع دیگر این است که شما با محدودیت دامنه نوسان و حجم مبنای یک، میتوانید به راحتی با یک پول خیلی کم، قیمتها را در بازار دستکاری کنید و بازار را به هر سمتی که بخواهید هدایت کنید. این موضوع نیز از مخاطرات و خطرهای حال حاضر بازار ما است که پیش از جنگ هم چندین بار در مورد آن صحبت کردیم و گفتیم که وقتی دامنه نوسان را محدود به ۳ درصد نگه میدارید و حجم مبنا را یک میکنید، با ورود مقدار کمی پول به بازار، جهت مثبت ایجاد میشود و این موضوع ممکن است بعداً کلیت بازار را دچار مخاطراتی بکند. در حال حاضر هم وضعیت به همین شکل است؛ یعنی نگه داشتن حجم مبنای یک و محدود بودن دامنه نوسان، به نظر میرسد که شرایط خوبی را برای بازار رقم نمیزند.
دامنه نوسان هیچگاه نتوانسته است جلوی ریزش بازار را بگیرد
*در کشورهایی که بورس آن ها دامنه نوسان ندارد، چه شرایطی وجود دارد که بورس ما ندارد؟ مخالفان وجود دامنه نوسان، بازارهای خودرو، مسکن، طلا و ارز را مثال می زنند که دامنه نوسانی در آن ها وجود ندارد اما کسی هم دارایی خود را ارزان نمیفروشد. آیا می توان بورس را از این نظر با سایر بازارها مقایسه کرد؟
ببینید، بازار بورس مقتضیات و شرایط خاص خود را دارد و ما نمیتوانیم آن را با بازارهای فیزیکی مانند خودرو و موارد مشابه مقایسه کنیم. درست است که در بازار، رفتار هیجانی در لحظه میتواند قیمتها را به شدت متأثر کند. بنده مخالف وجود دامنه نوسان هستم، اما این دلیل (مقایسه با بازارهای دیگر) را دلیل درستی برای حذف دامنه نوسان نمیدانم. دلیل بنده این است که اصلاً باید پرسید فلسفه وجودی دامنه نوسان از ابتدا چه بوده است و آیا کارکرد خود را دارد یا خیر؟ اگر فلسفه وجودی دامنه نوسان برای جلوگیری از ریزش بازار بوده که خب مشخص است دامنه نوسان هیچگاه نتوانسته است جلوی ریزش بازار را بگیرد، نه در ایران و نه در کشورهای دیگر. اگر هدف دامنه نوسان کنترل مقطعی هیجانات است، طبق ادلهای که آوردم (مانند خاصیت مغناطیسی و خاصیت سرایتپذیری)، دامنه نوسان باعث تشدید رفتار هیجانی میشود، نه کاهش آن. مطلب سوم این است که دامنه نوسان به بازار آپشنها (اختیار معامله) نیز ضربه میزند؛ یعنی وقتی در یک روز صف ایجاد میشود و آن صف هم پرحجم میگردد، تأثیر خود را در بحث اختیار خرید و اختیار فروش میگذارد. دامنه نوسان حتی در بحث آپشنها هم میتواند بازار را متأثر کند؛ زیرا کسانی که خریدار اختیار هستند، به دنبال یک بازار بسیار صعودی یا بسیار نزولی میگردند و این محدودیت باز میتواند رفتار هیجانی به وجود آورده و آن بازار را متأثر کند.
باید به سمتی برویم که دامنه نوسان را رفتهرفته حذف کنیم
بحث بنده این است که اگر فلسفه وجودی دامنه نوسان برای آن دو موضوع بوده، آیا کارکرد داشته است یا خیر، که دیدیم نداشته است. کشورهای دیگر چه کردند؟ کشورهایی مانند ایالات متحده پس از اتفاقات «دوشنبه سیاه» به این نتیجه رسیدند که دامنه نوسان کارکردی ندارد و به سمت حذف آن رفتند. یکی از دلایل وجود دامنه نوسان، جلوگیری از دستکاری قیمت یا جلوگیری از نوسانات بیش از حد بازار است؛ اما آیا راهکار دیگری وجود دارد؟ بله، کشورهای دیگر به جای دامنه نوسان به سراغ سیاست «توقف معاملات» رفتهاند؛ یعنی وقتی احساس کردند در یک نماد اتفاقاتی میافتد که شائبه دستکاری قیمت یا موارد اینچنینی دارد، آن نماد را در آن روز میبندند (حتی اگر تعداد نمادها زیاد باشد). آنها در واقع از سیاست توقف معاملات به جای سیاست حفظ دامنه نوسان استفاده میکنند.
بنابراین ما باید به سمتی برویم که دامنه نوسان را رفتهرفته حذف کنیم. اما چرا در کشور ما این اتفاق نمیافتد؟ یکی از دلایل آن است که مسئولان ما شهامت انجام چنین کاری را ندارند، نه در شرایط استثنایی مانند اکنون و نه در شرایط عادی که در گذشته وجود داشته است. انجام این کار نیازمند شهامتی مبتنی بر عقلانیت و دانش است. متأسفانه وقوع جنگ نیز سبب شد که این موضوع به حاشیه برود؛ مسئولانی که پیش از این هم برای انجام این کار میترسیدند، اکنون که شرایط جنگی شده است، دیگر بسیار بعید به نظر میرسد که بخواهند به سمت بازتر کردن دامنه نوسان حرکت کنند.
آیا شاخص کل ما واقعیت اقتصادی بازار سرمایه و واقعیت اقتصادی کلیات کشور را نشان میدهد؟
*تجربه بازگشایی بورس پس از جنگ و اینکه بسیاری نمادها به دلیل افشای اطلاعات الف بدون دامنه نوسان باز شدند را چه طور ارزیابی میکنید؟ آیا این تجربه را میشود ملاک قرار داد؟
باز کردن بازار بدون دامنه نوسان واقعاً مشکلی ایجاد نمیکند؛ زیرا بازار بورس باید آینه تمامنمای وضعیت کلی اقتصادی کشور باشد؛ یعنی هر آنچه که هست را نشان دهد. اما آیا شاخص کل ما واقعیت اقتصادی بازار و واقعیت اقتصادی کلیت کشور را نشان میدهد؟ خیر؛ با جابهجا شدن ریزساختارها و قوانین معاملاتی، شاخص دستخوش تغییر میشود و نمیتواند کیفیت لازم را برای تحلیلگری داشته باشد.
به نظر میرسد بر اساس عقلانیت و دانشی که وجود دارد، باید به سمت حذف دامنه نوسان حرکت کنیم و تجربه کشورهای دیگر را نیز مدنظر قرار دهیم؛ نباید از گرفتن تصمیمات با شهامت و اجرای آنها هراسی داشته باشیم.