خاطرات خواندنی سروش صحت از سفر یکروزه به کرمان/ چرا زنان بالای ۵۰ سال در کارخانه پسته محسن جلالپور مشغول کار بودند؟
به گزارش اقتصادنیوز، سروش صحت، نویسنده، کارگردان و بازیگر، در آیین رونمایی از کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور، با اشاره به تجربه حضور در برنامهها و سفرهایی که به دعوت جلالپور داشته است، گفت: صبحانهای بود که نرفتم و سفری هم به کرمان بود که دعوت شدم اما نرفتم. هر بار که در محضر آقای جلالپور و جمعی که دعوت میکنند قرار میگیرم، آنقدر خوش میگذرد و بزرگان و صحبتهای دلنشین میبینم و میشنوم که دیدم به دنیا بازتر میشود و همیشه با خودم میگویم کاش آقای جلالپور دوباره برنامهای مثل صبحانه یا سفری به کرمان ترتیب دهد.
او ادامه داد: هفته گذشته یک روز به کرمان رفتم و برای من جالب بود که در این برنامه هم صحبت از اصفهان و کرمان شد. من متولد اصفهان هستم و در کرمان درس خواندهام و به همین دلیل خودم را به نوعی کرمانی هم میدانم.
صحت با اشاره به سفر خود به کرمان و بازدید از کارخانه متعلق به جلالپور گفت: صبح که به کرمان رسیدیم، به کارخانه آقای جلالپور رفتیم. من تا آن زمان کارخانه ندیده بودم و علاقهمند بودم آنجا را ببینم. کارخانه سالنهای متعددی داشت، اما نکتهای که برای من بسیار جالب بود این بود که همه افرادی که آنجا کار میکردند، زنان بالای ۵۰ یا ۶۰ سال بودند.
این بازیگر افزود: از مسئول کارخانه پرسیدم چرا همه کارکنان خانم هستند و چرا بیشتر آنها سن بالایی دارند. گفتند این زنان، سرپرست خانوار هستند؛ زنانی که همسرشان به هر دلیلی فوت کرده، زندانی، معتاد یا از کارافتاده شده است. آقای جلالپور تأکید کرده بود کسانی که برای کار به این مجموعه میآیند، از میان زنان بیسرپرست و سرپرست خانوار باشند.
او ادامه داد: در انتهای سالن نیز دستگاه بسیار بزرگی دیدم و پرسیدم این دستگاه چیست و چرا کار نمیکند. توضیح دادند که دستگاه را از چین خریداری کردهاند و قرار بوده پسته را بر اساس رنگ، در هفت رنگ مختلف، جدا کند. وقتی پرسیدم چرا از دستگاه استفاده نمیشود، گفتند کار این زنان همین است و آقای جلالپور بعد از آمدن دستگاه گفته است دستگاه را کنار بگذاریم و همان زنان به کارشان ادامه دهند.
صحت گفت: این برای من خیلی جالب بود. از طرف دیگر، زنان با عشق و علاقه کار میکردند و مشخص بود رضایت خاطر زیادی از کاری که انجام میدهند دارند.
او با اشاره به بخش دیگری از سفر خود به کرمان و بازدید از دانشگاه کرمان اظهار کرد: آقای جلالپور پیشنهاد کرد که محل تحصیل قبلیام را هم ببینیم. به دانشگاه کرمان رفتیم و رئیس دانشگاه نیز لطف کردند و به واسطه آقای جلالپور محبت زیادی داشتند.
این نویسنده و کارگردان ادامه داد: وقتی وارد دانشگاه شدیم، در همان ورودی به من گفتند یکی از بهترین بخشهای سرطان، خون و آنکولوژی ایران در کرمان، به همت آقای جلالپور ایجاد شده است. نکته جالب برای من این بود که خود ایشان حتی یک کلمه درباره این کار نگفته بود.
او با اشاره به دلیل اصلی دعوت خود به کرمان گفت: علت دعوت، جنگل قائم کرمان بود؛ جنگلی که مردم خودشان درختانش را کاشتهاند. آقای جلالپور مراسمی ترتیب داده بود تا مردم دوباره تشویق شوند همانطور که پدران و پدربزرگهایشان این جنگل را ایجاد کردند، امروز هم برای هوای شهر و آینده کرمان تلاش کنند.
صحت در ادامه با اشاره به محبوبیت جلالپور در میان گروههای مختلف جامعه گفت: در کرمان احساس میکردم هر جا میرویم، فقیر و غنی، مقام دولتی و غیردولتی، آدم پولدار و بیپول، همه محسن جلالپور را دوست دارند.
او تأکید کرد: فکر میکنم ایران به چنین آدمی احتیاج دارد؛ آدمی که وحدتبخش باشد و همه او را قبول داشته باشند. کسی که وقتی میگوید برای صبحانه دور هم جمع شویم، آدمهایی با نگرشهای فکری، عقاید، سلیقهها و جهانبینیهای مختلف، به واسطه علاقهای که به او دارند، کنار هم بنشینند.
صحت در پایان گفت: این ویژگی آقای جلالپور است و امیدوارم چنین ویژگیای گسترش پیدا کند؛ چرا که برای ایران بسیار ارزشمند است.