سه چالش اصلی در روابط ترامپ و اتحادیه اروپا | آمریکا، کشورهای اروپایی را متحد می بیند یا رقیب؟
به گزارش اقتصادنیوز، در سال پیشرو، رئیسجمهور آمریکا با مجموعه متنوعی از چالشها و فرصتهای ژئوپلیتیک روبهروست.
موضوعاتی که در اولویت دستور کار دولت او هستند عبارتند از: پیش بردن توافق صلح در غزه، پایان دادن به تهاجم روسیه به اوکراین و مدیریت سیاستهای جدید در قبال ونزوئلا است. همه این موضوعات باعث میشوند که سیاست خارجی، همچنان در صدر اولویتهای دولت ترامپ باقی بماند.
با این حال، یکی از اصلیترین حوزههای سیاست خارجی آمریکا که باید پایدار باشد، اما اکنون دشوار و پرتنش شده است، رابطه با اروپا است.
اقتصادنیوز: سختترین چالش سال ۲۰۲۶ احتمالا اصرار واشنگتن برای هماهنگ کردن کشورهای اروپایی، با سیاست داخلی دولت آمریکا است. چنین رویکردی در تمامی مواضع دولت دیده میشود؛
بسیاری انتظار چنین موقعیتی را نداشتند
کریستین کاریل در اندیشکده هادسون نوشت: روابط با جامعه ترانسآتلانتیک در آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، به خوبی پیش میرفت و بسیاری انتظار مشکلات فعلی میان آمریکا و اروپا را نداشتند.
رهبران اروپایی، با درس گرفتن از تجربه دوره اول ترامپ، یاد گرفته بودند که چگونه با او تعامل کنند. سفرهای چندین رهبر اروپایی به واشنگتن در باور عمومی یک موفقیتآمیز تلقی میشد. در این میان، ترامپ نیز اوکراین را بهصورت کامل رها نکرد. او برای مسائل پیچیدهای مانند تسلیحات این کشور، راهکارهای عملی ارائه داد و همزمان به دنبال راهحلی صلحآمیز برای درگیریها بود
تنشهای اخیر و ممنوعیت سفرها
تنشها در اواخر سال ۲۰۲۵ شدت گرفت. این تنشها منجر به ممنوعیت سفر پنج مقام اروپایی به آمریکا، به دلیل اقدامات سرکوبگرانه علیه مجموعهای از رسانههای اجتماعی آمریکایی و نحوه فعالیت آنها در اروپا بود.
ارزشهای آمریکایی ریشه در اروپا دارند
با این حال، اروپا و آمریکا هردو به هم نیاز دارند. این دو منطقه دارای ریشههای تاریخی مشترکی هستند که همگی به تأسیس آمریکا برمیگردد.
در حقیقت، بسیاری از ایدههایی که امروز در آمریکا ارزشمند تلقی می شوند، از اروپا نشات میگیرند. آمریکا نیز با اقدامات خود در دو جنگ جهانی، برای آزادی اروپا قدم برداشت؛ بنابراین هرگونه پشت کردنی به اروپا، آن هم پس از سرمایهگذاریهای فراوان، اشتباهی بزرگ خواهد بود.
اهمیت اقتصادی ترانسآتلانتیک
مهمتر از همه، هر دو طرف برای مسائل اقتصادی به دیگری نیاز دارند. آمریکای شمالی و اروپا، مجموعا نیمی از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهند و هر کدام بزرگترین شریک تجاری یکدیگر بهشمار میآیند.. برای مثال، ۴۶ ایالت از ۵۰ ایالت آمریکا، تجارت بیشتری با اروپا نسبت به تجارت با چین دارند. اروپا دو سوم کل سرمایهگذاری خارجی در آمریکا را تشکیل میدهد که رقمی بیش از ۴ تریلیون دلار است. از سویی، در جریان این تجارتها میلیونها شغل در سوی دیگر اقیانوس اطلس ایجاد میشود. به همین دلیل، با وجود خشم فزاینده کاخ سفید از تعامل با کشورهای اروپایی، منافع هر دو طرف ایجاب میکند که روابط را دوباره به مسیر درست بازگردانند.
سه چالش اصلی در روابط ترانسآتلانتیک
-اختلاف نظرها در موضوع اوکراین
اگرچه اروپاییها از اینکه ترامپ اوکراین را بهحال خود رها نکرده است خوشحالند، اما نارضایتیها از پیشرفت روند دیپلماتیک در حال افزایش است. این نارضایتیها بازتابدهنده اختلافات عمیق در اروپا برای انتخاب بهترین مسیر است.
در این میان، برخی کشورهای اروپایی به شدت به انرژی روسیه وابستهاند و خواهان صلح به هر قیمتی هستند؛ حتی اگر به معنای از دست رفتن بخشی از خاک اوکراین باشد.
برخی دیگر ازکشورهای اروپای مرکزی و شرقی، نگرانی شدیدی نسبت به روسیه دارند و آن را تهدیدی جدی برای امنیت خود میدانند. آنها اوکراین را بهعنوان یک مانع مهم در مقابل تجاوز یا تهدید نظامی روسیه به کشور خود میبینند. بنابراین، در تلاش هستند که اوکراین بهصورت یک کشور قوی، پایدار و مستقل باقی بماند، و بتواند نقش بازدارندهای در برابر تهدیدات روسیه ایفا کند.
-روابط شخصی بهجای ارتباط نهادی
ترجیح ترامپ برای تعامل دوجانبه با شرکای اروپایی به جای سازمانها و نهادهای فراملی مانند ناتو یا اتحادیه اروپا، چالشی دیگر است. تعاملات جهانی ترامپ اغلب حول محور شخصیتها و روابط فردی شکل میگیرد. اروپا نیز در مقابل از این موقعیت استفاده کرد. برخی رهبران اروپایی از عمد روابط شخصی خود با ترامپ را در دوره دوم او تقویت کردند. با این حال، اروپا از نظر نهادی بین اتحادیه اروپا و کشورهای عضو تقسیم شده است. مقامات اتحادیه اروپا اغلب از منتقدان سرسخت ترامپ هستند. از نگاه ملیگرایانه ترامپ، بسیاری در کاخ سفید مقامات اتحادیه اروپا را افرادی نالایق میدانند که با سیاستهای خود، به دنبال تضعیف منافع آمریکا هستند.
- احساس بیارزشی اروپا
اجماع کنونی اروپا بر این است که دولت ترامپ، نقش اروپا در جامعه ترانسآتلانتیک و در سطح جهانی را بیارزش میداند. این مسئله بهویژه در برنامه امنیت ملی منتشر شده دولت ترامپ در اواخر سال گذشته، مشخص شد. در این برنامه، بخش مربوط به اروپا بازتاب گستردهای در رسانهها داشت و بسیاری آن را حملهای سیاسی به اروپا و اتحاد ترانسآتلانتیک تفسیر کردند. اروپا در این طرح بیشتر بهعنوان یک رقیب توسط آمریکا دیده شده است، نه بهعنوان یک متحد.
این در حالی بود که از روسیه، بهندرت بهعنوان یک چالش یا رقیب جدی برای آمریکا نام برده شده بود.
ضرورت بازنگری در روابط ترانسآتلانتیک
با شروع سال دوم دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، او باید درباره مدیریت رابطه با اروپا، به دقت تصمیم بگیرد.
به زبان ساده، اروپا برای اقتصاد و امنیت آمریکا اهمیت بالایی دارد و نمیتوان آن را مثل یک منطقه فرعی دید. از سوی دیگر، با توجه به برگزاری انتخابات میاندورهای در آمریکا، تمرکز سیاسی ترامپ احتمالا بیشتر بر مسائل داخلی خواهد بود و اروپا باید این واقعیت را بپذیرد.
آمریکا و اروپا به یک دیگر وابستهاند و برای رسیدن به منافع مشترک و حل اختلافات، باید به دنبال راهحلهای عملی باشند.
روابط ترانسآتلانتیک برای پایداری، به مدیریت تعاملات با واشنگتن نیاز دارد.
ارسال نظر