حمله نظامی، مذاکره، توقیف نفتکشها یا افزایش فشار اقتصادی علیه ایران؟ | صباح زنگنه: میانجیها ناکارآمد شدهاند
به گزارش اقتصادنیوز، با وجود تاکید ایران بر اهمیت دیپلماسی برای حل اختلافات فی مابین ایران و آمریکا، اما لحن و مواضع دونالد ترامپ تاکنون نشانه ای از تمایل به مذاکره نداشته است. در این میان بحث میانجی گری برخی کشورهای منطقه نیز به نظر میرسد فعلا در دستور کار نیست هرچند روز گذشته وزیرخارجه عمان به ایران آمد اما هنوز مشخص نیست آیا بدر بن حمد البوسعیدی حامل پیامی برای ایران بوده است یا نه.
اقتصادنیوز: یک تحلیلگر بین الملل درباره تهدیدهای نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران می گوید: اظهارنظرهایی که اخیراً از سوی دولت آمریکا، شخص رئیسجمهور این کشور، اسرائیل و نخستوزیر آن مطرح شده، مواضعی است که به نوعی دربردارنده تهدیدات امنیتی نسبت به ایران است.
در همین رابطه، صباح زنگنه تحلیلگر مسائل سیاست خارجی و دیپلمات در گفتگو با اقتصادنیوز می گوید: «فشار اقتصادی ظاهراً گزینه مطلوبتر آمریکا است. ورود به عرصه فشارهای نظامی مانند قدم گذاشتن در یک دالان تاریک است که عاقبت و اتفاقات آن نه برای آمریکا و اسرائیل و نه برای هیچکس دیگری روشن نیست.»
گفتگوی اقتصادنیوز را با صباح زنگنه می خوانید.
*****
*آقای زنگنه!در هفته های اخیر چندین بار شاهد تهدید ایران به حمله نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل بوده ایم. از سوی دیگر خبرهایی درباره پیام فرستادن نتانیاهو به ایران از طریق پوتین مطرح شد مبنی بر اینکه قصد حمله به ایران را ندارد. ارزیابی شما از این فضای نه صلح نه جنگی که این روزها پررنگ تر شده است، چیست؟
باید توجه داشت که در حال حاضر با فضایی مواجه هستیم که نه میتوان آن را صلح نامید و نه جنگ؛ در واقع ارزیابی این موقعیت پیچیده حائز اهمیت است. واقعیت این است که تداوم فضای «نه صلح و نه جنگ» با هدف اصلی فلج کردن اقتصاد ایران یا رساندن آن به یک رکود خفهکننده دنبال میشود.
در این وضعیت، هیچ فروشندهای حاضر به فروش کالا نیست، زیرا نمی داند فردا می تواند همین جنس را با همین قیمت تهیه کند یا نه. از سوی دیگر، هیچ خریداری نیز نمیتواند برای میزان خرید، قیمت یا اندوخته فردای خود تصمیمگیری کند و این به معنای رکود کامل اقتصادی همراه با تورم بالا است.
این رویکرد، یکی از راههای اعمال فشار بر تصمیمگیران سیاسی کشور است تا تحت تأثیر فشارها و رکود بازار که عملاً به افزایش تنشهای اجتماعی منجر میشود، راهی برای خروج از این بنبست بیابند. در چنین شرایطی، دولت و نظام ناگزیر خواهند بود میان حل مسائل خود با خارج از کشور از طریق راهکارهای معقول و مقبول، یا آماده شدن برای هرگونه تنش داخلی و تهدید خارجی، یکی را برگزینند.
ایران دیگر برای پاسخ دادن منتظر نمی ماند
*طی روزهای اخیر بیانیه شورای دفاع در واکنش به فضای تهدید علیه ایران منتشر شد. در این بیانیه تاکید شده بود در چارچوب دفاع مشروع، جمهوری اسلامی ایران خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند. از نگاه شما این احتمال وجود دارد که ایران به سمت حمله پیشدستانه حرکت کند؟
برداشتی که از عبارات بهکار رفته در بیانیه شورای دفاع حاصل میشود، گویای این مطلب است که ایران دیگر برای پاسخ دادن، منتظر وقوع حمله نخواهد ماند. این بدان معناست که به محض رسیدن محاسبات مسئولان به این نتیجه که حملات اسرائیل و آمریکا قطعی است، منتظر وقوع حمله نخواهند بود و پیش از آن، دست به اقدامات پیشگیرانه خواهند زد.
این اقدامات پیشگیرانه طیف متنوعی از تفاسیر را شامل میشود؛ از هموار کردن مسیر برای ممانعت از حمله گرفته تا نفوذ و تقابل با مراکز قدرت و تصمیمگیری در آن دولت ها یا حتی روشهای ساده تری مانند انجام پیشحمله. تمامی این احتمالات در چارچوب عبارتی که در بیانیه شورای عالی دفاع آمده، وارد است.
باید برای مقابله با سناریوی توقیف نفتکش های ایران آماده بود
*آقای زنگنه! حمله به نفتکش های ایران از سوی نیروهای آمریکایی نیز یکی دیگر از مسائلی است که این روزها مطرح می شود. مشخصا فایننشالتایمز گزارشی از برنامه ریزی آمریکا و بریتانیا برای توقیف نفتکش های ایرانی منتشر کرده بود. جنگ روانی است یا احتمال وقوع آنها جدی است؟
در این خصوص هر 2 احتمال مطرح است و باید برای هر دو سناریوی پاسخگویی و تقابل آمادگی داشت. البته وقوع جنگ روانی در این زمینه قطعی است؛ اما باید توجه داشت این جنگ روانی توسط کشورهایی به راه افتاده که خود در یک اتاق شیشهای زندگی میکنند و نخستین سنگ این نبرد به همان اتاق شیشهای برخورد خواهد کرد.
در اراده و توان میانجی ها تردید دارم
*با وجود اینکه خبرهایی در خصوص فعال شدن برخی میانجی ها خصوصا میانجی گران منطقه ای رسانه ای شده و روز گذشته سفر وزیرخارجه عمان به ایران را داشتیم، اما به نظر می رسد اساسا آمریکا درب مذاکره با ایران را بسته است و نگاهش صرفا بر رویکرد تهاجمی و نظامی تکیه دارد و بعید است میانجی ها نیز اثرگذار باشند. تحلیل تان از این شرایط چیست؟
در مورد فعال شدن میانجیها، 2 مسئله اراده و توان مطرح است که بنده در هر دو مورد تردید دارم. اگر شرایط به گردونه تقابل و درگیری بیفتد، تمام این کشورهای واسطه، پیش از آمریکا یا اسرائیل آسیب خواهند دید. به نظر میرسد برخی از این اقدامات صرفاً جنبه ثبت در تاریخ را دارد تا در آینده در پاسخ به گلایههای احتمالی ایران مدعی شوند که اقداماتی انجام دادهاند اما نتیجهبخش نبوده است.
در این میان، عوامل مؤثرتری مانند مجلس سنا در روند تحولات نقش دارند و تاکنون هیچ اقدام موثری انجام نداده اند. همچنین براساس سخنان اخیر ترامپ، مشخص میشود که در پشتصحنه مذاکرات و گفتگوها، افرادی مانند کوشنر نقش اصلی را ایفا میکنند و افرادی نظیر ویتکاف به دلیل نوعی خجالتزدگی، توانایی عملیاتی کردن نتایج مذاکرات در کاخ سفید را نداشت. در نهایت، جلوگیری از این رفتارهای وحشیانه در عصر جدید، نیازمند اراده ثابت مسئولان است.
*در کنار گزینه نظامی، گزینه افزایش فشار اقتصادی به ایران با توجه به اینکه ایران درگیر اعتراضات معیشتی نیز شده است، چقدر محتمل است؟
فشار اقتصادی ظاهراً گزینه مطلوبتر آمریکا است. ورود به عرصه فشارهای نظامی مانند قدم گذاشتن در یک دالان تاریک است که عاقبت و اتفاقات آن نه برای آمریکا و اسرائیل و نه برای هیچکس دیگری روشن نیست. از این رو، آنها ترجیح میدهند با تشدید فشارهای اقتصادی، به هدف نهایی خود یعنی ایجاد و افزایش فشارهای اجتماعی نائل شوند.
ارسال نظر