درسی که تهران از جنگ اوکراین گرفت

نقطه آغاز جنگ ایران و آمریکا کجا خواهد بود؟ | یک حمله محدود به ایران ممکن است به جنگی غیرقابل‌کنترل و چندجبهه‌ای تبدیل شود

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۱۴۶۵
اقتصادنیوز: در نقشه‌های برنامه‌ریزی راهبردی در واشنگتن، حمله به یک پایگاه موشکی ممکن است اقدامی کنترل‌شده برای ارسال پیام به نظر برسد. اما در سیاست و ایدئولوژی خاورمیانه، هنگامی که تقابل آغاز شود مرزها به‌تدریج فرو می‌ریزند و جنگ‌هایی که به این شیوه آغاز می‌شوند، به‌ندرت محدود باقی می‌مانند.
نقطه آغاز جنگ ایران و آمریکا کجا خواهد بود؟ | یک حمله محدود به ایران ممکن است به جنگی غیرقابل‌کنترل و چندجبهه‌ای تبدیل شود

به گزارش اقتصادنیوز، زمانی که روسیه در سال ۲۰۲۲ به اوکراین حمله کرد، اغلب افراد هرگز نام «شاهد»، پهپاد ایرانی را نشنیده بودند. جهان از طریق صدای وزوز خفیفی که در ویدئوهای شبکه‌های اجتماعی از پرواز دسته‌جمعی این پهپادهای ارزان‌قیمت بر فراز میدان نبرد اوکراین شنیده می‌شد، با آن آشنا شد. این پهپادها چندان دقیق یا پیشرفته نبودند، اما قدرتشان در فرسایش تدریجی سامانه‌های دفاعی نهفته بود.

مقام‌های اوکراینی از آن‌ها با عنوان پرنده‌های مزاحم یاد کردند؛ سلاحی که هدفش نه وارد کردن ضربه‌ای قاطع، بلکه خسته کردن پدافند دشمن بود.

علی هاشم در فارن پالیسی نوشت: در جریان مذاکرات هسته‌ای وین در سال ۲۰۲۲، چند دیپلمات غربی به من گفتند که تهران از خطی نامرئی عبور کرده و نشان داده است که آماده است تا در منازعاتی بسیار فراتر از مرزهای خود نیز نقش‌آفرینی کند.

خبر مرتبط
صدای طبل جنگ بلندتر شد؟ | ریسک‌های تنش نظامی ایران و آمریکا برای ترکیه | اردوغان نگران موج مهاجرت ایرانی‌ها است

اقتصادنیوز: در سناریو حمله احتمالی آمریکا علیه ایران، ترکیه از تمام ظرفیت‌های خود به عنوان میانجی استفاده کرده است. درنهایت، اهرم فشار در واشنگتن قرار دارد؛ جایی که اسرائیل با نفوذ بالای خود می‌تواند معادلات را به‌طور کلی تغییر دهد.

درسی که تهران از جنگ اوکراین گرفت

اما این جنگ نتیجه متفاوتی برای ایران داشت؛ چرا که اوکراین به میدان آزمایش این پهبادها تبدیل شد. از سویی پیشرفت‌های میدانی روسیه که حاصل تجربه‌های پرهزینه نبرد بود، کارایی پهپادها را افزایش داد و برد و تأثیرگذاری آن‌ها را گسترش داد.

پیام روشن بود، ایران وارد نوعی جدید از جنگ شده است که به جای کنترل، مبتنی بر تاب‌آوری است.

در رویارویی‌های متعدد ایران و اسرائیل طی چند سال گذشته نیز این رویکرد کارآمدی خود را نشان داده است. ایران توانست با پهپادها و موشک‌های کم‌دقت‌تر، چندین لایه از سامانه‌های رهگیری موشکی اسرائیل را مسدود کند و راه را برای اصابت موشک‌های بزرگ‌تر هموار سازد.

پهباد شاهد

مذاکرات زیر سایه فشار نظامی

در حالی که این روزها آمریکا به حضور نظامی خود در اطراف ایران افزوده است و هم‌زمان مسیر دیپلماسی را باز گذاشته است، تجربه جنگ اوکراین اهمیت بیشتری یافته است.

بحران کنونی شباهت زیادی به هفته‌های منتهی به ژوئن ۲۰۲۵ دارد؛ زمانی که اسرائیل درست در آستانه دور تازه‌ای از مذاکرات هسته‌ای میان واشنگتن و تهران، جنگ جدید خود علیه ایران را آغاز کرد.

در آن زمان راهبرد مذاکراتی ایران ساده بود. این کشور عدم دستیابی به سلاح‌ هسته‌ای را قابل پذیرش می‌دانست، اما غنی‌سازی صفر را به معنای نبود توافق می‌دانست. در مقابل، آمریکا با پیش‌فرضی معکوس وارد میز مذاکره شد. او مدعی شد که تنها غنی‌سازی صفر مسیری قابل قبول برای تضمین عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای است.

چنین اختلافی تنها چالشی فنی یا ایدئولوژیک نبود؛ بلکه نشان می‌داد که هر دو طرف تعریف متفاوتی از ثبات داشتند.

فرصت توافق محدود است

از آن زمان تاکنون تغییر چندانی رخ نداده است. ایران همچنان زیر فشار فزاینده نظامی مذاکره می‌کند و رهبران ایرانی همچنان دیپلماسی را مسیر جلوگیری از جنگ جلوگیری می‌دانند؛ همان رویکردی که پیش از آغاز درگیری‌های ژوئن ۲۰۲۵ داشتند. در این میان، دونالد ترامپ به ایران هشدار داده است که تنها چند روز برای رسیدن به توافق و جلوگیری از اقدام نظامی فرصت دارد.

خطر محاسبه نادرست واشنگتن

افراد زیادی در واشنگتن می‌پرسند که آیا یک حمله محدود می‌تواند بدون آغاز جنگی بزرگ‌تر، امتیازاتی را به ایران تحمیل کند یا نه.

با این‌حال، چنین روشی ممکن است بر فرضی نادرست استوار باشد. در حقیقت جنگ‌ها تابع نقشه‌ها نیستند و تنها زمانی محدود می‌مانند که هر دو طرف خواهان مهار آن باشند؛ چیزی که به‌نظر می‌رسد میان ایران و آمریکا از میان رفته است.

از سویی رهبر ایران اخیرا از مواجهه با نگاه کربلا سخن می‌گوید. این اشاره به روایت بنیادین شیعه از امام حسین است که شهادت را بر تسلیم در برابر حاکم ظالم ترجیح داد.

برای مخاطبان خارجی، این ارجاعات ممکن است صرفا نمادین به نظر برسد، اما در آگاهی سیاسی شیعی، کربلا یک رمز اخلاقی و سیاسی است و به معنای تجلیل از مقاومت در برابر تهدید وجودی و ترجیح آن بر سازش است. ایده برتری مرگ با عزت بر زندگی با ذلت، منطق پاسخ متناسب و دیپلماسی قهرآمیز آمریکا را به چالش می‌کشد.

ارجاع به چهره‌هایی چون یزید، نمرود و فرعون‌های مصر، روشن می‌سازد که مشروعیت جمهوری اسلامی بیش از پیش بر مقاومت استوار است، نه تسلیم. در این چارچوب، یک حمله محدود توسط آمریکا به‌عنوان نشانه قدرت تلقی نخواهد شد، بلکه حمله‌ای خواهد بود که برای حفظ مشروعیت اخلاقی نیازمند پاسخ است و برخلاف گذشته، یک پاسخ محدود ممکن است حفظ آبرو را دشوار کند، به‌ویژه اگر به موازات مذاکراتی نامتوازن دنبال شود.

واشنگتن فشار نظامی را ابزاری برای اهرم دیپلماتیک می‌بیند، در حالی که تهران آن را مسئله بقای ایدئولوژیک می‌داند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که دو طرف به دو زبان راهبردی کاملاً متفاوتی سخن می‌گویند.

ترامپ

جنگ انباشت تدریجی عدم قطعیت‌هاست

راهبرد نظامی اخیر آمریکا بر استفاده از نیروی نظامی و حملات تنبیهی، با هدف بازگرداندن بازدارندگی بدون تشدید درگیری استوار بوده است. عملیات‌های پیشین نظامی در ونزوئلا و سوریه این اعتمادبه‌نفس را تقویت کرده که می‌توان از طریق دقت و ارسال پیام، تشدید تنش را مدیریت کرد. 

اما محیط راهبردی ایران کاملا متفاوت است. کارل فون کلاوزویتس جنگ را فعالیتی توصیف می‌کرد که با اصطکاک شناخته می‌شود؛ یعنی انباشت تدریجی عدم قطعیت که طرح‌های ساده را به رویدادهایی پیچیده و پیش‌بینی‌ناپذیر تبدیل می‌کند. هنگامی که تشدید تنش بر مبنای تهدید وجودی آغاز شود، مرزهای آن هرچه بیشتر سیال می‌شود.

ایران یک بازیگر غیردولتی نیست که بتوان آن را با یک حمله از صحنه خارج کرد. این کشور پهناور با قابلیت‌هایی پراکنده، کنترل روند تشدید را دشوار می‌کند. زرادخانه رو به گسترش آن نیز بر همین منطق بنا شده است. برنامه پهپاد شاهد یک نمونه‌ از راهبردی است که به جای دقت عملیاتی، بر تداوم تکیه دارد.

راهبرد بازدارندگی ایران که شامل موشک‌های بالستیک و کروز، جنگ سایبری، گلوگاه‌های دریایی خلیج فارس و شبکه متحدان منطقه‌ای می‌شود، اغلب بر تشدید افقی استوار است؛ یعنی گسترش جنگ در چندین جبهه به‌جای تعمیق آن در یک محور واحد.

در شرایط بقا خویشتنداری معنا ندارد

پرسش واقعی این نیست که آیا تقابل نظامی رخ خواهد داد یا نه، بلکه این است که نقطه آغاز کجا خواهد بود.

نکته دیگر آن که شرکای منطقه‌ای ایران تضعیف شده‌اند. در لبنان، حزب‌الله در جنگ ۲۰۲۴ با اسرائیل ضربات سنگینی متحمل شد. شبه‌نظامیان عراقی با فشارهای داخلی فزاینده مواجه‌اند. همگی این موارد انعطاف ایران در تشدید تنش را محدود کرده است.

از نگاه واشنگتن، این تضعیف ممکن است به معنای خطر کمتر باشد. اما سامانه‌های بازدارندگی ضعیف‌تر لزوما امن‌تر نیستند. ایران ممکن است در زمانی که احساس تهدید کند کمتر خویشتندار باشند. در درگیری ۲۰۲۴، حزب‌الله و دیگر نیروهای نزدیک به ایران واکنش‌های خود را با دقت سنجیدند؛ بخشی به دلیل احتیاط و بخشی به امید اینکه دیپلماسی مانع تشدید تنش شود. اما اگر خطر تغییر حکومت در تهران احساس شود، این محاسبات کاملا دگرگون خواهد شد.

حزب‌الله که پیوندی نزدیک با ایدئولوژی انقلاب اسلامی دارد، در صورت سقوط حکومت ایران با تهدیدی اساسی روبه‌رو خواهد شد. در آن صورت، خویشتنداری می‌تواند جای خود را به مقاومت تمام‌عیار بدهد؛ مقاومتی که نه فقط برای بقا، بلکه برای اثبات موجودیت خواهد بود.

همین وضعیت می‌تواند درباره گروه‌هایی چون کتائب حزب‌الله در عراق نیز رخ دهد. حوثی‌های یمن اهداف خاص خود را دارند، اما عملکردشان در جنگ غزه نشان داد که آماده‌اند تا به اسم همبستگی ایدئولوژیک، از طریق حملات دریایی دامنه درگیری را گسترش دهند. چنین وضعیتی احتمالا به تشدید افقی درگیری‌ها منجر شود ؛ مجموعه‌ای از رویارویی‌های نیمه‌مستقل در جبهه‌های مختلف، نه فقط یک جنگ منطقه‌ای.

جنگ محدود نخواهد بود

یک جمله مشهور وجود دارد که می‌گوید: همه چیز در جنگ بسیار ساده است، اما ساده‌ترین چیز‌ها دشوار است.

در نقشه‌های برنامه‌ریزی راهبردی در واشنگتن، حمله به یک پایگاه موشکی ممکن است اقدامی کنترل‌شده برای ارسال پیام به نظر برسد. اما در سیاست و ایدئولوژی خاورمیانه، هنگامی که تقابل آغاز شود، مرزها به‌تدریج فرو می‌ریزند و جنگ‌هایی که به این شیوه آغاز می‌شوند، به‌ندرت محدود باقی می‌مانند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O